جلق باحال

    با سلام خدمت دوستان کیر به دست
    اول از خودم بگم قد ۱۷۷وزن ۸۲کیرمم خوبه کار راه اندازه شکر خدا متاهلم وقبل از ازدواج هیچ رابطه ای نداشتم
    داستان من از اونجا شروع میشه که بعد از ۴سال زندگی مشترک صاحب فرزند نشدیم و برای درمان به مرکز ناباروی میرفتیم البته کسی اطلاع نداشت برای همین یک بار که کاشت انجام دادیم کسی نبود بهش برسه کمکش کنه برای همین جواب منفی شدبرای همین روحیش داغون بود منم بهش قول دادم اولین فرصت دوباره اقدام کنیم به شرطی که حتما به کسی بگیم که بیاد مراقبت کنه ازش اونم مجبور شد قبول کنه شش ماه گذشت ما دوباره اقدام کردیم دارو دوا دکتر دیگه موقع مراحل اصلی بود باید به یه نفر میگفتیم
    به یکی از بهترین دوستان باخانومش که همیشه باهم بیرون میرفتیم گفتیم اونا هم مثل همیشه جوابمون نکردن اما اصل داستان از اینجا شروع میشه
    روز برداشت تخمک ودادن اسپرم رسید ما با خانوم دوستم رفتیم اسم منو صدا زدن رفتیم داخل اتاق که نمونه بدم البته فکر نکنین کار خاصی میکنن نه شما باید بری جلق بزنی بریزی داخل ظرف تحویل بدی منم برای اینکه اصلا در شرایط استرسی آبم نمیاد حتما خانمم باید بیاد برام جلق بزنه به هرحال ما کار خودمونو انجام دادیم نمونه تحویل دادیم اومدیم نشستیم تا خانمم صدا زدن رفت تا پایان کار دیگه نمیدیدمش منم با خیال راحت نشستم با خانم دوستم صحبت میکردم پنج دقیقه نگذشته بود که صدا کردن منو گفتن نمونه شما قابل قبول نیست دوباره توانایی اینو دارین نیم ساعت دیگه نمونه بدین منم چاره ای جز قبول نداشتم اما میدو نستم دهنم سرویسه در خودم نمیدیدم دراین شرایط بتونم کاری انجام بدم در هر صورت رفتم از مرکز بیرون دوتا موز آب انبه گرفتم خوردم (البته به توصیه مرکز)اومدم داخل مرکز تا صدام کردم بااسترس وسیله ها گذاشتم پایین رفتم داخل اتاق هر چی تلاش کردم کیر لامصب سیخ نشد چه برسه آب بیاد با اعصاب خراب اومدم بیرون گوشی گرفتم فیلم دانلود کنم بلکه ببینم تحریک بشم سیخ شد از شانس بد اینترنت لج کرد هیچ جوره راه نیومد وقت زیادی گذشت با عصبانیت از اتاق اومدم بیرون دست حدیثه(دوستمون) گرفتم با خودم کشیدم بردم داخل اتاق بدبخت فقط با تعجب نگاه میکرد آخه ما مثل این دوستا که میگن با هم صصمیمی هستیم و راحتیم از حرفا نداریم نبودیم
    به حدیثه جریان گفتم نمیدونست چه بگه فقط نگاه میکرد شرایط سخت ما رو هم میدونست
    من دیدم حدیثه تو فکر وتردید شلواروشرتو خودمو باهم درآوردم نشستم روی تخت دستشو آروم گرفتم گذاشتم روی کیرم هنوز میترسیدم یوقت آبرو ریزی نکنه دستاش یخ بود آروم صداش زدم وقت نداریم کمی دستشو حرکت داد همچنان تردید داشت کم کم حرکت دستشو سرعت داشت دیگه داشت خوش میگذشت یکی غیر از خانمت برات بماله منم کمی پرو شدم دستمو گذاشتم روی سرش حرکت میدادم کمی رفتم پایین تر دست به صورتش کشیدم آوردمش روی تخت کنار خودم نشوندمش دکمه مانتوشو باز کردم به سینه هاشو میمالیدم دیگه دلم نمی خواست آبم بیاد دوست داشتم بیشتر طول بکشه اما دیگه داشت آبم میومد نفسام تند شد ظرف نمونه گرفتم دستم آبم با فشار زیادی که تا حالا ندیده بودم اومد محکم حدیثه بغل کردم بوس آبدار به گونه خوشگلش دادم
    بعدش قسمم داد بین خودمون باشه این یه بار فقط برای کمک بود خیلی خوب بود دوست داشتم بازم آبم بیاره
    ادامه دارد.....


    نوشته: بی نام

  • 5

  • 16




  • نظرات:
    •   ماینر
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • این کارارو تو مرکز ازمایشگاهی انجام دادین؟احتمالا هلند زندگی میکنی شما.یا اینکه ماروخیلی کصخل فرض کردی ک هرچی بگین باورمیکنیم


    •   @shab
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • کسکش من از اوناییم که میگم واسه نمکش بذارید کمی دروغ بگن ولی نه اینکه سو استفاده کنی کسخل فرضمون کنی


    •   shahx-1
    • 3 ماه،4 هفته
      • 6

    • داداش اینکه قبل ازدواج با کسی رابطه نداشتی دلیل پاک بودند نیست احتمالا کسی ادم حسابت نکرده دوما میزان اسپرم تو تخلیه دوم کمتره پس اگر اولی به درد نخورده دومی اصلا به درد نمی خورده این از سوتی دومت سوما اطاق نمونه گیری صندلی داره نه تخت نه جنده خونس نه هتل که تخت بزارن. رفتی ازمایش ادرار بدی یه سیبیل کلفت بغل دستت وایساده بوده تا کشیدی پایین میخ شده به کونت اخرش نمونه زردو تحویل ازمایشگاه داده نمونه سفید و تحویل تو!!! (biggrin)


    •   MASIӇA
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • اگه کسی از راه و روش مرکز و آزمایشگاه و این حرفا اطلاعاتی داره لطف کنه بیاد برینه به این کسخل!
      چون هر چی فکر میکنم داره کسشعر میگه.


    •   blue_rose
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • الان چرا قد و وزنت رو برایه ماگفتی؟؟!!! احیانا این مرکز ازمایشگاهی رو با شرکته برازرز اشتباه نگرفتی؟!!! یهو بگو تو کفه حدیثم ولی بهم نمیده لازم نیست بیای کوص بگی!


    •   lovely_grl
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • هیچ ایده ای ندارم چون اصن نخوندم


    •   amiiir_h
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • تاپایان کار زنتو ندیدی بعدِ5دیقه صدات زدن؟؟؟کارش5دیقه طول کشید؟؟شاید تو این 5 دیقه رفته ب دکتری پرستاری کوفتی زهرماری داده و پسرت الان پسر واقعی تو نیس چون تو بابای واقعیش نیسی..کیرررر راه انداز کی بودی جوجوطلا


    •   ARYA52
    • 3 ماه،4 هفته
      • 7

    • دفعه اول که کشت انجام دادین کسی نبود بهش برسه خراب شد؟؟
      کسمیخ مگه کشت رو رفتی وسط بیابون انجام دادی؟؟
      بعد کسی نبود بهش اب و کود بده خشک شد؟
      کشت تو مرکز ناباروری رو باید به نفر از خودتون بالای سرش وایسه مگه؟ که چکار کنه ؟ با چشم نگاه کنه ببینه تقسیم سلولی خوب انجام میشه؟
      چرا کس تف میدی ؟
      این بار کشت رو بیار خونه بزار تو گلدون هر روز هم موز و انبه بخور به حدیثه بگو بیاد برات جق بزنه بریز تو گلدون سر نه ماه بچه در میاد.


    •   Watcher
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • از فردا هرکی مکان نداره دست یکیو میگیره میبره مرکز ناباروری کسکش خونس


    •   A.r.h.7.
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • دمت گرم لنگ مکان شدیم میریم حتما ?


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • نکن عزیز من
      توهین نکن
      انقده به شعور ما توهین نکن خب خرچنگ


    •   قائم_مقام_حشری
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • آخه گوساله....ولش کن اصلا. کیر اون آزمایشگاه تو کون بدبخت تو و حدیثه تخم مادر و زن کیریت


    •   Mr.Holmes
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • چند وقت نیومده بودم یادم رفته بود چه کسخول‌هایی اینجا پیدا میشن؟؟؟


      دوستان ایشون که راست میگه، اما پایه اون تخت تو کون هرچی آدم دروغگو....


    •   kokarostam
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • جقی


      چقدر خاک‌برسری شدیم که یک چـُلمنگ بیاد ماجرای جق زدنش رو به عنوان داستان سکسی تعریف کنه. رفیقت فقط زنش رو فرستاد که کمکتون کنه خوب جق بزنی؟ واقعا حدیثه اومده بود چکار کنه؟ بشینه توی راهرو و زنت به اطاق دکتر تشریف ببره و خودت هم به اتاق جق؟ واقعا حدیثه این وسط قرار بود چه غلطی بکنه؟ دستش را گرفتی بردی گفتی جق بزن؟ روی ابرا هم رفتی؟ کم کم حدیثه هم لرزید و آبش پاشید روی دیوار؟ شاشیدم به تخیلاتت.


      ها کـُکا


    •   سیاوشXXL
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • به نظرم دروغ میگی این داستان محاله ادامه داشته باشه


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • هوم! بنظرم تو یه کونی هستی که اومدی یه ابتکار بخرج بدی یه داستان سرهم کردی، فقط خیلی شل از آب دراومد، نشونه کونی‌گریت هم همون قد و وزنته که ربطی به داستان نداشت


    •   Samsolosin76
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • مگه کشاورزیه کسی بهش نرسه محصول خشک میشه!!! بهش برسه یعنی چی آخه؟!!!
      ملت رو کسخل فرض کردی


    •   ارومیه_سیتی
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخه کسخول کسکش مغزت معیوبه؟!..یکم فکر کن بعد کسشر بنویس..من خودم یبار آزمایش اسپرم دادم..کسخول!ظرف دادن دستم گفتن برو تو دستشویی نمونه بگیر بیا!..اونوقت واس توی کسخول،اتاق VIPرزرو کردن و یه تخت هم بهت دادن که حدیثه رو بردی رو تخت برات ساک بزنه؟!هیچکی هم درو باز نکرد یهو بیاد تو اتاق؟واقعا کسکشی..کیرم تو اون مغزت و زن و حدیثه و اسپرمای معیوبِ نابارورت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو