حالی که از زن پوشی بردم (۱)

    با سلام خدمت دوستان شهوانی
    اسم من نسیم هست (مستعار) و خیلی و قته عاشقه زنونه پوشی هستم
    از امروز هر چی خاطره زن پوشی دارم براتون مینویسم امید وارم لذت ببرید
    اولین ماجرای من برمیگرده به زمان راهنمایی
    در اون دوران من خونه رو که خالی میدیدم دنباله لباسهای خواهرم و مادرم میگشتم تا خودم رو آرایش کنم و لباساشون رو بپوشم و جلو آینه با خودم حال کنم
    جایه خوب اش اینجاس از اول پوستی خوب و نرم و کونی برجسته نصیبم شده بود
    همیشه موهای کمه بدنم رو با کرم مو بر ورمیداشتم و با یه لوسیون نرم کننده و براق کننده بهش حال میدادم
    به قدری سفید که از استخر رفتن دوری میکردم
    با اینکه زن پوشم ولی دوس نداشتم اون موقعه کسی یه جور خاص نیگام کنه
    روزا میگذشت و من با این روال خودم رو ارضا میکردم
    یه عصر آذر ماهی بود که هوا کم کم داشت تاریک میشد و منم از خالی بودن خونه استفاده مفید میکردم یه لحظه شیطون وسوسه ام کرد با اون تیپ یه سر برم کوچه و برگردم
    یا از لای در بیرون رو نیگا کنم
    رفت و آمد کمی تو کوچه بود
    کوچه ما هم بن بست بود یعنی تنها از سره کوچه میشد کوچه 100 متری ما رو دید
    از این رو لاک زدم و آرایش نازی کردم و یه شرت کو چیک که رو که رنگ پوست بود پوشیدم و کیر کوچیکم رو دادم لای پام و شرت رو بالا کشیدم تا مثل دخترا شبیه کوس بشه
    یه سوتین خواهرم رو هم پو شیدم رنگ صورتی با نوار صورتی تیره پوشیدم و دنباله یه چیزی بدم رو اینا بپوشم
    گشتم یه دامن بلند که پرچین بود و از جنس حریر نازک و لطیف بود پیدا کردم
    این رو چطور بپوشم
    نمیخواستم پاهام پنهون باشه
    میخواستم سفیدی پاهام هوا بخوره
    میخواستم از این حالم لذت ببرم
    تا اینکه یه فکری به سرم زد و دامن را تا سینه ام بالا کشیدم تا شبیه یه دکلته پرچین و نازک بشه
    وااااای ،خودم رو تو آینه دیدم کیره کوچیکم داشت شرت رو بین پاهام پاره میکرد
    ولی حشرم زده بود بالا
    یه چادر قد کوتاه ماله خواهرم رو ورداشام که خیلی نازک بود
    سر و ته کشیدم سرم تا جاهای بیشتری بیرون بمونه
    اروم اومدم حیاط و لای در رو وا کردم
    قلبم داشت تلپ تلپ از سینه ام میزد بیرون
    یه نمه بادی هم در جریان بود
    پاهام وقتی باد بهش میخورد حال میکردم
    سرم رو از لای در بردم بیرون
    کسی نبود
    هیچ کس
    نزدیکی های ما یه مدرسه بود که در اون ساعات مدرسه تموم میشد و بجه های دبیرستانی از مدرسه در میومدن
    دلم یه خودارضایی باحال و خودجوش میخواست
    چیکار کنم
    روبه روی در خونه ما یه ماشین پارک شده بود که با در ما 2-3 متری فصله داشت
    دلم میخواست با دمپایی زنونه ای که پام بود یه بار برم سمتش و برگردم
    دو دل بودم
    بلاخره بعده کلی دید زدن که کسی نیست و برم و سریع برگردم پام رو گذاشتم کوچه
    پاهای لخت و تمیز و سفید و لوسیون زدم زیر نور چراغ کوچه یه برقه خاصی داشت
    دل تو دلم نبود
    یه پام رو که گذاشتم بیرون با یه عشوه خاصی قدم بعدی رو هم گذاشتم
    وقتی دیدم اوضاع مرتبه آروم و شیک و با قلبی در جوش و خروش خودم رو به ماشین رسوندم
    بی نظیر بود این حس
    دو دل بودم برگردم یا یه کم با خودم ور برم
    چادر نیمه باز رو جوری وا کردم که با تکیه دادن من به ماشین پاهام بیوفته بیرون
    دست کردم پاهام رو لمس کردم ، دیگه چادر رو با دندونم گرفته بودم
    با یه دست دیگم داشتم کیرم که مثله کوس چسبیده بود بین پاهام اون رو بازی میدادم
    در عرض دو دقیقه تو این حال بودم که یه نفر از سر کوچه گذشت
    ترسیدم
    اما اون یه پیرمرد بود که اصلا داخل کوچه رو نیگا نکرد
    وقتی اون مرد رو دیدم یه آن ترسیدم و اصلا نفهمیدم چیکار کردم
    خودم رو گم کردم
    وقتی مرده رد شد میخواستم برگردم سمته خونه که پرجرات تر شدم و دلم نیومد تا ارضا نشدم برم خونه
    کیر کوچیکم و گرفتم دستم و پاهام و بهم میمالوندم که احساس کردم داره آبم میاد
    کونم رو چسبوندم ماشین و رو پنجه پام ایستادم و آبم رو ریختم رو کوچه
    اوووف چه حالی داد
    بعده ارضا شدن بدنم سرد شدو سریع برگشتم خونه
    بیش از اندازه حال کردم
    لذتی که ترس اون کار و یه حس زنونه گی بهم داده بود رو تا به اون زمان تجربه نکرده بودم
    بهترین حس دنیا بود
    امیدوارم خوشتون اومده ، منتظره خاطرات بعدی من باشین


    نوشته: نسیم سیسی

  • 8

  • 5




  • نظرات:
    •   moadbbiad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • بهترین حال داشتن یه مکمل دایمیه


    •   Amir.mshdi
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • برو برو کیرم دهتت


    •   berserk24
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • کیر تو کانت اولی که میزارم بره این داستان
      واسم سواله بچه دبیرستانیا مدرسسشون شب تعطیل میشن یا روز !!!!؟


      اگه شبه پس من کصخولم ولی اگه روز هس تو کصخولیو و توهم زدی زیر نور چراغ اونم تو روز روشن


    •   berserk24
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سوم*


    •   امیرمفعول.مشهدی
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • خیلی عالی بود. منم چند بار با لباس زنونه بیرون رفتم خیلی حال میده


    •   rezasex20
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • خیلی خوبه که به کسی کاری ندارید، نه تجاوزه کارتون نه زورگیری با چیزهایی که خودتون دارید حال میکنید، همینجوری ادامه بده یه شوهر خوبم گیرت میاد


    •   NasimSissy
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • این رومخصوص berserk24 مینویسم که بدونه کصخل خودشه
      آذر ماه هوا کی تاریک میشه ؟ ساعت ۵ مدارس تعطیل میشه ، ۴/۵ این منطقه از کشور هوا تاریک میشه ، حالا هی بگو کصخل کیه
      ممنون از همه کسایی که نظر میدن و توهین نمیکنن


    •   مسیحی۰
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • شرم کن از کونی بودنت.


    •   shaokahn98913
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • نظر من هم نظر دوستان بود که اکثر هم بالا ابلاغ شده..


    •   زنونه-پوش-جنده
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • هیچ حسی بهتر از حسی نیست که وقتی شیو هستی زیر دامن پاهات به هم دیگه مالیده میشه
      نرمیش خیلی خوبه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو