تری سام با همسایه

    سلام
    داستان من مربوط به تریسامه داستان واقعی و طولانیه و چون برای خودم اتفاق افتاد کاملا توضیح دادم هرچی که یادم میومد
    داستان برای ماهه گذشته هستش. بزارین اول خودمو معرفی کنم برای احتیاط اسم مستعار میزارم.
    اسم من سامانم ساکن تهرانم قدم ۱۷۰ هیکل معمولی نه چاقم نه لاغر سایز کیرمم متوسط نرمالم وزنم ۷۲
    کلا تو فاز سکس نبودم با اینکه دوستام هر روز میومدن میگفتن فلانیو کردیم یا فلان زنه با شوهرش اون روز بهم پا داد منم ترتیبشو دادم کلا نه تنها توجهی بهشون نداشتم بلکه حالمم بهم میخورد نه از اینکه سکس داشتن و سکس رو کثیف بدونم نه از اینکه چرا اینقدر دهن لق و بیشعورن که میان آبرویه طرفو میبرن.
    منم کلا سرم تو کار خودم بود برای هدفام شبو روز نداشتم حرفای اونارم فقط موقع تعریف کردن میشنیدمو فراموش میکردم.
    تا اینکه بخاطر این شغلم که بماند چیه چون خیلی تابلوعه نمیگم توی خیابان نلسون ماندلا همون جردن خودمون که جا اجاره کردم و شروع کردم به کاسبی و تا ۱ شب مغازه بودم که حساب کتاب اینارو انجام بدم و سفارشا رو تکمیل کنم دیگه گفتم چه کاریه هر روز یه مسیر طولانیو بکوبم برم خونه و بیام یه خونه توی سر میرداماد که نزدیک بود به محل کارم کلا ۱۰ دقیقه پیاده روی بود تا اونجا اجاره کردم، اینجوری بگم که کلا مستقل شدم و شروع تحولات منم اینجوری شد که من توی هفته با واحد کناریم که یه زنو شوهر خیلی مهربون بودن هفته ای ۲ یا سه بار تو پارکینگ یا تو اسانسور همدیگه رو میدیدیم
    دقیقا یادمه صبح زود بود برف اومده بود منم ماشین نداشتم داشتم میرفتم بیرون که اقا سجاد همسایه مونو دیدم طبق معمول احوال پرسی کردیمو خواستم برم که گفت برسونمت گفتم نه ممنون با پا میرم خلاصه یکم تعارف و اینا منم گفتم باشه باهم رفتیم.
    توی راه پرسید که شغلت چیه و کی اومدی اینجا گفتم من تقریبا نزدیک سه ماهه اینجام از زنو خانواده و اینا پرسید
    منم جوابشو میدادم
    بعد گفت خوش بحالت شغل خوبی داری با خوشگلا دم خوری ناقلا منم بودم خونه مجردی میگرفتم
    منم گفتم نه اتفاقا اقا سجاد من تو این فاز نیستم گفت که اشتباه نکن دنیا دوروزه عشقو حالتو بکن.
    منم کلا دوست ندارم چیزیو تعریف کنم فقط لبخند میزدم
    خلاصه رسیدیمو وقت پیاده شدنی گفت که کارت ویزیتتو بده منم دادم بهش گفت اگر یه وقت ازت خواهش کنم چیزی بخوام برام بیاری باب بر بی ادبی نمیزارین
    منم گفتم نه بابا این چه حرفیه همسایه هستیم وظیفه و باعث خوشحالیمه بتونم محبت امروزتونو جبران کنم خلاصه بعد تعارف تیکه پاره کردن رفت
    چند روز بعدش دیدم یه شماره ناشناس زنگ میخوره گفتم لابد باز ویزیتوره الان میشینن چرتو پرت گفتن جواب ندادم
    بعد یکی دو ساعت دیدم پیام داد که سجادم همسایت
    منم زنگ زدم بابت جواب ندادنم بهش توضیح دادم و ازش معذرت خواهی کردم
    خلاصه گفت فلان چیزو داری گفتم من ندارم والا ولی برات میپرسم باشه حتما میارم براتون
    چون تو رو درباستی گیر کرده بودم با هزار بد بختی گیرش اوردم بعد دو روز
    خلاصه زنگ زدم بهش که گفت مهمونیه فردا صبح تو داریم میریم به من بدش گفتم باشه
    فردا صبح من یکم دیر تر رفتم که اینام بیان بیرون زنگ بزنن من بدم بهشون صبحی زنگ زد گفت ما داریم میریم میتونی برام بیاریش گفتم چشم خلاصه اومدم بیرون و تو اسانسور دادم بهش و کلی تشکر کرد و خواست بهم پولشو بده منم گفتم نمیگیرم و یکم تعارف بازی نگرفتم
    بعد خانومش گفت سجاد نگفتین اقا سامان شغلش چیه اونم برای زنش توضیح داد و خانمش گفت که من حتما میام میبینمتون منم گفتم در خدمتم
    خدایی مثل اینایی نبودم که بگم واییی عجب کونی داشت چه لبایی و چه .......
    اصلا توجه بهش نکردم و اومدم گفتن برسونیمت گفتم نه ممنون اینجوری راحت ترم بخاطر حضور ارزو زن سجاد بود نرفتم
    پنجشنبه بود تقریبا ساعت ۶ غروب که سرماهم شلوغ بود
    که ارزو اومد تو مغازه خدایی نشناختمش اخه تیپ بیرونش با سرکارش خیلی فرق داشت
    من که نشناختمش خلاصه اومد گفت من ارزوم زن سجاد یهو خشکم زد گفتم ببخشید بخدا نشناختم و کلی تحویلش گرفتم گفتم بیایین بشینین من چندتارو راه بندازم میام خدمتتون اومد نشست منم سعی کردم کارهارو زود انجام بدم و بعد اینکه سرمون خلوت شد رفتم پیشش گفتم شرمنده بخدا اصلا بجا نیاوردم خیلی ظاهرتون فرق کرده اونم لبخندی زد گفت خوب شدم یا بد
    منم گفتم نمیدونم چی بگم و گفتم نکنه چیزی بگم بدش بیاد
    خلاصه چندتا سوال پرسید و یه خرید کوچولو انجام داد و رفت
    هفته بعد روز سه شنبه بود که سجاد زنگ زد و کلی عذرخواهی کرد که زنگ نزده تشکر کنه منم هاج و واج موندم برای چی گفت که خانومش اومده اونجا و اینا منم گفتم نه بابا این چه حرفیه تازه من معذرت میخوام ایشونو اصلا نشناختم و یکم احوال پرسی بعدش گفت امشب شام بیا خونه ما منم گفتم نه ممنون خلاصه گفت بخدا نیایی پول اون وسیله رو باید بگیری
    گفتم چشم من سعی میکنم زود بیام
    خلاصه ساعت ۸ بود به خانم رستمی و بقیه بچه ها گفتم حواستون باشه من ساعت ۱۲ میام نبندین زود برین
    اوناهم یه چشم گفتن و منم رفتم خونه سریع یه دوش گرفتم و ساعت ده دقیقه به ۹ زنگ زدم خونه این که سجاد گفت بیا داداش کشتی مارو از گشنگی
    دقیقا از اینجا شروع شد که چشم و گوش منم کم‌کم باز شد
    اوناهم یه چشم گفتن و منم رفتم خونه سریع یه دوش گرفتم و ساعت ده دقیقه به ۹ زنگ زدم خونه این که سجاد گفت بیا داداش کشتی مارو از گشنگی
    دقیقا از اینجا شروع شد که چشم و گوش منم کم‌کم باز شد
    زنگ که زدم سجاد درو باز کرد دست دادیمو احوال پرسی که یهو چشم افتاد به ارزو رنگم پرید موهاشو دم اسبی بسته بود موهاش بلوند و بلند بود چشمایه درشت و ابی
    یه پیرهن استین کوتاه تنش بود که یکی دو دکمه بالا باز بود با یه دامن کوتاه تقریبا هم راستای زانوش
    من سرمو انداختم پایین و معذرت خواهی کردم گفتم بدون یالا اومدم تو بد موقع شد
    که سجاد زد زیر خنده گفت بیاتو پسر که دیر اومدی نه بد موقع
    خلاصه نشستیم قبلش ارزو یه نوشیدنی برامون اورد تازه داشتم کشف میکردم که این فرشتس یا آدمه
    خلاصه بعد احوال پرسی از حال خودمو بازار گفت چند سالته منم گفتم ۲۵ باورش نمیشد میگفت هم سنایه تو تو خیابون دنبال دختر بازین
    گفتم نه همشون
    و اینا که ارزو هم حرفای منو تایید میکرد
    گفت تو که دستت تو جیب خودته چرا زن نمیگیری منم طوری که ارزو نشنوه به شوخی گفتم کسی زنشو به من نمیده یهو سجاد ترکید گفت فکر میکردم فقط سرخ میشی نگو بلدی شوخی هم بکنی
    پیش خودم گفتم بخدا این میدونه که من زنشو برنداز کردم بهم تیکه میندازه خواسمو جمع کنم
    خلاصه بعد ۲۰ دقیقه که شامو اورد خوردیم منم اصلا نگاه نکردم به ارزو شامو که خوردیم ارزو بشقابارو گذاشت توی ماشین ظرفشورشون یه لحظه که سجاد رفت تو دست شویی منم اشپزخانه رو نگاه کردم دیدم ارزو هم داره میوه میچینه تو بشقاب سرشو بالا اورد و نگام کرد چش تو چشم شدیم خواستم سر برگردونم گفتم الان میگه داشته دید میزده گفتم ببخشید ارزو خانم باب زحمت شدیم منم مجردم نمیتونم دعوتتون کنم خونم با اقا سجاد جبران کنم
    گفت نه بابا تا باشه از این زحمت ها و یه جوری گفت و توی چشام نگاه کرد که ضربان قلبم رفت بالا
    خلاصه سجاد اومد بیرونو نسشتیم حرف زدن و اینا که بعد یه رب حرف زدن خیلی خودمونی شد منم جرات نمیکردم حرف بزنم فقط لبخند میزدم
    چون هم سنش از من ۱۲ سال بیشتر بود هم اینکه من ادمی نبودم زود گرم بگیرم حداقل به این زودی
    مثلا میگفت من همسن تو بودم بعد هر وعده غذایی یکی از دوست دخترامو میکردم
    ولی الان همینم نمیتونم جواب بدم
    اها راستی سجاد ۳۷ سالش بود و ارزو ۳۱
    منم نداشتم چیزی بهش بگم فقط گفتم من ادم بی تجربه ای هستم نمیتونم راهنماییت کنم اونم زد زیر خنده گفت شاید تونستی
    گفتم یعنی چی گفت بعدا بهت میگم
    ارزو اومد حرفهای سکسیمون قطع شد میوه رو که خوردم دیدم ساعت نزدیک به ۱۱:۳۰ بود گفتم وقتشه برم که گفت کجا میری گفتم مغازه که گفت الان گفتم اره من تا ۱ هستم بچه ها الان میرن کلید هم نداره درو ببندن
    خلاصه گفتن واستا چایی قهوه‌ای چیزی گفتم نه ممنون باید برم
    که اوندم وقتی کفش پام میکردم سجاد گفت سامان جان یادت نره گفتم چی گفت همون عشقو حالو
    بازم سرخ شدم لبخند زدمو خدا حافظی کردم
    تو راه همش فکرم به ارزو و اندام خوشگلو به معنای واقعی سکسی و حرفهای سجاد بود
    نرسیدم دم مغازه سجاد پیام داد نا قلا خوب پیچوندی رفتی به سالار برسی
    گفتم نه بابا گفت تک خوری حرومه به ماهم بده
    دیگه جوابشو ندادم
    تا فرداش ظهری پیام داد داداش از اون هلو ها بیار دوتایی پوست بکنیم
    عصبی شدم پیام دادم برادر من یه شام خونتون بودیم مارو کسکش فرض کردی؟
    اونم دیگه پیام نداد
    شب رفتم خونه دیدم در زد اومد تو دیگه حالم ازش بهم میخورد
    گفت ارزو مادرش مریضه رفته خونه مادرش اگر اون نباشه خواب میمونم شب باهم بخوابیم
    منم کم رو گفتم چی بگم بفرما
    خلاصه گفتم تخت ندارم مگه اینکه رو کاناپه بخوابین
    گفت مشکلی نداره منم رو فرش دراز کشیدم من شبا یکم میرم تو فکر دیر میخوابم اونم دیدم یواش یواش شوع کرد به حرف زدن
    که داری به کی فکر میکنی منم گفتم کی نه چی
    گفت خب به چی گفتم به ایندم
    اونم خندید گفت اون که مشخصه به چیزای دیگت فکر کن
    گفتم مثلا چی
    گفت سامان داداش درسته ازت بزرگترم ولی چون پخته ای فرقی نمیبینم
    گفتم لطف داری
    گفت راستشو بگو سکس داشتی گفتم ای بابا ولمون کن ترو خدا
    گفت میتونم بهت اعتماد کنم
    گفت اگه راجبه سکسه خوشم نمیاد
    گفت راجب خودم میخوام درد دل کنم
    تو ذهنم گفتم اخه چرا ما کلا یه ماهه نشده باهم حرف میزنیم چرا باید بهم اعتماد کنه
    همینو بهش گفتم
    که گفت بالاخره ادم شناسیم منم تشکر کردم و گفتم بفرما
    همین که گفتم بفرما گفت میدونی من چند وقته سکس نکردم گفتم نه گفت ۱۰ روزه گفتم خب گفت شبا هرچی با ارزو هم ور میرم نمیتونم راستش کنم ولی تا پورن میبینم سیخ میشه
    گفتم خب
    گفت که منم کارم شده خود ارضایی ارزو هم شاکی شده گفته بابا یعنی چی منو نمیکنی رو کوسو کون یکی دیگه جق میزنی میخوایی منم برم به یکی دیگه بدم؟ الینو که گفت کیرم راست شد تازه فهمیدم تنوع لازم دارم نمیدونم چکار کنم
    منم گفتم کاری ازم بر نمیاد
    گفت من ادمی نیستم بخوام مقدمه چینی کنم هرچی تو دلم باشه رو میگم گفتم میدونم از زود صمیمی شدنتون
    گفت سامان بد فکر نکنی ها ولی میخوام یه حالی به ارزو بدیم
    بلند گفتم بدیم؟
    گفت اره
    گفتم یعنی چی
    گفت دیشب بعد اینکه رفتی ما بحثمون شد با ارزو تا خود صبح راجبش حرف زدیم
    گفتم خب
    گفت بهش گفتم من با این حرفی که زدی تحریک شدم باز دادش دراومد بهش گفتم ببین من تو فانتزیام مجبورم جای تو یا خواهرتو تصور کنم یا فکو فامیلو
    اونو عصبی شد بدتر
    بعد از کلی کل کل و گریه گفتیم ببینیم راه چاهش چیه به این نتیجه رسیدم تنوع میخوام هم من هم ارزو
    خلاصه از بین فامیلاش قرار شده اون دختر خالشو برام جور کنه منم تورو
    من میگین خشکم زد انگار به برق وصلم کردن
    گفتم این چرا هزیون میگه
    گفتم داداش کسخولمون نکن
    گفت به مرگ مادرم راست میگم اخه نمیخواییم فامیل باشه به غریبه هم نمیشه اعتماد کرد گفتم منم غریبه‌م مثل اینکه
    گفت توهم اگربچه پر رو بودی نمیگفتم
    منم گفتم اقا سجاد بخواب دیشبم نخوابیدی
    گفت بهش فکر کن بهم جوابشو بده
    منم فقط گفتم شب خوش
    اقا صبح زود بیدارش کردم گفتم برم صبحونه بیارم نزاشت گفت دیرم شده زود رفت منم لباس تنم کردم رفتم مغازه
    ساعت ۴ یهو ارزو رو دیدم اومد تو منم خشکم زد و حرفای سجاد کلا مرور شد برام
    یک راست اومد پیش من و احوال پرسی و چون بچه ها پیشم بودن الکی چندتا سوال کرد و اینا فهمیدم یکم از بچه ها فاصله گرفتم
    اونم تونست حرف بزنه
    ولی قبلش گفتم اقا سجاد حالش خوب نیست دیشب پیش من بود حواستون بهش باشه
    گفت چی گفت گفتم یادم نیست تو عالم خوابو بیداری بودم
    گفت اتفاقا برای همون حرفا اومدم منو میگی کرکو پرم ریخت
    مگه داریم؟ مگه میشه؟
    گفت شمارتونو دارم الان جاش نیست بهتون پیام میدم
    دقیقا متن کپی کردن پیامشه
    سلام
    نشد حرف بزنیم ولی من با سجاد سر موضوع سکس با شما و اونم با دختر خالم موافقت کرده منم دیشب با دختر خالم حرف زدم امشب سجاد میره خونه اون منم تنهام گفتم خودم بیام ازتون برای امشب دعوت کنم
    چون میدونم دیر میایین من فردا رو مرخصی گرفتم
    قشنگ هنگ بودم
    خلاصه نفهمیدم چطور شد ساعت ۱۲:۴۰ که بستیم و منم راه افتادم سمت خونه دقیقا ۱۲:۵۵دیدم زنگ زد که نرو خونه خودت در خونه من بازه بیا تو
    پیام دادم نه
    خلاصه گفت خواهش میکنم
    من نه میتونستم باور کنم نه اینکه نکنم
    دقیقا وقتی در اسانسورو باز کردم اونم در خون خودشو باز کرد و گذاشت رو هم کامل باز نکرد
    من یکی دو دقیقه بروبر درو نگاه میکردم نمیدونستم برم تو با نه
    منم گفتم بزار برم ببینم راست میگن یا اسگولم کردن
    درو باز کردم دیدم هیچ کس نبود یکم شکو تعجب و ترس قاطی شده بود باهم حسم
    درو بستم یهو یکی گفت محمد
    من که توی اشپزخانه رو نگاه میکردم تویه در ورودی خواب هارو نگاه کردم داشتم بیهوش میشدم
    بخدا هرچی فیلم پورن دیدین بزارین کنار سینه ۸۰ بدنش از بس سفید بود میترسیدم دست بزنم جای دستم بمونه روی بدنش
    شکم اصلا نداشت یکم سیکس پکش معلوم بود
    لخت لخت توی در
    منم اروم اروم رفتم سمتش
    گفتم من تاحالا سکس نداشتم بلد نیستم ارضات کنم
    گفت چه بهتر که بلد نیستی هر کاری میگم رو بکن تا یاد بگیری
    لباشو گذاشت رو لبم منم ناشیانه میخورمش که گفت زبونو لبمو بمک زبونتو بده توی دهنم منم اروم اروم باهاش پیش رفتم
    خودش دونه دونه کت و ژاکت و پیرهنو اینامو در اورد
    از رو شلوار کیر ندید بدید مارو محکم چنگ میزد
    بعد کشون کشون برد وسط خوابشون
    عکسای عروسیشونو دیدم وایییییییییی خدایه من یعنی این منم واقعا این فرشته میخواد با من سکس کنه ؟؟؟؟؟؟؟
    تو شوک بودم جلو پام زانو زد سریع کمر بند و شلوارمو دراورد و منو هول داد رو تخت اروم اروم با دندون شرت منو از پام دراورد من گفتم حموم نرفتم
    گفت خفه شو حموم نمیخواد
    منم دیروز پشمامو زدم ولی گفتم نکنه فعالیت زیاد بویه عرق بده
    یهو دیدم یه عالمه تف ریخت رو کیرم و محکم ساک میزد خایه هامو میمالید و خایه هامو میکرد تویه دهنش و بو میکشید چرخ خورد کسشو گذاشت جلو دهنم من روی بو حساسم اول یکم دماغمو برم نزدیک که اگه بو بده فقط انگشتش کنم
    یکم که رفتم نزدیک نه تنها بوی بدی میداد بلکه بویه یه لوسیون خیلی خوبم میداد
    گفتم یه زبون بزنم خدایی مزشم عالی بود
    مثل وحشیا و ناشیا شروع کردم کس قرمز رنگشو الان نخور کی بخور یهو دیدم جیغ کشید و میگفت اره همینه بخور افرین محکم کیرمم بازی میداد و ساک میزد
    خایه هامو میکشید منم داد میزدم میگفت جونم
    بعد که حسابی کسو کونشو خوردم اونم انقدر ساک پر تف زد و اب دهنش ریخته بود کلا بین رون اینامم خیس بود
    سریع داگی واستاد گفت کون دوست داری یا کس گفتم نمیدونم گفت از کون بکن منم تا حالا ندادم
    من خوندم که اول باید اروم اروم بازش کنی منم رفتم یه انگشت کردم تو کونش گفت بیشعور با انگشت نه با کیرت جرم بده محکم بکن
    منم گفتم بشه یکم تف مالیدم و محکم دادم تو چنان جیغی کشید خایه فنگ کردم
    بلند گفت افرین محکم تر
    منم تندتند تلمبه بزن میگفت محکم بزن رو کونم منم زدم گفت محکم تر بازم محکم تر انقدر زدم دستام میسوخت
    گفت سریع دربیار بکن تویه کسم و بعد بکن تویه کونم هر بار یکیو بکن
    منم انجام دادم
    بعد برگشت سرشو از لبه تخت اویزون کرد کفت انگار داری کون میکنی تو دهنم تلمبه بزن
    منم دیدم این خشن میخواد رحم نکردم
    محکم تلمبه میزدم صدای اوقش میومد
    بعد منو نشوند خوابوند روی تخت و نشست روی کیرم گفت تا ابتم نیومده جم نمیخوری چند دقیقه من تلمبه میزدم چند دقیقه اون بالا پایین میکرد
    اب منم چون استرس داشتم نمیومد
    بعد چند دقیقه حس کردم داره میاد گفتم ارزو داره میاد گفت بزار بیاد
    منم چون نه اهل جق اینا بودم اب کمرم زیاد بود همین که اومد یه نعره زدم اونم یه طوری نشست روی کیرم که تا ته رفت توی کسش
    بع از چند ثانیه بلند شد یکم برام ساک زد و خوابید بغلم خواستم برم گفت ازت خواهش کنم امشب پیشم بخوابی قبول میکنی گفتم حتما
    رفتم پیشش بهم پشت کرد گفت محکم بغلم کن طوری که انگار میخوان ازت بگیرن منو
    منم همین کارو کردم
    گفت که واقعا به این سکس احتیاج داشتم
    گفتم عالی بودی اولین تجربه‌ی من بود.
    حالا بازم چند قسمت مونده اگر نظراتتون خوب باشه ادامشم مینویسم


    نوشته: Arroww

  • 33

  • 35




  • نظرات:
    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،1 روز
      • 17

    • جناب .سامان. بیا که از بس گیر به اسامی مستعار دادی، ملت ایستگاهت کردن! اسم مستعارشون رو میذارن سامان (biggrin) (biggrin) (biggrin) .


    •   JOKER1993
    • 3 هفته،1 روز
      • 7

    • من حرفی ندارم :)
      نمیتونم داشته باشم، باور کنید سخته ولی غیر ممکن نیست
      بقول شاعر میمیری کس نگی
      تتلو


    •   Pragmatism
    • 3 هفته،1 روز
      • 6

    • آقا سجاد بهت تعارف کرد بیا باماشین برسونمت بعدتو گفتی با پا میری!!!؟


    •   amiiir_h
    • 3 هفته،1 روز
      • 7

    • سامان کجایی ک ببینی داستانِ سکس گروهیتم در اومد..خودت بیا از خجالتش دربیا
      فقط بلدین کسشر بنویسین..کلا اهل نقطه گذاشتنم ک نیستی!!!کیرم پس کله ی کیریت بااین افکارتخمیت..تویی ک ی نقطه نمیذاری عن میخوری اصن دست ب تایپ بشی


    •   .سامان.
    • 3 هفته،1 روز
      • 17

    • کیرم تو تک تک میتوکندری هات گوزوی شامورتی. کسکش مستعار نذار کیرم دهنت. کسخلی؟مستعار میذاری؟ سامان نذار کیونکش... (dash)


    •   Meisam65
    • 3 هفته،1 روز
      • 7

    • اسم من سامانم.اهل تهرانم.کونده ترین ایرانم


    •   Alirezaa7899
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • تناقض تو کستانت موج میزنه اول میگی اونایی که داستان سکساشونو تعریف میکنن آبرو مردم رو میبرن بعد خودت میای داستان مینویسی؟ (dash)


    •   ممم64
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • بیچاره دیگه مرزای توهومو کلا رد کردی خدا شفات بده


    •   f.a.65
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • تری سام دوست دارم، من باشم و دوستم باشه و دوستش باشه


    •   ronin555
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • داری إدای بهروز تو همسفر داری میاری...!!توجاده مصبت رو شکر همش پ...ررررید؛بلدخان؛ اینجا نجابت رو دستمال توالت هم حساب نمیکنن اونوقت اومدی بگی نجیبی؛اوس ممد...ممد بودی دیگه نعه سامان!!!


    •   mahara
    • 3 هفته،1 روز
      • 11

    • الان این کجاش تریسام بود!؟


    •   narange
    • 3 هفته،1 روز
      • 6

    • سامان با احتیاط، آخرش محمد شدی (biggrin)


    •   عشقبازمست...
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • خفه با


    •   Boy0513
    • 3 هفته،1 روز
      • 14

    • در رو بستی یهو یکی گفت: محمد؟
      محمد کی بود این وسط؟ (biggrin)


    •   Mashrajab88
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • عجب


      چرا گیره ما نمیاد از این ارزو ها (biggrin)


    •   parto_banoo
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • انقد کیرت ک تو کونش گهی شده رو بلافاصله بکن تو کسش ک جفتتون تهش ی بیماری مقاربتی شیک و مجلسی بگیرین از شرتون راحت شیم


    •   L(G)BT_LIFE
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • فرذا میخونم (ok)


    •   توان+
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • کیرم تو جزایر لانگرهانس دستگاه گوارش سامان


    •   Yavarfaaqer
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • در هنگام کپی کردن داستان دقت نمایید تا تکراری کپی نکنیید.اگه صابون پیدا کنی جق زن خوبی میشی .چشم آبی گیرت اومد شابون آبی گیرت نمیاد


    •   saeed7989
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • تو که کپی کردی خوب یه بهترو کپی میکردی کم تر کیر نوش جان کنی


    •   Parsa_tu
    • 3 هفته،1 روز
      • 11

    • تری سام ینی سه نفره :/
      نفر سوم کودک درونت بود ک خیلی جق میزد حتما


    •   Nasr7070
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • بابا شکسپیر
      واقعا بیکاری نشستی اینهمه توهم کردی یا جق زدنت اینقدر زیاد طول میکشه


    •   ali201820
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • چرند بود


    •   Gozaran
    • 3 هفته،1 روز
      • 13

    • دوست عقب افتاده عزیز
      »تا ساعت ۱ شب تنها جایی که شاید قاچاقی باز باشه ، فستفود و آبهویج بستنی هست، پس شغل مربوط به زنها نیست.
      »تو جردن پیاده ده دقیقه با خونه فاصله داشتی با ماشین برد و رسوندت و اندازه نیم ساعت دیالوگ تحویل ما دادی
      »کردن زن مردم اسمش تریسامه ؟
      » کیر رو میکنی تو کون بعد کص بعد دهن
      » شوهرش این کارها رو باهات کرده ؟
      » تا ۲۵ سکس نکردی پرن هم ندیدی که لب گرفتن و بهت آموزش داد؟
      » محمد مستعارش میشه سامان لابد علی میشه اشکان ، فقط موندم آرزو همون عباس نیست با سیکس پک و اندام فیزیک
      »»اکبر (ادمین) این کجاش گروهی بود . بیشتر گهی بود


    •   Mani.tabrizli
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • والا تو ایران اینقد چیزایه عجیب و غزیب شتیدیم که دیگه یواش یواش باید باور کنیم ولی عجیبه با یه ماه همسایه شدن مرده زنشو دو دستی تقدیم میکته ولی اخر نفهمیدیم سجاد شد محمد شد


    •   gorg1365
    • 3 هفته
      • 2

    • ما تو این کشور همه چی دیدیم،هیچی غیر قابل باور نیست


    •   Zojim27.23
    • 3 هفته
      • 1

    • کجاش تری سام بود دقیقا؟؟؟ بچه بالای ته باشی و حالا خوب با چیزایی هم که تعریف کردی وضع مالی خوب بعد تا ۲۵ سالگی کس نکرده باشی؟؟؟ کس شعر....


    •   Love.sex.552
    • 3 هفته
      • 1

    • محمد دیگه (biggrin)


    •   Sepehr_2000
    • 3 هفته
      • 4

    • دوستای دهن لقت فوقش به ده نفر رفتن گفتن
      توی کسکش خان که به چند هزار نفر گفتی چیی؟


    •   Supermr
    • 3 هفته
      • 1

    • شما که چاخان میکنین چرا اسرار دارین بگین واقعیت داره این تخیلات تخمیتون


    •   Sina8firoozi
    • 3 هفته
      • 0

    • عالیه بود منم دوست داشتم یه همسایه مثل تو می داشتم


    •   مهدیکونی
    • 3 هفته
      • 0

    • بیا منو زنم رو هم بکن


    •   scaniavolvo
    • 3 هفته
      • 0

    • یه کص خوب بیاد جرش بدم


    •   Yeganeh69
    • 3 هفته
      • 3

    • با پا میری؟
      ویرگول و نقطه رو کلا حذف کردی...
      اونوقت اون تا حالا از پشت نداده بود، تو هم یه راست کردیش؟ اونم یه جیغ و بعدش و گفت محکم بکن؟؟ قاعدتا باید مثل مار به خودش بپیچه...
      اون کی ارضا شد اونوقت؟؟


      کجای این داستان تری سام بود اصلا؟؟؟؟


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته
      • 6

    • بخاطر ابتکاری که بخرج دادی و اولین تریسام دونفره رو در تاریخ سکس انجام دادی بهت لایک میدم آقای سامانم!


    •   excavator
    • 3 هفته
      • 1

    • عجب


    •   saeedno15
    • 3 هفته
      • 4

    • سامااان؟ چرا این چند وقت همه گیر دادن به تو؟ (biggrin)
      یحتمل اسم بعدی میشه سعید.. (biggrin) (biggrin)


    •   .سامان.
    • 3 هفته
      • 3

    • سعید اگه شما فهمیدی چرا، منم فهمیدم (rolling)


    •   bokon_18cm
    • 3 هفته
      • 1

    • از شخصیتت بدم اومد خیلی گوهی


    •   ali80xx
    • 3 هفته
      • 0

    • منکه لذت بردم راستو دروغشم مهم نیس


    •   Mddi6242
    • 3 هفته
      • 0

    • هرچند یجاهایش ناشیانه نوشته شده بود ولی این فانتزی رو من عاشقشم پس ادامه بده


    •   فانتزي__
    • 3 هفته
      • 0

    • اگه با اين مدل زن و شوهر برخورد نكرده بودم باور نميكردم فقط سعي كن رازشون تو دلت بمون بهت نياز دارن


    •   mrs_thetis
    • 3 هفته
      • 7

    • من دقت کردم!
      گروپ سکس
      ضربدری یا موازی
      محارم
      تابو
      بیشترین بازدید هارو دارن!!!!!!!!
      فقط عمیقا متاسفم..
      همین


    •   eyval123412341234
    • 3 هفته
      • 7

    • تری سام دو نفره ندیده بودم که دیدم به هول بی قوت الهی!


    •   Arme7731
    • 3 هفته
      • 1

    • داستانت بیش از حد داستان وآبکی و کپی بود بیشتر دقت کن ابتدا معنی کلمات و واژه های که بکار می بری بدانی مثل تری که عدد 3 میباشد و شامل دادستان نو نمی شود اصلا سکس شما گروهی نبود.
      اما یه نقد بی ادبی هم دارم فکرکنم شما شخصیت جقی و گی آن هم مفعول هستی دیگه اصطلاح سکسی اش را نکنم
      خوشحال میشم در خدمت باشم..آرین


    •   Scott12
    • 3 هفته
      • 4

    • یا بوتیک داری یا لوازم آرایشی بهداشتی. دخترا عشق اینان با طلا که خودت گفتی اجاره پس مورد طلا فروشی خط خوردش. البته عروسک هم دوست دارن که این احتمال کمه . محمد یا سامان؟ اسمت محمده. چون یادت رفته بود اولش سامان معرفی کردی خودتو.
      (اگه کاراگاه میشدم موفق بودما خخخ.)


    •   Scott12
    • 3 هفته
      • 3

    • این تری سام نبود که پس چی کس میگی؟
      نکنه سه تا سام یا سامان رو کنار هم جمع کردی با همسایه بهشون تجاوز کردی؟


    •   hamid30gari
    • 3 هفته
      • 5

    • همون اول که گفتی اسمم سامانم فهمیدم چه کسشعریه و نخوندم.
      اسم مستعار نذار کونی.
      میذاری سامان نذار که بتونیم فحش بدیم


    •   sexybala
    • 3 هفته
      • 3

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.این سناریو فیلم پورن مال کی هست اینجا مانده است. دست بچه میافتد خوب نیست


    •   Mj6633
    • 3 هفته
      • 1

    • نلسون ماندلا مغازه اجاره کردی جردن خونه گرفتی بعد ماشین نداری کونی مغازه و خونه بخوای اجاره کنی تو این جاها حداقل باید 2 3 میلیارد پول داشته باشی یه پراید نداشتی با پا میرفتی قدیما به پیاده روی میگفتن خط 11 اگر خواستی با پا بری بگو خط 11 میرم گوزو با بقیه داستان کیریت کاری ندارم


    •   nimax96
    • 3 هفته
      • 1

    • كير سگ تو ذهن جقيت


    •   خودمــ
    • 3 هفته
      • 1

    • اوووووو


    •   AM1111AM
    • 3 هفته
      • 1

    • کسخل اگه شوهرش بود میشد تری سام فاک یو


    •   خوشگلخانم
    • 3 هفته
      • 2

    • اینازنن ماهم زنیم ولی اینقدرهارنیستیم اوه شت !


    •   Alouche
    • 3 هفته
      • 2

    • خوش بحالتون ک تنها دغدغه زندگیتون این فانتزیای مسخرس و تنها چیزی ک بهش فک میکنین موضوعات جنسیه!دیس به ذهن جقیت


    •   ssonna
    • 3 هفته
      • 3

    • واااای چ اسم لاکشری و (همون لاکچری بعضیا) با کمالاتی تری سام با همسایه!!!
      باور نمیکنید ولی ما یه همسایه داریم اسم پسرش سامه و اسم سگش تری اگه اسم داستانو ببینن حتما دلخور میشن (dash) (rolling) (rolling)


    •   دریادلتنها
    • 3 هفته
      • 1

    • فکر کنم باز ادمین خوابش برده باید فردا بیایم داستان بخونیم


    •   Majidesf.62
    • 3 هفته
      • 0

    • بدک‌نبود اما خیای خودتوومثبت جلوه دادی ،داداش اینجا شهوانی هست و تو هم یکی از اعضا پس در کنار آیندت به کیرت و جق هم خیلی فکر میکنی ..


    •   neo17
    • 3 هفته
      • 1

    • ???????


    •   mardvahshi
    • 3 هفته
      • 1

    • تیری سام چیه؟ این کحاش تیری سام داره ؟


    •   Kos_Namak
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • گه. خوردی. محمد . کس.کش. ماد.رجند.ه
      سامانت هم گا.یی. دم تخم. سگ. ان


    •   mrroshak
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • میگم یه پیشنهاد، برای اینکه یکم کوس شعرهای ترشح شده از مغز فانتالتون واقعی تر به نظر برسه، بعضا بگید خانومه ساک دوست نداشت. لامصبا همشون ساکر اخه (dash)


    •   Pasha.khani1313
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • یهو یکی گفت محمد؟
      مگه سامان نبودی لنتی؟


    •   hot_top_boy
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • سامان داداش با کمی تاخیر بگا رفتنت تو این داستان رو بهت تبریک عرض میکنم (biggrin) (biggrin)


    •   arsh2452
    • 2 هفته،6 روز
      • 3

    • ممدی که اسم مستعارش سامانه، کونیه!


    •   Saeed_ni2000
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • تو هم برو بمیر


    •   ehsan9705
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • هیچ دقت کردی اسم هیچ کدوم از کستان‌نویسا احسان نیست.


      کیر پسرم دهنت.


    •   sam1980sam
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • ادم قحط بود به تو کس مغذ زنشو بده؟ یا اقا سجاد کم داشته یا زنش ریقو بوده. آخه تو عن چ حُسنی داشتی . به غیر از این که مرتب خشکت میزده و کیر میشدی. بچه کونی دروغگو...این از املا و انشا داستانته!! ۲۵ سالته شعور نداری نقطه یا علامت سوال یا تعجب یا ویرگول بزاری .بعد ادعا میکنی ی فروشگاه بزرگ را اداره میکنی.


    •   Bi.sexy.joint
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • قبلا مردم دفعه اولشون بود استرس میگرفتن یا کیرشون بلند نمیشد و یا زود آبشون میومد، اما این سامان کاری کرده که عمو جانی نمیکنه
      اخه جقی مجبوری با تخیل زن همسایه دست به کیر بنویسی


    •   مردتنها90
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • یه جمله راست گفتی واونم این بود که " از بس زدی دستات سوخت "خوب مگه مجبوری اونقدر بزنی که دستات بسوزه اخوی


    •   nima_kosdoost
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • پس اون‌محمد کی بود که صداش کرد؟؟ (biggrin)


    •   Jigar2020
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • دوستانی که نظر میدن و از غلط املایی طرف ایراد میگیرن اول خودشون نظر خودشونو بخونن که توی سه سطر ده تا غلط دارن بعدش به بقیه ایراد بگیرن
      بعدشم چرا فکر میکنیم همه دروغ میگن یعنی واقعا توی 80 میلیون آدم امکانش نیست دو نفر مثل آرزو و شوهرش پیدا بشه؟ میبینین که امکانش هست
      در آخر در مورد داستان کاری به راست یا دروغش ندارم اما نگارشت زیاد جالب نبود و شخصیت پردازیت ایراد داشت اما در کل زیاد خالی بندی بزرگ نداشت


    •   Payam888
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • با هم حسم درو بست یکی گفت محمد؟؟!
      ها چی شد!!!


    •   soheil_koni_22
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • اوف من به عنوان یه کونی مثل این زن به کیر جاافتاده میدم


    •   فریاد سکس
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • اینکه دو نفره بود؛تریسامش کجا بود؟


    •   پسرک_حشری3
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • بد نبید


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو