داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

جرثقیل خوش رکاب

1399/05/15

سلام خدمت دوستای عزیز.
اسمم مرتضی هست و بچه یزدم.
اهل کسشر گفتن و خالی بندی هم نیستم.
این داستان مال دوسال پیشه.
اون موقع ۲۹سالم بود و مجرد با قد ۱۸۰ و یه هیکل ورزشکاری که حدود ۷۵ کیلو. از بچگی فوتبال بازی میکردم که دیگه این اواخر کمتر فرصت میشد.
دوست دخترم تا دلتون بخواد همه مدله داشتم.
بریم سر اصل داستان.
حدود ۵سالی هست که جرثقیل دارم و کلا صبح تا غروب درگیر کارم و سرم تو لاک خودمه.
حدود دو سال پیش تو یکی از محله های قدیم یزد داشتم یه اسکلت فلزی مونتاژ میکردم که کارم تا نزدیک غروب طول کشید و وقتی که داشتم جرثقیل رو جمع میکردم که برم خونه یه پیرزن حدودا هفتاد ساله اومد کنارم که جوون یه زحمتی بکش و یه حوض قدیمی رو حیاط خونه ماست و شکسته و سنگینه بیا و این رو بلند کن بذار تو کوچه. خسته بودم و اصلا حوصله نداشتم ولی دلم سوخت گفتم کارشو انجام بدم.
مشخص بود وضع مالی خوبی ندارن و گفتم اینم باشه خمس و زکات امروزمون.
خلاصه رفتم در خونشون و خب قبل از جک زدن باید چک میکردم ببینم وضعیت چجوریه و گفتم مادر یاالله و مثل گاو سرمو انداختم پایین و رفتم داخل حیاط!
با دیدن صحنه چشام چهارتا شد.
تقریبا هفت هشت نفر زن و دختر از ۱۴ سال تا ۴۵ که مشخص بود دختراش و نوه هاش هستن و یکی از یکی خوشکلتر و جیگر تر.
منم پررو باهاشون سلام علیک کردم و دیدم حوض کنار باغچه هست و وزنی هم نداره و راحته ولی خب اونجا دلم میخواست لفتش بدم.
از این حوض پیش ساخته ها بود که دقیقا نصف شده بود.دوتا بلت(تسمه) آوردم و قشنگ بستم و به اون خانم ۴۵ ساله گفتم که بیزحمت یه نفرتون بره بالا پشت بوم تا به من فرمون بده و یه نفرتونم من قلاب جرثقیل میارم این تسمه ها رو بزنه به قلاب که بهم گفت من از این کارا بلد نیستم و میترسم و به خواهرش اشاره کرد و گفته الهام تو دل و جرات داری و کار خودته.
الهام خانوم هم گفت حله برو من خودم فرمون میدم و خلاصه ما کار رو انجام دادیم و دم آخر یه چای آوردن خوردم و دیگه موقع حساب کتاب بود.
الهام خانوم که دیگه یه ذره یخش با من باز شده بود تا دم در اومد و گفت که چقدر میشه.حالا از من تعارف و قابل نداره از الهام عشوه و ناز و ادا اطفار.
من تو ماشین دستگاه کارت خوان داشتم
ولی دیدم بهترین موقعیت واسه شماره گرفتنه.
گفتم کارتخوانم خرابه شمارتون رو بگید شماره کارت میدم بفرستید برام.
تو اون لحظه هنگ کرد ولی بعد از چند ثانیه سکوت شمارشو داد و گفت پس هرچی فرستادم قبوله.منم با خنده گفتم قابل نداره و هرچی دوست داری بفرست.
تقریبا ساعت ۸ شب بود که پیام اومد و ۵۰ تومن زده بود برام و تشکر کرده بود.
تو اون لحظه اعصابم خرد شد از خوش حسابیش.دوست داشتم تاخیر کنه تا به بهونه حساب بهش زنگ بزنم! کاش همه مشتریام اینجور بودن!
من اون شب ازش تشکر کردم و چون گرفتار بودم و کار زیاد داشتم دیگه بهش گیر ندادم و اصلا یادم رفت که الهام خانومی وجود داره.
بعد ازچند ماه داشتم شماره های تو گوشیم رو بالا پایین میکردم که بعضیاشو پاک کنم که یهو رسیدم به خانم حوض! آخه اسمش رو حوض ذخیره کرده بودم!
قبل از پاک کردن گفتم واتساپ تلگرامشو چک کنم که دیدم تو عکسای تلگرامش عکس یه نوزاد خیلی خوشکل هست که همون هم شد بهونه پیام دادن.از عکس اسکرین شات گرفتمو و براش فرستادم و گفتم ماشالله خیلی خوشگله و خدا حفظش کنه که اونم جواب داد و معلوم بود که دوست داره پیام بده و تنهاس.
دلو زدم به دریا و گفتم باید باهاش رفیق بشم.
خودشم بدش نمیومد ولی میترسیدم چون بچه داشت.
تا چند روزی فقط در حد جوک و عکس و کلیپ واسه همدیگه فرستادیم تا اینکه لابلاش اعتراف کرد که مطلقه هست و الان حدودا یک سالی هست جدا شده.
من که دیگه فقط تو فکر کردنش بودم و میدونستم خودشم تشنه سکسه باهاش صمیمی تر شدم و بعد از یه مدت به هم وابسته شدیم ولی هیچ رقمه سر قرار نمیومد.
میگفت تو فامیل و اهل محل همه رو من زوم هستن و واسم حرف در میارن.خداییش هم راست میگفت.هم اینکه خیلی خوشکل بود و هم اینکه محله های قدیمی کلا همه تو زندگی هم سرک میکشن.
خلاصه بعد از یه مدت اومد سر قرار و منم که یه باغ کوچیک بیرون از شهر داشتم مستقیم رفتم سمت باغ و چند ساعتی با هم بودیم و همه مدل سکسی هم داشتیم.
شب بهم پیام داد که من هیچوقت از این کارا نکردم و الان میترسم و عذاب وجدان دارم مرتضی.
خداییش با اینکه خیلی خوش خنده و خوش بر و رو بود ولی جنده نبود.
چند روز بعدش بهش گفتم که شناسنامه و مدارکت رو بیار و باهم رفتیم و یه صیغه خوندیم و حدودا ۶ ماهی صیغم بود.
هم خرجشو میدادم و هم خودم سکسم تامین بود.
تو اون روزای آخر میگفت که تو باید بری سر زندگی خودت و ازدواج کنی و من به درد تو نمیخورم.
راستم میگفت.خاستگار زیاد داشت.تا اینکه یه روز بهم گفت بهتره تموم کنیم و ما هم تموم کردیم.
این داستان نبود و عین واقعیته.
اصلا دوست نداشتم برم تو فاز تعریف کردن جزعیات سکسامون چون این چیزا واسه یه آدم جغی جالبه.
ولی اون شش هفت ماه من تجربه یه زندگی زناشویی رو داشتم که خیلی خوب بود و باعث شد یه ازدواج موفق و خوب بکنم و قدر زندگیمو بدونم.
خوب و خوش باشید.

نوشته: مرتضی


👍 18
👎 7
20300 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905855
2020-08-05 00:13:09 +0430 +0430

کیر احمدی نژاد دهنت
من یه ساله با چند تا زن دوستم قلبم اجازه نمیده بهشون دست بزنم
راضتو بهم بگو
چگونه بی شرف شویم؟

4 ❤️

905857
2020-08-05 00:16:01 +0430 +0430

همه مدل سکس کردید همین
کونی همه سکسشو سانسور کردی؟

پس جقی ها با جرثقیل و حوض شکسته جق بزنن؟؟


905872
2020-08-05 00:37:15 +0430 +0430

جرثقیل تیر آهن و چیزهای دیگه را میبره به ارتفاع بالا کارگرا میگیرن میبندنش اسکلت رو جرثقیل مونتاژ نمیکنه حضرت آقا چون نه قابلیت جوش دادن داره نه پرچ کردن!! از این بگذریم برای انتقال یه حوض پیش ساخته از وسط شکسته یعنی دو تکه شده جرثقیل ساختمون لازمه؟؟ مثل اینه که برای حمل استکان چایی از پراید استفاده کنی!! لابد شب هم کارگرای شهرداری یه جرثقیل دیگه اجاره کردن بردنش!! اگه سیمانی باشه میشه با یه بیل یا کلنگ خیلی راحت خوردش کرد تو گونی بردش بیرون اگرم از این مواد جدیدا باشه که چند ساله جکوزی ها و استخرهای کوچیکو ازش میسازن سبکه بازم جرثقیل نمیخواد خلاصه تو که راست میگی ولی جرثقیل در حالت دراز شدش تو… آدم دروغگو!! 😁


905882
2020-08-05 00:51:15 +0430 +0430

پس اهل خالی بندی نیستی…!!!
😁😁😁


905892
2020-08-05 01:06:31 +0430 +0430

داستان رو نخوندم. ولی اسمش یچیزی یادم اورد.

سال سوم راهنمایی، یروز دیدیم یه جرثقیل ازین کوچیکا اومده تو مدرسه. پشت بندش یه وانت مزدا هزار. که معلم حرفه و فنمون رانندش بود. پشت وانته یه موتور آریا گذاشته بودن. جرثقیله هم بود که اینو از پشت وانت برداره بذاره تو سالن مدرسه. که برا درس حرفه و فن، معلم گرامی بهمون موتور ماشین رو آموزش بده. القصه، معلمه دوتا رو صدا کرد که کمکش کنیم دور موتور رو زنجیر ببنده (شاید 160 بود قد معلمه!) معلوم نشد کدوم احمقی چجور این زنجیر رو بست که جلو در ورودی سالن، طرف تو، این زنجیره باز شد و موتوره از ارتفاع یک و نیم متری افتاد زمین. سه چارتا از موزاییکا خورد شدن. خود موتوره هم کجکی افتاد. راه ورودی هم تا روز بعدش بسته بود همه مون از رو موتوره میپریدیم. بعدشم که برش داشتن تا دو هفته بعدش موزاییکا رو درست نکردن. حالا همه اینا به کنار، معلوم نیست این معلم کسخل چی فکر کرده بود، این موتور ماشینه هنوز روغن توش بود! فیلتر روغنشم حتی باز نکرده بودن. لذا کل ورودی رو روغن موتور برداشته بود. چه کون ها که اون روزا بخاطر برخورد با زمین، از قیمت افتادن …

8 ❤️

905938
2020-08-05 05:02:51 +0430 +0430

****خوب و روون نوشتی و داستان قابل باور بود
فقط این قضیه “****دلو زدم به دریا” رو هی نگید
خوش باشید ❤️

4 ❤️

905947
2020-08-05 06:06:38 +0430 +0430

الان که صیغه کردی نکیر رو به منکر میگه : چه کیر سوزی شد نمیشه کیرم تو این یکی کنم این خیلی باهوش 😕

3 ❤️

905974
2020-08-05 07:50:27 +0430 +0430

اینکه قبل از ازدواج رابطه جنسی داشتی باعث میشه ناخودآگاه زنتو با اون یکی دیگه مقایسه کنی . و خب این دیگه ازدواج موفق نیست کسخل خان . داستانت متوسط رو به پایین بود . یه چیزی مگه نباید تو داستان هاشون یه قسمت سکسی بزارن تا آپلود شه ؟؟

2 ❤️

905978
2020-08-05 08:03:05 +0430 +0430

ای ولا
قشنگ بود
البته باید بیشتر به مسائل سکس
اشاره میکردی
ی داستان کلی بود

2 ❤️

905980
2020-08-05 08:12:36 +0430 +0430

یزدی ها چیزی رو دور نمیدازند ! از همینجا کس گفتنت مشخص شد ! ولی چون زن مطلقه و صیغه بود، اگه یک درصد هم درست باشه، نوش جونت مرتیکه هیز !

4 ❤️

906018
2020-08-05 10:54:34 +0430 +0430

پ گفتی که کارشون بخاطر صوابو خمسو زکات قبول کردی بعد تهش شماره کارت دادی پول بریزن بحسابت؟؟؟!!!

ببین یجای کارت میلنگه…یه دروغی سرهم کنه که باورمون بشه بیشعور

3 ❤️

906103
2020-08-05 21:41:48 +0430 +0430

آقا به نظر من خالی بندی نیومد ولی اینکه بعد چند ماه اینقدر راحت مخش زده بشه و بیاد عجیبه… اول داستانت درست بود ولی بعدش جقی بود… ولی خدایی من نمیدونستم جرثقیل ها آب حوض هم میکشن… بعد شما از تو کوچه حوض رو از سر دیوار آوردی بیرون یا دیوار خونه مردمو خراب کردی با جرثقیل رفتی تو…؟ یه کم به اینم فکر کن ماها شعورم داریم… به شعور خودت توهین کن پس

1 ❤️

906107
2020-08-05 22:11:43 +0430 +0430

خا

1 ❤️

906118
2020-08-05 23:38:07 +0430 +0430

اولا کیرم تو اون دو کلامی که آدمو محرم میکنه
یا بعضا بلعکس
ولی نوش جونت
داستان جالبی بود

1 ❤️

908640
2020-08-15 00:30:16 +0430 +0430

دمت گرم😎

0 ❤️







Top Bottom