حماقت یه آدم ساده

    سلام دوستان سە سال پیش سرباز بودم تعطیلات عید رو نیمه ی دوم رو مرخصی اومدم روز14 از شهرستان رفتم کرمانشاه که بلیت بگیرم برم ساعت دو رسیدم گفتم فعلا یکم وسیله بگیرم بعدا بلیط بگیرم ب بعد خرید دنبال تاکسی بودم برم که پیکان قراضه ای بغل دستم کاپوت رو زده بودبالا یه پیر مردی بود تقریلا60ساله گفت یه لحظه یه استارتی بزن برام منم که زدم ماشین درست شد خواستم برم که گفت کجا میری شاید مسیرمون به هم بخوره منم گفتم مزاحم نمیشم که زیاد اصرار کرد منم باهاش رفتم گفتم میخوام بر ترمینال که گفت باشه شانس منم ترافیک زیاد بود وسط راه هی دستشو میزد به پام منم روم نمیشد هیچی بگم که یه هو دستش رو گذاشت رو کیرم که گفت رضا کوچولو چیکار میکنه اسممو قبلا پرسیده بود که من گفتم بیچاره خوابیده گفت الان بیدارشم میکنم که من گفتم زشته که گفت بزار یه حالی بهش بدم که دست کرد تو شلوارم منم نمیدونم چجوری شد خر شدم کمربنده باز کرد با یه دست فرمونو گرفته بود بایه دست کیرمو که منم تسلیمش شده ودم رسیدیم به یه چراغ قرمز که اویکی دستش رو کرد تو کونم یکم تف مالید در کونم باسورخم بازی میکرد با اودستش تند با کیر ور میرفت که یایهو ابم اومد خیلی زود پشیمون شد همین جوری کمر بندو بستم رسیدیم ترمینال گفتم شما برو که گفت بزار بلیت برات بگیرم تمام اتوبوس ها رزرو شده بود تا 4روز گفتن فردا بیا شاید بلیت گیرت بیاد دیگه منم گفتم امشبو میرم خونه ی یکی از فامیلا که راننده گفت سبر کن شاید یه کاری واسط کردم که رفت دیده صد هزار تومن داد به یه بلیت فروش یه بلیت گرفت اومد پیشم گفت بلبت گرفتم بیا بریم خونه ی ما بعد شام میری منم گفتم نه مزاحم نمیشم پول بلیت و با کرایه ی خودتون خساب میکنم که گفت یا میای بلیت بی بلیت منم خیلی میترسیدم مجبور بودم که برم حداقل پنج روز غیبت داشتم کام گیر باهاش رفتم تا سوار ماشین شدیم دو بار انگولم کردکه خیلی بد اومد اقا رسیدیم خونهش یه خونه ی قدیمی رفت یه املتی درست کرد و خوردیم منم منتظر بودم بیاد بلیتو بده برم که دیده م اومد بیرون ازحموم لخت مادر زاد اصلا روم نمیشد نیگاش کنم که اومد جلو گفت بیا بریم حموم منم گفتم زشته دستت درد نکنه که گفت نیگا کن بچه کونی درو قفل کردم بلیتم بهت نمیدم بیا لباساتو دریبار یه لاپایی بریم جفتمون اومد به زور منو باخودش برد تو حموم منم گفتم فقط شلوارمو میدم پاین تو کیر تو بمال و لاپایتو برو بیشترازاینم انتظاری نداشته باش از حموم رفت بیرون منم منم خودمو از اینه نیگا کردم که دیده کونم یه چیز دیگه س به گامیره بعد پنج دقییقه دیده اومد توبا ورم نمیشد اولش کیرش نمیه بلند بود14سانتی میشد ولی الان یه هیجده نوزده سانتی میشد این کیر یه پیره مرد واقعا بعید بود اومد پشت سرم گفت تریاک انداختم بالا حالا حالاها کارداریم نفهمیدم منظورش چیه گفتم به جهنم یه 5دقیقه میما له در کونم تموم میشه میر ه این کیر تو کون من که جا نمیشه منم قنبل کردم فقط یه ذره کونم معلوم بود اومد خودشو چسبوند بهم کلاهک کیرش رو چسبونده رو روسوراخ کونم یه جوری میزد تو در سوراخ که از خود بیخود شدم شلوارو پیرهن دو نفری دراوردیم لخت مادرزاد بودیم جفتمون یه لحظه صدای زنگ اومد رفت بیرون لباسامم برد با خودش صداهایی میمود که دیدم برگشت کرم جی اورده بو که گفتم ول سوراخمو بادست ارضات میکنم که گفت بزار یه که رد کنم منم گفتم اگه درد داشت ول کن اونم گفت باشه کرم مالید بکونم یه شونه اونجا بو یه دو دیقه شونه رو کرد توکونم درد داشت زیاد نبود بعد یه اننگشت دو تا وسه تا که منم پاشدم کیر شو کرفتم یه کم کرم زدم و سرشرو گذاشتم دم سوراخ کم کم دادم تو فقط سرش رفت داخل حروم زاده کیرمو گرفت محکم بقیه روداد تو منم هی داد میزدم میخواستم در برم که محکم کیرمو گرفته بود یه جوری میزد که گوه تو ی کونم تا گلوم اومد بالا منم فقط التماس میکردم اونم محکم تلمبه میزد منم با دستام لپای کونم رو گرفته بودم که جابازکنه یه یه رب وحشیانه میزد که یوهو مثل خر عربده میکشید و فش میداد بم که ارضا شد خواستم کیرشو دربیار بهم فشار اومده بود که نذاشت تا کیرش خوابید بعد کشید بیرون که رفتم wcدیدم خون گه اب باهم قاطی شده یه لیوان فقط اب داد بیرون یو هو از حموم رفتم بیروم دیده سه تا مرد پنجاه ساله پایه بساتن که هرچی گشتم دیدم لباسام نیست یکیشون بهم گفت بیا پیش عمو گفت کونت پارهست امشبو باید تحمل کنی وگرنه تیکه تیکت میکنیم یکیشون اومد بغلم کرد منو برد حموم بایه چاقو شیلنگ ابو گذاشت تو کونم ابو باز کرد بعد شیلنگو کشید بیرون یه نیم ساعت تلمبه زد ابش اومد نفر بعدی اومد کیر کوچیکی داشت یه کم تلمبه زد گفت خیلی گشاد کردی اون یکی رو که اسمش مهدی بود صدا زدخودش نشست زمین منم نشستم روش و مهدی پهام روگذاشت روشونش دو نفری با بد بختیو فوش کاری کردن تو انقد گریه کردم نمیدونم چی شد که یکیشون کیرمو گرفتفه بود باهاش ور میرفت که ابم اومد هیچ حسی نداشتم نمیدونم کی اونا ابشون اومده بود حروم زادهها سکانس دومم زدن که انقد خواهش و تمنا کردم که اون رانندهی حروم زاده گفت باید یه نیم ساعت ساک بزنی برا دیگه کاریت نداری انقد بد بود ساک که نمیخوام ادامشو بگم بلیت رو صبح ازشون گرفتم چهار نفری دم کونم امضا زدن اون حروم زاده واسه کون من اونشب نفری 250ازشون گرفت امیدوارم هیچ وقتگیر حماقتتون نیفتید


    نوشته: رضا

  • 0

  • 5




  • نظرات:
    •   حشرخان.قم
    • 7 ماه
      • 0

    • خیر نبینن


    •   توت.فرنگی
    • 7 ماه
      • 0

    • واست خوب بوده که ،ناله بیخود نکن
      یک بلیط مفتیو یک املت و یک جای خوابو و یک تومن هم کاسب شدی.
      جنده هم بودی این قدر واست نمی ماسید


    •   aabas00900
    • 7 ماه
      • 0

    • تویی رضا جان امشب اگه بیای بلیط هواپیما برات میگیرم شامم پاستا با سس الفردو میدم قهوه و تخت خواب با پر قو هم میدم


    •   mrsmith
    • 7 ماه
      • 0

    • سرباز مملکت رو رحم نکردن بهش عجب حیونیه


    •   mhrsl
    • 7 ماه
      • 1

    • کدوم خرایی نفری 250 میدن برای یه کون گوهی آخه


    •   rastin2769
    • 7 ماه
      • 0

    • الهی.. :(


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو