جوراب زن همسایه

    (ادامه ی کفش زن همسایه)
    این داستان برای فتیش جوراب و کفش هستش که در ادامه داستان "کفش زن همسایه" نوشته شده. اگر داستان "کفش زن همسایه" رو نخوندید پیشنهاد میکنم اول اون رو بخونید بعد بیاید سراغ این یکی.
    طبق معمول هر روز ساعت 6 و نیم از خواب بیدار شدم و در خونه رو باز کردم و رفتم سراغ جا کفشی همسایه بغلیمون. 14 تا کفش زنونه جلوم بود که باید یکیش رو برای امروز انتخاب میکردم، یادم افتاد دیروز بعد از ظهر خانم احدی رو دیدم که نفس نفس زنان در حالی که گرمکن ورزشی و کتونی های سفیدش رو پوشیده داره از پله ها بالا میاد.
    فکر اینکه پاهای خانم احدی چقدر موقع دوییدن به کفه اون کفشا فشار آورده و عرق کف پاش از جورابای پارازینش رد شده و به خورد کفی رفته داشت دیوونم میکرد. کتونی هاش رو برداشتم و رفتم تو خونه، کیرم رو کردم تو کتونی پای راستش و شروع کردم به بو کردن پای چپش (همیشه سعی کنید یه لنگه رو بذارید برای گاییدن و یه لنگه رو برای بو کردن چون اگر طولانی مدت این کارو کنید یواش یواش کفی کفشی که آبتون رو میزید روش بوی بدی میگیره و معمولا صاحب کفش از همه جا بی خبر یا کفی رو عوض میکنه یا کل کفش رو میشوره) وای که چه عطر خوبی داشت ترکیب عرق پای خانم احدی با جوراب پارازین و کفش کتونیش، آدم دیوونش میشه، من مطمئنم اگر شوهرش بدونه کفشای زنش چقدر کیر آدمو سیخ میکنه دیگه به جای خانم احدی فقط کفشاش رو می کرد! بعد از چند دقیقه بو کردن و گاییدن کفشاش کفی کفش چپ رو درآوردم تا یکم جای انگشتای پاش رو لیس بزنم. زبونم رو روی جای تک تک انگشتای پاش میکشیدم و حسابی از طعمش لذت میبردم.
    یه فکر جدید به ذهنم رسید! بند کفش چپش رو باز کردم و با همون بند، کفشش رو جلو صورتم بستم طوری که دماغم تو کفشش موند (دوستانی که تجربه دارن میدونن بعد از یه مدت نفس کشیدن توی کفش به خاطر گرما و رطوبت نفس، بوی پایی که قبلا توش بوده بیشتر حس میشه) اون یکی کفش هم که هنوز کیرم توش بود و باهاش داشتم جق میزدم. با همین حالت رفتم چایی دم گذاشتم و صبونه رو آماده کردم که وقتی آبم ریخت تو کفش و بی حال شدم صبونه آماده باشه.
    صبونه که آماده شد پاهای خانم احدی رو در حال در اومدن از اون کفشا تجسم کردم و شروع کردم به کشیدن نفسای عمیق که آبم کامل ریخت تو کفشش، آب رو با دستمال کاغذی از تو کفش درآوردم و مالیدم بیرونش، این جوری موقع پوشیدن کفش دستای خانم احدی به آبم میخورد و احتمالا اگر بعدا چیزی میخورد آبم به دهنش هم میرسید.
    تا اومدم کفشا رو بذارم سر جاش دیدم که شوهر خانم احدی با پسرش سریع اومدن بیرون و کفشاشون رو پوشیدن و رفتن، چقدر شانس آوردم که شوهرش متوجه نشد کفشای زنش تو جا کفشی نیست و احتمالا داره سره کیره یکی از همسایه ها تاب میخوره! تا اونا رفتن سریع پریدم بیرون و کفشا رو گذاشتم سر جاش، بعد سرم رو گذاشتم رو دیوار که صدای لباس پوشیدن خانم احدی رو بشنوم که شنیدم پشت تلفن داره با شوهرش حرف میزنه و میگه که پسرشون کلید خونه رو جا گذاشته و چون اولین نفر برمیگشت خونه پشت در گیر میکرد، برای همین خانم احدی به شوهرش گفت کلیدا رو میذاره تو کفش کتونیش تا ظهر که پسرش برگشت برداره و پشت در نمونه!
    منو میگی، با اینکه تازه آبم اومده بود دوباره داشتم از شدت شق درد میمردم! من میتونستم برم تو خونه خانم احدی و تک تک جوراباش رو بو کنم!!!
    دل تو دلم نبود تا خانم احدی هم از خونه بزنه بیرون، اون چند دقیقه برام اندازه چند سال طول کشید، دیگه چیزی نمونده بود به لحظه وصال به جورابای زن همسایه! تو همین فکرا بودم که یه دفعه صدای باز شدن در خونشون رو شنیدم، سریع پریدم پشت چشمی در که دیدم خانم احدی اومده بود بیرون با همون جورابای پارازین همیشگی مشکیش که نوک و کف اش از روش ضخیم تر بود. اول خیلی آروم کفشای پاشنه بلند چرمی که برای رفتن به مدرسه میپوشید رو پوشید بعد لنگه راست کتونی سفیدش که من چند دقیقه پیش آبم رو ریخته بودم توش درآورد و کلید خونه رو برد نوکش که دیدم مکث کرد، دستش رو درآورد و کفش رو گذاشت سر جاش یکم نوک انگشاش رو به هم مالید و یکم انگشتاش رو بو کرد، من گفتم این حتما فهمیده و من بگا رفتم که دیدم بی تفاوت از پله ها رفت پایین (یاد این افتادم که هیچ زنی فکر نمیکنه یکی ممکنه کفشش رو گاییده باشه!) همین که از در ساختمون خارج شد من پریدم و با دستای لرزون کلیدای خونشون رو براشتم و خیلی آروم کلید انداختم و رفتم تو، سریع خودم رو به اتاق خانم احدی رسوندم و امیدوار بودم بتونم اونجا یه سری جوراب ازش پیدا کنم، همین که در اتاق خوابشون رو باز کردم انگار وارد بهشت شده بودم! پایین تخت خانم همسایه چند جفت جوراب پارازین مشکی همه عین هم بود، عین همونی که الان پای خانم احدی بود، فهمیدم خانم احدی جینی جوراب پارازین خریده که همه یه شکلن.
    نشستم روی تخت و هم جورابا رو ریختم دورم، یکی رو کشیدم سره کیرم و شروع کردم به بو کردن بقیه شون، واااااااااای با هر نفسی که میکشیدم یه لرزه به تنم می افتاد! شروع کردم جورابا رو با توجه به شدت بویی که داشتن چیدم کنار هم که ببینم کدومش رو از همه بیشتر پوشیده، ادامه دادم به بو کردن همون، یه لنگه جورابم گذاشتم تو دهنم شروع کردم به خیس کردن و میک زدن که طعم اون پاهای خوش فرم رو کامل بچشم و در عین حال جورابی که سر کیرم بود رو مالیدم تا اینکه آبم اومد و همش ریخت تو جوراب.
    وقتی به خودم اومدم دیدم تو خونه همسایه روی تخت همسایه با جوراب زن همسایه روی کیر و توی دهن و روی دماغ یه ساعته که ولو شدم. سریع همه چی رو گذاشتم سر جاش فقط جورابی که یه لنگش تو دهنم بود و یه لنگش سر کیرم رو برداشتم که ببرم بشورم، یه جفت هم ورداشتم برای لذت های بعدی.
    اول از همه رفتم جورابا رو شستم و گذاشتم روی شوفاژ خشک بشه بعد زدم از خونه بیرون دنبال کلید ساز و یه دونه از روی کلید خونشون واسه خودم ساختم. بعدش رفتم در به در تو مغازه ها با جوراب خانم همسایه تو دستم تا بتونم لنگش رو جینی بخرم، که خوشبختانه بعد از یک ساعت گشتن عینش رو پیدا کردم و 24 تا ازش خریدم!
    برگشتم سمت خونه و رفتم تو واحد خودم و جوراب شسته شده خانم احدی که حالا دیگه خشک شده بود رو ورداشتم و بعدش رفتم خونشون. یه جفت از جوراب نوها به علاوه جورابای شسته شده رو گذاشتم لای جورابای پایین تخت و برگشتم بیرون، کلید رو گذاشتم تو کفشش و یه بوسه به کفشش زدم بابت این جواهری که امروز داخلش بود و برگشتم تو واحد خودم.
    همین که در خونه رو بستم تازه یادم اومد امروز من کلاس داشتم و باید میرفتم دانشگاه! ولی فکر جورابای خانم همسایه کامل حافظم رو پاک کرده بود. حالا من مونده بودم و کلید خونه همسایه و فتیش جورابم!
    از اون روز حدود یک ماهی میگذره که من یه روز در میون یه بار کفشای خانم احدی رو میگام و یه روز جوراباش رو. دیگه خواب و خوراک واسم نمونده بود تا اینکه امروز که رفتم سراغ جاکفشی خانم احدی یه چیزی دیدم که باور نمیکردم! داشتم از خوشی پر در میاوردم! چیزی اونجا بود که داشت منو به پاهای زن همسایه نزدیک تر می کرد!
    اگر میخواید براتون تعریف کنم که امروز چی دیدم تو جا کفشی همسایه این داستان رو لایک کنید.


    نوشته: یه عاشق

  • 40

  • 13




  • نظرات:
    •   The.BitchKing
    • 1 هفته،2 روز
      • 8

    • تا همونجا که کفشو بستی دور پوزت خوندم یاد روزایی افتادم که تو سالن تمرین والیبال میرفتیم و بعد تمرین و موقع عوض کردن کفش، کل محیط سوله بوی جنازه کفتار میگرفت ... چه فتیشا دارن ملت


    •   ariyaii-boy
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • جوراب؟ اخه جوراب.
      چی بگم والا حشریت به کجات زده.
      دست مریزاد آقای شاه ایکس با اون پیش بینیت.


    •   Daland
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • بقول دوستم..کیرم توی فانتیزیت .ننه لامپی


    •   زولان
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • بابا ول کن اخه این همه چیز تو عاشق کفش و جورابی ؟حال بهم زن


    •   AliTrk
    • 1 هفته،2 روز
      • 7

    • ابله با این فتیشت هزار تا مرض میگیری دیوانه.
      دیگه نمیشه کفشای خار مادرتو بزاری بیرون خونه،هر لحظه ممکنه یکی توش جق بزنه.
      چرا جوراب کثیف کردی تو دهنت؟


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • و آیا وقت آن نرسیده که ایمان بیاورید؟؟(biggrin)


    •   Saratun
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تا اینجای خوب بود ولی دوروغ ننویس بعد از این


    •   shilan
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • آخه پارازین و کتونی!!
      چند جفت جوراب بدم دیگه نمینویسی؟؟!


    •   ناژو
    • 1 هفته،2 روز
      • 6

    • باید رید به مملکتی که دانشجوش تویی...


    •   Titan.nvidia2
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ادامه بده سوژه خوبیه


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • خاک بر سرت که همه دارن بهت می رینن و تو توصیه از خودت در میکنی!!!
      ریدم تو تمایلاتت و گرایشت و استثنائا تو تمام سوراخات
      کثافت مریض!


    •   woodpecker
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • حتما بعدشم نوبت جوراب شلواری ، بعدش شورت فکلی که زن جنده همسایه ات که تو اتوبوس مالوندنش و شورت از عقب بو گه میده و از جلو هم چند تا موی زیر که بوی لاش مرده میده رو به همراه دسر خوشمزه اش که کتکس خونی باشه رو میخوای نوش جان کنی !! راستی ادم مثل تو به کدوم دسته جنسی نعلق داره .؟ .بکنی؟ اهل دادنی؟ کیر پرستی؟ واسه کس شیرجه خری میری؟ ساک زن قهاری ؟ کیر قاپ زنی؟ به کون التماس میکنی ؟ به پیر مردها سرویس میدی یا باهاشون سکس گروهی میکنی ؟ با پیرزن ها و خاله خان باجی ها ی حشری وقتی کس نذری دارن میری مفت خوری ؟ د اخه پتیاره این نشد سکس کردن و ارضا شدن که زبونت رو بکنی کیسه و لیف حموم و دستمال نظافت کاسه مستراح و فرچه واکس ...تازه اوج هنرمندی زبونت رو خودتم نمیدونی که چه کارهایی ازش بر میاد ..پیشنهاد میکنم موم مخصوص اپیلاسیون خانمها رو هم بچسبونی به زبونت تا خب بتونی پشم های کس کس و کون و زیر بغل اون دلقک جنده رو از بیخ بکنی!! بالاخره نفهمیدیم تو چکاره ای ؟
      اون کته بابا قوریت در چه کلاسیه؟ اگه خواستیم فحش جنسی بهت بدیم ..شخصا نمیدونم چی صدات کنم که کونت بخارش بیفته و خوشت بیاد یا بدت بیاد ؟ کونی ..جنده ..دهنی .. کسو ی آب حوض کش ..کونی موال شور!! خسته شدم بابا ..فعلا میزارمت تو قفسه کس واشینگ تا بعد


    •   shirazqz
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • دقیقا میدونم چی میگی
      یه مدت با برادر زنم همسایه بودیم
      هر روز با بوی کفش زنش ارضا میشدم
      وقتایی هم که خونه نبودن کلیدشونو برمیداشتم میرفتم با جوراب و سوتین زنش جق میزدم
      هزار بار با بوی کفش و جوراب و سوتینش جق زدم


    •   forestgumpnew
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • اون موقع که انکشتشو بو کرد اصلا نباید میترسیدی ،باور کن شرلوک هلمز هم نمیتونه بفهمه راز آب های تو کتونی خانم احدی چیه(rolling)


    •   aliii.shahi
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • حاجی تو خیلی کسخولی
      حتی از من و بقیه کسخولا هم بیشتر کسخولی
      کفشی که آب کیر خودتو مالیدی بهش بوسیدی؟


    •   9820321
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نگارشت جالبه


    •   مهسان۷۰۹۳
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • تایپیکتو میزدی طنز شرف داشت تا فتیش.خدایی دمت گرم خیلی خندیدم مخصوصا اونجا که تصور کردم کفشو دور صورتت گره زدی رفتی چایی دم کردی
      مرده شورتو ببرن چقدر تو طنز و شیرین عقلی اخه (rolling)


    •   Bokon100000
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • چی بدیختیه داریم به خدا


    •   Joorab.mami
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • یه عاشق میتونی بهم پیام بدی خصوصی؟


    •   armanzp71
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خدا شفات بده.دیس لایک که دیگه ننویسی


    •   heyranam._.
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • گاوکوصی؟؟؟؟!!!!


    •   سکسدوست
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر زورو پس یقه جوراب مالت ..اش لاش


    •   سکسدوست
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر شخ لا پات .. دیوث بنوس نه برای اینکه زیبا مینویسی .. برای اینکه بچه ها رو سر حال میاری تا کامنتشونو با جمله های نغز بیان کنن ... منه عبوسه اخلاق کیری یک ساعته دارم میخندم ...چه کامنت های درجه یکی ..سعی کن هر شب ی داستان بنویسی....امیدوارم شب ایرج نیرزا بیاد به خوابت ...


    •   سامان۹۹۹
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • ۲۹ تا لایک؟ فازتون گاییدم


    •   Mbc.akbc
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • میدونی چیکار کن که حسابی ارضا شی کسخل سر نماز زهر پاشو بورو مسجد محل انقد کفشارو بو کن تا بویاییت بگا بره


    •   فیتیش58
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • عالی


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • هر دم ازین باغ بری می‌رسد


    •   Rjackson
    • 3 روز،20 ساعت
      • 0

    • فک کنم زده به سرت اخه کفش چیه که ادمو شهوتی کنه اونم با اون بوی سگ مردش


    •   22395
    • 3 روز،15 ساعت
      • 0

    • کیرم تو داستانت و جورابای خودت


    •   amirrr1369
    • 3 روز،5 ساعت
      • 0

    • واقعا میگی توی سرشماری ایران توأم هستی؟؟؟؟ واقعا اونایی که لایک میکنن و میذارن اینجور روانی جلوتر بره نمیترسن کااااااش ی روانشناس واقعی و حرفه ای درمورد داستانا نظر بده


    •   Zp_mhd
    • 13 ساعت،1 دقیقه
      • 0

    • یه عده کس نمک جقی میان زر زر میکنن و نظر میدن در مورد چیزی که اصلا هیییچی نمیدونن در موردش.. یه نوع گرایشه،که دست خوده ادم نیس!
      فقط تحریک میشه،با داشتنش.
      هرچقد زرم بزنین بازم به تخمش نیس په لطفا ادم باشین.
      مرسی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو