توی تاکسی منو با انگشتش کرد

    1391/2/14

    16 سالم بود کلاس خیاطی میرفتم دو کورس سوار تاکسی میشدم هر روز یه مرد هیز با من سوار میشد وهی به پاهام دست میمالید وآرنجشو به پستونام میمالید یعنی داره پول درمیاره خلاصه با اینکه میترسیدم ولی یه جورایی خوشم میومد و روزیکه نمیومد من پکر بودم . تا اینکه یه روز اول اون سوار شد وقتی خواستم پیشش بشینم دستشو گذاشت زیر کوسم!اول ترسیدم ولی بعد خوشم اومد راننده فهمیده بود هی تو آینه نگاه میکرد خلاصه حسابی کوسمو مالید مسیر دوم هم زودتر از من سوار شد و دوباره دستشو گذاشت زیر کوسم .وقتی خواستم پیاده بشم گفت موقع برگشتن خشتک شلوارتو پاره کن!!فکر خوبی بود منم پاره کردم و شورتم رو هم درآوردم.تمام 2 ساعت کلاس خیاطی فقط فکر برگشتن بودم. خلاصه تعطیل که شدم دیدم سر کوچه است رفتم جلو یه تاکسی دربست گرفت. وقتی نشستم رو دستش و کوسمو پیداکرد ذوق زده شد که شورت ندارم اونم کیرشو درآورد و دستمو گرفت گذاشت روش.اینقدر سفت بود که ترسیدم بعد انگشتشو کرد تو کسم گفت دختری؟؟گفتم آره. گفت پس مجبورم با یه انگشت بکنمت.منم کیرشو مالیدم اونم کسمو که خیس خیس بود مالید انگشتشو میکرد تو و در می آورد کم کم حالش عوض شد تند تند اینکارو کرد صدای شلپ شلپ کسم توی تاکسی پیچید.راننده گفت چیکار میکنی اونم گفت دوست دخترمه دارم با انگشت میگامش!!راننده حرفی نزد و ما تا خونه کس بازی کردیم.


    نوشته: مهتا

  • 11

  • 6




  • نظرات:
    •   کفتار پیر
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • آقا کم کسشعر بدین به خورد ما.
      ولی یه چیزی بگم بخندین
      حالا نمیدونم این دوست من که تو شهوانی هم اکثرا کس چرخ میزنه راست گفته یا دروغ یا اینکه این مطلب رو توی شهوانی دیده برای ما تعریف کرده یا واقعا همچین اتفاقی افتاده (با توام علی :) )
      تقریبا یه ماه پیش بود با بچه ها داشتیم از کلاس بر میگشتیم خونه که حرفمون رفت رو همین تاکسی و این چیزا
      این دوست ما علی شروع کرد به تعریف کردن
      که آره
      یکی از رفقاش تو تاکسی میشینه یه دختر خوشگلم کنارش بودم
      اینم نامردی نمیکنه و کل مسیر دختره رو دستمالی میکنه
      آخرشم شماره میده به دختره
      از اون ور یه روز دختره زنگ میزنه و میگی خونمون خالیه پاشو بیا اینجا
      این پسره هم که خر ذوق شده بوده و کرما تو کونش سکس پارتی گرفته بودن با سر خودشو میرسونه به خونه دختره
      خلاصه دختره با لباسای سکسی میاد در رو باز میکنه پسره میاد تو حیات.
      دختره میگه اینجا فضا مناسب نیست بیا بریم تو خونه.
      این کس خلم میره.
      چشمتون روز بد نبینه میگه سه تا از اون خر هیکلای سیبیلی ریختن سرش :)
      میگفت کیر تو کونش نکردن اما مغز بادوم رو با گریس آغشته میکردن و بعدشم راهی کونش میکردن و بعد تقققققققق
      با مشت میزدن توی شکمش که بادوم دو متر پرت میشد بیرون
      خلاصه میگفت پدرشو در آوردن یه 300 400 تایی بادوم چپوندن تو کون بنده خدا
      نتیجه ی اخلاقی
      1:نویسنده ی داستان جنده است
      2:هیچ وقت از این کس مشنگ بازی ها تو تاکسی در نیارید :)


    •   Derrick Mirza
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • مهتا جان فرق نمیکنه پسری یا دختر لطف کن دیگه اینجا مطلب نذار امروز زوری ضامن زبونمو نگه داشتم به کسی چیزی نگم .
      اگه همین جور ادامه بدی دوحالت داره :
      1 - پسر باشی کونی میشی .
      2 - دختر باشی جنده میشی .
      3 - میافتی تو حوض نقاشی .


    •   Leila sh
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • شاید بعضی اتفاق ها تو جامعه ما بیفته ولی دیگه نه به این تابلوئی
      من همیشه مخالف فحش دادن بچه ها هستم ولی خوب بعضی از داستانها واقعاً منظوری جز مسخره کردن خواننده نداره که متاسفانه باید بگم اینم یکیش بود


    •   Leila sh
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • پیرمرد این واسه خودش داستانی بود ها
      ایول


    •   ahb_90
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • آخه ديگه چي بهت بگم عمو_آخه چرا داستاناي چرت وپرتو آدمين جان راه ميدي تو_اه نموديد مارو هر روز كوس شعره اين داستاناتون بخداخسته شديم بسه ديگه كسكشا


    •   lord of shadow
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • kolan chert bood


    •   Ali.zare02@yahoo.com
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • سلام من علی هستم این داستان رو من به کفتار کفتم واقعیه


    •   sepideh58
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • حتی ارزش نقد کردن هم نداره داستانت


    •   sepideh58
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • حتی ارزش نقد کردن هم نداره داستانت


    •   mohsen.bikas
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • علی آقا واقعا؟ بادوما رو چجوری در دادی؟تا یه هفته اسهال نداشتی؟ دیگه تاکسی سوار میشی؟


    •   Ali.zare02@yahoo.com
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • این بلا سر من نیومده کسی رو که این بلا سرش اومده بود رو میشناختم خودش می گفت جر خوردم بعدش هم توبه کرد کفتار داستانو خیلی کوتاه گفت اگه کامل می گفت از خنده می ترکیدین ولی خدا وکیلی کلملا واقعی بوده


    •   dol tala
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اخه چی بگم بابا دوستایی که میایین داستان مینویسین یکم سلیقه به خرج بدین درست که این سایت ازاده که هر کی بیاد ولی قرار نیست هر اشکولی بیاد این اراجیف بالا رو بنویسید همین
      السلام علیکم و رحمته الله و برکاته
      راستی نویسنده این ریدمان بالا کیر همه برو بچ شهوانی تو شورت پارت


    •   s66.sara@yahoo.com
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • علی جان پدر یکی از پسرای شهرمون که اتفاقا فامیلش زارع بود همی بلا سرش اومد با این تفاوت که اون اقا معلم بود وچوب کردن توکونش ضمنا این کسی که این داستان و نوشته عقده ای بیش نیست و تو کف کیر


    •   s66.sara@yahoo.com
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • علی جان پدر یکی از پسرای شهرمون که اتفاقا فامیلش زارع بود همی بلا سرش اومد با این تفاوت که اون اقا معلم بود وچوب کردن توکونش ضمنا این کسی که این داستان و نوشته عقده ای بیش نیست و تو کف کیر


    •   sater
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ازداستانت خوشم نيومد ولي كلي ازنظرات دوستان خوشم آمد.


    •   FISHO
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • واقعا هم تخمی بود هم قشنگ دستت درد نکنه


    •   چوچور نگو بلا بگو
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • عزیزم شبا موقع خواب وقتی داری کستو دس مالی می کنی و به این کس شعرا فکر می کنی صبح که شد که نباید بیای بنویسی تو سایت.
      شایدم کمبود داری گفتی الان میای یه داستان کس شعر می نویسی بچه ها فشح ناموس بهت میدن یه عالمه خوشحال میشی.
      ولی من و سایر بچه ها به نیتت پی بردیم و فشح ندادیم که بیشتر از این کونت بسوزه.


    •   ari.zed zan
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • eftezaheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee


    •   باشگاه گايشگران جوان
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • واقعأداستانت سكسي ترين داستاني بودكه تاحالا خوندم خيلي سكسي بود;-)


    •   باشگاه گايشگران جوان
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • واقعأداستانت سكسي ترين داستاني بودكه تاحالا خوندم خيلي سكسي بود;-)


    •   neda_1360
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • حــــــــــــــــــــــــــــالم و بهم زدی بابا با این داستانت
      حیف اینترنت که صرف این چیزا کنیم به قرآن


    •   tavahosh
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • خاک تو گورت با این داستان سراییت
      زیادی تو کف موندی
      یکم خلاقیت ندارین بدین به گااااااا؟!


    •   zirpaeye_khanomha
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • khali bandiam hadi dare
      har chi nigam nashinid in mizakhrafate FARSI1 negah naknid gosh nemikonid
      az dadiane in kanal hame jende shodan ke soge ba eftekhar mian in chizaram mixaran
      jadidian zheran jende bodanam dasmli shodano dasmale kasif bodanam shode eftekhar
      vaghean ke


    •   bache rastgo
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • من خودم تو تاکسی پشنهاد از زن داشتم که به من با دست اشاره به رانش کرد که حال کن ولی من خدایش ترسیدم وزود پیاده شدم
      کاملا کس شعر محض مخصوصا اون قسمت که گفت دوست دخترمه دارم با انگشت میگامش ویک نکته چطور با یک انگشت اینقدر شلپ شلپ راه افتاده بود
      کونی جنده کیرم تو کونت دیگه ننویس


    •   takavarjoon
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • خیلی خندیدم بازم بنویس . . . . . . . . . .
      خداییش جوک بامزه ای بود و چند دقیقه بهش فکر میکردم و میخندیدم. تصور اینکه خشتک شلوارتو پاره کردی و شورت نپوشیده بودی خیلی جالب بود. از حالا پیوستن شما به جمع جنده ها را به جمیع جنده های دو عالم تبریک عرض نموده و کیرهای فراوان را در کوس و کون جنابعالی را آرزومندم. ببین وقتی فهمید تو هنوز دختر هستی گفت پس مجبوره با یک انگشت تو رو بکنه؟ فکر کردی با 2 تا انگشت چطوری میخواست بکنه تو کوست که طولش زیاد میشد؟ وای خدا از دست این احمق هایی که داستان مینویسند، خدا کمشون نکنه که مایه مسرت هستند. فقط جنده خانم اینجا برای نوشتن داستانهای سکسی است نه جوک و مسخره بازی. برو جای دیگه بنویس و خواننده زیادی هم برای خودت دست و پا میکنی. اینجا ننویس. خدایی خیلی کوس خلی.


    •   CHAKAVAK_KAVIR
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • باید عرض کنم که رسما مادرت را گائیدم


    •   loskon
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • جون مادرتون کم کس شعر بگین راننده تاکسیه که خیلی بی جنبه ان


    •   ZimZex
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • داستان باحالی نبود
      ولی توش خلاقیت به کار رفته بود دیگه تو تاکسی نوبره والا
      کاری به راست و دروغش ندارم ولی جالب بود
      من موندم چه جوری با خشتک پاره بدون شرت تو خیابون راه میرفتی
      طرح داستانت برای کمپانی های brazzers یا reality kings بفرست سوپرش را بسازن خیلی باحال میشه=))))))
      ولی در کل خلاقانه و جالب بود


    •   amanj_arte
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • یعنی خاک بر سرت واسه داستون نوشتنت.
      و خاک بر سر من که وندمش.
      مرتیکه رسما همه رو مسخره کرد...


    •   4rtin
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • چی میــگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....!!!!خشتک پاره :Sp


    •   ariah
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • هه هه هه. باز هم بنویس، خیلی خندیدم. عالی بود، جک سال.


    •   vampire2012
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ارا کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      بیا ببین اینا چی مینویسن :((
      بابا دهنم سرویس شد از بس داستان مزخرف خوندم .
      بلد نیستی ننویسید .بهت فحش نمیدم چون نمیخوام اعصابم را خراب کنم


    •   vampire2012
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ارا کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      بیا ببین اینا چی مینویسن :((
      بابا دهنم سرویس شد از بس داستان مزخرف خوندم .
      بلد نیستی ننویسید .بهت فحش نمیدم چون نمیخوام اعصابم را خراب کنم


    •   amir_0181
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • یارو بهت گفت داری برمیگردی خشتکتو پاره کن! تو هم پاره کردی واسه انگشت شدن!! راننده تاکسیه پرسید دارین چیکار میکنین؟ یارو بهش گفت دوست دخترمه دارم با انگشت میگامش! راننده تاکسیه هم گفت عزیزم بکن حالشو ببر، تاکسی منم مکان شماست، منم جاکشتون! جای اون راننده بودم همون تاکسیو میکردم تو کس ننه تو و اون بیناموسی که داشت انگشتت میکرد تا دیگه گوه بخوری بیای ازین اراجیف واسمون بنویسی.


    •   علی قوزی
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • فوق مسخره بود یه فانتزی بزارین که ارزش خوندن داشته باشه


    •   ارغوان ♥
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • معلومه یه خیاط قابل شدیا!!! خشتک پاره میکنی لابد بعدم وصله اش میکنی یا اون شلوارتو نگه میداری واسه استفاده هر روزت؟؟؟
      راننده تاکسی نگفت بذا ماهم یکم بکنیمش؟؟؟ دخترا یه انگشتی میکنن تو کسشون زنها لابد با پا میرن تو! یه انگشت یا یه دست نداره ، کلاً مدخل بسته ست ... فک کنم پسری از اونا که عادت دارن تو ماشین خودشونو بمالونن به زنها و داری سعی میکنی بگی این کار واسه خانمها لذت بخشه!!!!


    •   nima100100
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اینجا اروپاس مگه؟
      نه بگو نه بگو
      اااا چرا منو تو این شرایط قرار میدی؟
      کیهههههههه
      کیهههههههههههههههههههههههههههههه


    •   nima6543
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • فقط یک کلمه کونی


    •   zahrahn
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اگه واقعیت داشته باشه یعنی خیلی خری


    •   mohsea
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اگه در بست گرفتی یارو چجوری سوار شد بعدم یه انگشته پردت پاره نمیشد یا دوانگشتی حامله میشدی؟مهتا جان


    •   SweetBahare
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • آفففرین... دیگه ننویس! باشه؟


    •   SweetBahare
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • آفففرین... دیگه ننویس! باشه؟


    •   Hesam021
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • بخاطراینکه کوتاه بود و باعث نشد حو3لم سربره بهت فحش نمیدم... ولی داستان خیلی کس شعر بود... کس مغز


    •   reza jooni
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • من بیشتر نقد دوستان و میخونم و داستان که علی گفته بود واقعا خنده دار بود و کلی خندیدم.علی جان تونستی کاملشو تعریف کن.این داستان هم که کس شعری بیش نبود


    •   saman_spartacus
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اخه جنده پدر!
      این چه کوسچری بود? کیر پرویز مظلومی تو کونت!!!?!?


    •   abtinjoon
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کار ی به محتواش ندارم ولی خلاقانه و رئال داستانو تعریف کردی جوری که خوندن داستانو حتی اگرم غیر واقعی باشه جذاب میکرد. اگه میخواستی واقعی بنظر برسه نباید میزاشتی مرده سریع بره سر اصل مطلب .داستان جالب نبود ولی روایتش قشنگ بود جوری که حتی خودتم باورت شده


    •   jon-kos
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • تا حالا هرچی داستان دروغ خوندم حرفی نزدم ولی تو دیگه بدطور...
      کیرم از یه طرف تو کل خاندانت


    •   jon-kos
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • تا حالا هرچی داستان دروغ خوندم حرفی نزدم ولی تو دیگه بدطور...
      کیرم از یه طرف تو کل خاندانت


    •   jon-kos
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • تا حالا هرچی داستان دروغ خوندم حرفی نزدم ولی تو دیگه بدطور...
      کیرم از یه طرف تو کل خاندانت


    •   ابي آناكوندا
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • جنده خانوم بقيه رو خر فرض كردي كه همچين كس شعري نوشتي ؟ در ضمن دوباره به لاي پات نگاه كن چون اون چيزي كه جر خورده خشتكت نبوده ، كس گشادت بوده


    •   proboy
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • كس مغز كيري ريدم به خودت و اين كس شعرات


    •   SHAHRAM6000
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • عزیزم مغزتو به یک پزشک متخصص زنان نشون بده چون من فکر می کنم تو از مغزت پریود میشی اینم تو همون حالت نوشتی .


    •   یاسمین.
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • یکی تو تاکسی وا رفته بود خودشو جمع نمیکرد دماقشو فرستادم اون دنیا این داستانو که خوندم یاد اون افتادم از خنده قش کردم باحال بود


    •   -randy
    • 7 سال،1 ماه
      • None

    • هیچ دختری نمیاد بگه ما تا خونه کس بازی کردیم پس نتیجه میگیریم یه پسر کونی جلقیه !


    •   -randy
    • 7 سال،1 ماه
      • None

    • هیچ دختری نمیاد بگه ما تا خونه کس بازی کردیم پس نتیجه میگیریم یه پسر کونی جلقیه !


    •   eli nazz
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • 16 ساله جونم به نظرت تو بری پفکتو بخوری بهتر از کلاس خیاطی نیست؟


    •   داتیس 13
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • منم با نظر کفتار پیر و علی موافقم و همچنین یاسمن. تو تاکسی طرف جنده هم که باشه به این راحتیها پا نمیده چه برسه به کس. البته این داستان علی رو من جور دیگه شنیدم و اونم اینه که 3 تا دختر داف با یه ماشین شاسی بلند یه پسررو کنار خیابون سوار میکنن... پسرم به خیاله اینکه خوشبخت ترین مرد روی زمینه و الان دیگه وقت خوشگذرونیه و میتونه به دروازه های بهشت راه پیدا کنه باهاشون میره.... وارد یه ویلای مجلل میشن ، زمانی که ماشین می ایسته و پیاده میشن پسر خوشبخت ما میبینه که 2 تا غول فشن میان طرفش. تا میاد فرار کنه میبینه راه به جایی نداره و دیگه از خوشبختی خبری نیست و به طور کامل بدبخت بدبخت شده. با کون بدبخت مسابقه پرتاب بادوم میذارن و پسررو آش و لاش میکنن البته از ناحیه ماتحت.... بیخود نیست که میگن اگه یه دختر به راحتی بهت پا داد بدون یه کاسه ای زیر نیم کاسشه...


    •   omidkosdoost
    • 3 سال
      • 0

    • پف


    •   کلاغ_سفید
    • 3 سال
      • 0

    • سوارِ تاکسی بودم / یه مرد اومد کنارم
      کونم خیلی میخوارید / گفتم بهش: خمارم !
      اشاره کرد: عزیزم / کرماتو من میریزم
      با سر گفتم: حاضرم / تو کس دادن ماهرم !
      چسبید بهم شروع کرد / کونم انگار طلوع کرد
      دست میکشید به پاهام / به رونمو پستونام
      یهو خشتکو جــر داد / انگشتشو توش ول داد !
      با اون دستای کیری / توی اون هیرو ویری !
      کوسمو برام میمالید / آخه بدجــور میخوارید
      صدای شالاپ شولوپ / مثلِ صدای یک توپ !
      پیچیده بود تو ماشین / فقــط بیـاو ببیـن
      راننده گفت: ای مـَردک / چه کردی با دخترک ؟
      مرده گفت: هیچی حاجی / جی اِفـَـمه خب که چی !؟
      دارم با دست میگامش / کسشو کردم گـُشایش !
      گفتش: بگا راحت باش / منم میکردم ای کاش
      مرده گفت: دوستِ منه / فقط به من کس میده
      راننده حرفی نزد / فقط به کیرش دست زد
      مرده بازم شروع کرد / انگشتشو فرو کرد
      تا خودِ پارکِ رازی / باهام میکرد کس بازی !


    •   mahmood2590
    • 3 سال
      • 1

    • اووووف جدا عالی بود مرسی به این میگن حال اساسی


    •   mahmood2590
    • 3 سال
      • 1

    • اون ایده ی خشتکتو پاره کن خیلی با حال بود. و به واقعیت هم میخوره. اینکه تو هم پاره کردی بازم میخوره . چون من یه دختر چادریتو مینی بوس سینه شو مالیدم باور کن اگه میکردمش هم چیزی نمی گفت ولی دنبالش نرفتم


    •   صدف+کونی
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • آگه جای تو بودم بهش کون میدادی کونننن


    •   shishi70
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • مطمئنم وقتی راننده تاکسی شنید که گفت داره دوست دخترشو با انگشت میگاد کاملا قانع شد و براشون آرزوی موفقیت کرد.


    •   badman.pir
    • 5 ماه
      • 0

    • منم انگشت کردم تو تاکسی.ولی طرفم زن بود و به درخواست خودش کردم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو