تنبیه جذاب

    (سلام این داستان صرفا زاییده ذهنمه و از فانتزی خواهر و برادریه اگه دوست ندارید نخونید)


    یادمه از بچگیم عاشقش بودم همیشه الکی قهر میکردم که نازمو بکشه خودمو لوس میکردم که بهم بیشتر توجه کنه
    برادرمو میگم علیرضایی که 5سال ازم بزرگتر بود و همیشه هوامو داشت همیشه بهترین خوراکیا و عروسکارو برام میگرفت و خلاصه یه برادر واقعا عالی بود اما از اونجایی که من از اون دسته دخترایی بودم که بلوغ زود رس داشتم طرز دوس داشتنم فرق کرد و تمام احساس جنسیم زوم شد رو کسی که عاشقش بودم همه کاری میکردم تا بفهمه بهش حس دارم همیشه با لباسای کوتاه و جذب جلوش میچرخیدم یا گاها با شورتک رو پاهاش میشستم و داغی کیرش حسابی خمارم میکرد یا وقتایی که حموم میرفت منم بزور خودمو میچپوندم تو حموم به بهونه اب بازی باهم حموم کنیم چقدرم که به بهونه کیسه کشیدن حسابی خودمو که سینه های تازه درومدم تو چشم میزد میمالیدم بهش بیشتر شبام که به بهونه ترس میرفتم اتاقش و موش میشدم تو بغلش یوقتا که از پشت بغلم میکرد حسابی کونمو جا میدادم رو کیرش اما داداش ما اقا تر از این حرفا بود که بخواد از راه بدر شه یا شایدم خنگ تر
    خلاصه وقتی دیدم از ایشون بخاری گرم نمیشه با دوست داداشم به اسم سامان دوست شدم پسری دراز و قدبلند عین شلنگ برعکس کیرش که کوچولو بود اولین سکسم با سامان بود که حسابی از خجالت کونم درومد و از اون موقع من عاشق کون دادن شدم درد داشت اما سامان کارشو بلد بود رابطمون چند ماه با سکسای زیاد میگذشت که یه شب که داشتیم سکس چت میکردیم و من غرق حرفای تحریک امیز سامان بودم یهو دیدم که علیرضا گفت خوش میگذره؟بعله تمام چتای منو از پشت سرم داشت میخوند خیلی ترسیده بودم گفتم داداش ببخشید غلط کردم اما علیرضا دستامو گرفتو من و به پشت رو پاهاش خوابوند و چنتا سیلی محکم به کون لختم زد جوری که پوستم میسوخت
    -پس ابجیم جنده شده اره
    -داداش بخدا همو دوس داریم قول داده بیاد خاستگاری
    -ببر زبونتو
    یهو شرتمو کشید پایین با این که ارزوم بود با علیرضا باشم ولی خجالت کشیدم لپای کونمو باز کرد و سوراخمو نگاه میکرد
    -میبینم حسابی از کونت کار کشیدی گشادش کردی
    -نه بخدا کاری نکردیم
    -همین الان تو چت میگفتی کونت کیر میخواااااد الان معلوم میشه دادی یا نه
    که یهو دوتا از انشگتاشو کرد تو سوراخم و من حواسم نبود بجای آی گفتن یه آه سکسی کشیدم که دوباره یه چک محکم زد به لپ کونم
    -پس که کون ندادی ارررره
    داداشت اینجاس و تو میری به غریبه ها کون میدی خودم هرشب هرشب جرت میدم
    من به معنای واقعی ترسیده بودم ولی نه از عصبی شدن علیرضا بلکه از اون کیری که از شلوارش دراورده بود یه کیر کوتاه ولی شدیدا کلفت و من همونجا فاتحه کونمو خوندم
    اما داداشیم اومد دراز کشید روم خیلی با صبر و حوصله از لاله گوشم شروع کرد به خوردن تا لبام هرچند ثانیه یه گازم میگرفت که یادم نره هنوز عصبیه از لبام لیس زد تا گردنم اونجارو انقد میک زد که حسابی کبود شد همینجوووووری میومد پایین و سینه هامو میمالید اما نخوردشون بجاش به هرکدوم دوتا سیلی محکم زد که خیلی دردم اومد بعدش منو بصورت داگ استایل دراورد و شروع کرد سوراخ کونم تا کسم رو لیسیدن انقدر لیسید و با چوچولم بازی کرد پاهام میلرزید اما با یه سیلی دردناک دیگه نزاشت ارضا بشممم سوراخ کونم و کیرشو که با وازلینی که تو اتاق بود حسابی چرب کرد و هرچی زور میزد سر کیرش بره من هی فرار میکردم رو به جلو اخر سر مچ دستامو گرفت و کشید سمت خودش و کیرشم هل داد تو کونم واقعا تازه اون موقع فهمیدم درد کون دادن یعنی چی جوری که نفسم حبس شده بود و نمیتونستم نفس بکشم کمی بی حرکت مونده بود که عادت کنم و بعدش شروع کرد به تلمبه زدن
    -ابجی کوچولو کی داره کون خوشگلتو میکنه هان
    کیر من بهتره یا سامان
    داداشیت هرشب اینجاس که ابتو بیاره
    وقتی این حرفارو میزد از ته دل آه و ناله میکردم به ارزوی همیشگیم رسیده بودم بهترین تنبیه عمرم بود همینجوری تو کونم تلمبه میزد و یه دستش سینمو گرفته بود و یه دستش رو چوچولم بود انقد کرد تا یک ربع بعد تو کونم ارضا شد و کیرشو دراورد و یه دستمال چپوند تو کونم و بغلم افتاد از خستگی منم افتادم تو بغلش همینجوری که موهامو ناز میکرد با صدای بمش میگفت چقد دوسم داره اومد روم و لباشو چسبوند به لبامو حین خوردن با دستش چوچولمو میمالید انقدر ادامه داد تا ارضا شدم


    (اولین تجربه نویسندگی بود کم و کاستی داشت شرمنده)


    نوشته: پیشی

  • 11

  • 17




  • نظرات:
    •   alone326
    • 6 ماه
      • 2

    • بسم...
      گاییدم زهنتو با اون زاییده اش
      کون ده بچه محارم ننویس
      کیر همه بچه های شهوانی تو کون خودتو و خواهر خیالیت


    •   hosseinnak
    • 6 ماه
      • 1

    • فانتزی اسمش روشه فقط فکر و خیاله و لزوما واقعی نیست دوست عزیز گرچه تاثیر منفی تو ذهن خواننده میزاره(خطاب به alone326 عزیز) اما داستان نسبت به فانتزی بودنش بازم خیلی اغراق آمیز بود سناریو نوشتنت جالب نبود میشد به یه طریق دیگه به چیزی که خواهر میخواست برسه چون داداشی گه با شخصیته و آقاست و همیشه هواتو داره نمیتونه یهو اینکارو بکنه اونم داداشی که خودشم جوونه و نباید تجربه زیادی اونم تو این نوع سکس داشته باشه مورد بعدم عدم توجه به بعضی چیزاست مثل نبودن خانواده اینکه کجا و چه شکلی بودی که تونست چتو بخونه و.... در آخر چون تجربه اولته لایک رو تقدیمت میکنم


    •   alone326
    • 6 ماه
      • 1

    • داداشم میدونم منظورتو
      ولی سکس با محارم چه واقعیش و چ زاییده ذهن یه بچه ... درست نیست


    •   پریشانحال
    • 6 ماه
      • 1

    • نمیدونم چرا حس میکنم نویسنده حسینکه


    •   خوشگلخانم
    • 6 ماه
      • 1

    • نخوندم
      چون فهمیدم کاره معاندین وخا'ئنین ه خخخ
      دیگه ازین گوه ها نخور

      باش؟


    •   shaokahn98913
    • 6 ماه
      • 1

    • پیشی جان ننویس !!!


    •   khodam2079
    • 6 ماه
      • 1

    • داستان خوبی بود. البته از نظر منطقی یکم ایراد داشت ولی در کل لذت بخش بود.


    •   iman.shahvanii
    • 6 ماه
      • 1

    • اينهمه كير تو خيابونها ريخته اونوقت خانما يا با داداشهاشون ميخوابن يا ديلدو يا با خيار وبادمجون خودشونو ارضاء ميكنن،،دختره ديگه عقل نداره،،يكبار بياي بمن بدي ديگه هيچ خيار وبادمجوني بهت حال نميده


    •   Mehrdad.r.a
    • 6 ماه
      • 1

    • همین که نوشتی فانتزی هست و واقعی نیست خودش لایک داره، داستان هم خوب بود مخصوصا اینکه به واسطه داستان بودن توش زیاده روی نکرده بودی و توش کیر 26 سانتی (مثل اون یارو که خودش 196 سانت و کیرش 26 و کلفت و زن داییش 185 سانت بود با سینه 95 داشتن و از اول تا آخر اصرار داشت همش واقعیه!) و چیزای عجیب و غریب نیاورده بودی


    •   alone326
    • 6 ماه
      • 1

    • بچه ها این الان کیر مغزه یا مغزش کیریه؟
      جواب منو بدید فقط توی ابهام نمونم


    •   Ztelhae
    • 6 ماه
      • 1

    • جون منم میخام تنبیه بشم


    •   افشینsmh
    • 6 ماه
      • 1

    • فقط یه سوال شلوار دیدم شورت هم که معلوم چیه شلوارکم که اندازش بین این دوتاس اما شورتک چیه


    •   توت.فرنگی
    • 6 ماه
      • 1

    • ما هم فانتزیمونه که بهت فحش بدیم اگه دوست نداری ننویس


    •   Sanazn
    • 6 ماه
      • 1

    • بعله مرسی از نظرات همگی دیگه نمینویسم همین یدونه داستانم صرفا امتحانی بود ببینم چی به چیه ممنون از همگی (rose)


    •   Lasboo
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • ریدی


    •   Ellii8578
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • تخیل باحالی بود.ولی محارم نبود جذابتر میشد. استعدادشو داری.ادامه بده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو