توبه ی گرگ

    فرشاد هستم 33 سالمه اهل آستارا متاهل.داستان من مربوط میشه به 4سال پیش.
    زمان مجردی به شدت خانوم باز بودم و نصف درآمدم رو خرج کوس میکردم همیشه قبل از سکس مشروب میخوردم چون شهوت و هیجانم رو بالا می‌برد اونقدر خانم بازی کرده بودم که احساس میکردم یه پورن استار حرفه ای شدم خیلی از پوزیشن های سخت توی فیلم ها رو موقع سکس اجرا میکردم و خیلی خشن بودم جوری که گاهی اشک طرف رو درمی‌آوردم.
    بعد از ازدواج با پریسا توبه کرده بودم و بیخیال اینکارا شده بودم ولی بعد از دوسال احساس میکردم دیگه سکس با پریسا خیلی راضیم نمیکنه چون نمیتونستم اونجوری که دلم میخواست باهاش سکس کنم و این شد که دوباره مث قبل خانوم بازی رو شروع کردم. اونقدر ادامه دادم تا اینکه بلاخره مچمو گرفت بعد از کلی بگو مگو و جروبحث گفت مثل اینکه کلا خیانت ژنتیکی توی خونتون هست اون از فرنوش(خواهرم که مطلقه بود) اینم از تو منم عصبی شدم و یه سیلی محکم بهش زدم چیزی نگفت نگام کرد و رفت.
    سه هفته از قهر پریسا گذشته بود چندباری رفتم دنبالش ولی اون راغب بود که جدا بشه.
    خانواده دو طرف جریان رو فهمیده بودن و این خیلی روی من تاثیر بدی گذاشته بود احساس میکردم دیگه غرور و جایگاهم رو پیش همه از دست دادم، هرشب مشروب میخوردم و دیگه حس خانوم بازی هم نداشتم و تصمیم گرفته بودم که واقعا توبه کنم.
    تواین مدت مادرم چند باری بهم گفت که واسه ناهار و شام برم اونجا ولی قبول نکردم چون هم ناراحت بودم هم روم نمیشد توچشمشون نگاه کنم به ناچار فرنوش میومد برام غذا درست میکرد و خونه رو تمیز می‌کرد.
    فرنوش 5سال از من بزرگتر بود اون زمان 2سال بود که از شوهرش جداشده بود. دختر ساده پوش و چادری هستش. اندام درشتی داره سینه و باسن بزرگ و وزن شاید 80 کیلو.
    خیلی نصیحتم می‌کرد و می‌گفت سعی کن دلشو بدست بیاری.
    یه شب که اومده بعد از شام من طبق معمول داشتم مشروب میخوردم تا نصف پر بود کنارم نشست و شروع کرد به نصیحت کردن و گفت اینکارا چیه میکنی؟ گفتم مشروب خوردن چه ايرادي داره؟ گفت این نه، گفتم پس چی؟ گفت اونکارا، جدا از خیانت بیماری های خطرناک هم میگیری ساکت بودم بعد گفت یوقت تعارف نکنیا! گفتم میخوری مگه!!؟ خندید گفت تو بچه بودی ما مشروب خور بودیم، یه استکان آوردم و براش ریختم چنتا پیک خوردیم من که داغ کرده بودم فرنوش بالشت رو گذاشت زیر دستش و دراز کشید گفت به سیگار بده، گفتم عه سیگار هم میکشی!!؟ گفت نه ولی با مشروب می‌چسبه یه سیگار بهش دادم معلوم بود داغ کرده و شروع کرد به حرف زدن گفت از کی اینکارا رو میکنی؟ منم که داغ بودم گفتم خیلی وقته، گفت عه چرا خب؟ گفتم عادته دیگه، چیزی نگفت دوباره چنتا پیک خوردیم حالا هردو تقریبا مست بودیم گفت دوران مجردی هرکاری بکنی خیلی ایرادی نیست ولی بعد از ازدواج چی کم داشتی؟ یه پیک دیگه خوردیم داغ بودم گفتم خب با زن باید حد و حدود رو رعایت کنی حال نمیده زیاد، خندید گفت مستیا گفتم خودتم مستی، بلند شد گفت هوووف چه گرمه یه تیشرت بلند تنش بود یهو درش آورد یه سوتین سفید داشت سینه های خیلی بزرگی داشت شکمشم یکم بزرگ بود اولین بار بود اینجوری میدیدمش نشست گفتم راحتی!؟ خندید گفت بیخیال گیر نده، بعد گفت یعنی چی خیلی حال نمیده؟ منم علاوه بر مشروب حالا شهوت هم مستم کرده بود گفتم خب من خشن دوس دارم پریسا خوشش نمیاد فقط فکر ارضا شدنه، گفت اوووه چه خشن، منم خندیدم، گفت شاید حق داری چون رابطه جنسی خیلی توی زندگی تأثیر میزاره اگه ارضا نشی مشکل پیش میاد همش نگاهم به سینه و شکمش بود، گفت هوووی حواسم هستا کجا رو نگا میکنی؟ ترسیدم گفتم هیچی چی میگی!! گفت غلط کردی فکرنکن مستم هنوز حواسم هست، منم خندیدم گفتم خب خیلی خوشگله دیگه، کنترلی روی خودم و حرفام نداشتم گفت چشاتو درویش کن، شیشه دیگه داشت تموم میشد گفت من دیگه نمی‌خورم بسته بیشتر از این بخورم سیاه مست میشم منم چنتا پیک آخر رو تنها خوردم داغ داغ بودم همش نگاهم به فرنوش بود اصلا دست خودم نبود باز گفت عجب غلطی کردم لخت شدم! گفتم چرت نگو، گفت همه پسرا همینن شق کنن خودی و غیرخودی نمیشناسن، باتعجب نگاش کردم گفتم این حرفا رو هم بلدی!!؟ خندید، من مست مست بودم ولی فرنوش چون کم خورده بود حالش بهتر بود گفتم از کجا میدونی شق شده!؟ گفت دارم میبینم، گفتم لختشو ندیدی! خندید گفت اون لختشم چقده مگه هسته خرما، گفتم ندیدی حرف نزن کمی سکوت کردیم گفتم میخوای ببینی؟ گفت خفه مستی حالیت نیست چی میگی،بلند شد وسایل رو جمع کرد رفت آشپزخانه به اندامش نگاه می‌کردم توی ذهنم میگفتم گوربابای همه چی گور بابای توبه، جوگیر شدم رفتم از پشت بغلش کردم کیرمم نیمه شق بود چسبید به کونش خیلی گوشتی و نرم بود گفت عه نکن دیوونه بوسش کردم ازش جدا شدم رفتم روی مبل نشستم همش نگاش میکردم اومد گفت اینکارا چیه میکنی؟ گفتم مستم دیگه همیشه بعد از مست شدن اینجوری میشم، گفت خب جنبه نداری نخور برو بخواب، گفتم حسش نیست چه خوابی تازه سرحال اومدم، گفت معلومه تیشرتشو پوشید دوباره رفتم بغلش کردم گفت عه نکن روانی ولی خیلی مقاوت نمی‌کرد گردنشو بوسیدم دیگه تعادل نداشت خودشو جدا کرد گفت بسه خطرناک میشه، گفتم خب منم همینو میخوام دوباره بغلش کردم ازش لب گرفتم اونم داغ شده بود دستشو گرفتم گفتم بریم اتاق، گفت نه ول‌کن فرشاد، کشیدمش گفتم بیا بابا بیخیال یکم زور زد که نیاد ولی من بردمش اتاق نشست روی تخت پیراهنم رو درآوردم نگام میکرد گفتم توهم دربیار دیگه گفت چی میگی ول‌کن ولی خیلی جدی به نظر نمیرسید، شلوارمو درآوردم با شورت کنارش نشستم کیرم شق شده بود دستمو انداختم دور گردنش میبوسیدمش ولی اون بدون حرکت بود هیچی نمی‌گفت، مستی و شهوت عقل و هوشم رو ازم گرفته بود گفتم چرا ساکتی؟ گفت ول‌کن بد میشه، گفتم چیزی نمیشه که کسی نمی‌فهمه چیزی نگفت خواستم تیشرتشو دربیارم دستمو پس زد گفتم یه بار هزار بار نمیشه اذیت نکن، بلاخره تیشرتشو درآوردم شروع کردم به مالیدن و بوسیدن سینه هاش همش میگفتم جووون واااای چه گوشتی اونم هیچی نمی‌گفت شکمش رو لیس میزدم دستمو بردم سمت کوسش بلند شد گفت تا همینجا بسه فرشاد، گفتم باشه فقط سینه میمالم به کیرم اشاره کرد گفت بله معلومه! گفتم اتفاقی نمیفته نترس جلوش زانو زدم ساپورتشو کشیدم پایین شورت نداشت کوسش تپل بود و یکم مو داشت گفتم جوووون چه کلوچه ای اووووف سرمو بردم لای پاش رفت عقب گفتم میخوام بخورم فقط بلند شدم شورتمو درآوردم به کیرم نگاه می‌کرد خودم هیچوقت کیرمو اینقدر شق ندیده بودم، بهش چسبیدم و شروع کردم به لب گرفتن دیگه مقاومت نمی‌کرد اونم چسبید بهم دستشو برد سمت کیرم و مالش میداد منم دیگه مطمئن شدم راضی شده برش گردوندم کونش خیلی بزرگ بود چنتا سیلی محکم زدم بهش گفت آی یواش دوباره چنتا دیگه زدم گفت آخ یواشتر ديگه، خندیدم کونشو بوسیدم گفتم بهت که گفتم من خشن دوس دارم حالا دراز بکش، گفت چجوری؟ گفتم دمر، دراز کشید شروع کردم به خوردن و لیسدن کون و کوسش سوراخ کونشو باز میکردم و زبونمو توش بازی میدادم گفت آه وااای جووون گفتم جوووونم آه و ناله کن چنتا سیلی زدم کونش سرخ شده بود چیزی نمیگفت برش گردوندم سوتنیش رو درآوردم دوتا گوشت و بزرگ افتاد بیرون گفتم آخ که میمیرم واسه این ممه ها خندید شروع کردم به خوردن جوری گرفته بودمشون که انگار قراره ازم بگیرن نوک سینه هاشو میک میزدم و گاز میگرفتم همش میگفت آخ آخ منم بیشتر تحریک میشدم یه تف انداختم لاش و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش محکم گرفته بودمشون و تلنبه میزدم گفتم آی چه حالی میده وااای اونم دستاشو گذاشته بود روی دست من چیزی نمی‌گفت اونقدر زدم که آبم اومد ریخت روی صورتش بلند گفتم آخ گفت عه چه زود خندیدم گفتم هنوز ادامه داره نترس، از روش بلند شدم جعبه دستمال کاغذی رو دادم بهش صورتشو تمیز کرد و گفتم ساک میزنی گفت بخواب دراز کشیدم گفتم جووون چه شود خندید اومد بین پاهام یکم مالش داد زل زده بود توی چشمام یهو همشو فرو کرد توی دهنش گفتم واااای چیکار کردی کیرمو از دهنش درآورد گفت چیشد!؟ گفتم خیلی حال داد خندید دوباره شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ای و قشنگ می‌خورد گفتم خوب بلدیا گفت حرف نزن، تخمامو لیس میزد و می‌خورد تا زیر تخمام رو لیس میزد داشتم دیوونه میشدم و همش میگفتم آخ وااای جوووون بخورش بیشتر بخورش بعداز چنددقیقه گفتم بسه ازتخت اومدم پایین سرشو آوردم لبه تخت سرش ازتخت بیرون زده‌ بود گفتم اینجوری بساک دهنشو باز کرد کیرمو کردم توی دهنش سینه هاشو محکم گرفته بودم و کیرمو توی دهنش عقب و جلو می‌کردم، کیرمو کشیدم بیرون تا نفس بکشه دوباره کردم دهنش و نگه داشتم و فشار میدادم وقتی اوق میزد میکشیدم بیرون صورتش تفی شده بود ولی هیچ اعتراضی نمی‌کرد مث وحشیا شده بودم بعد از کمی ساک زدن گفتم بخواب رفت روی تخت نفس نفس میزد لنگاشو باز کردم یکم سر کیرمو به چوچولش مالیدم و یهو فرو کردم یه جیغ کوچیک زد گفتم جووون سرمو کشید سمت صورتش لب می‌گرفتیم منم تلنبه میزدم خیلی باقدرت میزدم جوری که تخمام درد میگرفت ولی بی اعتنا تلنبه میزدم هردو نفس نفس میزدیم کیرمو محکم فرو کردم داخل و نگه داشتم همونجوری فشارش میدادم گفت آخ جووون دلم میخواد ادامه بده درنیار گفتم جووونم فدای کوس پشمالوت خندید گفت فدای کیر کلفتت روش دراز کشیدم و سینه هاشو میک میزدم می‌گفت آی آخ آه ادامه بده دارم میام جووون منم سرعت تلنبه زدنمو بیشتر کردم یهو لرزید یه آه بلند کشید ول شد گفتم جووونم کاری میکنم یه بار دیگه ارضا بشی خندید گفت اگه تونستی، برش گردوندم دمر خوابید کمی کون و سوراخشو لیس زدم و چنتا سیلی زدم گفتم ازکون بکنم؟ گفت الان نه یکم توو کوس بکن فعلا منم کیرمو فرو کردم و روش دراز کشیدم و شروع کردم به تلنبه زدن دستامو ستون کرده بودم میرفتم بالا خودمو پرت میکردم صدای برخورد بدنم به کونش توی خونه پیچیده بود میگفت وااای فرشاد بزن بزن محکمتر بزن بزن منم چندبار همینجوری محکم زدم آبم اومد گفت اومد؟ گفتم آره ولی بزار دو دقیقه استراحت کنم نفسم بالا بیاد خندید اومد بغلم یکم همدیگرو بوسیدیم و مالیدیم، گفتم برو از تو یخچال دوتا لیوان آب پرتقال بیار بخوریم گفت دوپینگ میکنی!؟خندیدم گفتم لازمه خب بلند شد رفت بعد از چند دقیقه اومد دوتا آب پرتقال خوردیم و یکم حرف زدیم بعد دوباره برام ساک زد تا کیرم شق شد خوابوندمش دوباره لاپستونی زدم یکم کیرمو لای پستوناش بازی دادم گفتم حالت داگی شو، کونشو اونقدر داده بود بالا که سوراخ کونش باز شده بود گفتم جووون چه سوراخی یکم لیسش زدم و یه تُف انداختم گفتم ازکون میکنم!! گفت بزن، کیرمو آروم هول دادم داخل یهو همش رفت توش گفت آی آخ گفتم دردت اومد؟ گفت نه حال داد خیلی داغ بود گفتم جووونم سوارش شدم شروع کردم به تلنبه زدن های پی در پی کیرمو توی سوراخ کونش نگه می‌داشتم و وزنمو روش مینداختم میگفت آه وااای میخوام همینجوری بزن منم بیشتر تحریک میشدم و ادامه میدادم اونم مدام آه و ناله می‌کرد ولی کم کم احساس خستگی میکردم کیرمو کشیدم بیرون سوراخش گشاد گشاد شده بود گفت چیشد؟ گفتم خسته شدم ولی چی ساختم برات، خندید، گفتم خب سر و ته شو، گفت چجوری یه بالش گذاشتم پایین تخت گفتم سر بر زمین لنگ درهوا گفت سختمه فرشاد، گفتم خیلی طولش نمیدم خسته شدی میکشم بیرون نترس، سر و ته شد کمرشو چسبوندم به تخت رفتم روش گفتم جات خوبه؟ خندید گفت بد نیست، کیرمو آروم کردم توی کونش جیغ زد کشیدم بیرون گفتم چیشد!!؟ خندید گفت هیچی گفتم عوضی حالمونو نگیر، رفتم روش دوباره کیرمو فرو کردم توی کونش و شروع کردم به تلنبه زدن کیرمو میکشیدم بيرون دوباره فرو میکردم آه و ناله می‌کرد و میگف وااای چه خوبه نفس نفس میزد منم همش قربون صدقش میرفتم چند دقیقه همینجوری ادامه دادیم گفت فرشاد خسته شدم کیرمو کشیدم بیرون دراز کشید گفت نیومد آبت؟ خسته شدم، گفتم میاد حالا یکم بنداز لای سینه هات، یکم لاپستونی زدم گفتم دوباره سروته شو، گفت عه دوباره!؟ گفتم نترس آبم میاد الان، سروته شد منم اینبار دستمو گذاشتم روی تخت حالت برعکس کیرمو فرو کردم توی کوسش شروع کردم به تلنبه زدن میگفت واااای فرشاد آخ بزن بزن درنیار بزن محکمتر بزن منم با قدرت میزدم و آه میکشیدم بعد از چند دقیقه گفت کمر درد گرفتم توجهی نمیکردم و به شدت تلنبه میزدم گفت فرشاد بسته کمرم شکست ولی باز اهمیت نمی‌دادم یهو خودشو کشید عقب و رو زانو نشست گفت وااای کمرم شکست نمیشنوی چی میگم؟ خندیدم روبروش نشستم بغلش کردم یکم سینه هاشو مالیدم و لیس زدم بعد پاهامو دو طرفش گذاشتم و دراز کشیدم گفتم لاپستونی گفت عشق ممه داریا!! خندیدم گفتم تو چه دانی! بعد از کمی لاپستونی احساس کردم آبم داره میاد سریع بلند شدم کیرمو گرفتم سمت صورتش زبونشو درآورده بود منم کیرمو میمالیدم یهو همه آبم پاچید روی صورت و سینه هاش یه آه بلند کشیدم بعد از ارضا بلند شد گفت من برم دوش، منم بی‌حال روی تخت افتادم.
    حدود یکماه تا آشتی کردن با پریسا، فرنوش چندروز یکبار میومد مشروب می‌خوردیم و سکس میکردیم ولی بعد آشتی کردن من و پریسا دیگه کمتر شد تااینکه دوسال پیش ازدواج کرد و کلا دیگه سکس نکردیم تا امروز ولی اون سکس هیچوقت از یادم نمیره همون باعث شد تا دوباره خانوم بازی رو شروع کنم...


    نوشته: فرشاد 33

  • 11

  • 29




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 4 هفته،1 روز
      • 13

    • اینکه تا اون سن نصف درآمدت رو به کص گاو زدی به کنار ولی با خواهر؟؟؟؟؟؟؟ خواهر؟؟؟؟؟ کی منقرض میشین شماها؟؟


    •   Cleverman1358
    • 4 هفته،1 روز
      • 9

    • اگه راست باشه که نیست ، خاک توی سر حیوونت ، البته حیف حیوون که به تو بگن
      دیس
      کاش میشد چند بار دیسلایک کرد


    •   Mehditabriziolya
    • 4 هفته،1 روز
      • 6

    • سکس با محارم نسبی خیلی کار کثیفیه


    •   Prometheuss
    • 4 هفته،1 روز
      • 11

    • اصل داستان اینه زنت فهمیده پولتو میدی برا کردن جنده ها، یه شب باباش و داداشاش میان خونتون مست میکنن تا خود صبح از کون میکننت


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 4 هفته،1 روز
      • 13

    • اونجا که گفتی " احساس میکردی یه پورن استار حسابی شدی " رو باهات موافقم


      شده بودی خاله الکسیس ، البته از پشت


      جقی پلشت


    •   nima_rahnama
    • 4 هفته،1 روز
      • 9

    • فرشاد ۳۳
      ۳۳۰ بار گفتی مستِ مست بودم
      میخوای وقتی مستی کمتر بزنی؟؟
      مواظب باش وقتی مستی جای مزه نخورنت پَلووون


    •   peen555
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • اها............هرچی می خوام فحش بدم نمی تونم می زارم دوستان پذیرای حالت باشند


    •   shahx-1
    • 4 هفته،1 روز
      • 11

    • یه دسته گل بخر یه کارت تشکر بزار روش از طرف پدرت بفرست برا خانومت که سر یه ماه رضایت داد برگشت!!چون اگر چند هفته دیکه قهر میموندین احتمالا الان اون بدبختم‌کرده بودی!!! (biggrin)


    •   Siin-miim
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • ناموسن خانوم بازی چیه؟


      نه ب اون خانوم گفتنش نه ب اون باز بودنش://


      یا عین آدم بگو کص بازی یا نه بگو همنشینی صمیمانه با بانوان:/ این اسمی ک تو میگی ترکیبیه :///


      چرا ماستارو میریزید تو قیمه ها آخه؟؟؟


    •   ساراکونگنده
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • جوننن کون ابجی کردن داره


    •   Javane.jahel
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • دمت گرم کشیدی بیرون گذاشتی نفس بکشه (rolling)


    •   سنگ سرد
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • قبلا هم گفتم کیری که برای ناموس بلند شد رو باید با اره کند برید و چرخ کرد و خام خام به خورد طرف داد


    •   sexybala
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   اشی۸۵مشی
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • عجب بیشعوری تووووو


    •   mostoufi
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • منم فرشاد همان گاو سیه مست
      به هر زن که ببینم میزنم دست
      بگایم خواهرم از پشت و از پس
      ولی افسوس ننم مفت از دستم جست
      ها وولا


    •   donbalsex1
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • اخه دیوس خان‌ نمی دونستی بدون ...درصورت مستی اصلا کیرت راست نمیشه اگر هم بشه نیمه راست اونم برای یه مدت محدود چون الکل نمی زاره


    •   مجید34
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر حسن روحانی دامت برکاته
      لطفا ترتیبی اتخاذ فرمایید که جنس خوب توسط ساقی ها پخش شود
      با سپاس فراوان


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • بابا خشن
      کیر تو اون واحد ادبیاتی که پاس کردی
      کونی تو هنوز نمیدونی کس رو چه جوری مینویسن
      اونایی که تو کردی و روشدن پوزیشن زدی طبل بزرگ بوده پورن استار
      تجسم اینکه کون لخت افتادی رو طبل داری تلمبه میزنی همش جلو چشممه


    •   Alouche
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • چرت پرت هی گفتم گفت گفتم گفت مرگ و گفتم گفت


    •   hamid30gari
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • آخیش بالاخره بعده چندتا داستان خوب یه کستان خوندیم و میتونیم یه چندتا ناسزا بگیم.خخخ ناسزا خخخخخخ
      بابا بکن بابا سوپر استار شنیدم تو داستان گفتی پوزیشن میزدی و یه پا پورن استار شده بودی جقی.
      پورن استارم بشی ته تهش الیزا باربارا میشی دیگه خشگله.حالا هی برو کچل کن شکل عمو جانی بشی ولی اون کون کارت رو خراب میکنه و میشی الکسیس.


    •   Smtbt
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • زیاد فیلم سوپر نبین ، مغزت پکیده


    •   Gayaneh
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • والا از اولش تو یا داغ بودی ،یا مستِ مست بودی یا داشتی تحریک میشدی خب یِدِیقِه آروم باش ببینیم چی میگی خو (biggrin)


    •   Mosio65
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • اسم شهرت میگی چه کنی حالا فکر کردی افتخاره خاک بر سرت حیف شهرت


    •   Sepidarsal
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • جمع جنده ها جمع ِ


    •   Reza00777
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بنام خدا............. بکیرم


    •   Iraniazadpars56789
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • نخوندم داستان رو چون نمیخاستم بعد خوندن دوتا داستان خوب حالم بد بشه کی نسل شما منقرض میشه از دست شمابا مذخرفاتتون راحت میشیم دیس میدم شاید رستگار شوی و دیگه چرندیات ذهنیتو ننویسی


    •   Real_slim_shady-
    • 4 هفته
      • 0

    • اینقدر با فیلمای پورن جق زدی که سلول های خاکستری مغزت به گا رفتن فاز عمو جانی ورداشتی


    •   mohammadaziizii42
    • 4 هفته
      • 0

    • کوس کش بی بیغیرت تخم سک این چیه نوشتی
      دوست ندارم نظرم بدم اما تو شورش و در آوردی
      کل خاندانتو گائیدم


    •   saeedno15
    • 4 هفته
      • 0

    • یا حضرت پشم این حجم از کسشر توی شهوانی سابقه نداشت, مشروب میخوردی خواهرتم اومده باهات خورده بعد گفته گرمم شد جلوت لخت شده؟؟؟؟ بعد از دو جهت بهت داده؟؟ جنده های برازرز هم اینقدر راحت لخت نمیشن (biggrin)


    •   omidario
    • 4 هفته
      • 0

    • بی شعور


    •   Fantasysister
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • سلام.حتما ماجرای ماساژ سکسی خواهرم که به سکس منجر شد را در تاپیکم مطالعه کنید.تنها ماجرای واقعی که خواهید خواند


    •   Z.R.M
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی بود، دمت گرم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو