تله

    ساسان اسم من بود و خیلیا میخواستن باهام دوست بشن اما تخس بودم و میدونستم هدف بچه هایی که ازم بزرگترن کردن منه نه دوستی با من بچه باهوشی بود گول حرفای بچه بازا رو نمیخوردم که هیچ تا اونجایی که میمیتونستم بچه های دیگه رو هم راهنماییشون میکردم حتی کلاس قرآن که رئیس پایگاهمون برامون میذاشت و هم نرفتم چون بعد خوندن قران ی جوری خاصی آدم و بوس میکرد و هوس و تو بوس کردناش میشد فهمید خیلی از بچه بازای محل باهام بد بودن خط ونشون می کشیدن که آخر کونم میذارن
    سوم راهنمایی که بودم به بلوغ رسیدم و آبم میومد و از حرفهای بچه ها جق زدن و یاد گرفته بودم از بس تو کوچه و محل و مدرسه حرف کون و این به اون کون داده و این کونیه و و... شنیده بودم که حتی موقع جق زدن هم با فکر اینکه دارم ی بچه خوشکل و میکنم آبم میومد دوست داشتم کون کردن و تجربه کنم ولی مکان نداشتم سه تا خواهر داشتم که دو تاشون ازم بزرگتر بودن وکوچیکه هم سه سال ازم کوچیکتر بود واسه همین اصلا پیش نمیومد خونه خالی بشه تو دو تا اتاق بیشتر نبود تویکیش ما بچه ها میخوابیدیم و تو یکی هم مامان بابا یه شب که تو حال خوابم برده بود صدای عجیب غریب از اتاق مامان بابا میومد و خواب که از سرم پرید فهمیدم دارن سکس میکنن و بابام قربون صدقه مامانم میرفت وصدای آه آه مامانم داشت منو دیوونه میکرد کارشون که تموم شد رفتم دستشویی ی جق زدم و خوابیدم .
    احسان دوستم و همکلاسیم بود که همسایه هم بودیم چندتا از بچه های بزرگتر کرده بودنش و حتی چند بار جلوی خودم اومده بودن برده بودنش و میدونستم که کون داده تومدرسه و توراه انگشتش میکردم جاهای خلوت بهش میچسبیدم بهش گفته بودم که دوست دارم بکنمش اونم بهم گفته بود و که اگه بهم بدی من بهت میدم ولی مشکل مکان بود احسان باغهای اطراف محل رو پیشنهاد میداد ولی میترسیدم و قبول نمیکردم . تا این که ی روز احسان بهم پیشنهاد داد گفت داییم رفته مسافرت و کلید خونشون و داده به من تا گلدون رو آب بدم میتونیم بریم با هم حال کنیم احسان ی پسر دایی هم داشت به اسم محمد که میدونستم احسان و کرده و تو کف منم بود و به احسان گفتم ی موقع محمد نیاد اونجا که احسان گفت نه بابا دایی حمیدم از محمد بدش میاد و میگه دزده و به من گفته به اون نگم که کلیدا دست منه خوشحال شدم و با احسان رفتیم خونه داییش خیلی استرس داشتم رفتیم تو یکی از اتاقا و ا حسان از پشت چسبید بهم و کیرش و روکونم حس کردم و خودمم کیرم شق شد که احسان گفت بکش پایین که من گفتم نه اول من میکنم احسان گفت من زورم به تو نمیرسه قول میدی بعد اینکه کردی بذاری بکنم گفتم آره قسم خوردم احسان خوابید و شلوارش و تا زیر کونش کشید پایین ومنم همینطور وای ی کون سفید خوشکل کیرم تفی کردم و ی تفم کردم لای پای احسان و شروع کردم تلمبه زدن وای با جق زدن خیلی فرق داشت کیرم داغ داغ شده بود و به نفس نفس افتاده بودم به 5 دقیقه نکشیده بود که نفسام تند شده و آبم اومد مثل ی مرده افتادم رو احسان خیلی لذت برده بودم که احسان گفت بلند شو از روش بلندشدم و گفت آبت و پاک کن دستمال برداشتم و کون احسان و تمیز کردم و خوابیدم تا بعد اولین کون کردن اولین کونم و بدم وقتی خوابیدم احسان ی اوف گفت دستش و کشید رو کونم و گفت جون ی محل تو کف این کونن و و کونم و بوس کرد و ی تف اندخت لای پام و کیرش و گذاشت لای پام و گرمای کیرش و لای پام خم حس با حالی داشت و احسان بوسم کرد و جون جون میکرد که ی دفعه محمد در حالی که داشت با گوشیش فیلم میگرفت گفت به به آقا ساسان و آقا احسان از ترس قلب داشت وایمیساد و احسان گفت تو اینجا چیکار میکنی محمد اومد از روم بلند بشه که بهبود دوست محمد دستش و گذاشت رو کمر احسان و گفت بکن و اونم کرد و منم داشتم به محمد التماس میکردم و قسم میدادم فیلم نگیره و که گفت هیس ساکت که لای پام گرم شد و آب احسان اومد داشتم گریه میکردم که محمد اومد کنارم گفت اگه بچه خوبی باشی فیلمت و کسی نمیبینه بدجور افتاده بودم تو دام و دیگه راهی نداشتم قبول کردم که بهش بدم بهبود احسان ولخت کرد و محمد هم من و لبم میخورد و بوسم میکرد و میگفت بالاخره گیرت آوردم و به هم گفت که ساک بزن گفتم نه و بلد نیستم که به احسان گفت بیا و اومد گفت بهش یاد بده ی لیس به کیر محمد زد و گذاشت تو دهنش و عقب جلو میکرد و کیر و از دهنش بیرون آورد و گفت اینطوری یاد گرفتی ی بار که بزنی یاد میگیری کیر محمد و گذاشتم دهنم شروع کردم به ساک زدن مزه خواصی نداشت و فقط گرم بود و همینجور که میزدم آه آه میکرد و بعد چند مین خوابوندم کونم بوس میکرد و ازش تعریف میکرد یکم لا پایی زد و بعد سوراخم خیس کرد و کیرش و گذاشت رو سوراخم ی فشار داد که دردی و احساس کردم که داشتم میمردم دادی زدم و خودم و پرت کردم جلو و سه تاشون داشتن ازم میخندیدن و بهبود گفت جرش دادی بابا این تنگه یواش یواش باید بازش کنی با گریه گفتم من نمیتونم که محمد اومد نازم کرد وگفت ببخشید هنوز زوده سوراخی بکنمت ولی یواش یواش بازت میکنم و گفت نگاه کن احسان تا ته رفته توش اصلا باورم نمیشد وقتی رفتم جلو دیدم باورم نمیشد بهبود کیرش و تا ته میکرد تو کون احسان و در میوورد محمد گفت بعد ی مدت تو هم کونت باز میشه دوباره خوابوندم لاپایی کرد و بعد جاش و با بهبود عوض کرد بهبودم لاپایی کردم و آبش و ریخت رو کمرم که محمد گفت پاکش کن میخوام آبم بریزم روش محمدم آبش و ریخت رو کپلای کونم و موقع رفتن تهدیدم کرد و گفت اگه هر موقع گفتم نیومدی فیلمت تو محل پخش میشه و به احسان گفت یادش بده تا خودش و یواش یواش باز کنه اونا رفتن و من حالم خراب بود به احسان گفتم نامرد تو این کار و کردی اونم قسم خورد و بهم گفت اگه نیاریش فیلمت و پخش میکنیم دیدم اونم مجبور بوده ی بار دیگه احسان و خوابوندم و کردم تو سوراخش گشاد بود ولی بازم حال داد آبم ریختم تو کونش و بعد من و سگی کرد و انگشتش و کرد تو سوراخم و گفت که ی مدت که خودت و انگشت کن و هر وقت میری حموم خیار کوچیک بکن تو کونت
    بعد دو ماه شدم ی کونی تمام عیار دیگه کیر محمد و بهبود و تا ته تو سوراخم جا میدادم و با احسان کون همدیگه رو میذاشتیم ی روز که محمد و بهبود مکان نداشتن بردنم تو ی باغ که مال اقوام بهبود بود اول بهبود من و کرد و وقتی محمد داشت میکرد یکی از لاتای محله از دیوار باغ پرید تو محمد میخواست بلند شه که نذاشت و گفت مزاحمت نمیشم بکن بعدش من میکنم اسمش حسین بود بهش میگفتن حسین گرگی خیلیا رو تو محل کرده بود به محمد گفت آبت و روش نریز و بریز رو زمین کار محمد که تموم شد شلوارم کشید بالا و دستم گرفت و گفت بیا بریم از ترس چیزی نتونستم بگم رفتیم از باغ بیرون سوار موتور شدیم تو راه ازم پرسید اسمت چیه گفتم ساسان و گفت اسمتم که مثل خودت خوشکله کلاس چندمی گفتم امسال میرم اول دبیرستان اون موقع تابستون بود تا بریسم از اینکه به چند نفر دادم اینا چطوری کردنم ازم پرسید و گفت موقع رسوندنت فیلمت و ازشون میگیرم و پاکش میکنم رفتیم تو ی باغ که ی اتاق توش بود و نشستم ی چایی دم کرد ی کم برام تعریف کرد و ی کم تریاک کشید و به منم تعارف کرد ولی من نکشیدم ولی ی نخ سیگار ازش گرفتم کشیدم که سرم که گیج میرفت خیلی حال کردم ترایاکش که تموم شد بغلم کرد شروع کرد لبام و خوردن و بوسم کردن و بعد لختم کرد و خودشم لخت شد و از بدنم تعریف کرد و قربون صدقم میرفت کیرش خیلی بزرگ بود ازم پرسید ساک میزنی گفتم آره و کیرش و گرفتم دستم و گفتم خیلی بزرگه و گفت قابلت و نداره ازش خوشم میومد تو این مدت کلی خندونده بودم کیرش و بوس کردم واسش ساک زدم نصفش و بیشتر نمیتونستم بکنم تو دهنم و یکم که خوردم گفت بسه بخواب تا ی حالی بکنیم کون و باز کرد تو سوراخم تف کرد و کیر خودشم تفی کرد همین که کرد تو آخم رفت و هوا و گفت درت میگره گفتم آره کیرت خیلی بزرگه گفت قربونت برم الان درستش میکنم کرم آورد و کیرش و کون من وچرب کرد و خیلی یواش کیرش و تا ته کرد تو کونم وقتی به تهش رسید ی آه از ته دل کشیدم واقعا لذت بردم و گفت وخوشت اومد گفتم آره کیره تو ی چیزه دیگس و چربش که کردی راحت شدم دیگه سوزش ندارم و فقط لذته فقط ی کم بساز تا کونم به کیرت عادت کنه ی با جون گفت قربونت برم هرجوری که خوشت میاد می کنمت تو که لذت ببری منم بیشتر حال میکنم بهش گفتم شروع کنه یواش کیرش و تا سرش بیرون میاورد و دوباره تا ته میکرد توش و گردنم و میخورد و بوسم میکرد و نوازشم واسه اولین بار داشتم از کون دادن لذت میبردم و آه از سر لذت می کشیدم و کیرم مثل سنگ شده بود و اینقدر خوشم اومده بود که دوبار بدون اینکه دست به کیرم بزنه آبم اومد حسین هم خیلی لذت برده بود و آبش و تو سوراخم خالی کرد و کلی ازم تشکر کرد و گفت باید مال من بشی و به کس دیگه هم ندی و بعدش اومدیم تو محله محمد وپیدا کرد و تهدیدش کرد وفیلم و پاک کرد و بهش گفت اگه ی بار دیگه به ساسان نزدیک شدی میکشمت و اونم ترسیده بود و بهش گفت چشم و رفت تو محل بچه ها که من وپشت موتور حسین گرگی میدیدن یجور نگاهم میکردنولی دیگه واسم مهم نبود دیگه اکثرا با حسین بودم ی روز که میخواستیم با هم بریم به من گفت نمیتونم تو رو ببرم رفیقام هستن و اگه بخوان بکننت همه چی بهم میریزه بهش گفتم خوب من ی بچه خوشکل واسه رفیقات میارم و رفتن احسان آوردم تا تلافی نامردیشو کرده باشم اونروز سه تا رفیقای حسین کون احسان وپاره کردن و ازش فیلم گرفتن تا هر موقع میخوان بره بده تا 18 سالگی که برم خدمت با حسین بودم و کون من براش همیشه تازگی داشت خدمت که بودم حسین تو دعوا ی نفر و کشت و بعد سه سال اعدام شد من تو خدمت کون دادن و ترک کردم بعد خدمت راننده آژانس شدم جای حسین و تو محله خودمون و اطراف پر کردم شدم بکن و بچه خوشکلا و الان هم 28 سال سن ازدواج کردم زن خوبی دارم ولی تا ی بچه خوشکل نکنم ارضا نمیشم میخوام این کار و ترک کنم ولی فعلا نمیتونم ی بچه خورده به پستم واویلا شاید باورتون نشه 12 سال داره خوشکل و خوش کون و کیرم تا ته تو خودش جا میکنه و عاشق اینه که موقع کردن از مامانش تعریف کنم و به مامانش فحش بدم تو داستان بعدی براتون مینویسم
    اگه کسی راه حلی واسه ترک این کار داره بهم بگه واقعا ممنونش میشم.


    نوشته: ساسان

  • 13

  • 14




  • نظرات:
    •   sinax1988
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • باز یورش داستان های گی به شهوانی


    •   Mester.kir
    • 1 هفته،4 روز
      • 14

    • تو اسمت سامانه اشتباهی نوشتی ساسان .خدایی دیگه ساسانارو کونی نکنین


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • کسخلا جقتونو بزنین چرا میرین کون میدین آخه (dash)


    •   407TT
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • یه کونیه تخسو خود چس پندار دیگه-__-


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • برو ثبت احوال اسمتو بزار امیر بی خیال هرچی بچه خوشگل میشی!!(biggrin)


    •   M4AW4
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • خدا رو شکر یکی حقیت رو گفت حداقل عقده ای بازی در نیاورد که بیاد از خودش داستان بنویسه و کصشرات تحویل بده با اینکه داستانش رو بد نوشته بود اما حقیقت گوییتو دوست دارم


    •   Saeedسعید۲
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • من به دنبال مفعول میگردم


    •   The.BitchKing
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • تموم داستانت رو هم مثل گتسبی بزرگ نوشته باشی، اون خط آخری باعث میشه چیزی بجز کیر حواله ننه کیر دزدت نشه. مرتیکه پدوفیل هزار پدر.


    •   سناتور_جان_مککین
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • اسم نویسنده: امیرساسان (biggrin)


    •   حضرت_عشق
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • تو دوجنسگرایی، تازه میل به همجنسگرایی بیشتر داری، نمیتونط بذاری کنار چون تو ذاتته، بعدش بچه بازی کار درستی نیست، با همجنست باش ولی یکی که بهت بخوره، حداقل بالای سن قانونی باشه، بازم بنویس


    •   Behzadjafari
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • دودولتو با چاقو میوه خوری ببر ترک میکنی
      البته بعدش به عادت کون دادن معتاد نشی یوقت


    •   +A
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • دایی احسان کلید خونشو داده تا گلدونا آبداده بشه ; خدا رو شکر با این کارش باعث شد, حتی تا باغ های اطراف هم ابیاری کنید.


    •   soan_bendiii
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • اون خط آخر گفتی یه راه حل بهت بدیم ، من روزی سه وعده خوردن نون و شامپو رو بهت پیشنهاد میکنم که هرچه زودتر کف و خون بالا بیاری بمیری یه کصخل کونی رو زمین کمتر بشه.


      ترجیها شامپو بچه بگیر چون چشمو نمیسوزونه


    •   مردزخمی
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اکثر اینایی که تو بچگی کون میدن تو بزرگی کوون کن میشن این رسم روزگاره


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • شما ها دیگه چه موجودات کثافتی هستین


      حیوان پلشت اگه بهت تجاوز شده تو نوجوانی ، دلیل بر این نمیشه که تو هم همون خوی حیوانی رو در پیش بگیری


      تو بچه گی هر غلطی کردی با آینده بچه های دیگه بازی نکن .


      دریغ از یه اپسیلون شعور و عقل و فهم و درک و شخصیت.
      عین یه خوک فقط به فکر جفتگیری هستی


    •   Irish..GuNNer
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • هم اون صحنه‌ای که به یاد سکس مامان بابات جق زدی و هم آخر داستانت واقعا رید به کل متن. اگه اینارو حذف میکردی، لایک میدادم به مهارتت در کون دادن ولی ریدی به اعصابم.
      دیس.


    •   19masoud13
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کونی متوهم این آخر داستان رو عوض کردی که چی؟؟؟
      خجالت می کشی بگی با 28 سال سن ازدواج کردی و لی هنوز کونی هستی و به بچه های 12ساله محلتون هم میدی؟؟؟


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • خواستی مثل فیلم هندیا آخرش خودتُ قهرمان نشون بدی ولی یه کونی ابله بیش نیستی
      چه دوره ای شده!
      کون دادی به خواست خودت،حالا می خوای سر بقیه تلافی کنی؟
      چه وضعیه اینجا؟
      همه کونی شدن.بابا این همه کُس ریخته
      ۲۰سال پیش نیست که رابطه ی پسر و دختر زیر ذره بین باشه
      الان همه شون مکان دارن
      حالم به هم خورد از این مزخرفاتت.دیگه ننویس
      جون اون قاتلی که کونت میذاشت،ننویس


    •   instammm
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • به ننت بگو به من کون بده حل میشه


    •   z_erwin
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • تو داری حال می کنی دیگه. چه ترک کردنی؟


    •   Caterpilar.1981
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • تو خدمت که بودی جق و ترک کردیو مدام کون میدادی یه زن هم داری که مرتب تو رو از کون با خیار و بادمجون و ملاقه میکنت یه بچه هم به پستت خورده واویلا 12 سالشه همچین کونت میذاره جای سوراخ کونت و دهنت و جابجا میکنه بچه خوشگل کردنی دوزاری از کستان گذشتی مرزهای کسشعر نیسی و جابجا کردی اتفاقا جای حسین و پر نکردی جای خودت و محکم کردی و جای احسان و هم پر کردی یه تنه


    •   samsepg
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • فقط یک جمله بخاطر بازنشر همچین مزخرفی که هم توش سوءاستفاده هست، هم تجاوز، هم سکس با کودک، و هم سکس پرخطر بدون کاندوم، میشه گفت:
      «لعنت به شهوانی»!!!!!!!


      هر غلطی می کنین، اقلا با کاندوم اون غلط رو بکنین، بلکه اون بدبخت و خودتون رو به فنا ندید. بقیه «گ... خوری» هاتون رو هستن کساییکه اونجور که باید از خجالت تون در بیان!


      لعنت به شهوانی!


    •   الونسوکیخانو
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • راست میگن بچه رو میخوای بکنی باید با دولش بازی کنی.تا کیرت بلند نمیشد کون رو حفط کردی اما تا کیرت بلند شد کونو به باد دادی.خخخخ


    •   atabak1396
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • روایت تلخ و تکراری پدوفیلیا در مرز پرگهر و از اون دردناکتر بازنویسی اون در قالب خاطره و تبیین ادامه راه به روشی دیگر و بر علیه کودکانی دیگر .
      هزار بار گفتند و باز فریاد می زنیم که پدوفیلیا چه بیماری باشه چه جرم تلقی بشه ، دلیلی نداره که ترویج بشه. چه در قالب رنج‌نامه چه تحت عنوان مسخره اخذ مشاوره ... (dash)


    •   motmaen320
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • بنظرم واقعی بود


    •   Amoporang
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • راه حلش اینه ک بری کون بدی زنتم ببری باهم کون بدین.آخه کسکش بچه ۱۲ ساله میکنی عقده ای بدبخت .حتما میخوای اون بچه ۱۲ ساله فردا زنت و بچت و باهم نکنه.تف


    •   سرو_تنها
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • با بچه 12 ساله چی کار داری آخه نجس؟؟؟


    •   scarifier
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • امیر تویی؟


    •   afshar9788
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خیلی جالبه کاشکی ما هم ساسان داشتیمهر روز با هم بودیم


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • فقط داشتم تند تند میخوندم که تموم بشه، به آخرش رسیدم تازه فهمیدم میخوای دوباره برامون بنویسی.
      ارواح خاک همون حسین که کونت میذاشت دیگه ننویس.
      منکه مطمئنم همچنان کونی هستی و دروغ میگی بکن شدی، چون کسی که از دادن لذت ببره نمیره دنبال کردن ولی اگر حقیقت داره و میخوای کون کردن رو ترک کنی برو کون بده. (biggrin)

      واقعا برام جای سوال داره کیا به این داستان ۱۲ تا لایک دادن.
      این کونی حتی یه خطم بدونه غلط ننوشته بود حالا کسشعرایی که نوشته بود به کنار


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو