داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

تمام زندگی ام درد میکند

1399/07/24

در کودکی در کدام بازی راهت نداده اند که اینگونه تشنه بازی با قلب انسان هایی
سلام دوستان این داستان کاملا واقعیه
درست ۵ سال پیش بود که باهاش اشنا شدم
من دختر ساده و در عین حال سر به زیری بودم اما اون …
پسری بود تخس و پر حرف با قدی بلند و قیافه مردانه
ازش خوشم اومد و رابطه ما شروع شد
بعد از یک هفته ما رابطه سکسی مون شروع شد چون مدام از سکس حرف میزد
بار اول خیلی اذیت شدم ولی دیگه تحمل کردم
از سکس های طولانی مدتش که بگذریم اون مدام در حال خیانت بود
نمیدونم چرا هر بار بهم خیانت میکرد بیشتر حریص میشدم
گذشت و گذشت رابطه ۲۰ روز قهر و ۲ ماه آشتی ما که رسیدیم به سال سوم رابطه
متوجه لرزش دستاش و پرخاشگری هاش شده بودم
یقین داشتم چیزی مصرف میکنه
سکس های طولانی نخوابیدن هاش تند تند حرف زدن هاش همه و همه یک دلیل داشت
😔شیشه 😔
آره درست فهمیده بودم اون شیشه مصرف میکرد
منم چاره ای جز رها کردنش نداشتم و همین کارم کردم و فورا به یکی از خاستگارام جواب مثبت دادم ولی اون کوتاه نیامد و نامزدی منو بهم زد
منم دوستش داشتم و گفتم درستش میکنم
با وجود تمام مخالفت های خانواده ام از خونه زدم بیرون و همراهش شدم
اما چه همراهی اون بدتر شد منو کتک میزد که دیگری رو بهم ترجیح دادی و نمیتونم کنار بیام زندگی منو بهم زده بود خانواده ام منو طرد کرده بودن و اونم پا پس کشیده بود
خلاصه ی شب بهم پیشنهاد داد مصرف کنم تا ارام شم منم پا به پاش کشیدم انقدر که لذت بخش بود بخصوص سکس هامون
بعد مدام از سکس های گروهی دم گوشم میگفت و فیلم های سکسی گروهی نشونم میداد
دقیقا چند بار پیشنهاد داد و طرف ها رو که میاورد من میترسیدم و پشیمان میشدم
اما اون گفت قصدم لذته و همه چی بهتر میشه
ی شب که حدود های ۱۲ بود و من حمام بودم با صدای صحبت هاش با ی نفر دیگه تمام وجودم لرزید اومدم بیرون توی اتاق خوابمون بودم که حمام مستر هم توی همون اتاقمون بود
که اومد ی بسته شیشه و پایپ داد و گفت بکش یکم سرحال شی سوپرایز دارم واست و منو میبوسید
بعد کشیدن اون زهر من ام مث خودش شدم و با سکسی ترین لباسم در اتاق و باز کردم و خودش اومد طرفم و شروع کرد به بوسیدن و بعد پنج دقیقه به سکس با من که دیدم اون پسر هم وارد شد خودش گفته بود که بعد من بیا
بعد بلند شد و دستی کشید به سرش و گفت بیا زنمو بکن
اسمش امیر بود قد بلند و هیکلی بود با کیری دوبرابر کیر عشقم
نفسم بند اومده بود که به زور توی من فرو کرد و عشق من لذت میبرد و منو از بغل میبوسید
بعد از ده دقیقه امیر رو کنار کشید و گفت منم آدمم
اونم نمیرفت کنار و مسعود گفت به امیر که تو چون کیرت بزرگتره اذیت نشه دراز بکش این بشینه بالا و بعدش خودش هم از پشت همزمان منو جر دادن
اوج لذت بود که من به ارگاسم رسیدم و دیگه نتونستم
و به سختی ازشون خواستم که دیگه کاری بهم نداشته باشند
مسعود دست امیر و گرفت و رفتن به پذیرایی و امیر شروع کرد به سکس با مسعود و منم واقعا لال شده بودم
اون شب نمیدونم چی شد که سرد شدم از عشقم تجربه بدی بود و من غرق در پشیمانی ولی مسعود اصلا تغییر نکرد و خوشحال بود
من هر روز شاهد گی عشق زندگیم و بی بودن اون بودم و غرق در مواد هر دو
اما دیری نپایید که مسعود با دختری بنام سحر آشنا شد و منو ترک کرد
ازش کمک خواستم ولی بی رحمانه منو رها کرد و منم درگیر سکس و شهوت و شیشه شدم
که مسعود نتونست کنار بیاد و اسمش رو خیانت گذاشت
ما همدیگر رو به لجن کشیدیم
اما گناه من چی بود
اعتماد یا …
یک سال از جدایی ما میگذره و من به زندگی عادی ام برگشتم و به خانواده ام پناه اوردم
اما تمام زندگی ام درد میکند
نمیدانم چرا گناهم چه بود
پسری که کثیف ترین صفت ها را دارد نه تنها من نفرین هزاران دختر دیگر پشت اوست خود را پاک میداند
و از من به عنوان فاحشه یاد میکند
این حق من نبود اعتماد المثنی ندارد
عشق تاوان ندارد
دوست داشتن انتقام ندارد
اما من از خدا میخواهم که روزی یک نفر شبیه خودش سر راهش قرار بگیرد به تاوان تمامی ظلمی که به من کرد …

نوشته: بانوی گل


👍 10
👎 10
8200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

924242
2020-10-15 01:44:33 +0330 +0330

اصل داستان: تمام کونت درد میکند!!:)
دیس

5 ❤️

924246
2020-10-15 01:47:54 +0330 +0330

این چیزی که شما نوشتی، جاش توی قسمت داستان سکسی سایت شهوانی نیست… 😑

5 ❤️

924258
2020-10-15 01:58:40 +0330 +0330

طرف هم کونیه هم بی غریت هم معتاد ! نفرینش کردی که چی بشه؟؟ مگه زندگی بدتر از این هم شدنیه؟ اگر منظورت مرگه واسه ادمی مثل این لطف به حساب میاد!!


924259
2020-10-15 02:01:46 +0330 +0330

و عشق تپه ایست که هرخری از آن بالا میرود
نوشته : فابیان بارتز

6 ❤️

924272
2020-10-15 02:14:28 +0330 +0330

دلم گرفت…
چه آدمایی، چه اتفاقایی، واقعا ناراحت کننده ست، کاشکی دروغ باشه…


924275
2020-10-15 02:17:37 +0330 +0330

نميدانم چرا وقتي داستانت را خواندم مدفوعم گرفت!! كنون حال كسي را دارم كه اسهال شده اما يك نفر مستراح را به اشغال خود دراورده است گمان كنم يبس باشد!!

2 ❤️

924281
2020-10-15 02:31:17 +0330 +0330

لطفا رو خریت خودتون برچسب عشق عاشقی نزارین!!

5 ❤️

924282
2020-10-15 02:34:16 +0330 +0330

وقتی میگن قبل از ازدواج دختر نبایست بده …واسه این جور موقع هاست …
پسره که گناهی نداره …بقصد کردن اومده گفته ساملکون.
یه هفته بعد کشیده پایین گفته میدی بکنیم؟ تو هم که نه نگفتی…لنگاتو واسه یه بچه کونی شیشه ای که حتی خانواده ات رو بهش فروختی دادی بالا و تا خایه فرو کرد بهت . انگاری اصلا از اولش تو رو میخواست واسه امیر کسکشی کنه …موفق هم شد لابد پول خوبی هم گرفته ابنه گدا!!. مقصر اول و اخر خودتی
خلاصه بشین تو خونه ات رو کُس و کونت فلفل بریز و بشین کتاب بخون و تا بلکه یخورده از این عقلی که سوزنش رو 14 سالگیت تو مخت گیر کرده بپره جلوتر …مغزت بروز رسانی بشه.

5 ❤️

924283
2020-10-15 02:34:50 +0330 +0330

توی شهوانی دنبال چی هستی؟! اگه واقعا زخم خوردی و کامت از زندگی تلخ شده باید بری مشاوره و ترک و دنبال زندگی جدیدی باشی. اما ظاهراً خودت هم تنت میخاره.
بهرحال کیر توی دهن هر کسی که زندگی یه نفر رو خراب کنه.

5 ❤️

924296
2020-10-15 02:53:45 +0330 +0330

آخه گلم جای این داستان اینجا نیست
اینجا واس چیزای سکسیه

خداییش حال من گرفته شد از داستانت
چقدر پست و کثیفن بعضیا

2 ❤️

924301
2020-10-15 03:24:08 +0330 +0330

زندگی ک درد نمیکنه
اون بدنه عزیزم مخصوصا کوس و کونت

1 ❤️

924335
2020-10-15 07:41:49 +0330 +0330

کس‌شعر

به نظرم که دوستتت معتاد شد ولی تو کس‌خل شدی. نامزدیت رو بهم زد و تو باهاش فرار کردی؟ قبول داری که ریدی؟ سزای تو با این افکار جاهلانه، همینه. بگذریم، شما پسر هستی. این ننه من غریبم بازی‌ها هم دیگه قدیمی شده.

ها کـُ‌کا

4 ❤️

924341
2020-10-15 09:51:46 +0330 +0330

خوشم نیومد. گند. فقط اگه راست باشه امیدوارم لذت خوشی و عاشقی رو بازم درک کنی

0 ❤️

924363
2020-10-15 12:32:49 +0330 +0330

تو کونت درد میکنه به زندگیت چ ربطی داره
تو هنوز نمیدونی این بچه کونیا و بچه پولدارا و بچه بنگاهیا …به بهونه ازدواج و خاسگاری …شما کرم کونا رو تور میکنن بازیتون میدن تا جا دارین میکننتون و بعد میرن سراغ یکی دیگه
ازون قورمساقا خیلی هستن نمونه ش امیر فواد دلفان آذری فرزند نجم اله بچه کونی ساکن کلاردشت که یه دختر تهرانی به اسم فائزه رو هشت سال بازی داد و بعد ولش کرد و الانم این بازی رو سر یکی دیگه در میاره

1 ❤️

924377
2020-10-15 14:08:10 +0330 +0330

انشالله که این داستان حقیقت نداشته باشه ولی نظر من اینه که گناه تو دوست داشتن و عشق بیش از حد بوده

0 ❤️

924398
2020-10-15 16:08:13 +0330 +0330

نمی خوام سرزنشت کنم اما چون خودت پرسیدی گناه من چی بود می گم که عزیزم همه ش با خواست خودت بوده، مشخص بوده راه اشتباهه اما رفتی خب پس زندگی و طبیعت و بقیه رو مقصر ندون، خودت مقصری
حالا هم سرزنش فایده نداره گذشته گذشته، تجربه تلخ رو برای آینده ت استفاده کن

0 ❤️

924401
2020-10-15 16:28:44 +0330 +0330

دنیا گرده عزیزم نگزان نباش سوخت و سوز داره دیر یا زود نداره،ما مشهدی ها یه مثل داریم میگیم از هر دست بدی از همون دست پس میگیری! مکافات خونه همین دنیاست بهشت و جهنم سریال ترکی.چه بخوای چه نخوای اون یه نفر سر راهش قرار میگیره که به مکافات عملش برسونه و اون موقع شاید اگر کمی از وجدانش باقی مونده باشه به گذشته و کارهایی که در حق دیگران انجام داده فکر کنه دنیا دار مکافات چه خوش گفت شاعر معاصر
از مکافات عمل قافل مشو هر که را دیدی بکن معطلنشو

0 ❤️

924433
2020-10-15 21:09:58 +0330 +0330

این ادم دیگه چی که نیست همه آپشن هایه حیوانی ورزالت روداره

2 ❤️

924449
2020-10-16 01:14:20 +0330 +0330

خودت جنده عشقتم که کونی بهم میاد دیگه

0 ❤️

924522
2020-10-16 02:51:09 +0330 +0330

برعکس بقیه که فحش دادن اگه داستانت واقعی باشه بهت حق میدم هر چی دوس داری بگی ولی وقتی زندگیت عوض شده دیگه گذشته درگذشته ، فکر کردن به گذشته حداقل ضررش اینه که وقتی رو که باید برا ساختن آینده بزاری از دستت میگیره و از طرفی همیشه در دام گذشته نگهت میداره
اگه هم داستانت واقعی نباشه فکر کنم یه چیزایی ته دلت آزارت میده ، رو همفکری با افراد مثبت اندیش حساب کن ضرر نمیکنی

0 ❤️

924668
2020-10-16 17:36:21 +0330 +0330

کاش خوب بمونی

0 ❤️

924678
2020-10-16 19:17:42 +0330 +0330

از یه معتاد شیشه ایی انتظار داشتی امام زاده بشه همین که زنده ایی و ایدز نداری برو خدا رو شکر کن

0 ❤️

925297
2020-10-19 16:35:35 +0330 +0330
+A

جدا از شناخت نویسنده این داستان, مواردی هستن اینقدر که خود خونواده ها دیوث و دیوونه و دریوزه و معتاد و دزد و قاچاق چی و هرزه به ناموس خودشون هستن که دختر, دوست پسرشو مقایسه میکنه با اطرافیانش میبینه این کمتر مواد میکشه یا اگه تا دسته میکنه حدالاقل پدر و برادرش دایی وعموش نیست اگه کتک میخوره از ی نفره نه دم به دقیقه از هر کی نزدیکش نشسته دیگه هم لازم نیست کلفتی ی جمع معتاد کونی و موادفروش رو کنه و بساط سوروساتشونو جور کنه و جنساشونم بفروشه .با تصور بهتر شدن وضعیتش میره و چیزی برای از دست دادن نداره. اون خونواده هم بعدا که دختر برگرده چرا نخوانش, وقتی فقط کارشون سواستفاده بوده مثل قبل ادامه میدن .

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom