جق لایت

    چشامو دوخته بودم به مانیتور .
    مرده بشدت داشت زنه رو میگایید منم کیرمو سفت تو مشتم گرفته بودم و سر کیرمو فشار میدادم آبم نیاد . تو یکی از رساله های یکی از مجتهدین خونده بودم وقتی داری جنب میشی سر آلتو سفت فشار بده از بروز احتلام جلوگیری میشه . حالا بماند بعد خوندن این جمله یکی دوروز رفتم تحقیق کردم معانی جنب و احتلام و دبر و قبل و مذی و وزی و وطی و هزارتا کوفت و زهرماری دیگه رو درآوردم آخر سر هم معلومم شد وقتی داری ارضا میشی سر کیر رو فشار که هیچ , حتی اگه ببریش ارضا میشی و علوم لدنی آقایون در مورد آناتومی و فیزیولوژی هم همش کشکه .


    در حالی که سر کیرمو فشار میدادم از جام پا شدم با عجله دنبال دستمالی پارچه ای فریزری چیزی میگشتم توش تخلیه کنم . جریان منی رو توی لوله های داخلی کیرم حس میکردم که به سرعت تا سر کیرم پمپاژ میشد ولی جلوی خروج رو داشتم میگرفتم که بیفایده بود و یکی دو قطره به صورت خیلی شیطنت آمیزی از سر کیرم امد نوک انگشتام . کار از کار گذشته بود و ارضا شدم کیرمو که از شدت فشار شل شده بود ول کردم چهار پنج قطره آبم ریخت تو شورتم و بلافاصله تخمام تیر خیلی بدی کشید و زیر شکمم دقیقا زیر نافم درد گرفت .
    یاد یکی دیگه از مسائل توی رساله ها افتادم که نوشته بود هیچگاه جلوی احتلام خود را نگیرید . یه فحش تو دلم به هرچی شیخ و ملا دادم و به شکم رو تختم خوابیدم و شکم و پهلوهامو با دستام بغل کردم یکم دردش کم شه .


    یعنی درد پریودی هم اینجوریه ؟ بعد ارضا شدن فکرایی به سر آدم میزنه که خودشم خندش میگیره . تو همون حال بدنم کم کم بیحس شد و خواب خیلی عمیقی به چشمام امد . گوشه چشمم به مانیتور کامپیوتر افتاد که هنوز داره فیلمه پخش میشه و مرده جلو زنه ایستاده داره جق میزنه زنه هم با دهن باز مثله جوجه نشسته بهش غذا بده . از تصور امدن آب مرده تو زنه حالم داشت بهم میخورد پریدم مدیاپلیر رو ببندم که پرتاب اول آب مرده اتفاق افتاد و منم انگشت کوچیکه پام گرفت به پایه صندلی و با فریاد خفه ای به پشت افتادم رو تخت . خوب چی میشد کاش میگذاشتم مرده تو دهن زنه آبشو خالی کنه . چیزی نمیشد که قبلا این صحنه رو با هیجان میدیدم ولی الان چون ارضا شده بودم دیگه دوست نداشتم .
    آدم همیشه همینجوره . خرش که از پل میگذره دیگه تخمشم نیست .
    درد انگشت کوچیک پام که بهتر شد یاد درد تخمام افتادم . سمت راستیه انگار یه سوزن فرو کردن توش و داره حرکت میکنه . آروم تخمامو گرفتم تو دستم و یکم با احتیاط مالیدم یه رگ روی تخمم حس کردم که بشدت باد کرده و میتونستم به راحتی از چینای تخمام تشخیصش بدم . تو همین اوضاع و احوال بودم باز یاد رساله ها افتادم . جق حرام است . فوری آیه هایی از قران و عذاب قبر و نکیر و منکر اومد تو ذهنم . خدایا توبه . منو ببخش دیگه تکرار نمیکنم . بعد جق این برنامه همیشگیم بود . البته قبلش که حشر میزنه بیخ گلوم و دستم چنان سکسی جلوه میکنه انگاری پیوندی از کوس و کون و ممه سیلویا سینته (پورن استار محبوب نسل من) و با بهانه اینکه من با این گناه کوچیک خودمو از گناه بزرگتر که زنا هستش تبرئه میکنم خودمو . هرچند تو همون رساله ها نوشته کوچک شمردن گناه خودش گناه کبیرس .
    کسانی که تمام رساله هارو خونده باشن میدونن که بسیاری از مسئله ها سوال ها همدیگه رو نقض میکنن و اگه قرار باشه تمام نکته ها و جوانب رو مخصوصا در مورد مسائل جنسی رعایت کنن (اسلام سکسی ترین دینه که حتی در مورد نحوه و چگونگی و زمان و روز و ماه و سال و اوقات شبانگاهی و بعضا روزانگاهی حکم و مساله داره) از زندگی میفتن و در عمل دست و بالشون برای اکثر فعلها بسته میشه .
    بگذریم نمیخوام وارد جزئیات بشم (الان دوستان اهل فن میان گیر میدن منبع بیار مدرک بیار قابت کن . آقا دین اسلام بهترین دینه) حس خوابالودگی و کرختی پس از ارگاسم بشدت تن و بدنمو دراختیار گرفته بود اما خوابیدن با شورت خیس از آب منی چیزی نبود که دلم بخواد چون قبلا تنبلی کرده بودم و با شورت مملو از منی خوابیده بودم صبح از بوی تعفن و شورت سفت شده و چسبیده به کیرم و شلوارم از خودم متنفر شده بودم . حموم کردم شورتمو با دقت شستم لامصب نمیدونم آب منی از چی ساخته شده چرب نیستا ولی مگه اثرش میره ؟ با مخلوط شامپو و پودرلباسشویی و صابون یه ربع شستمش تا اون اثر لیزی و لزجی برطرف شد . تو اتاقم انداختم رو لبه تختم خشک شه صبح که از خواب پاشدم دیدم لکه های سفیدی جلو شورتم مثل ابر خودنمایی میکنه . بالاخره یه روز این عامل سفیدی رو که هیچوقت پاک نمیشه کشف میکنم و به خدمت سیستم خط کشی خیابانها درمیارم .


    شب بعد جلو کامپیوتر نشستم و اتفاقات شب قبل مرور شد بازم . نه دیگه امشب جق نمیزنم . خواستم برم تو سایت های علمی فرهنگی که به طور اتوماتیک تایپ کردم شهوانی دات کام .
    آروم دستمو بردم تو شورتم .


    نوشته: کیرمرد

  • 34

  • 1




  • نظرات:
    •   vanili19
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • عالی عالی


    •   behi_evil
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • این دیگه عجب جقیه خخخخخ


    •   هههههههههههه
    • 1 سال،11 ماه
      • 4

    • شهوانی : حمایت خودتونو برای آزادی وطن با جق زدن اعلام کنید حتی در زیر لحاف با شعار جق بر آمریکا


    •   DreamDark
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • لایک پنجمتم از من بگیر جالب انگیز بودی مستر جقی


    •   سامان.اصف
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • خخخخخخخخ


    •   khodam2079
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • قشنگ بود. منم قبلا این وضع زیاد واسم پیش اومده


    •   darvish.khan
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • من الله توفیق
      احبها(لایک)


    •   miago
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • نمي دونم تو اين برهوت داستان خوب سكسي كه اگر هم پيدا بشه ، چهار تا كوني رسمي و احمق زيرش فحش مي نويسند ، بايد به اين نوشته مثبت داد يا منفي ؟


      مجبورم از از اين فقط بگذرم ، كاش اين نوشته لا به لاي چند تا داستان خوب براي رفع خستگي و تنوع بود ، اما اين الان ، مثله مرخصي واسه ادم بيكاري مي مونه كه سه ساله تو خونش نشسته


    •   ractor.pedram
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • دمت گرم. لاااااااااااایک..منتظر نوشته های بعدیت هستم.


    •   dickerman
    • 1 سال،11 ماه
      • 3

    • با تشکر از همه دوستان بغیر از دوستی که منو بسیجی کون نشور خطاب کرد . هرچند ایشون اینطور که پیداس سن و سالی ندارن و کم تجربه هستن .


      ممنون <img class=" />


    •   Yase3fid2
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • هههههه جالب بود ، فكر كنم خيليا تجربه اش كرده باشند ، خسته نباشيد لايك تقديم شد


    •   eyval123412341234
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • خيلي عالي بود! واقعا باحال نوشته بودي. فكر كنم تنها تفاوت خانومها و آقايون پشيموني بعد از جقه. من تازه ميخوام به خاطر اينكه تونستم ارگاسم بشم به خودم اُسكار هم بدم! فقط همون خستگي مشهور بعد از مراسم اُسكاره كه از پسش بر نميام... حالا بقيه ي خانومها رو نميدونم پشيمون ميشن يا نه... :-)


    •   ag000
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • چه خوبه ببینی تنها خودت نیستی که با جق همچین احساسی بهش دست میده.
      استاد اطلاعاتتون هم کامل بود و ایرادی نمی گیریم.
      بی تکلف و روون نوشتی. ادامه بده


    •   leonmark
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • ذهن و قلمت طلا مردک


    •   Danial_dex
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • همه همينجورين بعد جق از عالم و آدم متنفر ميشه آدم


    •   Nokhoodi
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • باحال بود
      29


    •   .Ambivalence
    • 1 سال،5 ماه
      • 1

    • بیشتر از ی بار خوندمش اینو و کلی خندیدم ک دلم نیومد حتی بعد این همه مدت نگم عالی بود و مرسی.


    •   خودمــ
    • 5 روز،21 ساعت
      • 0

    • تجربه کردم زیااااااااااااااد
      عالی نوشتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو