تو آسایشگاه کردنم

    اسم من حامد هست و 28 سالمه. دو سال پیش روز اول عید من و دو تا از هم آسایشگاهی ها پست داشتیم و مجبگر بودیم روز اول یگان بمونیم. همه. هم رفته بودن شهرشون. اینم بگم ک من توی پاسدارخونه بودم و اون دو تا پست نگهبانی داشتن. ضمن این ک ما افسر بودیم و. خیلی روی آسایشگاه ما سخت گیری نبود.
    من فرداش پست داشتم و اون دو تا فردا شبش. برای همین مونده بودن. شب ک شد سر یه موضوعی دعوا و بحثمون شد. اون دوتا همشهری بودن. من کوتاه اومدم و رفتم مسواک بزنم و بخوابم. وقتی برگشتم دیدم کسی نیست. رفتم جلو دیدم ریختن سرم و شروع کردن در اوردن لباسام منم سر و صدا می کردم ک دهنم رو گرفتن و وسط آسایشگاه به میز چوبی بود ک خوابوندنم روی‌ میز و دست و پام بستن ب میز. با کمربند. یکم میزد اونی ک باهاش دعوام سد و اسمش سعید بود و میگفت برای من لات بازی در نیار. حضور اونام از من تو پادگان بیشتر بود(اونا ک سربازی رفتن می. فهمن چی میگم) بعد یکم کیرم فشار دادن و. گفتن بگو گه خوردم ک منم مجبور شدم بگم. بعد گفتن حالا چی کارش کنیم مجید گفت ولش کن ولی سعید گفت حیفه حالا ک لخته نکنیمش. من شروع کردم ب التماس ک من همه کاراتون می کنم و. منو. ول کنین ولی حشری بودن. لخت شدن و. همون جوری ک بودم یکیشون کیرش کرد دهنم و اون. یکیم می کشید ب صورتم و بعد همون جوری ک بودم کیرش داد دستم و گفت بمال. بعد ک. هر دو خوب توی دهنم تلمبه زدن بازم کردن. من بردن روی تخت. تختا هم. دو طبقه بود. دستام رو ب بالاش بستن و پاهام دادن بالا و ب دو طرف بالای تخت بستن. منم گریه می کردم و.مجید زد تو گوشم گفت صدا نکن ولی من گوش ندادم و از لج صدام بیشتر کردم. جورابش ک روی تخت کناری بود برداشت و کرد دهنم. خیلی کثیف بود. منم دیگه صدام ب جایی نمی رسید و ساکت شدم. اومدن دو طرفم نشستن و ب بدنم. دست می کشیدن. حمید انگشتش می کرد تو کونم و من ک تا حالا نداده بودم. تنگ. بودم درد بدی داشتم. سعید هم کیرم می مالید و. می زد تو تخمامم و.برام.خط و نشون می کشید ک اگر حرف بزنم و صدا کنم ب بقیه هم میگه بیان بکننم.
    منم. ساکت شدم و. نوبتی کردنم یکیشون ربخت تو کونم و.اونم رو صورتم. وقتی تموم شد. با اشاره گفتم بازم کنید و جوراب رو از دهنم در اوردن و گفتم بارم کنید دیگه ک. حمید گفت تازه همچین کون تپلی گیر آوردیم و باز جوراب کرد دهنم. این دفعه حمید اومد باز کردم و بعد سعید. دیگه حال نداشتم و درد داشتم. اونام بی حال شدن و منم. از شدت درد و خستگی و. خواب، خوابم برد توی همون حال
    وسط شب از درد بیدار شدم ک. دیدم مجید داره کیر درازش رو ک. 19cm بود می کرد تو کونم.اونا نخوابیده بودن و ظاهرا قرار گذاشته بودن تا صبح حسابی منو بگان. دوباره همبن جوری شد این بار واسه سعید. خلاصه صبح شد و. بیدار شدم. اونا رو ب زور صدا بیدار کردم و جوراب ک در آوردن گفتم بابد برم سر پست. بازم کردن و سعید گفت دیگه گنده گوزی نکنیا. جفتشونم هنوز لخت بودن. دیدم کیرش سیخه یه نگاه انداختم ب کیرش و بعد نگاه کردم. ب سعید. گفت چیه باز هوس کردی گفتم نه ک دستم رو تابوند و. از پشت خوابوندم و دستام از پشت بست و شروع کردن گاییدنم. آبشم نمیومد و خیلی تند تلمبه میرد جوری ک صدا شلپ شلپ خوردنش ب کونم میومد ولی من گشاد کرده بودم و دردش کمتر شده.سرم ک. بالا آوردم دیدم حمید داره فیلم می گیره. نا نداشتم باهاش حرف بزنم. فقط شل کردم تا کارش تموم. بشه. کارش ک. تموم شد اخرش بلند شد و آبش ریخت. رو سینم. حمید هم هم زمان بعدش تو دهنم تلمبه می زد و فیلم می گرفت. آخرم آبش ربخت دهنم و. مجبورم کرد بخورم. بعد بازم کردن و گفتن صدات در بیاد کاری کی کنیم کونی کل یگان بشی.
    بعد اون ماجرا هم ب زور فیلمی ک داشتن ازم چند. باری دادم. بهشون و ب قول خودشون کونی اونا شده بودم
    ب خاطر غلط های املایی ببخشیدم


    نوشته: حامد

  • 4

  • 25




  • نظرات:
    •   A.t1363
    • 4 ماه
      • 4

    • همون گفتي يازم بكنيد اونا هم بازم كردن ديگه !!!


      كافوري كه تو غذاهاتون ميريزن فكر كنم چيني بوده به جا كاهش ميلي جنسي كاهش عقل داشته ...


    •   Amir_78
    • 4 ماه
      • 5

    • پادگان بود یا کاروانسرا :/


      کسشعری از یه کسخل دهه 80


    •   Soroush_Khi
    • 4 ماه
      • 2

    • کیرم دهن هر چی متجاوزه
      ولی تو خودت هم کونت میخاریداا!


    •   As-pikc
    • 4 ماه
      • 6

    • بیست و هشت سالگی به چه عنوان اونجایی??


      اگه سربازی پس درس خوندی و دیر رفتی و کسی که مدرک داره پست نمیده کارای دیگه میکنه


      اگه به عنوان کون نگهت داشتن که به سربازا کون بدی که به کارت ادامه بده کونی


      کلا داستانت کیری بود


    •   far597959
    • 4 ماه
      • 2

    • اول داستانت سوال ریاضی بود؟ هنوز دارم میخونمش ببینم میشه حلش کرد


    •   mrsx1100
    • 4 ماه
      • 2

    • خداروشکر که سیگاری نشدی توی خدمت ;-)


    •   پریشانحال
    • 4 ماه
      • 0

    • تو از تجاوز هیچی نمیدونی چیزکش


    •   Empty.E
    • 4 ماه
      • 3

    • عاره الکسیسم پرده داره


    •   حامدیپس
    • 4 ماه
      • 0

    • چقد داستانا مضخرف شده


    •   Payam1363payam
    • 4 ماه
      • 1

    • تو پادگان با چی فیلم گرفتن؟


    •   SiNNeRMaN18
    • 4 ماه
      • 0

    • الان به علت کمبود نیرو حتی سربازای ستوان سه هم پست میدن ولی خیلی کمتر از صفرا


    •   soheil_koni_22
    • 4 ماه
      • 1

    • اوووف منم سربازم
      اینجوری خیلی حال میده


    •   shiraz-m-m
    • 4 ماه
      • 2

    • غیر قابل باور ونگارش تخمی،دیس لایک


    •   Mehdi_wolf
    • 4 ماه
      • 1

    • شامپو رو از تو کونت دربیار بعد جلق بزن ،،،،، گوزو


    •   OmidLione
    • 4 ماه
      • 0

    • كير دهنت كس كش دروغگو


    •   OmidLione
    • 4 ماه
      • 0

    • كير دهنت كس كش دروغگو


    •   haamed khan
    • 4 ماه
      • 0

    • کیرم دهنت اسمتو عوض کن کونی


    •   arashdlove1776
    • 4 ماه
      • 0

    • تا درس عبرتی باشه واس بقیه اشخورا.خو کونی پلشت گوه میخوری با پایه بلند یکی ب دو میکنی.داستانتم دروغ محض بود


    •   Saeidbokon2
    • 4 ماه
      • 0

    • والا من سرباز هستم و هیچ کس بدون میل خودش تو پادگان نکردمش


    •   q@q@bang@bang
    • 4 ماه
      • 0

    • معلومه خیلی دوست داری تو خدمت کونی همه باشی عمو جون
      وقتی بزرگ شدی رفتی بخوای نخوای مرتب بازت میکنن


    •   salambacheha20
    • 4 ماه
      • 1

    • هیچ خری تو آسایشگاه نبود؟
      دوربین و موبایل رو تو کون تو کرده بودن برده بودن داخل پادگان؟
      28 سالت بود و چه گهی میخوردی تو پادگان نره خر پیر
      كيرم دهنت كس كش دروغگو


    •   saeed.pesar.khob
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • هرجور حساب میکنم میبینم اگه معرفیت کنم به سینمای هند فحشم بهم نمیدم
      تمام پوتینهای سربازهای مورخ ۱۳۴۲ تا دیروز تو کون خودت و بابات که تخم توی چاقال رو کاشته


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو