داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

حسابدار باحال

1390/05/31

سلام.اسمم رضاست 32سالمه و شرکت پیمانکاری دارم.
واسه کارهای حسابداریم از طریق یکی از دوستام با خانمی آشنا شدم به اسم مرضیه.خانم خوبی بود .هم جذاب و خوشگل هم کار بلد.ولی چون تازه 4-5 ماهی بود مامان شده بود نمیتونست واسه کارهای حسابداری بیاد شرکت واسه همینم هفته ای 2 دفعه میرفتم خونشون تا کارها رو بهش بدم و اون حسابهارو ردیف میکرد و من شب میرفتم ازش میگرفتم.

این داستان 3ماهی ادمه پیدا کرد تا اینکه یه شب که رفتم حسبهارو ازش تحویل بگیرم بهم گفت بیا بالا چون حسابها تراز نبود نتونسته بود اونهارو جمع کنه .منم رفتم بالا بعد از سلام و احوالپرسی با اون و شوهرش نشستیم که کارها رو جمع کنیم یه نیم ساعتی گذشت که شوهرش بعد از یه تلفن گفت کاری واسش پیش اومده و باید بره اداره.(شوهرش مهندس برق بود)ماهم نشسته بودیم و حسابهارو چک میکریم که تلفن زنگ خورد یکی از دوستای مرضیه بود.ظاهرا تو نصب یه نرم افزار گیر کرده بود و کمک میخواست.مرضیه خانم هم شروع کرد به توضیح دادن. حین توضیح با ته خودکاری که دستش بود شروع کرد رو پای من کشیدن . من که اولش تعجب کرده بودم ولی به روی خودم نیاوردم تا تلش تموم شد و خودشم که تا اون لحظه حواسش نبود داره چیکار میکنه به خودش اومد و با یه لبخند کوچیک معذرت خواست. منم دیگه کیرم شق شده بود جوابه لبخندشو دادم و نشستیم پای حساب کتاب. ولی اینقدر حشرم زده بود بالا که داشتم میمردم. خودشم فهمید و گفت آقا رضا مثل اینکه حالتون خوب نیست؟ گفتم راستشو بخواهی نه . گفت میتونم کمکتون کنم؟ گفتم راستش … و دستمو بردم طرفش و انداختم دور گردنش اونم ساکت فقط داشت تماشا میکرد .کشیدمش طرفه خودم و لب بازی شروع شددیگه کاملا تو بغلم بود و سینهاش تو دستم یه خورده که مالیدمشون آخو اوخش راه افتاد .

بلندش کردم ولباسامو دراوردم اون هم بیکار نبود و لباساشو در اورد افتادم روش و دوباره لب و سینه. سینهاش نسبتا بزرگ بود و سفید .خیلی داغ بودم اونم دسته کمی از من نداشت .کیرمو میمالید و یواش یواش 69 شدیم بعد از 10 دقیقه خوردن بهش گفتم میخوام بذارم تو .اونم از خدا خواسته پاهارو داد بالا منم رفتم وسط پاهاش و آروم سرشو کردم تو یه جیغ نازی کشید که منو دیوونه کردیه خورده که تلمبه زدم دیدم که شل شد فهمیدم که ارضا شده اروم روش خوابیدمو یه چندتا لب ازش گرفتم.بهم گفت زود باش تا شوهرم نیومده تمومش کن .گفتم آخه اینطوری بهم حال نمیده میشه از کون بکنم؟اول ناز اومد که نمیشه و این حرفها که بالاخره با اصرار من قبول کرد و دمر خوابید کونش خیلی ناز بود بزرگ نرم و سفید .با کمک تف سرشو آروم فرستادم تو خودشو سفت کرد و نمیذاشت همه رو فرو کنم منم چند تا با دست زدم رو باسنش کمکم خودشو شل کرد منم با یه فشار همه رو فرستادم تو و همون جور نگه داشتم بیچاره زبون بند شد .یه چند ثانیه ای نگه داشتم و اروم شروع کردم به تلمبه زدن .داشتم دیوونه میشدم بعد چند دقیقه آبم اومد همه رو تو کونه مرضیه جان خالی کردم و مثل جنازه افتادم روش.خیلی بهم حال داده بود.بهم گفت بلند شو تا شوهرم نیومده منم بلند شدم لباسامو پوشیدم و بهش گفتم حسابهارو فردا میام میبرم یه لب ازش گرفتم و زدم بیرون واقعا لذت بخش ترین سکسم بود .
دلم میخواست بیشتر باهاش رابطه داشته باشم ولی چون شوهر داشت میترسیدم .این بود اولین و اخرین سکسم با مرضیه خانم .خوب یا بد ببخشید.

نوشته: رضا


👍 4
👎 3
85882 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

295061
2011-08-23 22:52:55 +0430 +0430
NA

دوم شدن شده كارم;-):-(

0 ❤️

295062
2011-08-23 23:04:38 +0430 +0430
NA

امیدوارم تمام داستانایی که تو این سایت راجع به خیانته دروغ باشه…چقدر خیانت زیاد شده…چقدر همه راحت خیانت میکنن…ما کجا داریم میریم واقعا؟…

0 ❤️

295063
2011-08-24 01:00:51 +0430 +0430
NA

بازم خیانت ! متاسفم . مگه تو کجا نشسته بودی که رو پات با خودکار کشید؟ آخه آدم با کسی که همکار نصفه نیمه است اینقدر راحته ؟ چرا همه زود راضی میشن ؟ خب اگه تخیله چرا دست از سر زن شوهردار بر نمیدارین ؟ هر کی این داستانا رو تایید میکنه مثل نویسنده ها بیماره .

0 ❤️

295064
2011-08-24 01:06:33 +0430 +0430
NA

اخه کسخل زنی که تازه مامان شده سینه هاش شیر داره

0 ❤️

295065
2011-08-24 01:14:37 +0430 +0430
NA

سلام سارا…
به این کار ندارم که داستانی که رضا تعریف کرده تخیل هست یا نه… ولی اینجا همه دارن خودشونو یه جور تخلیه میکنن… اینجا از این صحبتا نکن خواهشن… بخون… ببین… ولذت ببر…
هرکی میاد اینجا و ایراد میگره هنوز به این ایده روز که سکس نیاز آدماس نرسیده…
تو هم اگه دلشو نداری دیگه نیا

0 ❤️

295067
2011-08-24 01:53:51 +0430 +0430
NA

خیانت نکنن کونی مطمئن باش اونم یک زن جنده بوده

0 ❤️

295068
2011-08-24 02:40:20 +0430 +0430

چقدر مزخرف بود داستانت باز خیانت اه حالم بهم میخوره اگر واقعی بود خاک بر سر هر 2تاتون اگر تخیلی بود خاک بر سر تو که انقد عرضه نداشتی که توی داستانت یه سوژه خوب واسه خودت جور کنی مجبور بودی بگی شوهر داره؟تازه بچه اورده بود؟اونوقت در حال مادر شدن اومد با تو سکس کرد؟چه توهمات تخمی داری تو

0 ❤️

295069
2011-08-24 03:27:35 +0430 +0430
NA

کیر تو کونت که با مالیدن یه خودکار بیک آبی نیمه کاره!!! رو پات کیرت شق میشه. کسکش بی جنبه.

0 ❤️

295070
2011-08-24 05:25:00 +0430 +0430
NA

خوشم میاد شهر اینا مردم شب میرن اداره

0 ❤️

295071
2011-08-24 10:02:42 +0430 +0430
NA

ـ رتبۀ چند کامنت‌دهنده‌ای که در داستان‌های اخیر نظر داده‌اند (از 5) براساس سه معیار نزاکت در نظر، جذابیت نقد، و اعتبار نقد

ـ شمارۀ جدول: 0003
سایناجون4: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (4)
فریجاب: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (6/3)
گیگو: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3)
سارا سوییت: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
سپیده 58: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (5/2)
کینگ ارتاس 2020: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (5/2)
سینا سی.آر. 7: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/2)
بچه مشهد: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/3) = میانگین (3/2)
پیام 1342: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (5/0) + اعتبار نقد (3) = میانگین (1/2)
بچه شهر: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (1/2)
کوچول: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (6/1)
کس‌کن 3: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (2) = میانگین (3/1)
جنرال ارتش: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (0) + اعتبار نقد (0) = میانگین (1)
کسراخان: نزاکت در نظر (5/0) + جذابیت نقد (5/0) + اعتبار نقد (1) = میانگین (6/0)

0 ❤️

295072
2011-08-24 11:01:53 +0430 +0430
NA

اولا که کیر تو کله تخیلیت با این داستان تخمیت . دوما کیر تو مون اون شوهر بی غیرت که تو رو با زنش تو خونه تنها گذاشت.سوما :زنی که بچه 4یا 5 ماهه داشته باشه سینه هاش شیر داره چهارما:من نمیدونم چرا همه زنها خودشون چراغ سبز میدن و راحت با این مسئله کنار میان.

0 ❤️

295073
2011-08-24 11:03:18 +0430 +0430
NA

نظر سنجیتون خیلی مسخره هستش . اگر من هم اسمم یه اسم دختر بود حتما بین 4 یا 5 نفر اول بودم.

0 ❤️

295074
2011-08-24 11:20:22 +0430 +0430
NA

به نظر من با توجه به متن داستان و تجربه های شخصی خودم فقط60% حرفهات به واقعیت نزدیک بود
خوب بود ادامه بده جیگگگگگگگگگگگگگگگگگگگر:D

0 ❤️

295075
2011-08-24 11:50:13 +0430 +0430
NA

ـ رتبۀ چند کامنت‌دهنده‌ای که در داستان‌های اخیر نظر داده‌اند (از 5) براساس سه معیار نزاکت در نظر، جذابیت نقد، و اعتبار نقد

ـ شمارۀ جدول: 0005 (صعود کسراخان و بچه شهر در جدول)
سایناجون4: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (4)
فریجاب: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (6/3)
گیگو: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3)
محمدفاکس: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (4) = میانگین (3)
سارا سوییت: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
بچه شهر: نزاکت در نظر (2) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (5/2)
سپیده 58: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (5/2)
کینگ ارتاس 2020: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (5/2)
سینا سی.آر. 7: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/2)
بچه مشهد: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/3) = میانگین (3/2)
پیام 1342: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (5/0) + اعتبار نقد (3) = میانگین (1/2)
کوچول: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (6/1)
کسراخان: نزاکت در نظر (5/0) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (3) = میانگین (5/1)
کس‌کن 3: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (2) = میانگین (3/1)
جنرال ارتش: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (0) + اعتبار نقد (0) = میانگین (1)

0 ❤️

295076
2011-08-24 11:57:38 +0430 +0430

تو که راست میگی . کیر خر اسب زورو +کیر پاریکال + زونبه تو چشای خواهر و مادر آدم درغگو .

0 ❤️

295077
2011-08-24 15:14:48 +0430 +0430
NA

ـ رتبۀ چند کامنت‌دهنده‌ای که در داستان‌های اخیر نظر داده‌اند (از 5) براساس سه معیار نزاکت در نظر، جذابیت نقد، و اعتبار نقد

ـ شمارۀ جدول: 0009 (قیصر وارد می‌شود)
ام.ام. 6113 ام.ام: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (8/3)
سایناجون4: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (8/3)
فریجاب: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (6/3)
گیگو: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3)
محمدفاکس: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (4) = میانگین (3)
قیصر: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (8/2)
سارا سوییت: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (6/2)
سپیده 58: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (2) = میانگین (5/2)
کسراخان: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (5/2)
کینگ ارتاس 2020: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (5/2)
بچه شهر: نزاکت در نظر (2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/2)
سینا سی.آر. 7: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (1) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/2)
بچه مشهد: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/3) = میانگین (3/2)
پیام 1342: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (5/0) + اعتبار نقد (3) = میانگین (1/2)
کوچول: نزاکت در نظر (2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (2)
کس‌کن 3: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (1) = میانگین (3/1)
جنرال ارتش: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (0) + اعتبار نقد (0) = میانگین (1)

0 ❤️

295078
2011-08-24 16:42:56 +0430 +0430
NA

از طرف ساینا اومدم بگم : خیانت اه اه… متاسفم داستان خیانت نمیخونم…

نیست همه همیشه منتظرن بیاید اینو بگه و اگه یه بار نگه روزش شب نمیشه…اینه که وظیفه ملی خودم دونستم بیام دیگران رو اگاه کنم که سایناجون داستان خیانت نمیخونه…

0 ❤️

295079
2011-08-24 17:20:25 +0430 +0430
NA

:D
غیر واقعی{0} و بدون عامل برانگبزاننده احساسات {0}!!دی
نویسنده عزیز خیلی تخیلی مینوسی !!! دی
موضوع{0}!!!دی
لطفا موضوع سکستون رو عوض کنین !!!دی

0 ❤️

295080
2011-08-24 19:34:29 +0430 +0430
NA

اصلاحیه شماره ۱ ;)

سلام. من اسمم رضاست 32 سالمه و شرکت پیمانکاری گی دارم و توش همیشه میان کون منو میذارن.
چون آخریا توی شهر خیلی معروف شده بودم، واسه کارهای حسابداریم از طریق یکی از مشتری‌هام با خانمی آشنا شدم به اسم مرضیه. خانم خوبی بود، یه چند دفه منو با سینه‌هاش کرد، آخه اینقدر کونم گشاده که کله خر هم دیگه میره توش؛ خودش هم جذاب و خوشگل هم کار بلد. قشنگ منو میکرد ولی چون تازه 4-5 ماهی بود مامان شده بود نمیتونست واسه کردن من بیاد شرکت واسه همینم هفته ای ۲ دفعه من میرفتم خونشون تا اون منو بکنه و حسابی بیاد رو ردیف.

این داستان ۳ ماهی ادمه پیدا کرد تا اینکه یه شب که رفتم حسبهارو ازش تحویل بگیرم بهم گفت بیا بالا چون سینه‌هاش دوست دارن تا ته برن تو کون من، منم رفتم بالا بعد از سلام و احوالپرسی با اون و شوهرش نشستیم و شروع کردم به خوردن کیر شوهرش، وای شما که نمیدونید، کیرش تا ته حلقه‌م میرفت همه‌ش. یه نیم ساعتی گذشت شوهرش داشت آبش میومد که گفت من چشم میذارم، تو زن منو بکن، بعد ما نشستیم و زنش شروع کردن به کردن یه موز تو کون من، واای، شما که نمیدونین چه حالی میداد، تو همین حین تلفن زنگ خورد یکی از دوستای مرضیه بود. دوستش گفت مرضیه گوشی رو بکن تو کون این کونی بی ناموس، ظاهرا تو نصب یه نرم افزار گیر کرده بود و اعصابش خرد بود و میخواست با رفتن گوشی تو کون من آروم شه، مرضیه خانم هم شروع کرد فرو کردن گوشی تو کون. گوشی هم که میگم از این گوشی قدیمیا که مثه بی‌سیم میمونه، خودش یه کیر خره برا خودش! حین فرو کردن با ته خودکاری که دستش بود شروع کرد رو کون من خط کشیدن . من که اولش تعجب کرده بودم ولی به روی خودم نیاوردم تا فرو کردنش تموم شد و خودشم که تا اون لحظه حواسش نبود داره چیکار میکنه به خودش اومد و با یه لبخند کوچیک بهم گفت میخوام شوهرم وقتی میکنه تو کونت اذیت نشه. منم دیگه از بس آب شوهرش رو خورده بودم، عادت کرده بودم و بازم دلم میخواست، اینقدر حشرم زده بود بالا که داشتم میمردم. خودشم فهمید و گفت آقا رضا مثل اینکه حالتون خوب نیست؟ گفتم راستشو بخواهی نه. گفت میتونم کمکتون کنم؟ گفتم راستش … و دستمو بردم طرف گلدونی که اونجا بود، حدود نیم متر قطرش بود و شروع کردم برا ساقه لیس زدن و مثل کیر خوردن، ساکت فقط داشت تماشا میکرد. کشیدمش طرفه خودم و ازش خواستم که گلدون رو بکنه تو کونم، اونم که زورش نمیرسید صدا زد شوهرش اومد؛ شوهر نامردش هم تا میشد این گلدون رو کرد تو کون من، تو همون حال که گلدون تو کونم بود، اومد کیرش رو باز گذاشت تو دهنم و فشار داد تا ته رفت تو حلقم،

بعد بلندم کرد و لباسامو دراورد، اون هم بیکار نبود و داشت فشار میداد تا گلدون از تو کونم در نیاد، گلدون نسبتا بزرگ بود و سفید. خیلی داغ بود اونم تا دسته رفته بود تو کونم. شوهرش کیرشو میمالید و یواش یواش 69 بار زد به صورتم و بعد از 10 دقیقه کیرش رو خوردن بهش گفتم کونم داره پاره میشه :( اونم از خدا خواسته پاهارو داد بالا و کیرش رو گذاشت زیر تخمام، اینقدر فشار داد که زیر کونم یه سوراخ جدید ایجاد شد، تو این موقع بود که یه جیغ نازی کشیدم که کونمو پاره کرده که تلمبه زدنش شروع شد، منم که شل شده بودم فهمیدم که ارضا شدنی تو کار این آقا نیست و اروم خودم رو به خواب زدمو و بعدش که آبش اومد منو از ساختمون انداخت بیرون. تو همین حال بود که سگ‌های تو کوچه افتادن دنبالم و بالاخره تو یه کوچه بن‌بست گیرم آوردن و تا میشد نا مردا اونا هم کردن منو.
دلم میخواست بیشتر با شوهرش رابطه داشته باشم ولی چون شوهرش کیر خیلی کلفتی داشت میترسیدم . این بود آخرین کون دادنم به شوهر مرضیه خانم. خوب یا بد میدونم که ریدم.

پ.ن: تو که کیر شوهر مرضیه خانم رو میخوری، ازت التماس دعا داریم، میگم این شرکتت کجا هست حالا؟ :D

0 ❤️

295081
2011-08-30 05:04:59 +0430 +0430
NA

نفهم عزیز! :-)
تیکه گلدون رو خیلی عالی اومدی کلا نوشتت باحال بود اما اون تیکه تطبیقی با داستان و جایگزینی گلدون حرف نداشت دمت گرم

0 ❤️

539073
2016-04-29 20:30:00 +0430 +0430

zane shohar dar darim ta zan e shohar dar

0 ❤️

778517
2020-11-24 18:42:06 +0330 +0330

کسکش

0 ❤️







Top Bottom