تلافی (۲)

    ...قسمت قبل


    .
    چشام پف کرده بود روز و شب تو اتاق میگذشت
    همه فامیلا همش از عروسی میپرسیدن..و جوابهای قانع کننده ای نمیدادم..
    ی شب وقتی از حموم بیرون اومدم یاد اون شب افتادم
    ی حسی بود..انگار حشری شدم ب ساعت نگاه کردم نُه بود..
    از اونجایی ک آدرس یادم بود رفتم در خونش

    در زدم..ی خانومه درو باز کرد و سامان هم پشتش بود من گفتم اشتباه اومدم، رفتم بیرون سوار ماشین شدم سرمو گذاشتم روفرمون و ..سامان در ماشینو باز کردو نشست نگاش کردم با عصبانیت گفتم: پیاده شو!
    +چرا
    مگه نگفتی طلاق گرفتی،پس اون چ غلطی میکنه؟
    +حسودیت شد!!!؟
    -نه فقط احساس گناه میکنم حالا گمشو
    +باشه ..باشه.. میرم، ولی فردا شب خونه نیست باید بیای
    -گمشو بیرون
    +ساعت ده منتظرتم
    و پیاده شدو رفت منم رفتم خونه تا خود صب فک کردم ک اون زن داره نباید برم نباید برم اما آتشی ک درونم بودو نمیتونستم کنترل کنم..تصمیم گرفتم برم اما فقط بخاطر این ک بهش بگم نکن این کارو!بهتر بگم خودمو گول زدم..
    همچین ب خودم رسیدم انگار میخوام برم عروسی
    در زدم..در باز کرد گفتم نیومدم ک،نمیخوام ..فقط..بگم
    دستمو گرفت کشید تو درو بست هلم داد ب دیوار دوتا دستاشو گذاشت رو دیوار من وسط دستاش بودم
    و لب میخواستم..نگاش کردمو گفتم منتظر چی هستی، لبامو ببوس ..لب داد دستام دور گردنش حلقه شد و رفت لای موهاش پریدم بغلش دوتا پام دور کمرش حلقه شد لب وحشیانه میدادم شرتم خیس خیس بود نشست رو کاناپه و من همچنان داشتم لب میدادم و اون پیرهنشو در اورد من نشستم پایین از رو شلوار دستی زدم ب کیرش
    زیپشو باز کردم بلندم کرد خوابوند رو کاناپه سرم وسط دو تا زانوش بود کیرشو هل داد تو حلقم من کاری نمیکردم خودش هی عقب جلو میکرد تو حلقم و من همش اوق میزدم چشام کاسه خون شده بود اشکام جاری میشد از بس ک اوق زدم..کشید بیرون انگشت وسطشو کرد تو دهنم خیس ک شو گذاشت کسم فشار دادگفتم اوففف آیییی
    درد داری باز؟ نه زیاد
    بعد از من با کیا خوابیدی؟+
    هیچکس قبلا بهت گفتم جنده نیسم..
    کیرشو هل داد تو کسم جیغ کشیدم یکم درد داشتم اخم کردم ولی چیزی نشد ب شهوت تبدیل شد
    و جیغ های شهوت بود
    محکم میکرد تووم گردنمو میک میزد نمیدونم چرا ارضا نمیشد خیلی عقب جلو کرد دیگه داشتم از حال میرفتم..
    و..گاززز محکمی گردنمو گرفت اهی کشید وهمچنان داشت گاز میگرفت لرزید همشو توم خالی کرد وقتی قشنگ خالی َکرد گردنمو ول کرد و من گریه کردم چون واقعا دردم گرفت نفس نفس میزد کمی توم نگه داشت وقتی کشید بیرون ابش از کسم میزد بیرون..بلند شد نشست رو کاناپه و من یکم خجالت میکشیدم دستمال بهم داد ابو پاک کردم بعد منم نشستم
    رفت سمت اشپز خونه چیزی میخوای ؟
    مشروب !!
    لیوانو برام پر کرد همشو سر کشیدم گفتم بریز باز میخوام
    دوومی هم سر کشیدم خودشم دو سه تا پیک زد
    بعد گفت لخت شو بریم تو تخت خواب رفتیم سمت اتاق و لخت شدم رفتیم زیر لهاف پشتمو کرده بودم سمتش و اون از پشت نوازشم میکردو کمرمو میبوسید بعد دستش اومد سمت کسم و با انگشتشو وسطش کسمو میمالید منم شروع کردم ناله کردن و‌...ارضا شدم اب داغی از سوراخ کسم زد بیرون خیلی دوس داشتم اون حسو.. بعد برگشتم صورتشو دیدم گفتم ب زنت با چند تا جنده خیانت میکنی!؟
    +با تو میشه هفتا
    -چند بار بهت بگم جنده نیسم جز تو ب کسی ندادم میفهمی حتی لب هم ندادم
    +شوخی کردم فقط تو ..تو اینقدر ساده‌ای ک..
    -چرااا؟
    +من زنم حامله نمیشه..چقد دکتر رفتیم..چقدر!!!اون شب میخواستم باهاش بخوابم زنم گریه میکرد میگفت برو با یکی دیگه بخواب من
    دیگه نیستم.. فایده ای نداره بیخود این کارو میکنیم
    تورو ک دیدم فهمیدم جنده نیستی..شاید با بقیه در حد ساک طی میکردم ولی دلم خواست با تو شب و صبح کنم
    و الان میخوامت..اره واقعا دوست دارم
    -ولی تو زن داری!
    +هه اون منو دیگه نمیخواد
    اشک تو چشاش حلقه زد منم بغلش کردم
    و جفتمون خوابمون برد..
    صب وقتی چشام باز شد ..فقط نگاش میکردم صدای باز و بسته شدن در اومد و من گفتم سامان بیدارشو کسی اومده!
    زودی لباسامو پوشیدم و زنش در اتاقو باز کرد
    سرش گیج رفت گفت اون کیه؟
    سامان پرسیدم اون کیه؟
    نازنین آروم باش ..اومد جلو چک محکمی منو زد...موهامو گرفتو چک میزد و من چیزی نمیگفتم چون حق با اون بود اینقدر منو زد ک خسته شد ب زمین نشست منم زانو زده
    بودم!گردنمو دید باز عصبی شد و من شکه بودم
    رفت سمت آشپز خونه و
    با چاقو اومد سمتم ک سامان اونو گرفتو گفت برررو برو زود باششس..و من رفتم...
    .
    .
    ادامه دارد!
    نوشته: ناشناس

  • 4

  • 8




  • نظرات:
    •   Siavvvashhhhhhh
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • زن من بود تو رو میکرد سر تیر برق سومی محل که چوبیه تا درس عبرت بشه با متاهل جماعت رابطه نداشته باشید


    •   Abnabatam
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • ://


      واقعا دست و پامو بستی تو فحش دادن :/ از بس کصشر نوشتی نمیدونم چی بهت بگم :/


      دختری پیدا میشه که بگه پاچید؟
      پاچید ناموسا؟


    •   general_bu
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • داره جالب میشه ، ادامه بده ببینم


    •   Fazi63fazi
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • تو گو خوردی با متاهل خوابیدی خب
      بعد میگه چرا شوهرم خیانت کرد


    •   ali80xx
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کصخول چرا باهمون قبلی نموندی خب


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو