تو از عقب نده

    1398/4/28

    این داستان مال زمان شاهه . یه خاله داشتم بهش میگفتیم عزیز و از بس سیگار میکشید صدای کلفتی داشت . خیلی هم رک بود . شوهرش اسمش اقای نورایی بود و عزیز بهش میگفت نوری . هردوشونم به علت کهنسالی شنواییشون ضعیف بود و با داد با هم حرف میزدن . عزیز پیرزن زرنگ و با جنمی بود و برعکس نوری شوهرش مرد مظلوم و ساکت و مؤدبی بود . تو یه محل بودیم و کلاس چهارم دبستان بودم که مدرسه قبلیم قدیمی بود و خرابش کردن و فرستادنمون مدرسه جدید که اونم ظرفیتش تکمیل بود و ثبت نامم نکرد . مامانم گفت این کاره عزیزه اون میتونه با قلدری جات کنه تو این مدرسه .
    اقا عزیز دستمو گرفت و به همراه نوری راه افتادیم بریم ثبت نام . چون برگشتنه میخواستند برن دخانیات و حقوق بازنشستگیشو بگیره اقای نورایی یا نوری هم با ما اومد . نوری عصا داشت و یواش میومد و ما جلوتر به اتوبوس رسیدیم و ما از در جلوی اوتوبوس سوار شدیم , نوری از در عقب . عزیز سه تابلیط از کیفش دراورد و داد به راننده . معمولا شاگرد راننده هم عقب اوتوبوس بلیط اونایی که از درب عقب وارد میشدن رو میگرفت . عزیز یهو یادش اوفتاد مبادا نوری هم دو مرتبه بلیط بده , بلند صدازد نورررری من از جلو دادم تو دیگه از عقب نده . یهو همه خندیدن . نوری که کر بود , داد زد بلهههه ؟ شاگرد راننده گفت خانمت از جلو داد و گفت تو از عقب نده . نوری یهو داد زد تو بیجا کردی ! مگه نگفتم تو دیگه نده من خودم میدم ؟ باز مردم خندیدن . حالا هردو کر . عزیزم انقدر دستمو سفت گرفته بود که گم نشم از درد دادم رفت هوا . یهو یه لاته که داشت میخندید گفت ای بابا اینا چه خوشمزن , این دوتا میدن اخشو بچشون میگه . باز مردم خندیدن که یهو دوتا پسر بچه دبیرستانی اونام یکی از در جلو و یکی از در عقب هول سوار شدن و اتوبوسم تا ناقش پر بود . ظاهرا امتحان داده بودن و جلوییه که پهلوی ما واساده بود داد زد تو چطور دادی ؟( منظورش امتحان بود) نوری که کر بود و فکر کرد عزیز چیزی گفت رو به شاگرد راننده کرد و با صدای بلند گفت چی گفت ؟ یارو گفت پرسید تو چتو دادی ؟ درهمین حین دوست پسره که کنار نوری وایساده بود گفت , سخت . یهو نوری شاکی پسره رو نگاه کرد و گفت , خجالت بکش . من سن پدربزرگ تورو دارم . پسره بی خبر از همه جا اهمیتی نداد و داد زد تو چی ؟ تو چطور دادی ؟ دوستش گفت من ریدم . باز نوری که کر بود و فکر کرد باز عزیز چیزی گفت , از شاگرد راننده پرسید چی گفت ؟ یارو گفت میگه من ریدم . نوری یه نگاه بدی بهش کرد و گفت نگه دار ما پیاده بشیم و بلند داد زد به عزیز پیاده شو خانم . ( گویش قدیمیا فرق داشت و یک ایسگاه دیگه رو میگفتن یک راه دیگه ) عزیز جواب داد نه زوده هنوز یه راه دیگه مونده . نوری داد زد مگه تا اینجا چند راه رفته ؟ (اتوبوس)
    عزیز گفت سه راه . حالا کل اتوبوس داره میخنده . نوری رو کرد به شاگرد راننده و گفت این راه اخر از همه سخت تره .
    یارو هم گفت , اخ نگو ! چه جورم .


    نوشته: الف . ع

  • 8

  • 29




  • نظرات:
    •   جان.کوچولو
    • 1 ماه
      • 6

    • یاد پدربزرگم افتادم
      اونم گوشاش کر بود
      ولی خدا بیامرز عصاب نداشت میکرد همرو.


    •   MASIӇA
    • 1 ماه
      • 2

    • ایده‌ی جالبی بود!
      خوشم اومد.


    •   آتشکده_عشق
    • 1 ماه
      • 0

    • ?????جالب بود


    •   Parniyan.queen
    • 1 ماه
      • 0

    • والا این داستان می ارزید به این داستانای اراجیف توهمی که ملتو خر فرض میکنن
      حتی اگه ساختگی باشه حداقل خنده به لبمون آورد که مرسی :D


    •   13alireza77
    • 1 ماه
      • 0

    • قشنگ بود خوشمان امد


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 0

    • لایک . ممنونم


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 0

    • آفرین با حال بود ؛ داستان با مزه ای دادی ؛ خیلی خوب دادی :)


    •   _tutfrngi_
    • 1 ماه
      • 0

    • ایول،باحال بود،لایک۵


    •   Mn13482000
    • 1 ماه
      • 0


    • دمت گرم اقلا چرت و پرت ننوشتی.این داستان که میشد قبولش کرد ولی من در عجبم این اسکل هایی که میگن دختره رو کردیم آبش آمد ممکنه با رسم شکل بگن ازماده چگونه ‌آب میاد؟البته حتما این کسالیخ منظورشون خیس شدن خانمها نیست و فکر میکنند از واژن خانمه آب جهش میکنه



    •   royaei
    • 1 ماه
      • 0

    • مرسی جالب بود ؛ کلی خندیدم ؛ دستت درد نکنه


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه
      • 0

    • از کستانای این کونی مونیا بهتر بود


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 1

    • باحال


      دستت درد نکنه، هم طنز بود و هم سکسی و هم از عقب و جلو.*


      یکی داد از جلو از هول و مستی
      یکی هم جق بزد اما یه دستی
      چو راهش از عقب آماده گردید
      بدادش کون ولی با داد و سختی


      ها کـُکا


    •   Mehi58
    • 1 ماه
      • 0

    • سر صبح خندیدیم خوبه


    •   master.sam
    • 1 ماه
      • 2

    • داستان نبود. شبیه یه جوک بود که خیلی ها تو جمع رفقا تعریف میکنن .
      پس نمیشه از شخصیت سازی و ایده و محتوا و .... گفت.
      همین جک هم متاسقانه با کلی غلط نگارشی نوشتی.
      اوتوبوس نه، اُتوبوس
      یه جا هم که اتوبوس رو درست نوشتی گفتی تا "ناقش" پر بود! ناق؟؟
      یادش اوفتاد نه، یادش افتاد.
      ایسگاه نه، ایستگاه.
      چتو دادی؟ نه، چطور دادی؟
      کلی جمله بندی اشتباه و عدم رعایت فاصله علائم نگارشی.
      برای دیسلایک به یه جک چندخطی تا همین جا کافیه.


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی قشنگ بود ..
      صحبتهای عزیز و نوری واقعا جالب بودن .
      خخخخخخخ ممنون دستت درد نکنه لطفا بازم بنویس.
      لایک13. (rose)


    •   Malusak2018
    • 1 ماه
      • 0

    • ایول
      دمت گرم
      تو این همه خزعبلات یه مشت آدم جقی این یکی واقعا حالمو خوب کرد
      )دوستان به شیوه داستان ترجمه نکنن)


    •   zamankhan400
    • 1 ماه
      • 0

    • قشنگ بود لایک


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 1

    • آخرش مدرسه چی شد حاجی؟ ثبت نام شدی؟


    •   Twinkboy
    • 1 ماه
      • 0

    • دمت گرم کوتاه ولی باحال


    •   Agha0912
    • 1 ماه
      • 0

    • تخمی ،تخیلی همراه با رگبار کس شعر


    •   Agha0912
    • 1 ماه
      • 0

    • تخمی ،تخیلی همراه با رگبار کس شعر


    •   Agha0912
    • 1 ماه
      • 0

    • نوچ


    •   nilajooni
    • 1 ماه
      • 1

    • ههههه باحال بود
      بیشتر مناسب دورهمی ها بود تا داستان
      تاپیک میکردی
      لایک٢٩


    •   Hiiiilp
    • 1 ماه
      • 0

    • واقعا خندیدم مرسی❤??


    •   Fuker_man228
    • 2 هفته
      • 0

    • (sick)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو