داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

جنده در مکانیکی

1399/04/02

اون روز هم بازم صدای لنت ماشین رو می شنیدم. داشتم از مرکز استان به شهر برمی گشتم. شنیده بودم یه جلو بندی ساز خوب به نام اوس موسی هست که تو ماشینهای ژاپنی و کره ای خیلی وارده تو فلکه ورودی شهر مغازه داره. از یه دکه تو میدون سراغ اوس موسی رو گرفتم. اون ور میدون رو نشون داد. تابلو مغازه رو پیدا کردم، اما درب مکانیکی رو به جاده باز نمی شد. در واقع وارد یه کوچه میشدی که ته کوچه یه پارکینگ بزرگ بود و در مکانیکی تو پارکینگ باز میشد. دو تا لکسوس شاسی بلند، یه تویوتا کمری و یه هیوندای توسان تو پارکینگ بودند. رفتم داخل، یه جوون تقریبا سی ساله مشغول تعمیر یه پرادو بود. مکانیکی بزرگی بود و حداقل چهار تا ماشین در فضای مسقف جا میشد و هفت هشت ماشین بیرون. سراغ اوس موسی رو ازش گرفتم. وقتی گفت خودم هستم جا خوردم. انتظار یه مرد جا افتاده رو داشتم با پنج شش تا شاگرد، نه یه جوون تنها. مشکل ماشین رو بهش گفتم و تاکید کردم عجله دارم. گفت ماشین چیه. گفتم سانتافه. گفت اوکی بشین یه ساعته برات لنتها رو عوض میکنم.
در درون مکانیکی یک اتاقک شیشه ای وجود داشت که در اون کولر گازی، چند تا مبل، یک میز، تلویزیون و فلاسک چایی و چند روزنامه ورزشی قرار داشت لابد برای سرگرمی مشتریها. یک چهار چوب در هم وجود داشت به اتاقی دیگر که احتمالا برای استراحت اوس موسی تعبیه شده بود، اما بجای در صرفا پرده ای اون فضا رو از اتاقک شیشه ای جدا میکرد. اون طرفتر در انتهای اتاقک شیشه ای میز اوس موسی با چند تا دستگاه کارت خوان قرار داشت.
مشغول چای خوردن و بازی با موبایلم بودم که یک پراید درب و داغون از راه رسید و مستقیما داخل مکانیکی اومد. یه پسر و یه دختر جوون تو پراید بودند. پسر شروع کرد با اوس موسی حرف زدن، صدای پسر رو نمیشنیدم، اما اوس موسی با صدای بلند گفت:" نمیشه، گفتم نمیشه" باز هم پسر شروع به بحث کرد و دست آخر در حالیکه به سمت اتاقک شیشه ای میومد گفت:" اصلا خودم بهش میگم." در کمال تعجب داخل اتاق اومد و گفت:" آقا ببخشید، یه عرضی داشتم خدمتتون" گفتم:“بفرمایید” گفت:" ببنید من با دوست دخترم اومدیم میخوایم تو این اتاق چند دقیقه تنها باشیم. ما اگه بریم اونجا شما مشکلی داری؟" و اشاره به اتاقی کرد که با پرده از اتاقک شیشه ای جدا شده بود کرد. اصلا انتظار همچین موضوعی رو نداشتم، با اینحال خیلی برام مهم نبود. گفتم:" شما هر جا میخوای بری به من مربوط نیست. بفرما" گفت:“چون ممکنه سروصدا داشته باشه” گفتم:“ببین من از این اتاق بیرون نمیام، بیرون خیلی گرمه، اما اینکه تو اتاق بغلی داره چی میگذره به من اصلا مربوط نیست.”
پسر رفت و دختر رو به اتاق برد. دختره خوشگل بود. سرم تو گوشیم بود و داشتم خبرهای سیاسی رو میخوندم که متوجه صدای ناله های دختر شدم. توی دلم خیلی بهشون می خندیدم. تو همین حین اوس موسی اومد داخل و گفت کار شما چند دقیقه دیگه تمومه. چند دقیقه بعد پسر بیرون اومد. پسر پرده رو بالا زد و اومد نزدیک گوش من گفت:“آقا این جنده است، اگه میزنی تا کار اوس موسی رو ماشینت تموم نشده برو.” میشد گفت شوکه شدم از این پیشنهاد، اما از اون جایی که به جز همسرم با هیچ کس رابطه نداشتم و بخصوص با جنده خیابانی که معلوم نیست چند تا مریضی مقاربتی داره، لذا خیلی آروم ولی با اطمینان گفتم:“نه خیلی ممنون. من اهلش نیستم.” پسرک به سمت اوس موسی رفت که ناگهان دخترک لخت و عریان به چهارچوب اومد. پستانهای برجسته ای داشت و کس شیو کرده ای. به دیوار اتاق تکیه داد و پاهایش رو باز کرد و اشاره به کس تر و تمیزش کرد. اعتراف میکنم که تحریک شده بودم. با این همه سرم رو به علامت نفی تکون دادم. ناگهان پشتش رو به من کرد و لمبرهای کونش رو باز کرد و دوباره با دستش من رو دعوت به کونش کرد. از اون فاصله نمیتونستم سوراخ کونش رو ببینم. باز هم حرکتی نشون ندادم. اگرچه تحریک شده بودم، اما آلتم حتی شق هم نشده بود.
لحظاتی بعد اوس موسی وارد اتاقک شیشه ای شد و متوجه موقعیت من و دخترک شد. بهم گفت:“قربان، ماشین شما آمادست، اگه میخوای با این خانم باشی که من میرم یه ربع دیگه میام. اگه نه که بفرمائید این سوئیچ " گفتم:” نه خیلی ممنونم، من اهل این حرفها نیستم. چقدر تقدیم کنم؟" بعد از حساب کردن با اوس موسی وقتی خواستم برم، اوس موسی ناگهان گفت:" اگه زحمتی نیست شما این دختر خانم رو هم تا شهر برسونین. شما یه دور با ماشین بزن، ببین چطوره، چون پراید این رفیق ما خرابه، بزور تا اینجا رسونده خودشو. دیگه نمیتونه برش گردونه." راستش علیرغم اینکه به سکس با دختره فکر نمی کردم اما دوست داشتم باهاش هم صحبت بشم. این بود که گفتم:“باشه یه ربع بیست دقیقه دیگه برمیگردم.”
بعد از خوردن یه نوشابه تو هوای داغ و تست کردن ترمز ماشین حدود بیست دقیقه بعد برگشتم. کار اوس موسی تموم شده بود و مشغول تعمیر ماشین بود. دختر خیلی راحت سوار سانتافه شد. حرکت که کردیم ازش پرسیدم: “کجا تشریف میبرین؟” خیلی خونسرد و با لبخند جواب داد:“مرکز شهر همون نزدیک دفترتون من پیاده میشم.” همونجا زدم روی ترمز. از تعجب داشتم شاخ در می آوردم. این من رو از کجا میشناخت. گفتم:“ببخشید شما من رو میشناسین مگه؟” گفت:“معلومه دیگه، مهندس امیر رضایی پسر حاج حسن رضایی و برادر زاده سردار اکبر رضائی(تمامی اسامی مستعار هستند).” گفتم:" از کجا میشناسین مارو؟" گفت:“پدرم اوایل تو کارخونه ام دی اف سازی پدرتون کار میکرد. حدود ده سال. بعد که حاجی اون کارخونه رو تعطیل کرد، یه دو سالی هم تو کارخونه پروفیل یو پی وی سی شما کار کرد.” ناگهان تون صداش رو برد بالاتر و گفت:" بعدش شما مث یه دستمال گهی اخراجش کردین و کارخونه رو بستین و رفتین دنبال نمایندگی واردات ماشین، بعدش فهمیدین بابای من چی کار میکنه؟ سر جاده سیگار میفروشه. من تا زمانی که بابام سر کار بود کس و کونم دست نخورده بود. راستش اولش خواستم بهت کس و کون بدم بعد برم راپرتت رو به زنت بدم، حالا که نیومدی اونقدر بی وجود نیستم کار نکرده رو گردنت بندازم. ولی اینو بدون که از خودت و پدر جاکشت و اون عموی سپاهی حرومزاده ات دزدتر و بیشرفتر تو این شهر نیست." آروم که شد بهش گفتم:“ببین فکر کردی من دیوونم این همه سرمایه بریزم تو کارخونه بعد تعطیلش کنم، سرمایه ام نابود شه. بعد از تحریم دیگه مواد اولیه گیرم نمیومد، من خیلی متاسفم برای پدرت و برای خودت، ولی من هم مقصر نیستم. حالا میتونم اگه این راه رو ادامه ندی تو دفتر مشغول بشی.” با خنده جواب داد: " پولهات رو برای خودت نگه دار. من دو سه روز کار کنم حقوق یک ماه کار کردن تو اون سگدونی رو در میارم."
شب تلویزیون یکی از مسئولین بلند پایه رو نشون میداد که میگفت:“بحمدالله تا کنون تحریمها نتوانسته آسیبی به نظام وارد کنه و مردم پای نظام و آرمانهایش خواهند ایستاد.” تلویزیون رو خاموش کردم و رفتم که یه دوش آب سرد بگیرم.

نوشته: همشهری کین


👍 46
👎 30
64579 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

892049
2020-06-22 19:33:50 +0430 +0430

هی هی!
چه گویم که ناگفتنم بهتر است!
دردهای اجتماع رو میشه بهتر گفت.میشه

2 ❤️

892051
2020-06-22 19:35:38 +0430 +0430

کس را شرررررر نکنیم

4 ❤️

892053
2020-06-22 19:35:42 +0430 +0430

همشری کین عزیز،فکر نکنم تو خودِ سانفرانسیسکو هم به همین راحتی سکس کنن…

6 ❤️

892058
2020-06-22 19:38:52 +0430 +0430

کستان که میگن همینه
الان اینا رو گفتی که چی؟؟؟
باشه تو خوب

2 ❤️

892068
2020-06-22 19:44:31 +0430 +0430

چرند محض بود چند نفر از ما رئیس پدرمونو از نزدیک دیدیم و کاملا می شناسیم؟ اینکه مکانیک بگه برو دور بزن بیا اینو سوار کن دیگه اوج تخیل بود!! میدونم قصه است ومثلا پیام سیاسی داره ولی خیلی ضعیف بود…


892075
2020-06-22 19:48:28 +0430 +0430

مهندس شماریدی!!!اونم با (ر)دسته دار.

3 ❤️

892087
2020-06-22 19:54:28 +0430 +0430

تلاش کردید مشگلات جامعه بگی ولی موفق نشدی عوض کردن لنت به این اسونی نیس زمان زیاد میبره و هیچ وقت صاحب مغازه مشتری داشته باشه اجازه نمیده کسی ی هرزه بیاره باهاش سکس کنه حتی بهترین دوست و رفیقش باشه نمیذاره.

4 ❤️

892089
2020-06-22 19:55:45 +0430 +0430
NA

انگار یه عقده ای ماشین ندیده و عشق سرمایه نوشتتش

0 ❤️

892130
2020-06-22 20:36:11 +0430 +0430

آقای امیر رضایی برادر حسن رضایی عموی حمید رضایی داییه اکبر رضایی پسرخاله رضارضایی پسردایی حمید رضایی خوشبحالتون هم مهندسید هم سانتافه دارید هم کارخونه دارید و حمومتونم آب سرد داره

3 ❤️

892141
2020-06-22 21:02:38 +0430 +0430

مایکل کیم عزیز…داداش اقلا مینوشتی که علاوه بر دو برابر شدن مالیات کسخل ها …ازشون عوارش هم میگیرند

0 ❤️

892150
2020-06-22 21:26:59 +0430 +0430

مایه دار، سانتافه سوار، برای تعویض لنت سراغ جلوبند ساز ماهر میری!؟

4 ❤️

892168
2020-06-22 22:21:13 +0430 +0430

انتظار داشتم زیرش بنویسه نوشته:حضرت یوسف(ع)
://///

اینو باید یه جا دیگ آپ میکردی داش فک کنم

ولی بازم همین ک موضوعش خیانت و ضربدری و کصشر نبود دیس نمیدم

2 ❤️

892191
2020-06-23 02:36:52 +0430 +0430

هرکی رسیده یک داستان نوشته

1 ❤️

892229
2020-06-23 07:05:20 +0430 +0430
NA

سیکدیر بابا مگه تو تاریخ این مملکت فقط الانه که جنده داریم وضعیت مالی تأثیر داره زیادم داره ولی هر کسی راه خودشو خودش انتخاب میکنه
یه پیرزنی بود یه شوهر علیل داشت با یه دختر طلاق گرفته این پیرزنه توی یه شهر کوچک زندگی میکرد هر روز علف کوهی میاورد توی مرکز استان می فروخت خرجی خانوادشو در میاورد(حدودا 60 ساله بود) من میشناختمش یبار به عنوان مسافر رسوندمش خواستم ازش کرایه نگیرم ناراحت شد کرایه شو انداخت تو ماشین پیاده شد یعنی قد یه کوه غیرت داشت برخلاف یه عده…

3 ❤️

892230
2020-06-23 07:07:58 +0430 +0430
NA

توی بالای شهرها اونایی که کس میدن جنده نیسیتن چون هر گوهی میخورن کسی متوجه نمیشه ولی توی پایین شهر چون مشکل جا و مکان هست که اسم یه عده میشه جنده و اون یکی میشه داف خانوم
تحریمها خیلی اثر داره ولی بیشتر از تحریمها اون حرومزاده هایی که خونه مردمو به شیشه میکشن بدتر از خارجیها هستن تازه میان داییه مهربونتر از مادر میشن خدا لعنتشون کنه
لال نمیری بگو آمین

2 ❤️

892240
2020-06-23 08:44:51 +0430 +0430

اومدی پیام سیاسی بدی… ریدی
اگه قرار باشه هرکسی وضع زندگیش بد بود بره جندگی که دگ ایران پر جنده بود و انقدر نرخا میومد پایینو انقدر جماعت حشری با تاپیک هاشون مارو زخمی نمیکردن…
بقول یاس. ادم تو محدودیتها ستاره میشه…
… اونی که میوفته تو این وادیا مطمئنا نون حلال نخورده

0 ❤️

892261
2020-06-23 10:49:57 +0430 +0430

مهندس مراقب باش سردار نفهمه میای اینجا کسشر تفت میدی وگرنه کونتو پاره میکنه

1 ❤️

892264
2020-06-23 11:17:01 +0430 +0430

خدا لعنت کنه مسولین بی وجدان را که هر چی می کشیم از دست ای بی ناموس هاست

0 ❤️

892282
2020-06-23 13:12:30 +0430 +0430

مي گن ادمها وقتي محتاج مي شند خلاق مي شند

من ايران كه بودم ، هيچ كار ماشينمو خودم نمي كردم ، انقدر مكانيك ارزون بود كه اصلا مسخره بود خود ادم كار كنه ، اما وقتي امدم امريكا و ديدم واسه يه پنچر گيري ساده بايد چهل تا شصد دلار پول بدم ، همه چي ياد گرفتم

مكانيك ساعتي ١٢٠ تا ٢٥٠ دلاره ، و تازه نه مكانيك نمايندگي

قيمت قطعه رو هم كه چند را پنلا حساب مي كنند ، واسه همين الان همه كاراي ماشينو ، از تعويض تسمه ها ، تا تايرود هاي جلوبندي خودم مي كنم و خدا پدر يوتيوب رو بيامرزه كه همه چي توش هست و بهت اموزش ميده

يعني الان عوض كردن لنت اونم رو ماشين ژاپني يا كره ايي شايد برام كمتر از بيست دقيقه وقت بگيره و از مسواك زدن اسون تر شده ، و صورت حسابي كه قرار بود سي صد دلار در بياد رو با چهل و پنج دلار خودم تمومش مي كنم

البته شغلم مكانيكي نيست

0 ❤️

892297
2020-06-23 17:00:51 +0430 +0430

کص گفتی اونم کص شیو نشده. لنت عوض کردن کره ای و ایرانی نداره .دوما هیچکس محل کارشو جنده خونه نمیکنه بکنه هم تابلو نمیشه.همه اینجا سرمایه دار و خوشتیپ و .‌‌… این فقیر بیچاره ها و بد قیافه ها از کجا اومدن من نمیدونم

0 ❤️

892303
2020-06-23 18:23:08 +0430 +0430

کیر اوس موسی تو حلقت

0 ❤️

892305
2020-06-23 18:59:31 +0430 +0430

تاحالا مکانیک ه جاکش ندیدم
فکنم اون پراید پاره ماله خودته که سرویس مدرسه داری
توچاله هم ی ساک پرتف مجلسی برا اوس موسا با کله کجل زدی تا اجرت ندی
اخرشم دوبار دادی هم اجرت هم اونه مبارک
خدا قوت پهلوان

0 ❤️

892399
2020-06-23 20:59:15 +0430 +0430

ای بابا همشهری کین ازت انتظار بیشتری داشتم با اینکه تخیلی بود ولی این دیگه کدوم ایران بود جنده تو مکانیکی اومد کس و کون نشون داد خیلیییی تخیلی بود

0 ❤️

892419
2020-06-23 21:47:48 +0430 +0430

داستان یکی از آدم‌های اطراف ما
منم زیاد شنیدم ازشون ولی زن اگه شریف و نجیب باشه، بهیچ وجه خودش و واسه پول نمیفروشه. میتونست یه کار پیدا کنه، یه دوست پسرم پیدا کنه که پسره ماهی یکی دوتومن کمکش کنه، مگه نمیگی زیبا بود؟

0 ❤️

892503
2020-06-24 07:54:56 +0430 +0430

بسیار عالی درد خیلی از مردم این مملکت همینه خیلی از دخترا و زنها به خاطر مشکلات مالی افتادن تو این راه عالی بود

0 ❤️

892523
2020-06-24 09:14:52 +0430 +0430

فک کنم دختری…
نه؟

0 ❤️

893566
2020-06-27 11:20:35 +0430 +0430

لاشی با سانتافه رفتی نوشابه سرد خوردی.؟کسخول حداقل هایپی بیگ بیری چیزی میخوردی دروغ که کنتور نمیندازه

0 ❤️

893749
2020-06-27 23:07:23 +0430 +0430

اگه دوس داری یه گی باهم بریم تا صبح میرم زیرت یه کار بهم بده کارگری همین

0 ❤️

894075
2020-06-29 07:33:50 +0430 +0430
NA

m9151 عزیز تو هر قشری آدم حشری هست حالا نمیان که بگن
ما یه آشنا داشتیم تعویض روغنی میگفت راننده تاکی بانوان اومد روغن عوض کنه گفت ریزش داره درستش کن خلاصه میگه براش توضیح دادم متوجه نشد گفتم بیا تو چاله ببین بعد توضیح بدم مشکلشو اون بنده خودام خودش خارش داشته رفته تو چاله سرویس همونجام خفتش کرده
تا طرف خودش دلش نخواد نمیاد چاله بقول کاکا رستم ها کوکا

0 ❤️

896482
2020-07-06 23:48:54 +0430 +0430

داداش اشتباه زدی اینجا قسمت ترامادول،متادون،ویاگرا ونافیله هست. قسمت مساعل اجتماعی جای دیگه است.

0 ❤️

892175
2020-09-24 02:33:20 +0330 +0330

کاری به سکسی بودن داستان ندارم ولی واقن از لحاظ تیکه به این نظام واقن جالب بود مخصوصن اخرش
و چه بسیار ها که دست به تن فروشی برای معیشت خود نزدن!!!

1 ❤️







Top Bottom