جنون ضربدری

    حدود 9 سالی میشه که با فاطیما دوست بودم وبعدازدواج کردیم، دختر دوست داشتنی و شیطونیه ، خیلی اتفاقی باهاش آشنا شدم اما کم کم بهش وابسته شدم‌ ، دختر خیلی بلندوکشیده ای هستش اما قدش و وزنش باهم تناسب خوبی دارن ، بعد از این که رابطمون جدی شد بهش کلی اصرار کردم که بره باشگاه که هم اون یه ذره شکمش آب شه هم فرم بدنش قشنگ تر بشه ، تقریبا بعد از این ۲ سال خیلی جذاب تر شده بود سینه هاش بزرگ تر شده بودن و سفت تر ، کونش از اول بزرگ بود اما الان علاوه بر سایزش جذابیت خاصی گرفته بود که منو خیلی حشری میکنه مخصوصا وقتی می خواست بره باشگاه لگ می پوشید قشنگ میشد انحنای پاها و کونشو دید .
    ما تقریبا ۱ ماه بعد ازدوستی که با هم جدی شدیم سکس کردیم ، هر هفته روزی ۱ ۲ بار با هم بودیم ، کلی از هم‌ یاد میگرفتیم کلی خجالتامون ریخته بودتااینکه باهم ازدواج کردیم وماجراهای تازه ای روتوزندگیمون شروع کردیم و راحت تر شده بودیم عاشق هم بودیم وباهم خیلی دوست وصمیمی بودیم تا چند وقت پیش که تو سکس بهش گفتم دوس داری جلوی کی بکنمت ؟
    چند دفعه ازش سوال کردم تا اسم یکیو برد ، همین جوری داشتیم از این فانتزی کیف میکردیم و تحریک میشدیم اما انگار دنبال یه چیزی بیشتر از این بودیم ،وتنوع روجستجومیکردیم تو‌ خونمون تو‌ اتاق بودیم وقتی روش بودم و‌ کیرم تو‌کسش بود ازش پرسیدم می خوای یکی دیگه هم بود که باهم میکردیمت ؟ اصلا توقع نداشتم که بگه آره ! اما گفت !!! اسم مهدی شوهرفرشته دوستی که ازطریق انیستاگرام باهاش اشناشده بودیمو برد !!! جفتمون خیلی حشری شده بودیم ،ازاول به بعدهروقت داشتم بافاطیماسکس میکردم چشماشومیبست باناله اسم مهدی رومیاوردوقربون صدقه کیرش میرفت ودادمیزدبکن مهدی جونم من تاصبح زیرخواب خودتم کم کم حس میکردم هردوداریم به جنون جنسی میرسیم وانگارشهوت ماروداره باسرعت زیادبه سمت ادمای دیگه حول میده این فانتزیا همین جوری ادامه داشت تا یه روز با یکی‌از دوستاش‌ به اسمه ازیتااومده بودخونمون که فاطیمابراش تاتوبزنه، با ازیتا توی یه باشگاه‌ بودن ، سوژه جدیدمون ازیتا و دوست پسرش آرش بودن ،البته اینم بگم ازیتا شوهر داشت ولی بخاطراینکه شوهرش کیش کارمیکردشوهر ازیتاهم مثل خیلی از مردای دیگه میدنست ازیتا با کسی دیگه رابطه داره و از این مساله لذت میبردخیلی از مواقع ازیتا از سکسش با دوست پسرش برای شوهرش لایو میفرستاد و با هم سکس چت میکردن ولی شوهر ازیتاهر2/3ماه یکبار میومد بهش سرمیزد ازیتا ازادانه شیطونی میکرد بلاخره بعد از اینهمه مدت که با این فانتزیا گذشت ، تولد مهدی شد ؛ یه جشن ۴ نفره تو خونه مهدی وفرشته گرفتیم تایادم نرفته فرشته یک دخترباسینه وباسن پروتزکرده که کیرهرمردی روراست میکرد. اون روز انگار همه چی فرق میکرد من که بیرون از تخت خواب خیلی رو‌ پوشش‌ و ظاهر حساس بودم اما اون شب انگار من نبودم ، فاطیمایه لباس کوتاه تا وسطای رونش تنش بود ، فرشته هم یه شلوارک لی با یه تاپ قرمز ، فاطیمابرعکس فرشته دختر قدبلندتری بود اما بواسطه ورزش هیکل خوبی داشت ، بعد از اینکه شام خوردیم مهدی مشروب اورد شروع کردیم به خوردن خیلی داغ شده بودیم هر ۴تامون فاطیمادستش رو‌ رون پام بود فرشته هم تو بغل مهدی نشسته بود که من یه لب سریع ازفاطیما گرفتم ، منم به فاطیما گفتم بدو ماچم کن که با خنده اومد رو پام نشست یکم طولانی تر از لب اول ازم لب گرفت.. واقعا کنترلم دست خودم نبود اومد خودشو جدا کنه من هی ادامه دادم لب هاش با ولع خاصی می خوردم صدای نفس هاش بلند شده بود که با صدای آه فرشته جفتمون برگشتیم دیدیم مهدی بین پاهاشه دار کسش‌ رو لیس میزنه کس صورتی پف کرده ای داشت ،فاطیما اومد رو زمین زانو زد زیپ شلوارمو باز کرد کیرمو در اورد شروع کرد به خوردن تا حالا اینقدر حریص ندیده بودمش چشامو بسته بودم داشتم کیف میکردم که دیدم دیگه نمی خوره فقط کیرم تو دهنش داره آه میکشه سرمو آوردم اینور دیدم مهدی از پشت داره کس و کون فاطیما رو لیس میزنه از اونور فرشته داشت تخمای مهدی رو می خورد ، از شدت شهوت فاطیمارو کنار زدم رفتم سمت فرشته همونجوری که داشت تخمای مهدی رو می خورد کیرمو میکشدم لای کسش اینقدر ادامه دادم به کارم که التماس میکرد بکن توش ، از بس خیس بود نیازی به تف نبود کیرم راحت رفت تو واقعا حشر تمامه جونمو گرفته بود اما هنوز انگار اولش بود چون وقتی کیر مهدی و تو‌کون فاطیما دیدم انگار آتیشم تند تر شده بود ، فاطیما داشت قربون صدقه کیرمهدی میرفت مهدی هم تا می تونست میزد در کونش
    همه این صحنه ها با عشوه ها و جیغ های فاطیما تکمیل شد آبم داشت میومد سریع کیرمو کشیدم بیرون فرشته رو خوابوندم ریختم رو سینه هاش اما مهدی از من خیلی جلو تر بود دهن فاطیما پر آب بود ..


    نوشته: ؟

  • 17

  • 27




  • نظرات:
    •   zodiakxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • خسته نباشی علامت سوال


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 18

    • فاطیما.... فرشته.... ازیتا..... معلومه گلنار از دستت در رفته خواستی خم شی برش داری تعادلت به هم خورده با مغز رفتی تو جوق!!! (biggrin)


    •   mahara
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • جنون کسشر نوشتن داری جقی


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • بیغیرتی = دیس


    •   Sakopako
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • نیازی به تف نبود؟
      تابلو کردی که مجرد جقی هستی.
      آخه کدوم متاهل از تف برای کوس استفاده می کنه احمق


    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • کل اون اسم هایی که عقده داشتی زیدت داشتخ باشه رو اوردی ولی اخرشم نتونستی حق مطلب و در مورد گلنار ادا کنی (inlove)


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • فقط میتونم بگم کیرم دهنت..ریدم تو کستانت..ی دیس کلفت و مشتی تقدیم تو


    •   mrsx1100
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • تورو نباید فحش داد تو مریضی باید بردت دکتر ، اونجا با دکتر به صورت ضربدری کردت که وخامت قضیه رو درک کنی


    •   loveteen1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تکراری


    •   1352sina
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • هر چی دوستان فحش دادن ، چهار برابر اضافه کن برای خودت و ذهن بیمار نابود شده ات .
      حیف دیسلاک که ادم به تو بده .


    •   arsh2452
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • دوباره در بخش روانی باز موند یه بیمار فرار کرد اومد اینجا !
      بی غیرتی رو دیس میدم .


    •   West63
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خسته نباشی دلاور خدا قوت پهلوان
      فقط یه گم آروم نگوزی (biggrin)


    •   Gozaran
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • میخوای جلوی کی بکنمت
      باز هم این کس شعر آبکی


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • شپش توجیبت سنگ قلاب انداخته زنتوجنده کردی کم کس بگوولی گزیده کس بگو


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • تگتو دیدم نخوندم
      سر تا پای وجودت پر شده از حیوووون (angry)
      برووووو بمییییییییر همین (sick)


      نه_به_بیغیرتی


      نه_به_ضربدری


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • بی غیرتی از محارم ام بدتره
      دیس. (نخونده)


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • بدون صحبت و مقدمه مهدی کوس زنتو لیسید و توام کردی توکوس زن مهدی و مهدی کرد دوباره توکون زن تو و توام کردی تو کون فاطیما یاآزیتا..بلاخره با ازیتا و شوهرش ضربدری نرفتید ینی .ازیتام که سکس لایوشو واسه شوهرش میفرستاد ..جالب بود ازهمه باخبر بودی
      خوش باشی دادا انشالله در داستانهای بعدی بجز ضربدری جمع و تفریقم انجام بدید مزش بیشتره


    •   kokarostam
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • جلقکی، کونکی


      معلومه زیر سن مجاز در این سایت هستی. بهت نصیحت می‌کنم که اکانتت رو پاک کن و درس و مشقت رو بخون. اینجا اکثرا بچه‌های با معرفت هستند ولی خب آدم‌های ناپاک هم کم نیستند و تا به خودت بیایی، به بهانه هویج بستنی میکشوننت جای تاریک و کونت رو جر میدند و تا به سن قانونی برسی میبینی که در آرزوی کس کردن روی کیر پسرا داری جق میزنی. دیگه خود دانی.


      ها کـُ‌کا


    •   Newah007
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خب دیسلایک بهت دادم ... چون دیر فهمیدی زنت از اول زیر خواب مهدی بوده و تو بیخبر از همه جا واسش فانتزی میخوندی.......


      اون علامت سوال رو که به جای نویسنده گذاشتی, اگه خوب بگردی می تونی از یکی از سوراخ سنبه های خانم محترمتون درش بیاری,.....


      شک ندارم که اونم با زنت سر و سری داره (biggrin)


    •   Lasboo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • یاد‌ یه جوک افتادم.
      طرف برای اولین بار پورن می بینه.
      میره خونه میگه فاطما بیا کیرمو بخور
      فاطما شروع میکنه مکیدن
      ییهو یارو داد میزنه فاطما فاطما نخور،
      لحاف رفت توکیونم ???


    •   Lasboo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • یاد‌ یه جوک افتادم.
      طرف برای اولین بار پورن می بینه.
      میره خونه میگه فاطما بیا کیرمو بخور
      فاطما شروع میکنه مکیدن
      ییهو یارو داد میزنه فاطما فاطما نخور،
      لحاف رفت توکیونم ???


    •   محمدیاسی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی عالی بود .منو خانومم همچین تجربه ای رو داشتیم. بینهایت لذتبخشه


    •   excavator
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کوس و تف؟


    •   arsam_king2020
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اتفاقا من برعکس این‌گاو های بد سلیقه خیلی خوشم‌ اومد ادامه بده‌عالی بود ?? (rose) این عده جقی فقط بلد هستن هر داستان رو خوندن بعدش زود فحش و ناسزا حواله ارواح رفتگانشون کنن .مرسی


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ای جقی شیطون افتادی توی طور


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ولی بنظر من اون آقا گاوه ازهمتون جلوتر بود که چنان رید رو کله ت که مغزت از سوراخهای گوش و دماغت زد بیرون و الان جاش پهن گاو است.
      پس این پیک و بسلامتی گاو میریم بالا
      چون نگفت من
      گفت ماااااااااااا


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • متاسفانه فقط عده ی کمی از اعضا میدونن این سایت را چه کسانی اداره می‌کنند و هدفشون چیه
      امیدوارم یه روزی همه آگاه بشن و مقابل این جفنگیات وایسن
      اصلا بمن چه
      هر غلطی میخواید بکنید،فقط تبلیغ نکنید و سعی نکنید
      عادی جلوه بدید.


    •   زهرا-٢٥گلبهار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • همه ش جفنگه
      من كه زنم حاضر نيستم شوهر ايندمو با كسي ببينم
      چه برسه به مردا
      خالي بندا
      نه_به_كسو شعر


    •   Phoniix
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • مگه ننه ات رو جلو چشمات گاییدن که مجبوری کسشعر مینوسی (clap) کسکش


    •   Khasteh987123
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • حیوونا هم این اندازه بی غیرت نیستن


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • واقعا چطور تونستی اینو بنویسی؟!همش توهم بود ولی توهمش هم چندشه...تو از ضرب حرف نزن،فقط یه رادیکال پیدا کن برا خودت و برو زیرش.... (biggrin) (biggrin)


    •   Hossein966661
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • عنوانو عوض کن بزن فانتزی های یک جقی


    •   Rj.rj
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • انقدر دیس زدن دکمش خراب شد?
      ای جقی!همین،بقیش رو دوستان گفتن بهت
      :/


    •   kiakish
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کصشعر هم اگه درست نوشته بشه وبیخودی همه رو جنده معرفی نکنی قابل قبولتره . شوهر دوستش تو کیش کار میکنه ومیدونه زنش دوپسرداره .اخه کص مشنگ همه مثل تو بی غیرت نیستن که . دیگه حوصله فحش ندارم


    •   mrroshak
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تا رسیدم اونجایی که تو تخیلات تخمیت بعد شام مشروب خوردید، بقیشو نخوندم و یه دیس دادم به تراوشات تخمی و ناشیانه ذهنت (dash)


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • داستان نویسی که بلد نیستی،خالی بندی هم بلد نیستی؟ آنقدر عجله داشتی به صحنه پورن برسی همه چیز نصفه و بیربط پیش اومد، مثلا اون یارو که از راه دور دادن زنش رو تماشا می‌کنه چه ربطی داشت؟ سه چهارتا موضوع داشتی با هم مخلوط کردی همه نیمه جویده، حاصل این کس شری شد که تفت دادی


    •   amadimahdi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعا بی غیرتی هم حدی داره اگه دوس داری بیار ماهم از زنت یه حالی ببریم


    •   afshin 21
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ؟دمت گرم جالب بود این مدل سکسهای یه هویی خاطره میشه براتون بشرطی که هر دو طرف طرفیت اینکارو داشته باشند.


    •   Owji_mowji
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • باز ی سوژه جقشو جا داستان آپ کرد


    •   seaavash
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود !


    •   aghayemoteahel
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود تقریباً


    •   mmd_squ
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • چیزی جز کص ننه خالی بند نمگم


    •   پسرمطیع
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تا کی قراره این عمله‌های دهاتی بیان‌اینجا جفنگ تفت بدن که بعد از شام بساط مشروبو آوردیم و اینا؟؟؟ د آخه دیوث تو کدوم قبرستونی شما میرید مثل خر شام میخورید تازه بعدش براتون مشروب میارن؟ جاکشای فنچ خب مگه مجبورید این مشروبو بیارید تو جفنگیاتتون وقتی اصلاً نمیدونید چی هست کاربردش و زمان استفادش کی هست


    •   sanaz-amir
    • 1 ماه
      • 0

    • واقعا نمیدونم چرا تو همه داستانهای سکسی این مدلی یا همه آخر هیکل زیبا هستند یا قربون صدقه کیر شوهر طرف مقابل میرن ؟؟؟؟؟؟؟؟ حداقل اگر داستان خیالی مینویسید یکم واقعی تر یکم بیشتر فکر کنید . به قول دوستمون مشروب و بعد شام نخورین .


    •   HAdi8004
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • خسته نباشی دلاورک زنتودادی بکنن حداقل توهم فرشترومیگفتی یه گوزی بدهنت بده لاشی کیرم توکس زنت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو