تو ماه‌ عسلمون دادم

    بالاخره بعداز مدتها تونستیم یه عروسی ساده بگیریم و‌ بریم سر خونه زندگیمون ، چارسال عقد بودیم و بخاطر مشکلات مالی نتونسته بودم مستقل بشیم ،سهراب پسر سخت کوشی بود و تمام تلاششو واسه بدست اوردن من کرده بود همدیگرو هم‌دوس داشتیم و بخاطر طولانی شدن زمان عقد ، همه جور سکسی روباهم تو این چارسال تجربه کردیم ،چندماه قبل از عروسیمون بخاطر اینکه بتونم ازمایشش کنم با یه ایدی ساختگی تو تلگرام بهش پیام میدادم و از عشقش به خودم مطمئن بودم اما بعضی گرایشهاش عجیب بود برام ، مثلا اینکه میگفت دلم میخاد زنم رو با یکی دیگه حین سکس ببینم ، فکر میکردم تو چت جوگیر میشه که ازین حرفا میزنه و زیاد جدی نمیگرفتم حرفاشو، خلاصه اینکه بالاخره بعدازینکه یه مدت از زندگی مشترکمون گذشت توحرفاش موقع سکس از همین‌تمایلات خرکیش میکفت اما جرات نمیکرد پیگیرش باشه
    تا روزی که تصمیم گرفتیم واسه ماه عسل بریم‌مسافرت
    بخاطر خنک بودن هوا ی مرداد ماه نصف شب وسایلمونو جمع کردیم و راه افتادیم بطرف یکی از شهرای شمالی
    بعداز رسیدن. که وسط ظهر بود یه ویلا گرفتیم و مستقر شدیم
    اون چندروز اونجا خیلی انفاقا افتاد که تا مدتها رو زندگیمون تاثیر منفی گذاشت و مارو تا نزدیک جدایی رسوند که من میخوام اونو براتون تعریف کنم
    شب اول وقتی داشتیم حسابی حال میکردیم سهراب حین سکس از همون‌تمایلاتش گفت و اینکه میخاد واسه یه بارم که شده یه نفر دیگه منو بکنه و اون ببینه
    منم چون تاحدودی از قبل امادگی شنیدن اینحرفا رو‌داشتم اما باز جوری وانمود کردم که جاخوردم و ازش خاستم ازینحرفا نزنه اما اون‌ول کن نبود میگفت مژده بیا اینجا هیچکس مارو نمیشناسه اینکارو امتحان کنیم و بعدش واسه همیشه بذاریمش کنار
    خلاصه اونشب و فرداش تو حرفاش همش همین‌موضوعو تکرار میکرد و میگفت خیلی دوس داره تجربش کنه و هرچی من بهش میگفتم بعدش پشیمون میشیم و دیگه‌کار از کار گذشته ول کن نبود که‌نبود ،حتی میگفت دستخط بهت میدم و امضا میکنم که اینکار با میل و اصرار خودم بوده و عواقبشم باخودم
    دوروز اول که اونجا بودیم مدام تو گوشم خوند و خوند تا قبول کردم ولی قبلش قرار شد یه فایل صوتی پرکنه و اقرار کنه که اینکار با اصرار بیش از حد اونه و از منم تو همون فایل قول گرفت که فقط واسه همین یه بار باشه و‌ قسم خوردیم‌که تا اخر عمرمون فکر تکرارشو‌نکنیم
    منم واسه محکم کاری اون فایلو تو چنتا از ایمیلام فرستادم تا بعدا نتونه زیرش بزنه و ههاقغیتش خودمم بدم‌نمیومد این‌فانتزیو امتحان کنم ولی هم میترسیدم هم‌اینکه باورم نمیشد بتونه عملیش کنه و بخودم میکفتم تا لحظه ی اخر پشیمون میشه و انجامش نمیدیم
    نقشه ی سهراب ابن بود که مثلا من یه هرزه ام که چنروز باهاش اومدم شمال و پولشو گرفتم و اینحوری کسی نمیتونس تحقیرش کنه که زنتو کردم و این حرفا و الان دمبال یه نفر میگردیم که پول ویلارو حساب کنه تا خرجش بینشون تقسیم بشه ، یکی دوروز دنبال کیس مناسب میگشتیم بیشتر کنار ساحل که مثلا یه ادم باکلاس و بقول سهراب کیر کلفت پیدا کنیم که سرش به تنش بیرزه
    چندمورد پیداشد که مورد قبول من واقع نشد چون ازشون چندشم میشد تا یه روز که رفته بودیم بازار یه پسر رو دیدم که نگاهای ناجوری بهم میکرد و یکی دوتا چشمک وقتی سهراب حواسش نبود باهم مبادله کردیم و راه‌افتاد‌تو بازار دنبالمون
    منم به سهراب نشونش دادم و گفتم این‌خوبه و قرار شد سهراب باهاش حرف بزنه ، یه جا تو پاساژ که رفته بودیم مانتوهاشو نگا کنیم سهراب رفت تو یه‌مغازه و بمن گفت سرخودتو گرم‌کن تا من باهاش حرف بزنم منم سرگرم مانتوهاشدم و زیرچشمی نگاشون میکردم
    اول که سهراب رفت بطرف پسره ملوم بود طرف ترسید و چندقدم به عقب رفت ولی سهراب صداش کرد و باهم مشفول صحبت شدند،چند دقیقه ای مشغول صحبت شدند و بعد متوجه شدم که شماره هاشونو ردبدل کردند و سهراب اومد داخل
    گفتم‌ چی شد گفت حله ، طرف تهرانیه و با دوستاش اومده‌مسافرت و فکرد تو جنده ای و قرار شد پول ویلارو اون بده و منم‌بهش شماره دادم عصر زنگ میزنه واسه‌امشب برنامه داریم
    گفتم سهراب نکنه با دوستاش بیاد گفت نه نگران‌نباش قرارشد‌فقط خودش
    تا ویلا صدبار دیگه بهش گفتم هنوز دیر نشده و میتونی بیخیال بشی اما سهراب میگفت نه یه بار امتحانی خودم دوسدارم
    وقتی رسیدیم ویلا منکه از استرس اصلا نتونستم غذابخورم خلاصه ی چیزایی خوردیم و منو فرستاد تو حموم که صاف و صوف کنم خودمو
    وقتی از حموم‌اومدم سهراب داشت باطرف تلفنی حرف میزد بهش میگفت اره مشروبم بیار و باهم مشخص بود گرم گرفتن اسمش فرزاد بود و اینحور که سهراب میگفت از من خیلی خوشش اومده بود و‌از سینه هام تعریف کرده بود براش سهرابم بهش گفته بود که تازه طلاق گرفته و داره واسه امرار معاش جندگی میکنه و تازه کاره خلاصه که دهنش بدجور اب افتاده بود طرف ...
    خلاصه واسه شب حسابی تیپ زدم و موهامو بالا بستم و ارایش غلیظ کردم و یه کت دامن کوتاه نیم تنه پوشیدم با جوراب شلواری نازک
    ولی همش بخودم دلداری میدادم که الان سهراب پشیمون میشه و بیخال میشه واقعا باورم نمیشد تا این‌حد پایه‌باشه‌واسه اینکار
    بچه ها این‌داستان واقعیه ،نظر بدین تا قسمت بعدی براتون بگم چی کذشت اون چندشب


    نوشته: مژده

  • 54

  • 28




  • نظرات:
    •   adelbozorg
    • 4 ماه،1 هفته
      • 4

    • والله چی بگم ؟؟ خواستم ناسزا بگم دیدم شما خوده ناسزایی . عزیزم اگر خواستی جنوب هم بیایی بدی من هستم


    •   farhadkhaan
    • 4 ماه،1 هفته
      • 4

    • به نظر من ادامه شو ننویسی بهتره چون اصلا داستان نوشتن بلد نیستی


    •   lovely_grl
    • 4 ماه،1 هفته
      • 17

    • والا تا جایی ک من میدونم مرداد ن ک خنک نیس بلکه سگ تو گرما یاتاقان میزنه اونم‌شمال با اون هوای شرجیش ...
      و بعد اینکه اون پسر میتونس بره سراغ ی کیس دیگه ک ارزونتر در بیاد براش پول ویلا؟؟ چ خبره مگه نیکی بنزو رزرو کرده


    •   محمدیاسی
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستانت خیلی جالبناک بود.ممنون میشم که هر چه زودتر ادامشو بنویسی.چون تقریبا یه جورایی همین اتفاق واسه منو خانمم افتاده.


    •   bj_lover
    • 4 ماه،1 هفته
      • 11

    • مادلمون میخواد یکی بخاطر ما غیرتی بشه بعد این مفلوک داره عشق میکنه که شوهرش بیغیرته


    •   Sina8firoozi
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستان شما دقیقاً شبیه تمایلات واقعی من نسبت به خانوممه، لطفاً ادامه ماجرا رو تعریف کنید. با تشکر


    •   royaei
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • نوشتن داستانت خوب بود ؛ ولی با موضوعش مخالفم چون فکر میکنم زندگیتون رو فنا میکنید ؛
      این حرکت ضد اخلاقیه و پشیمون شدن بعد از انجامش فایده نداره چون تا آخر عمرتون سایه اش رو زندگیتون سنگینی میکنه ؛
      موفق باشی


    •   maryamrooshani
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • اگه کونت نمیخاره، ادامه شا زود بنویس، اما اگه دلت فحش میخواد ننویس


    •   Nevermindd
    • 4 ماه،1 هفته
      • 5

    • یادش بخیر قبلا یه زمانی مردا رو زناشون تعصب داشتن کیرم تو فرهنگتون چی شماها رو اینقد عوض کرده؟ چی میخورید؟ کاهو و اینا بخورین خرما و فلفل و اینا نخورین


    •   Javane.jahel
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • تف تو حلقت


    •   Ali30sas
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • چی بگم همین کیرم تو کون شوهر بی غیرتت. یعنی رید توزندگی مشترکتان


    •   Ali Black
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • به دنبال خوندن یه داستان اومدم و بعد از چند جمله متوجه شدم این یه هرزنامه هست و نخوندم.... اما:
      واقعا گوه زدین تو این سایت. یه مشت بی فرهنگ و عقب مونده که اسم هرزگی و کثافت کاری رو گذاشتن تمایل جنسی. خیلی هم راحت به اسم تمایل جنسی و آزادی عقیده در تمایلات جنسی از خودشون دفاع میکنن و ...
      لعنت به جمهوری اسلامی که باعث اصلی فساد اخلاقی و انحطاط فکری مردم ایران شده.


    •   وب.گرد
    • 4 ماه،1 هفته
      • 5

    • جدیدا شمال رفته تو نیمکره جنوبی گمونم.تا همینجا خوندم بسم شد.


    •   Parsa_jamshidieng
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • از کجا بفهمیم کی قسمت بعدی میاد


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو ماه عسلمون دادم


      ندادی که .....


    •   ناصر39
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • فقط دیسکلایک
      دلیلش هم معلومه
      اگر عبرت آموز بود در یک داستان تمام می شد
      اما هدف نویسنده اول ایجاد لذت هرزگی هست و بعدش پشیمانی!
      دقیقا مثل آدم هایی که اول نماز می خوانند بعد مشروب می خورند و بعدش هم توبه می کنند


    •   ayhanxxx
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • ادامه بده حال میده


    •   Ahvaz65
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • دروغ
      دروغ
      دروغ


    •   Mahdisasian
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • ننویس کـــیر تـــو داســــــتـاانـــــــــــــت :(


    •   جان_کوچولو
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • واقعا حرفی برا گفتن ندارم.فقط میخوام بدونم اینده چی میشه؟ان جامعه این مرد نماها اگ مردانگی اینه کیرم توش .نمیدو شماهام موافقید با نظرم یا نه


    •   bestkir28
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • چرا بیغیرتی زیاد شده و الان هم بهش افتخار میکنن ؟کدوم آدم سالمی و یا کدوم ذهن سالمی دوس داره که زنشو با یکی دیگه شریک بشه ؟ مگه اینکه طرف یه مشکل اساسی داشته باشه خیلی فرق کرده زمونه


    •   zoj.sexii
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • پس به شوهر قرمساقت بگو کلاهشو بزاره بالاتر.گر چه هر چی به خودم دلداری میدم ولی میدوننم این کصشعر توسط یک جقیه حرفه ای تهیه وتنظیم شده (dash)


    •   beauft
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • قشنگ معلومه که با دوستاش اومده سراغتون و جفتتونو کردن واسه همین میخواستی طلاق بگیری


    •   Hamidarakii
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعا واسه فکر مریض اینجور آدما متاسفم. تف به شرفتون که انسانیت همه آدما رو زیر سوال میبرین امثال شماها. تف به غیرت اون شوهر نامرد. تف به وجودتون


    •   extract69
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • من اهل شمالم مردادشمال خیلی گرم وشرجیه
      هرچی به دریا نزدیکتر،شرجی ونفسگیرتر


    •   Eshgho_halle_sexi
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • بنظر من اگه این کارو انجام ندادی هنوز اصلا امتحان نکن ولی اگر انجام دادین تو هم براش یکی‌رو بیار بکنه که زندگی تلخی در انتظارته حتما هک طرف جنده باشه از دوستان یا آشنایان نباشه که شر بشه


    •   a.4247
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود بقیشم بنویس


    •   30parham30
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • پع عروس نشده جندت کرد رفت هاااا


    •   miago
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعا بعضي نويسنده ها ، دانباله دار كردن قصه شونو بهانه كون گشادي در نوشتن شون مي كنند


      اخه ، داداش اشتباه مي زني


      اينجوري داستان سكسي دنباله دار نمي نويسند به ابرفزل


    •   محمدفاکرر
    • 4 ماه
      • 0

    • زوووود بقیشو بگوووووووو


    •   M_O_o
    • 4 ماه
      • 0

    • کیررری کیرمون کردی؟


    •   Proshad
    • 4 ماه
      • 0

    • من موندم کدوم کصخلی به تو لایک داده، البته کدوم کصخل هایی؟40 تا؟
      منکه دیس 24 رو میدم.


    •   fult000
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • اگه زن و شوهر هردو به این حس رسیده باشن خیلی هم لذت بخشه


    •   تكتاز٦٩
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرب کس مادرت بااین داستان نوشتنت جنده بااون شوهر اوبیت ی برنامه بچین هم خودتوبکونم جلوشوهرت بعد ازتو شوهربیغیرتتو جلوی خوده جندت بکنم


    •   تكتاز٦٩
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرب کس مادرت بااین داستان نوشتنت جنده بااون شوهر اوبیت ی برنامه بچین هم خودتوبکونم جلوشوهرت بعد ازتو شوهربیغیرتتو جلوی خوده جندت بکنم


    •   ehsan9705
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • من سوالم اینه که اگه قرار کسی بره بده چرا شوهر می‌کنه؟
      خب جنده جون برو بده به هر کی می‌خوای بده ولی دیگه شوهر کردنت چیه؟


    •   حمید۸۶۰۹.
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه خانم حشری از خرم اباد که کیر۳۰سانتی بخواد زنگ بزنه یا اقای بیغیرت زنگ بزنه۰۹۳۵۳۶۸۸۶۰۹


    •   Sina8firoozi
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی ماجرای جالبیه لطفا ادامه بده منم دقیقاً همین فانتزی رو به خانومم میگم یبار امتحان کنیم اما راضی نمیشه


    •   fakher
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوبه اتفاقا . همه که داستان نویس نیستن . هر چی شده بدون حاشیه رفتن داره میگه . اونی که میگفت میخواسته فحش بده گوه خوردی میخواستی فحش بدی ایراد داره بگو دیگه فحش چیه .


    •   arsam_king2020
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • داره خوشم میاد ادامه بده لدفن


    •   موری.جون
    • 2 ماه
      • 0

    • پس کی قراره ادامشو بنویسی ؟؟؟؟ خیلی داستان جذابیه


    •   Holy.Ray
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • سوالی که واسم پیش میاد اینه که واقعا به یه بار ختم میشه؟؟ اگه شوهر اون زن، کیرش کوچیک باشه و زنش با یه کیر کلفت آشنا بشه، دیگه میتونه بیخیال بشه؟؟؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو