داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

توهم کیر کوچیک

1399/04/13

حالو هوای دفترم کسل کننده بود
در حدی که فقط میشد برم به پورن هاپ و جق بزنم
یجورایی جق زدن حالمو بد میکنه و نمیخام اینکارو انجام بدم
اما نمیدونم چرا بیکار میشم زودی جق میزنم انگاری خیلی باهاش صمیمی شدم
تو همین فکرا بودم که سایت بالا اومد و منم تو فکر سرچ کردن فیلم های که دوست داشتم.
کیرم سیخ نمیشد اما دلم جق میخاست…
فیلمو میدیدمو به خودم میگفتم جق نمیزنم و فقط فیلم میبینم…
دستمو خیس کردم و کم کم باکیرم بازی میکردم …
نمیدونم چرا همش فکر میکنم کیرم کوچیکه اما با اینحال کیرمه دیگه نمیتونم بزرگترشو برا خودم بخرم
تو این فکرا بودم ک فیلم اوج گرفتو منم عاشق صحنه های کردن از کونم…
آخه علاقم گاییدن از پشته تو سوراخ جلو …دیگه بجوری سیخ کرده بودمو داشت حال میداد ک کیرمو از شلوارم بیرون کیشدم یهو فکر کردم ی صدایی میاد…
خودمو جمو جور کردم رفتم سمت پنجره که ببینم چخبر …دیدم کارگرای ساختمون بغل دارن سرو صدا میکنن…
با همون کیر سیخ شده که تو شلوارم بود رفتم سمت میزم که بازم تو فکر این بودم ک کیرم کوچیکه …چرا کیر بزرگی ندارم وگرنه باهاش کلی دختر میکردم
رفتم دوباره فیلمو بالا بیارم و نمیخاستم تو دفترم بزنم…خوب شد ک صدا اومدو نزدم…
داشتم رو شلوارم با تخمام بازی میکردم ک منشیم در زدو اومد تو .
بهش گفتم من ک نگفتم بیاین داخل …خواهش یدفعه وارد نشید…(آخه خیلی تابلو بود اگه 5دقیقه قبل میومد…فکر کن…اما کاشکی میومد میگرفتم میکردمش …خیلی دوست داشتم یکیو بکنم اما خانم جعفری ی خانم کون گنده و ممه بزرگی بود ک هیکلش ساعت شنی بود…مشخصه ک از سکس با شوهرش راضی نیست و هیچوقتم آرایش نمیکنه نمیدونم ک از من خوشش نمیاد یا اینکه مدلش اینجوریه…بعضی موقع در خال صحبت حس میکنم میخاد ک بکنمش ولی باز حس میکنم ک ن بابا اون توی این فکرا نیست ذهن من خرابه…خلاصه اومد تو و گفت خانم کریمی اومدن برای استخدام…بهش گفتم بگه بیاد تو و چنتا چیز دیگه ک ب هیچکدومتون ربطی نداره😁😈
کیرم داشت میترکید…
این کجا بود ک اومد
.بلند بشم تابلو میشه؟
نه بابا کیر من کوچیکه نمیفهمه!
اومد داخل
چهه کسی!!
لعنت به هر چی آفرینشه !!!
-سلام کردو اومد تو
+منم با لکنت سلام کردم
-بابت آگهیتون اومدم خدمتتون …گفته بودین این ساعت بیام اما انگاری آماده نبودین!!
بیناموس نکنه کیرمو دیده فهمیده!!
کیرم تو مغز خرم بیاد ک هیچ وقت حواست نیست
+ن منتظرتون بودم …اتفاقا داشتم عکس پروفایلتونو میدیدم .
-عکس پروفایل من؟
یهو جعفریه جنده اومد تو
اومد کنارم وایساد
+بله عکس پروفایلتونو چون برام مهمه ک چه خانمایی با چه فیسو تیپی پیشمون میان و قرار باهم همکاری کنیم
-جالبه . من درخدمتتونم
دیگه داشت تو مخم میرفت این جعفری ک یهو در گوشم گفت (گوشیتونو ببندین …شلوارتونم تابلوعه)
منو میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رنگم عوض شد و با ی لبخند به خانم گفتم
+این قلم و اینم فرم استخدام بی زحمت پرش کنید بیرون و بعدش تشریف بیارید تا من هم بتونم راحت تر مصاحبه کنم.
دختره رفت بیرون…
-جعفری گفت ؛داشتین جق میزدین؟
+ن فقط داشتم فیلم میدیدم
-بزن باهم ببینیم
+اوکی بیا
فیلمو زدمو سرم سمت گوشی بود اما تموم حواسم به جعفری بود
-آقای توانگر شما معاملتون بزرگه ها .فکر کردم داره اوسکولم میکنه.
+تازه دستت بگیری میفهمی ک چقدر بزرگه
فکر کنم خوشش نیومد و بلند شدو رفت
منم رفتم تو فکر ک نکنه ب شوهرش بگه
یا اینکه نکنه دیگه نیاد و از این حرفا
-آقای توانگر!درست گفتم فامیلیتونو؟
+بله بفرمایید.پرکردید؟
-آره تموم شد فقط این دوتا متنو کامل متوجه نشدم …
اومد جلو نزدیک میز
من خرم ک باز حواسم نبود .کیرم تو صورتش بود البته وقتی میخ خشتکم شده بود فهمیدم…خودمو جمو جور کردمو
+کدوم قسمت؟
-هیچی فکر کنم زیاد مهم نباشه .اونایی که نیاز بودو نوشتم
چنتا سوال ازش پرسیدمو سر شوخی باز شد
+خوبه که همچین بدن ورزیده و خوبی دارین
-آره همه میگن .البته دیدشون مهمه شما به چ منظور میفرمایید؟
+خواهری
خندیدو گفت
-از شلوارتون متوجه شدم که چقدر برادرانه نگاه میکنین
منم خودمو زدم ب اون راه که
+از چشام باید بفهمین…شلوار ک حرفی نمیزنه
سرشو نزدیک تر کردو گفت
-همین الان 70میگیرم ازت…استخدامم کنی هر کاری بخای برات میکنم فقط باید خوب هوامو داشته باشی.
من ک دلمممم میخاستتتتت…جوووننننن
+مشکلی نداره بیا این طرف برام بخور
با اینکه تو دفتر دوربین داشتو جعفری هم هر آن امکان دداشت بیاد داخل دلمو زدم ب دریا
تا باز کردم گفت
-بابا وایسا دست بزنم دیگه
+از اون لحظه ک اومدی تو حالش اینجوری
خوشش اومد ی لبخندی زدو لباش چسبوند ب سرش
واییی…جق نزدم …داره یکی برام ساک میزنه
مقنعشو کشیدم پایین.دستمو گذاشتم تو موهاش
راحت تر نشست تو زمین
-کسی نیاد؟
+مهم نیست…فقط خودت مهمی
بازم خنده شیطانی کرد…داشتم کیف میکردم…چقدر خوب میخورد…تا تخمام میرفت…تک تک تخمامو میکرد دهنش عجب حرفه ایه …اینو اگه ماهی 3هم بدم بازم میرزه…تموم کیرمو تو دهن جا میکرد
اما بازم تو این فکر بودم .ک دختره تو دلش میگه کیرش کوچوله
+اندازش چطوره؟کوچولوعه یا بزرگ؟
-مهم عملکرده .باید تو کار دید ک چیکاره هستی
+نمیدونم منظورش چی بود؟
بزرگه؟
کوچیکه؟
آها دلش میخاد بکنمش
آخه خودشم صداش در اومده بود
همین جا بکنمش؟
همه این فکرا تو سرم بود وقتی داشت برام میخورد…اما خوب میخورد نمیخاستم تموم بشه …حتی دوبارم جق نزده برام .فقط با دهت
+حلالت باشه
-50روش بزار بکن توم
+ن دیگه همین بستمه
-خیلی خسیسی …خودم میشینم روش
+اینجا نمیشه
-مگه مدیر تو نیستی؟
+ای جنده کوچولو
قشنگ مشخص بود که بلده با آقایون چجور رفتار کنه
شلوارمو باز کرد یخورده کیرمو آزادتر کرد
خودش بلند شدو مانتوشو داد بالا شلوارشو کشید پایین تا رون پاش .تا جایی ک کونش مشخص بود
خیلی رنگ بدنشو دوست داشتم…
اوووففففف رفت تووووو
تا رفت تو در عرض 5ثانیه
صدای در اومد و جعفری اومد تو
-خاک تو سرم
ای واییییییی
دختره همدخشک شدو بلند شد ک خودشو جم کنه
-آقای توانگر این چ وعضیه
رفت بیرون
دختره شکه شده بود
منم همبنطور …همدیگرو نگاه میکردیم ک یهو هر دوتامون خندیدیم
بلنند میخندیدیمو در حال پوشیدن لباسامون بودیم
البته من ک ی جابجا بودمو دکممو میبستم
ک دوباره جعفری اومد تو
چرا پوشیدین؟
+دیگه میخاستی فیلم برداری کنی؟
جفری گفت منم میخامو
رفت سمت دختره ک در بیارو شروع کن من روم نمیشه
+خانم جعفری یکی میاد
-ن رفتم درو بستمو اومدم .ما که یکساعت دیگه تعطیلیم
+خب یک ساعت دیگه بمونیم تحمل کنیم بعدش بریم خونه ی من
-ن شوهرم میاد دنبال
(شوهرش خیلی گیرش بودو هر روز دم شرکت بود )
دختره گفت بابا من دلم میخاد چتونه
ک دوباره شروع کردیمو هردوتارو چکی کردم
خانم کریمی هم استخدام ما شدن
و هفته ای یکبار خونه ی من گروپ داشتیم منو کریمی و جعفری
البته تو شرکت وقت گیر میاووردیم منو جعفری ی تیریپ کوچولو میرفتیم
کریمی هم ک تو سطح فروشگاه بودو فقط آخر هفته
و این کار ما ادامه داشت تا کریمی ازدواج میکنه و از شرکت میره
جعفری هم از شوهرش طلاق میگیره و بخاطر اینکه شوهرش نیاد و اینجا اذیتش نکنه میره

و من دوباره
جقی شدم😨
ممنونم ک کسوشرمو خوندین

نوشته: خاطرات ماساژور


👍 17
👎 22
37697 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895337
2020-07-03 20:58:14 +0430 +0430

خودت اول داستانت گفتی جقی هستی ودرآخرشم اعتراف کردی کسشر نوشتی دیگه جای حرف نیس داداچ.


895350
2020-07-03 21:04:29 +0430 +0430

اقای مدیر نکنی ما رو

3 ❤️

895355
2020-07-03 21:08:24 +0430 +0430

کیر من 14 ساانننتته
ولی انقدر تلمبه مییزنم که نگو…خخخ

0 ❤️

895371
2020-07-03 21:29:26 +0430 +0430

مدیر؟ ماساژور؟ فروشگاه؟؟ وقتی چند تا پنجره باز کنی سه تا پورنو همزمان ببینی تهش میشه این!!!😁


895380
2020-07-03 21:41:58 +0430 +0430

سبک نوشتنت باحال بود.
خنده دار و سکسی. یکم بیشتر کار کن

2 ❤️

895396
2020-07-03 22:16:15 +0430 +0430

وقتی خودت به جقی بودن و کسشر نوشتن اعتراف کردی دیگه چه فحشی باید بهت بدیم که دیگه ننویسی؟
جقی محترم شما که خودت میدونی کسشر مینویسی ننویس کونی…

3 ❤️

895403
2020-07-03 22:40:54 +0430 +0430

با حال بود تخم جن کلی خندیدم

4 ❤️

895428
2020-07-04 00:09:37 +0430 +0430

ازآرزوهات بگو

1 ❤️

895460
2020-07-04 03:57:20 +0430 +0430

منشی باید جووون باشه و فقط کون بده و خوب بخوره…

1 ❤️

895470
2020-07-04 04:40:56 +0430 +0430

کیر تو مغز مجلوقت

3 ❤️

895475
2020-07-04 05:00:07 +0430 +0430

واقعا باید تاسف خورد به حال همچین نویسنده هایی که رد دادن.چی بود این؟چقدر مزخرف و پوچ بود.
نمی خوام مقایسه کنم که جوان های فلان کشور پیشرفته ی صنعتی،الان به فکر اختراعات جدیدن یا دارن اختراعاتشونُ تکمیل می کنن
همه جا همچین آدمایی پیدا میشن ولی انگار توی ایران بیشترن
فقط تاسف خوردم و از اینکه با همچین کسایی هم وطنم،شرمنده شدم

6 ❤️

895501
2020-07-04 06:58:39 +0430 +0430

خودت اعتراف کردی که کسشر نوشتی
بعدشم همینجوری بدون هیچ مقدمه ای منشی رو کردی؟!
الکسیسم انقد بی مقدمه شروع نمیکنه جقی:/

3 ❤️

895505
2020-07-04 07:26:20 +0430 +0430

یعنی تو مرزای کسشعر نویسی تو سایت رو جابجا کردی
ناموسا چی میزنی؟؟ (dash)

2 ❤️

895524
2020-07-04 09:50:24 +0430 +0430

بقول کاربر دلند خودت واضح گفتی جقی هستی وکص نوشتی خسته نباشید ومواظب باشید مواد شوینده داره گرون میشه

1 ❤️

895527
2020-07-04 10:07:53 +0430 +0430

باید بگم داستان ها چند نوع اند بعضی ها شون فانتزی آن ولی این فانتزی نبود فوق فرا بیش فانتزی بود اصن یه وضعیه
حرفی ندارم خودت آخرش گفتی داستانت کسشره

1 ❤️

895600
2020-07-04 15:46:30 +0430 +0430

شیوید

0 ❤️

895627
2020-07-04 19:06:23 +0430 +0430

کوس مغزِ کوس میخِ متوهم، وقتی جق میزنی ننویس، قبل و بعدش هم ننویس. کونی ننویس، شوهر جعفری کونت بزاره ننویس

0 ❤️

895636
2020-07-04 19:45:58 +0430 +0430
NA

دمت گرم به جغت ادامه بده کونی تو رو سننه به شرکت و مدیر

0 ❤️

895682
2020-07-04 21:07:26 +0430 +0430

افرين جقي كسشر نويس چون اعتراف كردي لايك كردم

0 ❤️

895897
2020-07-05 09:25:46 +0430 +0430

باحال بود

0 ❤️

895961
2020-07-05 13:45:30 +0430 +0430

همین الان 70میگیرم فحش نمیدم!چطوره؟؟؟
فک کنم ایشون کارمند شرکت برازرس هستن!

0 ❤️

896142
2020-07-06 03:58:56 +0430 +0430

توهمات یه جقی بیشتر به عنوان داستان میاد (dash)

0 ❤️

896164
2020-07-06 05:06:17 +0430 +0430

باحال بود لایک

1 ❤️

896234
2020-07-06 10:22:06 +0430 +0430
NA

یکی از رفیقام به عنوان حسابدار رفت تو یه شرکت استخدام شد بعد دوهفته بهش مرخصی اجباری دادن،بعد چن وقت کاشف به عمل اومد که وقتی منشی و رئیس داشتن سکس میکردن این میره تو اتاق رئیس و صحنه رو میبینه،رئیس هم هول میشه و روی ی برگه مینویسه دوهفته مرخصی اجباری.
حالا در به در دنبال بیمه بیکاری.

روح الله داداش اگ بیمه بیکاری رو گرفت طلبت رو بده

1 ❤️

896248
2020-07-06 11:06:59 +0430 +0430

آخرش خیلی باحال بود (clap) (rolling)

0 ❤️

896294
2020-07-06 15:26:39 +0430 +0430

خاطرات یک جقی
از یکی از تجسم هاش
قشنگ معلوم بود دست به خشتک نوشتی
خاچ بر سرت

0 ❤️

896328
2020-07-06 20:42:29 +0430 +0430

آره دیگه انقدر بیکار بودی و فیلم دیدی گفتی یه فیلمی هم به اجرا بزاری.
آخه جفنگ کی این کصشعرا رو باور میکنه.

2 ❤️






Top Bottom