خارش حوری در کتابخونه

    1396/10/23

    سلام به همه کف کرده های ایرانی
    داستان مال حدود دو سه ماه پیشه
    از اول تابستون میرم کتابخونه درس بخونم
    همون روزای اول چشمم تو چشم یه دختر خیلی خوش اندام قفل شد.
    وقتی از روبروم میومد از کفشاش شروع کردم به دیدن
    یه ساپورت مشکی پاش بود و مانتوی کوتاه که به زور کونشو پوشش میداد و از جلو باز بود
    مچ پاش لخت بود یکم بالاتر ساقهای خیلی خوش فرم و ورزشکاری، زانوهای متناسب و رون های کشیده و عضلانی. واقعا پاهاش فوق العاده بود.
    از پایین که داشتم میدیدمش تو ذهنم فقط داشتن تحسینش میکردم و میومدم بالا. پیش خودم میگفتم عجب رونی، عجب تیپی، خیلی جذابی.
    تا رسیدم به کسش، جلوی مانتوش باز بود، کسش تپل و پف کرده. کاملا زده بود بیرون، بالاتر یه شکم کاملا صاف و ورزشکاری، قشنگ معلوم بود ورزشکار باید باشه
    بالاتر سینه هاش که خیلی بزرگ نبود و معمولی بود. ولی بهش میومد.
    دیگه رسیدم به صورتش که چشام تو چشاش قفل شد. اونم خیره داشت تو چشام نگاه میکرد و ته دلم یه حس خوبی احساس کردم.
    تمام این اتفاق از نگاه کردن از مچ پاش تا رسیدن به چشماش تو چهار پنج ثانیه افتاد.
    ولی خیره شدنمون چند ثانیه ای شد و یه مکثی کردیم و وقتی رد شدیم من برگشتم از پشت ببینمش اونم برگشت بهم نگاه کرد.
    رفت تو سالن مطالعه خانوما و فکر منم با خودش برد.
    پیش خودم گفتم آخه مگه میشه همچین اسبی بیاد اینجا، تازه درس هم بخونه
    خلاصه فک کردم حتما یه روز اتفاقی اومده باشه ولی از فرداش هر روز میدیدمش و هر دو برای چند ثانیه تو چشای هم خیره میشدیم و از کنار هم رد میشدیم.
    هر مدل مانتویی که میپوشید خیلی جذابش میکرد. اصلا انگار این لباسها فقط برای بدن اون دوخته میشدن.
    هر روز سر یه ساعت از سالن مطالعه میومدیم بیرون و من با خودم کلنجار میرفتم که برم جلو باهاش سر صحبت رو باز کنم که آخرش میگفتم تو که آه در بساط نداری، چرا میخوای یکی دیگه رو درگیر خودت کنی. جنده هم که نیست بری بکنیش به تخمت هم نباشه. هر وقت خیلی فشار روت بود میری یه صیغه ای رو جر میدی دیگه
    به لطف نظام مقدس، جنده فراوون
    کیرم تو این دنیا که یک ماه تموم کل تمرکزم رو گرفته بود و چون آدم هرزه ای نیستم و از دوستی با دخترا دل خوشی ندارم و اهل وعده دادن و خراب کردن دنیا و ارزوهای بقیه نیستم دیگه اونجا نرفتم تا از فکرش بیام بیرون و هم خودم و هم اون بیچاره رو بدبخت نکنم.
    ولی ای کاش مملکت تخمی ما وضعیتش اینطوری نبود و ما بدبختا میتونستیم یه کار درست حسابی داشته باشیم که وقتی اینطوری یکی جلوت سبز میشه بتونیم با اعتماد و امید به آینده بریم جلو و از آرزوها و خواسته هامون صحبت کنیم.
    لعنت به این مسئولامون که ریدن تو دنیای اکثر ما دهه شصتی ها
    من کاری با بچه پول دارا و خایه مالا ندارم که براشون فرق نداره مملکت دست کیه و حزب باد هستن
    اینقدر میدونم که از سی نفر همکلاسی من تو دبیرستان و از کل هم مدرسه ای ها و بچه محل هام به جز سه چهار نفر بقیه مثل خودم هیچ گوهی نشدن و امید به زندگیشون داغونه
    خدا باعث و بانیش رو لعنت کنه
    خدا شر آدمای خایه مال و دو رو هم از این مملکت کم کنه
    والسلام


    نوشته: راکی 3

  • 1

  • 8




نظرات:
  •   یکپسر
  • 1 هفته،2 روز
    • 0

  • دمت گرم


  •   Shumbul.Tala
  • 1 هفته،2 روز
    • 0

  • Dahanetoooo :))))


  •   harkhari1234
  • 1 هفته،2 روز
    • 1

  • اگه از دوستی با دخترا دل خوشی نداری چرا انقد با جزئیات حتی کس پف کردشم تعریف کردی.. تکلیفتو اول با خودت مشخص کن ما اگه قرار باشه با شما انقلاب کنیم که دوباره به گا میریم.


  •   IRAJ MIRZA NEW
  • 1 هفته،2 روز
    • 1

  • الان حوری خارش داشت یا کون تو؟؟؟؟
    تو با این کله کیری انتظار داری یکی بهت کار هم بده؟؟؟


    مگه بچه دبیرستانیا هم صیقه میکنند و بعدش جرش میدن؟؟؟؟


    نکنه توی حوزه درس میخونی؟؟؟؟


  •   سیاوش۳۸
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • دوربین مخفیه؟
    سرکاریم؟
    ادامه داره؟
    مفهمومی بود؟
    .............


    ذهنمو درگیر کرده
    خخخخخخخخخخ


  •   zapatan
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • گوزو یک جق بزنی از فکر و خیالش بیرون می آیی البته صابونت را درست انتخاب کن و گرنه نتیجه معکوس داره (dash) (dash)


  •   hhhhm@
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • چی شد؟ بعث سیاسی بود؟


  •   PayamSE
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • تا زمانیکه اون افکارو داری،تا زمانیکه نمیتونی جنسیت و انسانیت رو از هم تفکیک کنی،تا زمانیکه به انسان نه بعنوان انسان،بلکه بعنوان زن و مرد،نر و ماده و بدتر ازون آلت تناسلی نگاه میکنی،تا زمانیکه به یه دختر میگی اسب،همون بهتر که جلو نری و باهاش صحبت نکنی و با همون تنفروشهای اسلامی سر کنی.ینی آدم غصه ش میگیره میبینه طرز تفکر یه جوان اینه.هنوز تو ساده ترین و ابتدایی ترین روابط و مناسبات انسانی موندیم،اونوقت ادعامون کون خر رو پاره میکنه.


  •   amir-kabir
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • ملاک ازدواجت منو جر داد. یه نگاه ب کسش کردی گفتی ایول این زن زندگی منه. کیز تو ملاک ازدواجت. همون بهتر ک.هیچ.پخی نشدی.


  •   yashar2952
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • طرفو دیدیش یا سی تی ایکن کردی .
    تا جایی که من میدونم اقایون بر خلاف خانوما که توی دیدن جزییات دقیق و تیز هستن و با یه نگاه میتونن همه جزییات رو ببینن و بعدا بخاطر بیارن متاسفانه ما اقایون با یه نگاه نمیتونیم همه چیزا رو ببینیم و بخاطر اینه که باید خیره بشیم و زل بزنیم . اونوقت شما تو اون چند ثانیه همه چی رو خوندی ؟؟؟ حتی مارک و سایز شورتشو ؟؟
    چشات اشعه ایکس داره ؟؟؟
    ولی خوب در کل حرفات درسته . حق داری.


  •   حمید 94
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • الان حوری خارش داشت یا کون تو؟؟؟؟
    اینم داستان بود


  •   ooomid196
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • نظر شما چیه؟قشنگ اصل مطب رو رساندی با نوشته ات موافقم


  •   Mr.Dr
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • اگه تو هم انگشت تو کونت نمیکردی و کمتر کون میدادی و یخورده گشادیو میذاشتی کنار میتونستی مثه اون چند تا دوستت که یه پخی شدن تو هم یه گوهی بشی که الان نیای اینجا کسشعر تف بدی


  •   reza2266
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • موخ ات رو گاییدم بااین نوشتنت


  •   reza2266
  • 1 هفته،1 روز
    • 0

  • بدنبود ولی وقتی میخوای از کردنت تعریف کنی بیشترش کن


  •   alpha_wolf24
  • 1 هفته
    • 0

  • مرد حسابی دست به کیر وایساده بودیم بیای داستان بگی هرچی زده بودم پروندی که
    ولی دمت گرم حرفت حقه زندگی منم همینه...


  •   sasanbandt2
  • 1 هفته
    • 0

  • اصلا این داستانت خار و مادر داستان سکسی رو یجا گایید.
    این جا جای این حرفاست آخه؟؟؟


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو