تو یک ساعت چهار بار آب کیرشو آوردم...

    سلام و درود ب همه ی بچه های گل شهوانی با این ک طولانیه ولی کیر راست کنه پیشنهاد میکنم حتما بخونین تا اخرش خوشتون میاد حتما ،

    اگه غلط املایی داشتم خودتون ببخشید دیگه


    اسمم احسانه ۱۹ سالمه قبلا ی بار داستان نوشتم ولی هنو پخش نشده ....
    خاطره ی من برمیگرده به ۲ ساله پیش ک ۱۷ ساله بودم تازه تابستون تموم شده بود و مدارس کم کم باز شدن اولین روز مدرسه بود و منم بشدت کلافه ‌و خواب آلود صف صبگاه خورد و وقتی وارد صف کلاس خودم شدم دیدم علاوه ب دانش آموزان سال قبلِ مدرسه ی قبلیم نصف بچه ها دانش اموزای جدیدن از اونجایی ک من خیلی مغرور بودم (البطه تعریف نمیکنم از خودم چون مغرور بودن تعریف کردن نداره ) زیاد با دانش آموز های جدید گرم نمیگرفتم یه ی هفته ای گذشت و مدرسه برام عادی شد چون روزای اولش یکم سخته اون روز کلاس ما ورزش داشت ،زنگ ورزش ک رسید من داشتم آماده میشدم و لباس ورزشی هامو میپوشیدم ک چشمم به ابولفظل( یکی از همکلاسیام ) افتاد پسره خوشکل نبود قدشم تقریبا ۱۶۰ بود ولی خیلی سفید بود از کونشم نگم بزرگ و خوش فرم و خوش تراش دوتا صندلی از من فاصله داشت سمت چپم نشسته بود ک یهو چشمم افتاد بهش ک داره پیرهنشو در میاره تا تیشرت بپوشه ک دیدم چقد سفیده ولی هنوز تو سرم فکر کردنش نیفتاده بود زیاد توجه هم نکردم فقط دیدم ک سفیده یهو دیدم داره شلوارشم در میاره ک شورت ورزشی بپوشه دیدم شورت مایو ی نارجیش رفته وسط کونش ولی خودش حواسش نبود .... کونشو ک دیدم فکرای سکسی اومد تو ذهنم ....
    وای چه کونی، سفید بدون یه تارِ مو یکم دید زدمش ک دیدم خودش شورتشو درست کرد و شورت ورزشیشم پوشید دبیر تربیت بدنی اومد سر کلاس و خواست ک دانش اموزا رو دسته بندی کنه واسه ورزش ( تو مدرسه ی ما هر دانش اموزی حق داشت فقط ی رشته ی ورزشیو انتخواب کنه) منم صبر کردم ببینم ابولفظل چیو انتخاب میکنه فقط خدا خدا زدم ک فوتبال نره چون یکی از دانش اموزا فوتبالو انتخواب کرده بود ک من ازش بدم میومد
    خداروشکر بدمینتون و انتخواب ک و از شانس خوب من کسی دیگه ای واس بدمینتون داوطلب نشد منم از خدام بود بدمینتون رو انتخواب کردم و رفتیم پایین و زود تر رفتم راکت و توپشو گرفتم رفتم تو زمین، ابولفظلم صدا کردم اومد یکم بازی کردیم و منم یکم باهاش گرم گرفتم و باهاش دوست شدم... زنگ خورد و رفتیم خونه...
    فرداش اومد کنار من نشست و باهم درسامونو گوش میکردیم و یکی دوروزی گذشت ..
    ی روز اومدم مدرسه و دبیر اومد داشت منطق درس میداد چراق هارو هم خواموش کردن ک تخته هوشمند رو روشن کنن زنگ اول بود معمولا منم زنگ اول ک میشد کیرم خود ب خود راست میشد نمیدونم چرا ولی هر روز راست میشد و از روی شلوار مشخص بود
    من داشتم ب تخته نگاه میکردم ک برگشتم سمت چپ ک کیفمو بگیرم دیدم ابولفظل داره منو نگاه میکنه ولی پایین تنمو سرمو ک برگندوندم طرفش فورا زاویه دیدشو عوض کرد و تخته رو نگاه کرد منم کیفو گرفتم و ی مداد از توش گرفتم و میخواستم بزارم سر جاش دیدم باز داره ب پایین تنه ام نگاه میکنه ک باز تا دید من برگشتم تخته رو نگاه کرد من فهمیدم ک کیرم راست شده داره ب کیرم نگاه میکنه یواشکی یجوری ک نفهمه من دارم نگاش میکنم دیدمش ک دقیقا نگاهش رو کیرم بود منم فهمیدم ک فک کنم دلش میخواد منم جوری نشستم و پامو باز گذاشتم ک قشنگ بتونه کیرمو ببینه بعد از ۱۰ دیقه یه ربع دوباره یواشکی و جوری ‌ متوجه نشه دیدمش ک باز داشت به کیرم نگاه میکرد یهو برگشتم صریع بهش گفتم کجارو میبینی شیطون .... یطوری شد

    قرمز شد گفت هیچی دارم تخته رو میبینم خندیدم گفتم تخته لاپایه منه یا اون جلو ؟ هیچی نگفت قرمز شد و کلا ب تخته داشت نگاه میکرد اصلا ب من نگاه نمیکرد یکم ک گذشت دیدم دیگ ب کیرم نگاه نمیکنه زنگ خورد رفتیم پایین من واس خودم تغزیه گرفتم واس اونم یکم خراکی گرفتم بردمش ی گوشه ای ک بچا نشسته نباشن بهش خوراکیا رو دادم با کلی تعارف قبول و تشکر کرد نشوندمش پهلوی خودم بهش گفتم ابولفظل چنتا سوال بپورسم راستشو بهم میگی فهمید راجبه اون اطفاق تو کلاس بود با مِنو من گفت بپورس اگه خیلی خصوصی نباشه میگم گفتم رفیقیم راستشو بگو خجالتم نکش گفت بگو گفتم زنگ قبل داشتی کجا رو دید میزدی گفت بخدا داشتم تخته رو میدیدم گفتم دروغ نگو دیگه من دیدم داشتی به پاهام نگاه میکنی گفت اها داشتم ب کفشات نگاه میکردم گفتم نه انگار داشتی بالاترو دید میزدی هیچی نگفت دوباره قرمز شد گفتم خجالت نکش دیگ اشکالی نداره ک منم وقتی داشتی لباس عوض میکردی دیدت زدم یکم روش باز شد گفتم بدنت خیلی خوبه برو بدن سازی گفت اره و میخوام برم و فلان و اینا گفتم ابولفظل بحسو عوض نکن ، الان من راستشو بهت بگم تو هم راستشو بهم میگی گفت اره گفتم راستشو بخوای من داشتم کونتو دید میزدم باز سرخ شد گفتم خجالت نکش دیگه من راستشو گفتم تو هم بگو دیگه با مِنو من گفت خب من همینطوری داشتم کتابتو میدیدم یهو چشمم افتاد ب اونجات ک اینگار سیخ شده بود گفتم واس من هر صبح سیخ میشه گفتم دوست داری بهش دست بزنی ؟ هیچی نگفت بشوخی گفتم باز ک تو داری خجالت میکشی سیگار بکش،خجالت نکش ضرر داره، خندید و باز با مِنو من گفت الان؟ گفتم نه بزار زنگ بخوره بریم سر کلاس ..
    ماهم تهه کلاس کنج دیوار نشسته بودیم
    زنگ خورد رفتیم کلاس دینی داشتیم دوباره برقارو خاموش کردن و تخته رو روشن کردن ،نشستم و اونم نشست گفتم حالا وقت مناسبیه میخوای بهش دست بزنی یا نه دیدم هیچی نگفت خجالت میکشید گفتم ابولفظل اسن هرچی خودت بگی
    هرچی دلت میخواد نمیخوای زورِت نمیکنم دیدم یهو دستشو بلند کرد و اروم ب سمت خشتک من اورد گذاشت رو خشتکم گفت کجاست گفتم خابه یکم باهاش بازی کنی سیخ میشه چون کیرم خواب بود رفته بود پایین و دستش بهش نمیخورد گفتم وایسا دستمو گذاشتم تو شورتم کیرمو یکم مالوندم ک نیمه سیخ شد گفتم حالا بزار دوباره دستشو گذاشت رو خشتکم ی مرتبه برداشت گفتم چرا دستتو برداشتی ی کاغذ برداشت توش نوشت احسان اونجات چقدر بزرگه ... و داد ب من منم ک خوندم کیرم یکم سیخ تر شد (کیرم تقریبا ۱۷،۱۸ سانته ) تو کاغذ نوشتم نترس نمیخورتت ،
    برای اینکه خجالت نکشی منم باسنتو لمس میکنم با استیکر خنده چیزی نگفت ولی معلوم بود جوابش مثبته دوباره دستشو گذاشت رو خشتکم و از روی شلوار میمالیدش منم کیرم سیخِ سیخ شده بود گفتم چطوره دوباره برگه رو گرفت توش نوشت خیلی بزرگه با استیکر خنده و دادش ب من دوباره شروع کرد به مالیدن یکم دیگه مالیدش کیرم دیگع کامل سیخ شده بود اون کاغذه رو گرفتم نوشتم ابولفظل دوست داری ک واقعا بهش دست بزنی دادم بهش
    توش نوشت ینی دستمو ببرم تو شرتت داد ب من و منم با سر بهش اشاره کردم گفتم اره تو کاغذ نوشت باشه ولی لو نریم در گوشش گفتم نه من کتاب میزارم رو پام تو دستتو بکن تو شرتم با سر بهم گفت باشه و از اونجایی ک سمت چپ من بود و ماهم کنج دیوار چپ کلاس بودیم مشخص نمیشد ...
    کمربندمو یکم شل کردم دکمه ی شلوارمو باز کردم با سر بهش گفتم ک حاظره شروع کن
    دستشو برد تو خشتکم اول از رو شرتم شروع کرد به مالیدن یکم مالید دستشو برد تو شرتم وای چه لذتی داشت یواش بهم گفت وای چقدر داغه ...
    منم داشتم با کونش بازی میکردم اونم راست کرده بود از رو شلوارش معلوم بود هیچی نگفتم گفتم الان باز خجالت میکشه بزار حالمونو بکنیم بعد از یه ربع احساس کردم داره ابم میاد گفتم ابولفظل بسه داره ابم میاد سریع دستشو گرفت کشید بیرون منم کمربند و دکممو بستم کیرمم بجوری درستش کردم ک معلوم نکنه سیخ بودنش .. زنگ خورد اومدیم پاییو گفتم چطور بود ابولی (از اون ب بعد بهش میگفتم ابولی) بهم گفت خیلی بزرگ و داغ بود گفتم قابل تو رو نداره خندید گفت صاحبش قابل داره بعدش ازم شمارمو گرفت گفت میشه باهم در تماس باشیم من از خدام بود شمارمو دادم و .... گذشت و گذشت ما هم هر روز همیدگه رو میمالیدیم اون کیر منو من کون اونو هر دو هم حال میکردیم گذشت ی روز تو مد قرار گذاشتیم ک بریم بیرون ی دوری بزنیم گفت بهت زنگ میزنم ساعت ۵ ،گفتم باشه رفتیم خونه دیدم ساعت ۵.۳۰ شد زنگ زد ساعت ۷ شد زنگ نزد تا ۱۱ شد زنگ نزد ساعت ۱۱.۳۰ دیدم شماره ناشناس منم هرکسی اومد تو ذهنم بجز ابولی گفتم حتما کنصل شده دیگه ،برداشتم گوشیو گفتم بله دیدم یکی با صدای لرزون جوری ک انگار گریه کرده بود گفت الو احسان گفتم بله شما؟! گفت ابولفظلم گفتم ابولی تویی چیشده صدات چرا اینجوری شده گفت هیچی میام بهت میگم ،بیام الان بریم؟ بهش گفتم من پایه ام ولی الان ک همه جا بستس الان کجا میخوایم بریم گفت بریم یکاری میکنیم حالا گفتم اوکی منم نمیخواستم دلشو بشکونم ادرس خونمونو دادم گفتم بیا سمت خونا ما با هم بریم من حاظر شدم یه ۲۰۰ تومن پول از رو پولی ک جمع کرده بودم واسه تاتو برداشتم با خودم گفتم لاقل اگه خاستیم بریم یه ساندویچی جایی خاستیم بریم پول همراهم باشه به ۱۰ دیقه نرسید گوشیم زنگ خورد
    +الو احسان
    _جانم
    + پهلو خونتونم زودی بیا
    _رسیدم دادا
    صریع لباسمو پوشیدم خداحافظی کردم زدم بیرون
    دیدمش کوپ کردم انگار ک خیلی گریه کرده بود گفتم چته چی شده گفت هیچی بریم بهت میگم منم اصرار نکردم گفتم سیگار میکشی گفت ارع کنت پاور بگیر گفتم باشه گرفتم رفتیم پارک ی نخ روشن کردم دادم بهش ی نخ هم واس خودم روشن کردم گفتم دادا نمیخوای بگی چی شده نگرانتم گفتش داداش راستشو بخوای سر اینکه ب تو قول دادم ک بیام بیرون با خانوادم دعوا کردم خیلی باهم بحس کردیم خیلی بد بود امشبم نمیخوام برم خونه میرم ی جا میخوابم حوصله ی خونه رو ندارم امشب، منم منظورشو فهمیدم ک میخوادبیاد خونه ی ما قند تو دلم آب شد گفتم اگه دوست داری میتونی بیای خونه ی ما اول گفت ن داداش دمت گرم نوکرتم و فلان گفتم تعارف نکردم اگ دوس داشته باشی میتونی بیای پیش من گفت خانوادت چی گفتم تو ب اونا کاری نداشته باش اون با من حالا پاشو پاشو بریم یچیز بزنیم ب حساب من ساندویچ یا کباب گفت هرچی ک خودت میگیری واس منم بگیر گفتم من نمیدونم ک خودت بگو گفت کباب رفتیم ی دست کباب زدیمو جاتون خالی، برگشتیم تو راه برگشت ب ابولی گفتم من برم داروخونه (شبانه روزی بود )ببینم عطر جیبی بیک داره بگیرم بو ندیم گفت باشه تو برو منم یجا پیدا کنم بشاشم فک کنم فهمیده بود من چی میخوام بگیرم علکی بهونه اورد با من نیومد ک من راحت باشم بتونم راحت بگیرم من رفتم ی عطر گرفتم و ی بسته کاندوم و ی ژل لوبریکانت هم گرفتم برگشتم، دقیقا پهلو ی داروخونه ی عطاری داشت همیشه میخواستم سکس کنم ازش قرص میگرفتم تا کمرم سفت شه اخه حالت عادی ۱۰ دیقه ای میاد رفتم صریع دوتا ترامادول ۲۰۰ گرفتم اومدم بیرون ابولی رو دیدم اون منو ندید ک رفتم تو عطاری ، ابولی توی ی کوچه ی تاریک بود، منو دید اومد بیرون یزره بهش عطر زدم گفتم بریم ی آب معدنی ایی ،ی ایسکتی یچی بگیریم تشنگی کف کردم تو ام میخوری ، اره داداش دمت گرم ی ایستک انگور واسم بگیر....
    تو هیچی هم نه نمیگفت ...
    دوتا ایستک گرفتم ی دونه قرصو انداختم بالا گفتم تا میریم خونه عمل میکنه ...
    دید گفت این چیه گفتم تاحالا قرص ندیدی (شک کرده بود) گفت چرا دیدم حالا این قرص چیه حالا
    گفتم سر درد
    گفت چرا دو دونست
    با حالت جدی بهش گفتم والا دیگ پول نداشتم دوتا دونه گرفتم ...
    گفت مگه دونه ای هم میدن ؟
    به شوخی گفتم اره دادا ی نصفه قرص هم میدن...
    خندید راه افتادیم سمت خونه توراه ب خانوادم اطلاع دادم اوکی رو گرفتم رفتیم رسیدیم خونه تازه ترا داشت عمل میکرد درو باز کردم ک گفت داداش مطمعنی ؟خونوادت؟؟؟ نذاشتم ادامه بده گفتم اره داداش بیا بریم خانواده ی من ب تو کاری ندارن ک بیااا
    رفتیم تو حیاط (خونه ما ویلاییه) گفتم برو دادا غریبی نکن ...
    گفت دستشوییتون کجاست گفتم تو مگ وسط راه نشاشیدی چقدر میشاشی تو (به شوخی ) گفت خب کجا هست میخوام برم گفتم هم داخل خونه هست هم تو حیاط پهلو انباری هر کدوم ک راحتی برو گفت حالا حیاطیم دیگ همینجا میرم
    فک کنم میخواست برع کونشو تمیز کنه چون مطمعنم بو برده بود امشب از اون برنامه هاس...
    صبر کردم اومد ب شوخی گفتم ی شاشیدن اینقدر معطلی داشت؟ گفت حالا ک نمردم اومدم ، رفتیم بالا رفتیم اتاق من ی قیلون چاق کردم کشیدیم
    (من خونه میتونستم قلیون بکشم ولی سیگار رو نه) دیگه تقریبا ساعت ۱.۳۰ شده بود گفت نمیخوابیم گفتم بخوابیم دادا
    گفتم تو رو زمین ک نمیخوابی گفت تو سختت نیست من پیش تو رو تخت بخوابم من ک اسن قند تو دلم اب شده بود گفتم ن ابولی جون مشکلی ندارم با همون لباس شلوار جین و پرهن (باخودم گفتم با اینا کردنش سخت میشه)داشت میومد تو تخت خواب ک گفتم کجا با همین لباسا میخوای بخوابی اینجوری ک میمیری تا صبح گفت لباس ندارم گفتم لباسا ی منو میپوشی بعضا رو استفاده نکردما با هزارتا تعارف قبول کرد ی شلوارک و تیشرت دادم بهش ک داشت میپوشید ی سره دید میزدمش هواسش بود یهو برگشت گفت خب شیطون حالا تو بگو تو داری به چی نگاه میکنی خندیدم ب شوخی گفتم به تخته نگاه میکنم خندیدیم پوشید اومد رو تخت من چون قدم بلنده تختم بزرگ تره منم بلند شدم لباسامو عوض کردم کاندوم و ژل رو هم یجوری از جیب شلوارم در اوردم ک ببینه داشتم میزاشتم تو جیب شلوارکم دید گفت عی احسان کلک میدونستم ،خندیدم گفتم منت سرت نمیزارما ولی حالا ک این همه چیز مهمونت کردم ، خونمم ک رات دادم حالا تو نمیخوای جبران کنی(به شوخی)؟ خندید با مِنو من گفت باشه داداش در برار کارایی ک تو کردی چیزی نیست اون ک اوکی رو داد کیرم یواش یواش رفت رو به سیخ شدن رفتم ب خانوادم گفتم ک ما داریم میخوابییم کاری با من ندارین ک گفتن ن اومدم تو اتاقم دوباره دیدم ابولی رو تختمه داره با گوشیش ور میره کیرم یکم راست شده بود ولی ن در اون حد ولی میشد از زیر شلوارک تشخیص داد، درو بستم ک صدا نره ، چشمش ک افتادب کیرم گفت مث اینکه خیلی هم عجله داری خندیدم هیچی نگفتم چراغ هارو خاموش کردم اومدم کنارش دراز کشیدم ترا هه هم ترکیده بود یکم با گوشیم ورر رفتم دیدم خودش داره شروع میکنه
    این چیه (اشاره میکرد ب کیرم)
    گفتم اییییین شومبوله شومبوووول میخوایش؟
    اره دیگه شروع کنیم
    گفتم باشه تو هم لباساتو درار منم در میارم بهم گفت باشه تو فقط شورتتو در نیار من میخوام درش بیارم
    گفتم باشه
    چیزی معلوم نبود ولی اون لخت شده بود چون قبلا برام میمالید تقریبا روش باز شده بود دیگه خجالت نمیکشید دیدم یواش یواش
    دست کرد تو شرتم کیرمو گرفت گفت عجب چیزیه احسان
    گفتم کامل مطعلق ب خودته
    یکم برام مالیدش تقریبا راست شد
    دیگه باهام راحت شده بود گفت میخوای برات بخورمش گفتم جدی میگی گفت من ک باهات شوخی ندارم تو هی با من شوخی میکنی من ک شوخی نمیکنم گفتم اع پس شروع کن
    پتو رو زد کنار چراق موبایلشو روشن کرد
    کیرمو واسه اولین بار میدید قبلا مالیده بودش ولی ندیده بودش
    گفت احسان کیرت چقدر خوش استایله گفتم مرسی من کیر اونو دیدم ک راست شده بود حشری شده بود کیرش خیلی کوچیک بود ۱۲ سانت میشد لاغر هم بود گفتم این چیه داری ب اینم میگن کیر گفت همه ک مث تو خوش شانس نیستن هیچی نگفتم شروع کرد ب ساک زدن

    سرشو کرد تو دهنش وای ک چه حالی میداد فقط سرش و میک میزد ساک زدن بلد نبود ولی هیچی نمیگفتم ی ده دیقه ساک زد کیرم داشت میترکید گفت این پس چرا نمیاد گفتم به همین زودی میخوای کلک کارو بچینی اره ،از این خبرا نیس نه الان نمیاد حالا برگرد
    گفت فقط ترو خدا یواش بکن باشه گفتم باشه پشت ب من کرد پاهاشو تو شکمش جم کرد کونشو کرد طرف من وای چ کونی بود شاه کون بود اسن
    کاندوم رو گرفتم کشیدم رو کیرم
    ژل روانکننده رو گرفتم زدم ب انگشتم گفتم تا حالا دادی ابولی ؟
    گفت فقط از لاپا دادم ولی میدونم ک خیلی درد داره گفتم کی گفته درد داره اصلا هم درد نداره هرکی گفته بهت دروغ گفته(نمیخواستم یکاری کنم کنم ک پشیمون شه ) انگشتمو چرب کردم گفتم میخوام کونتو باز کنم گفت هرکاری میکنی بکن فقط زود تر شروع کن از حرفاش خوندم ک حشرش زده بالا
    یکم ژل زدم ب انکشم چراغ گوشیشو گذاشتم ی جا ک بتونم کونشو درست ببینم گفتم خب لپ کونتو با دستت بیار بالا اورد بالا وای چه سوراخ کونه خوشکلی داشت خیلی ناز بود صورتی دخترونه تنگه تنگ معلوم بود فوقش اگه دوبار خیار کرده باشه تو کونش یکم هم ژل زدم در سوراخش انگشتمو میمالیدم رو سوراخ کونش هی سر میدادمش گفتم میخوام بکنم توش گفتم بهت بگم شاید دوست نداشته باشی جواب داد هرکاری میخوای بکن این کون ماله خودته
    خیلی حشری شده بود معلوم بود راستش منم حشری شدم یواش کردم تو کونش گفتم دردت ک نمیاد گفت نه چند بار تکرار کردم دیدم کونش داره گشاد میشه یکم با انکشتم پروستاتشو میمالوندم کونشم معلوم بود تمیز کرده بوده هی پروستاتشو میمالیدم از تو کونش دیدم داره اه اه ریز میکنه ( تو اینترنت خونده بودم اگ با پرستات یکی ور بری ارضا میشه ) دیدم داره اه اه میکنه ادامه دادم یه ۵ ،۶ دیقه کونش هم تقریبا باز شده بود یهو دیدم داره میگه احسان سریع تر سریع تر احسان فشارر بده فشارر فهمیدم داره ارضا میشه منم ک کیرم چرب بود کاندومشم کشیده بودم سرش ،پرستاتشو میمالیدم منتظر بودم شروع کنه به مالوندن کیرش ک فهمم ابش داره میاد
    وقتی شروع کرد ب مالوندن کیرش انگشتمو در اوردم کیرمو گذاشتم در سوراخش کیرم هی لیر میخورد از جاش در میرفت جاشو درست کردم چون سُر بود و کونشم جا باز کرده بود و چون داشت ارضا میشد فشار دادم کیرمو با ی فشار کامل رفت توو تا خایم رفت توو یهو گفت اه ه ه ه احساان اومد ابم اومد گفتم هوی اوصکل کجا داری خالی میکنی گفت نگران نباش برای دلجویی ک ناراحت نشده باشه ی بوس از گردنش گرفتم ، وای ک چقدر کونش تمیز بود و داغغغع کونش نبض داشت مثه نبض میزد کونش با کیرم حس میکردم
    اون همونطوری ک پاهاش تو شکمش جم بود و کونشو قمبل کرده بود طرف من شل شد و ولو شد و منم ک کیرم کامل بود تو کونش، موندیم تو همین حالت ی ۲ دیقه بودیم ک باز تر شه کون خوشکلش گفتم خب حالا میتونی دستتو بگیری از رو کونت، دست خودمو گذاشتم رو کمرش یواش و خیلی اروم جلو و عقب میکردم کیرمو حدود ۳ سانت جلو عقب میکردم یکم ک تلمبه زدم دیدم ک کیرم خودش بیشتر جلو عقب میره فقط سر کیرم تو کونش میموند و بقیش میومد بیرون دوباره همش میرفت تو کونش اونم اه اه خفیف میکرد منم ک ترامادول خورده بودم کمرم سفته سفت شده بود یه ۱۵ دیقه همون طوری تلمبه زدم ک دیدم داره باز اه اهش بلند میشه گفتم بازم داری میشی ترو خدا نریزی رو تختم گفت احسان محکم تر بزن احسان محکم احسااااااان اه ه ه ه ه ه ه ه دوباره ارضا شد داشت ارضا میشد کیرمو فقط به داخل فشار میدادم با تمام قدرتم جلو و عقب نمیکردم کیرمو فقط ب داخل فشار میدادم و اون کونشو هی تنگ میکرد هی شل میکرد هی تکرار میکرد خیلی حال میداد لامصب....تا اینجا دوبار ارضا شد ولی من چون ترا خورده بودم عین خیالمم نبود همینطوری میکردم وتلمبه میزدم تقریبا ۲۰ دیقه شده بود ک داشتم تلمبه میزدم یهو ابولی گفت احسان چیزی خوردی گفتم چی خوردم گفت اون قرصه چی بود خوردی ماله کمر بود ن گفتم عی شیطون خوب فهمیدی گفت په یچی هست من دوبار ابم اومده تو عین خیالتم نیس ب شوخی گفتم حرف مفت نزن کونتو قمبل کن سمت من ، ۵ دیقه زدم ک خسته شدم گفتم ابولی خودت یکم کونتو تکون بده تا من یکم خستگی در کنم اون کونشو با ی تکون خاصی جلو عقب میکرد انگار داشت قر میداد خیلی خوب بود گفتم حاضری ک من میخوام ارضا شم تو هم ارضا شی ،گفت ینی با هم ارضا شیم؟ گفتم اره گفت احسان اگه تو ۳۰ دیقه دیگه هم بکنی دیگ ابه من نمیاد چون دوبار اومده گفتم من با انگشت میارمش خوبه اینجوری دوست داری گفت کیرت کلفت تره بیشتر حال میده گفتم کیر بیشتر حال میده یا ارضا شدن ؟ گفت بکن توش انگشتتو بکنش تو کونم احساااان ،اینو گفت کیرمو کشیدم بیرون از سوراخش یکم استراحت کنه فورا آبش نیاد انگار از کوره در اومده بود ک انقدر داغ بود رفتم ی کاندوم در بیارم ک دیدم یکی کاندوم بیشتر توش نبود اخه بسته بندی ۳ تایی بود یکیو من استفاده کردم یکی دیگ چی شد نگو ک عاقا ابولی کشیده بود ب کیرش ک ابش میاد بیرون نریزه بدل بود ناکس، عاقا من یکی دیگه کاندومو گرفتم کشیدم سر انگشتم گفتم حروقت احساس کردی ک کیرت داره راست میشه ب من بگو گفت باشه ۵ دیقه دوانگشی کونشو انگشت کردم و پرستاتشو میمالوندم گفت احسان کیرم راست شده در اوردم انگشتمو گفت چرا درش اوردی گفتم تو مگ نگفتی من کیرتو بیشتر دوست دارم گفت ادامه بده حال میده گفتم کیر بیشتر حال میده صبر کن
    کاندوم سر کیرمو در اوردم یکم ژل زدم ب کیرم دوباره سرشو گذاشتم در سوراخش هی سر میخورد از جاش در میرفت دوباره گفتم ابولی کونتو وا کن با دستم گرفتم کیرمو دوباره تلاش کردم دیدم سرش رفت تو وااای بدون کاندوم خیلی حال میداد انگار کیرم رفته بود تو کوره گفت کاندومتو گرفتی گفتم اره گفت ووووییی احسااااان چقدر کیرت داغه گفتم کون تو هم کوره هس
    گفت احسان بقیشو ی مرتبه بکن توش گفتم باشه کونشم دیگه قشنگ گشاد شده بود ۲۰ دیقه داشتم میکردمش دیگ عرقم در اومده بود پس معلوم بود درد نداره داره لذت میبره ، گفتم اماده ای گفت زود بکن توش دستامو گذاشتم رو شونه هاش با یه فشار کُلِش رو دادم توش
    یهو گفت جون به کیرت این حرفا رو میزد حشریم میکرد بیشتر
    گایدن ،مخصوصا کردن کون بدون کاندوم و با کاندوم زمین تا اسمون فرق میکنه (با کاندوم کون بگایی انگار داری جق میزنی با دستت ، زیاد حسی انتقال نمیده ) بدون کاندوم ک شروع کردم ب کردن بعد از ده دیقه دیدم اه و اوه اون ک در اومد ک هیچی اه و اوه من هم داره در میاد .....
    آب منم داشت میومد
    من از اینطرف و اون از اون طرف
    +اه ه ه ه ه احسان محکم تر فشار بده باز دارم میشم
    _اه ابولی اه ه ه ه ابوولی اه ه ه اب کیرم داره میاد ابم اومممددد .....
    جفتمون تقریبا با ۵ ثانیه اختلاف ابامون اومد من ک حول شدم ریختم توی کونش
    وقتی ک اب من اومد انگار روحم از نوک کیرم خالی شد جفتمون بیحالِ بیحال ۱۰ دیقه همونجوری ک کیرم داشت توی کونش میخوابید دراز کشیدیم ساعت تقریبا ۳ صبح شده بود گفتم پاشو ابولی پاشو بریم حموم گفت بابا من ک لباس ندارم دیگ، گفتم شورت ک شورت خودتو بپوش لباسم ک همونی ک دادم تمیزه دیگ دوباره بپوش ساعت ۳ صبح بزور راضیش کردم ک بریم خودمونو بشوریم چون من از اب کیر بدم میاد (جنب هم ک میشم فورا پا میشم میرم حموم) خلاسه ک بزور و یواشکی ساعت ۳ صبح رفتیم حموم من خسته و پاره و اون از من پاره تر این خواب ترامادوله هم ک داشت منو پاره تر میکرد رفتیم تو حموم علکی هی دولا میشد قمبل میکرد طرف من ک من ببینم باز راست کنم
    چشمم ک افتاد ب سوراخ کونش دیدم دوبرابر حالت اولش گشاد تر شده ترسیدم ولی هیچی نگفتم ک نترسه
    کیرم بزور نیمه راست شد ولی اصلا ن حس کردنش و داشتم و حال کردنشو اون باز ک دید کیرم داره راست میشه گفت احسان جون بازم میخوای ، بزار بمالمش برات گفتم فقط هر کاری میکنی سرو و صدا نکن و زود تر تمومش کن بریم تا یکی خفتمون نکرده
    گفت باشه ترو خدا بزار یکم تو روشنایی کامل ببینمش بمالمش دفعه ی بعد معلوم نیست ک کی بیام، اینو ک گفت من نظرم عوض شد گفتم اکی راحت باش ابولی مالیدش دیدم بعد ۱۰ دیقه بزور راست شد گفتم برگرد ک دوباره پرستاتو بمالم باهم ارضا شیم گفت اوفف من از این کار خیلی خوشم میاد بکن توش دستمو یکم اب زدم چون کونش تمیز جا باز کرده بود قشنگ همین کافی بود واسه انگشت کردنش دو انگشتی یکم انگشتش کردم دوباره دیدم کیرش داره راست میشه همونطوری ک دولا بود کیرمو گرفتم دوباره کردم تو کونش توش گرم بود ولی مث حال بار اولی ک کردمش نمیشد بار اول ک کردم توش تنگ تر بود گرم تر هم بود من ک ی بار ارضا شده بودم زیاد بهم حال نمیداد اولایلش ، ولی اون ۳ بار ارضا شده بود بازم میخواست بشه ، ی ۱۰ دیقه کردم دیدم باز داره صدای اه احسان صریع تر کن تلمبه زدنتو سریع سریع سریعع اوووف داره میاد سریع احسالن اه برای چهارمین بار ابش اومد من همینجوری داشتم میکردمش انچنان حالی نمیداد کیرمم نیمه خاب شده بود بزور میرفت تو ولی گفتم ک خب این بره معلوم نیست کی بیار نهایت لذت رو ازش ببرم دیگ درش اوردم گفتم بخورش سیخ شه ساک زد سیخش کرد دوباره ۱۰ دیقه دیگ کردمش دیدم ک داره ابم میاد داشتم جون جون میکردم ک گفت احسان دفه اول ک از ارضا شدن من استفاده کردی ریختی توش اشکالی نداره ولی اینبار داره میاد بکش بیرون ابتو بده من بخورمش گفتم جدی داری میگی ابمو میخوریش واقعا بدت نمیاد گفت نه احسان ماله تو فرق داره هیچ کس با تاخیری هم نمیتونه مثه تو بکنه اونم ۲ کمر هر کمر نیم ساعت گفتم هر وقت داره میاد میدم بخوریش حالا ک خودت میگی، سه چهار تا زدم توش کشیدم بیرون سوراخشو دیدم پشمام ریخت اینقدر که کشاد شده بود با خودم گفتم ب کیرم الان ک داره ابم میاد بزار حالشو کنیم گفتم برگرد برگرد داره میاد چون کونشو تمیز کرده بود توشو کامل تمیز کرده بود کیرمو کرد تو دهنش وای داشت ابم میومد اون سرشو میک میزد خیلی حال میداد داشتم میمردم تا قطره ی اخرش ابمو سرکشید گفت اوووممم چقدر خوب بود با اینکه تا حالا نخورده بودم ولی بد مزه نبود ک هیچ خوش مزه هم بود .... دیگ بیحال و بیجون افتادم رو زمین سریع خودمونو جمع کردیم بخودمون اومدیم دیدیم شوخی شوخی نیم ساعته حمومیم یه حوله پیچیدیم دورمون و خیلی اروم رفتیم تو اتاقم لباسامونو پوشیدیم از پشت بهش نزدیک شدم جوری ک کیرم از پشت چسبیده بود ب کونش ی گاز کوچیک از گوشش گرفتم گفتم ابولی ی من ،عالی بود مرسی ی بوس دیگ از گردنش گرفتم گفتم من ک میخوام بخوام دراز کشیدم ک فورا خوابم برد ..
    خیلی خاطره ی خوبی بود
    خلاصه ک تو مدرسه همیشه هر زنگ کیرمو میمالید بعضی وقتا هم خونمون خالی میشد میگفتم بیا پی اس فور بازی کنیم خودش میفهمید با ی بسته کاندوم و ژل میومد خونمون اخرین بار هم ۳ روز پیش باهم کردیم خیلی حال داد
    اینم از خاطره ی من امید وارم ک دوست داشته باشین شرمنده ک خیلی طولانی شد گفتم همشو بگم ک شما هم مث من لذت ببرین
    کوچیک همتون احسان


    نوشته: احسان موسکان

  • 24

  • 33




  • نظرات:
    •   ناژو
    • 3 هفته،6 روز
      • 13

    • گی و دوباره گی و همیشه گی و همیشه دیس


    •   Mostafahero
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • تاپیک‌ اولو من ‌میزم و‌میگم‌ نخونده دیس
      دیگه اینجا گیِستان شده
      شهوانی نگو گِیوانی بگو


    •   كارآگاه.مخفى
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • با چه انگيزه ايى اين همه تايپ كردى واقعا؟؟؟؟


    •   Mamanfucker
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • شهوانی نیس ک
      نر کده عه
      همه گی


    •   The.BitchKing
    • 3 هفته،6 روز
      • 17

    • تا "البطه" خوندم و فهمیدم بقیش فقط به درد به کون کشیدن زمان قطعی آب میخوره. دیس


    •   Ar33
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • این تهش یه جقی ی ۱۳ ساله س


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،6 روز
      • 15

    • Queen.of.lust در مورد کریم خیلی وقته کار از کار گذشته ابوالفضل و حجت هم دیگه جواب نمیده بزار هیبت اله اگر دومی هم پسر شد بزار قدرت اله!! شاید سالم دبیرستانو تموم کنن!!


      پی نوشت: خانوم یکی از بچه های بازار باردار شد گفت داریم دنبال اسم خوب میگردیم ولی فعلا نظرمون رو ابتینه!! گفتم اسم خوبیه فقط وقتی به سن دادن رسید مارم بی خبر نزارین!! جلو روم مسیج داد به خانومش اسم بچه خشایاره حرفم نباشه!!


    •   Baby_unicorn
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • بازم احسان؟
      بکشین بیرون دیگه ناموسن :|


    •   Jamesdane
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • امیر به احسان تغییر نام داده ،بچه جون کمتر بزن تا رستگار شوی .


    •   Littlelucifer
    • 3 هفته،6 روز
      • 9

    • امشب به سه تا دختر پیشنهاد دوستی دادم و دو تاشون لزبین بودن ! من نمی‌دونم کم کم ما دگر جنس گراها کیرمون رو باید تو کدوم سوراخ فرو کنیم ؟؟!!


    •   Elaheye.afghan
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • دکمه ی راست شدن پسرا تو کونشونه (rolling)


    •   Ras-al-ghoul
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • چرا نصف داستانا گی هست؟ ادمین عزیز میدونم تو مثه من نیستی ک برینی ب گی و خیلی روشنفکری احترام میذاری ولی حداقل ب نسبت مخاطبا بذار!!! ده درصد مخاطبا ب زور گی باشن پس ار هر ده داستان یکیشو باید گِی بذاری نه مثه امشب برینی اه


    •   forestgumpnew
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • تا اونجایی خوندم که خونتون دو تا توالت داره ، دیگه ادامه ندادم لاکچری (dash)


    •   Number_13
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • "صف صبحگاه خورد" دقیقن ینی چی؟:///
      والا ما ک مدرسه بودیم زنگا میخوردن برامون :///
      صف معمولن حرکت میکرد:/// مثه اینک اینم میخواد بخوره کاش مال منم میخورد:(


    •   Mrnormal
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • کسشره


      19 سالته


      رشتت ادبیات بوده ولی اطفاق نوشتی


      ابوالفضل هم بلد نیستی بنویسی


      علکی ":)


      صریع


      هواسش ؟


      حتی حیفه بگم کص نوشتی


    •   scarifier
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • خاطرات نوجوانی الان همش شده گی. از دستاورد های امام


    •   Miooowm
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • ساعت ۳:۴۹ صبح ، خمار ، دنبال دوتا عکس و فیلم برای زدن ، با خوندن پاره ای از کسشعرات ، کیرم خوابید ، مرسی که هستی کافورم


    •   Lucky.man
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • اگه کسی بخواد از عمد غلط بنویسه، اینقدر نمیتونست غلط داشته باشه.


      اول برو دیکته ات رو درست کن بعد ادعای نویسندگی کن.


      به کون کونک بازی گی نگین


    •   atabak1396
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • تن تمام بزرگان ادبیات این مرز و بوم توی گور داره می لرزه و ویبره میره از بس غلط دیکته ای تو این متن بود. اونقدر که اصلا نمی ارزه آدم وقت بذاره و متذکر بشه و نشان دارشون کنه.
      خاطره که به کنار، کلا غیرقابل نقد اما می خوام بدونم واقعا چی در این مدارس به شماها یاد میدن که بعد از ده - دوازده سال درس خوندن نمیتونین یه صفحه متن بدون غلط املایی بنویسین. :(
      البته چندان هم بی دلیل نیست وقتی که کل زمان مدرسه رو به دستمالی کردن همدیگه و چشم چرونی و امثالهم می گذرونید.


    •   Kiiiiiiiirkoloft
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • احسان چونی چهار بار کونی شرکت آب برو کار کن تو کمبود آب و جبران میکنی


    •   amirrr1369
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • چرا قسمتی که ابولی کونت گذاشت رو حذف کردی دیگه داری نامردی میکنی


    •   شرحبیل
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • Diiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiis goooooooooooz


    •   Burwin
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • واقعا خجالت کشیدم که پسرم


      واقعا میگم...


    •   شبگردتنها44
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • وای ، امان از بیسوادی ، باید در آموزش و پرورش این مملکت رو گل بگیرن با این بیسواد تربیت کردنش ،بایدخوذمو حلق آویز کنم از دست این بیسوادها


    •   Mard-hot20
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • فهمیدیم راست دستی لااقل موقعی که مینویسی با چپ بزن جقمغز


    •   samsepg
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


      حتی دو تا نوجوون بچه مدرسه ای هم ممکنه توی کنجکاوی ها و اولین تجربه های جنسی شون، آلوده بشن و عامل بیماری رو به کس دیگه منتقل کنن.


    •   Saeedسعید۲
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • به دنبال کون هستم


    •   Aazss
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • اخه تو ک رشتت انسانیه چرا اینقد املات داغونه
      امیدم تو املا ب شما انسانیا بود ک همونم با خاک یکسان شد


    •   KosoKirParast
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • لعنت به داستان گی زیرسن (Underage) و صدلعنت به اون حرومزاده ای که اینارو مینویسه.. کیر اسب آبی تو کس و کون ننت پفیوز! (devil)


    •   kiakish
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • همش تو فکر کون ملتی
      یکم رو دیکته کار کن زشته اینقدر غلط املایی


    •   مهسان۷۰۹۳
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • همیشه زنگ اول که میخورد کیرت راست میشد؟؟؟ (dash)
      یعنی این حجم گوه خوری رو از کجات در اوردی
      خدایا اسم بچه هامون ابلفضل هم‌ نمیتونیم بذاریم حتی حشمت فردوس هم بذاریم میکننش تو مدرسه لامصبا مدرسه مقدسع اونجارو دیگه ب گوه نکشین


    •   Kamran.xxx
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • کدوم عنتر خانی گی رو مد کرد؟با لز مشکلی ندارم ولی گی دیگه آخرشه دیس


    •   kir.kolofte.vahshi
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • نرینی


    •   Nikan.aa
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • اینجاس که باید به نظرات بگی such a wow با اینهمه نظر منفی هرشب آدمین از گی‌ها بزار خب ممنون که اینهمه به نظرات کاربرا احترام میزاری آدمین جون
      شده لپ لپ چهارتا داستان سه تا گی هس یکی زن شوهردار یا مطعلقه یا خیانت


    •   Mahan.king
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • چند روز پیش یکی از بچه ها ی تاپیک زده بود مرده به زن پنجم که رسید جونش از سره التش زد بیرون مرد ولی این حتما جونه سگ داشته درضمن خیلی طولانی بود


    •   armankir@
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • همون تاپیک خوندم فهمیدم چرت. عمو جانی هم انقدر قدرت بدنی نداره


    •   rfankya0081
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • ۱.اون بالا زده #گی پس میتونستین نخونین کونتون پاره نشه


    •   Eliminator01
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • همین دیگه وقتی تو مدرسه فکر دادنی هیچی یاد نمیگیری بپرس رو‌مینویسی بپورس اتفاق میشه اطفاق هیچی دیگه


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • شاش به اون مدرسه‌ای که تخته هوشمند داره ولی دو کلمه سواد به دانش‌آموز کسخلش یاد نداده. چشم رضازاده روشن که اینقدر ابوالفضل ابوالفضل کرد(کسخل خان ابوالفضل رو اینطوری مینویسند) ابوالفضل ها هم کونی شدن


    •   Ali_pr82
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • عالی بود ..


    •   Ant0ni0
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • فقط این داستان رو خوندم.جقی ترین آدم دنیام توی یه یاعت چهار بار ارضا نمیشه .


    •   kokarostam
    • 3 هفته،5 روز
      • 6

    • نخوندم


      اینقدر کونکونک بازی زیاد شده که واقعا گاهی وقت‌ها به شک میوفتم که نکنه کونی نشدم و سرم کلاه رفته باشه. آخه دیوثا چرا اینقدر کون میدید؟ شاشیدم به این دنیای کونی.


      ها کـُ‌کا


    •   sexybala
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.من توی یک ساعت چهار بار نمیتونم بشاشم


    •   bita_jooooon
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • دوستان سلام عکس های کوس و کونمو براتون ارسال میکنم تلگرامم پیام بدید آیدیم روی پروفایلمه


    •   khaleh-mahin-09338617680
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خاله مهین هستم از تهران حضوری قیمتم برای شب تا صبح 500 برای ساعتی 300 مکانم دارم


    •   __mm__
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • بابا یه کون دادی رفته دیگه حالا 4 صفحه راجع بهش کس و شعر تَلاوت میکنی که چی بشه؟
      کونی؟ (biggrin) (rolling)


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • Saeed سعید ۲
      آقا دنبال کیون میگردی همین پسره ای که داستان رو نوشته خوب چیزیه . ببر استفاده کن هر کی برده راضی بوده آخر کار یه انعامی هم اضافه بر قرارشون بهش داده‌


      ‌‌

      کاکا رستم خوبی دادا ‌
      بخدا سرمون کلاه رفته ، اینا میرن میدن به همه چیز هم میرسن‌‌ .ماشاءالله همه شون هم آقاااااا


      هر که کون داد مرد میدان شد ، هر که کون کرد خانه ویران شد


      ‌‌


      حالا بزنیم کار و کاسبی خاله مهین رو هم خراب کنیم‌

      خاله مهدی هستم شبی صد و بیست و پنج تومان. ساعتی بیست و سه تومن . خونه هم دارم شربت هم میدم هر کاری خاله میکنه منم میکنم . نترسین بیاین پیش خودم قربونتون بشم الهی ‌

      هفت تومنی هم داریم در حد انگولک


    •   مردزخمی
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • موندم چرا انقدر کونی زیاد شده


    •   EAZY
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • مگه وزارت ارشاد بهت مجوز پخش نداده که میگی هنوز پخش نشده مجلوق, ریده مغز,به قول یه بنده خدایی ابن ملجق (dash) (dash)


    •   kokarostam
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • داش مهدی عزیز


      دستت روی سر ما، بدنم سبزه، یه نمه شکم دارم، توپول نستم، پشمام رو شیش تیغه خواهم زد، سوراخم تنگه، میخوام برم تو کار زنونه پوش. اگه مشتری اضافه داشتی، من رو هم دریاب


    •   Amir_Naji_1996
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • همه کونیا واسه ما کون کن شدن با 18 سانت کیر ، چاقال چقد کسشر تفت دادی ، دیس


    •   1Overdose
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • كاري ندارم كه كلا كصشر بود ولي ناموسن ١٧ سالت بوده قليون ميكشي ترا ميزني راحت ميري كاندوم ميخري كص كش كيرم تو مغزت


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • کاکا رستم داداش با این تبلیغی که کردی ، شاه ایکس هم لایک کرده کامنتت رو ‌

      آقا دیلیت اکانت کن که شاه ایکس تا نکنه ول کن نیستا ‌
      کامنت منو هم لایک کرده پیام میده که بیا با گزینه هفت تومنی شروع کنم باهات ‌

      خوبی دیدی بدی دیدی حلال کن داداش


    •   1234johny
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • از کپشنت فهمیدم داستانت چرت و پرتی بیش نیست...اخه‌مرتیکه احمق تو یه ساعت چهاربار ابشو اوردی؟ نوجوون هم بود...به خون نرسید؟


    •   1376Alone
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • لاشی تا جایی من تو مدرسه کون پاره میکردم تغذیه یکی دیگه رو به تو نمیدن که براش گرفتی دیوث


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • جناب پاشنه طلا شاه ایکس حرمت داره نه لذت!!(biggrin)


      پی نوشت: البته قبل کامنت ایشون یه ذره ابرو هم داشت ولی اون دیگه مال قدیماست!!(biggrin)


    •   hasanzgr99
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • عالی بووود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو