داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خاطرات خوش نوجوانی با سمیه خانم

1399/07/03

سلام خسته نباشید این داستان کم و بیش سکسیه حالا بازم نظر خودتونه ماجرا مال 32 سال پیشه من الان 44 سالمه اون موقع یعنی سال 67 خیلی ساختمان نبود خونه ها بیشتر قدیمی بود محله ای که ما زندگی میکردیم خونه ها همه قدیمی بودند این داستان مال زن همسایمونه که اون موقع 44 سالش بود اسمش سمیه بود خلاصه مامان من و سمیه خیلی رفیق بودند یعنی تا حدی که میخواست مسافرت بره من خونه این ها گذاشت اما اصل داستان از اینجا شروع میشه شوهرش اغذیه فروشی داشت 11 صبح میرفت 4 میومد بعد 6 میرفت 11 میومد منم که کلا تو کوچه ها بازی میکردم حسابی خاکی اینا میشدم تا اینکه مامانم و بابام میخواستند برن مشهد منو گذاشتند پیش سمیه من دو سه روز کلی بازی کردم اینا بعدش سمیه گفت باید ببرمت حموم البته من سختم بود گفتم نه خاله واینا منو به زور برد من تو اون سن تو سن بلوغ بودم از 10 تا 14 سن بلوغه من کیرم بعد نبود شق اندازه 10 سانت الان میگید از کجا سایزشو میدونی اینا من مدرسه میرفتم با خط کش گرفته بودم خلاصه منو لخت کرد شروع کرد شستن ولی واسم عجیب بود چرا بیشتر کیرمو میشوره و نیشخند میزنه بعد اون حس خوبیه لحظه اومد من شق کردم اینم شروع کرد خندیدن و اینا خلاصه منو شست فرداش من داشتم بازی میکردم چندبار زمین خورده بودم خاکی بودم که سمیه منو دید منو بزور برد تو خونه گفت برو اتاق الان میام می برمت حموم یه دفعه زنگ در رو زدند 2تا از خانم های دیگه بودند اونا هم هم سن سمیه بودند دیدم نشستند شروع کردن حرف زدن منم داشتم بازی میکردم که بعد چنددقیقه صدای خندشون میومد اوایل زیاد مهم نبود تا اسممو شنیدم از این جا به بعد صحبت بین سمیه و زن ها هست
سمیه :اره دیروز بردمش حموم چیزش خوب چیزیه تو این سن خیلی کم بچه هستند اینقدری باشن
عطیه:واقعا(هه هه هه)
زهرا : سمیه میتونی یک کار کنی ما هم ببینیم
سمیه :دیروز تو رختکن لختش کردم الان تو اتاق لخت میکنم جلو شما میبرمش حموم
عطیه:وای خیلی خوبه فقط زود باش
سمیه :الان
من سریع خودم مشغول بازی نشون دادم سمیه اومد تو گفت وقت حمومه گفتم من خودم خودمو میشورم گفت تو با این سر وضع نمیتونی شروع کرد در اوردن لباسام گفتم مگه تو رختکن در نمیاری گفت نه من لخت کرد در روباز کرد
حالا مدل اتاق ها رو بگم 3 تا اتاق داره که اتاق خواب تو راهروهه حموم در بقلشه اون اتاقی که من بودم روبروی اتاق سمیه بیرون راهروهه که مال اتاق مهمان و … بود من خوابیده کیرم اون موقع 3 سانت که 12 سالم بود الان خیلی گنده تره اون موفع مال رشد و بلوغ بود خلاصه منو داره میبره حموم من لخت کیرم معلوم اون دوتا هم میدیدند نیشخند میزدند نزدیک حموم رسیدیم شروع کردند با سمیه حرف زدند حالا سمیه ایستاده دست منو کیپ داره منم کیرم لخت الکی سمیه رو به حرف میگرفتند نگاه هر سه تاشون به کیرم بود من یخ کرده بودم گفتم من یخ کردم سمیه گفت من اینو ببرم بعد باهاتون حرف میزنم همه شون هم میخندیدند من رفتم حموم سمیه هم شروع کرد به شستن من دوباره اون حس خوش اومد سراغم شق کردم دیدم یه دفعه سمیه زهرا و عطیه رو صدا زد که بیایید من کمک میخوام دست تنهام انگار اونا هم اماده بودند اون دوره چادر میپوشیدند اما عده کمی هم مانتو میپوشیدند این سه تا هم مانتو پوش بودند خلاصه اومدند داخل دیدند من شق کردم قش قش خندیدند حالا شروع کردند منو بشورن هر سه تاشون هم بیشتر کیرمو میشستند دیدم شروع کردند مثل جق زدن کیرمو مالیدن البته من موقع نمیدوستم ولی پاهام سست شده بود البته تا اون موقع ابم نمیومد خلاصه منو شستند بردند بیرون بردند تو اتاق دیدم سمیه اهنگ گذاشته هر سه نشستند دست میزدند من لخت بودم میگفتند برقص منم بلد نبودم همش بالا و پایین میپریدم کیرم تکون تکون میخورد میدیدم نگاه میکنند پچ پچ حرف میزدند خلاصه تا بعد ازظهر بودند بعد رفتند خلاصه هر روز همین جور بود تا میومدند منو لخت میکردند کیرمو میمالیدن منم حس خوبی بهم دست میداد سمیه بهم گفت اگه به کسی نگم دفعه بعد که مامان بابام رفتند مسافرت بازم کیرمو میمالن منم نگفتم دفعات بعدی که مامان بابام میرفتند مسافرت منم باهاشون میرفتم بعد چند سال ما رفتیم یک محله دیگه دیگه سمیه رو ندیدم
پایان داستان

نوشته: شب رو


👍 6
👎 28
31300 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919188
2020-09-24 00:39:08 +0330 +0330

مرز های کصو شعر اوض شد

2 ❤️

919212
2020-09-24 01:25:21 +0330 +0330

جووووووون تو خودت یه پا سمیه خاتونی
دیس لایک

1 ❤️

919178
2020-09-24 02:12:00 +0330 +0330

یعنی تو کل اون محل یه کیر پیدا نمیشد که سه تا زن بزرگ علاف دول سه سانتی تو بودن اونم هر روز؟ اونایی که براشون لخت رقصیدی به ترتیب کلفتی سیبیل!!
سمیه =سام خان صاحب قهوه خونه محل
عطیه = آقا عطا موتور ساز محل
زهرا = زینال هفت خط ساقی محله!! 😁

8 ❤️

919233
2020-09-24 02:29:06 +0330 +0330

کیرم تو تک تک سلولای مغزت حشری بدبخت دروغگوی جقی عشق تری سام،آره باور کردم شاسکول،تو راست میگی

1 ❤️

919243
2020-09-24 05:00:49 +0330 +0330

یعنی حیف وقتی که گذاشتم این کسشرخوندم کیرتو داستانت

1 ❤️

919246
2020-09-24 05:20:07 +0330 +0330

یاد آهنگ اندی افتادم ک میگفت
کسخلا باید برقصن…

نمیتونم درک کنم چرا یه خانواده بچه‌شون تو اون سن و سال رو نبرن مسافرت و ب یکی دیگه بسپارن

1 ❤️

919257
2020-09-24 06:12:08 +0330 +0330

برداشت با کمی تغییر از داستان یوسف زلیخا 🙏

3 ❤️

919176
2020-09-24 06:12:20 +0330 +0330

#یک_جقی_دوازده_ساله
صددفعه گفتم گوشی خودتونو بدید بچه هاتون اپلیکیشن شاد بریزن
واسه بچه گوشی میخرید میاد اینجا کصتان مینویسه
دوتا رقمم مینویسه که اره سنم اینه
من دوازده سالم بود فکر میکردم خمینی و خامنه ای داداشن
برو درستو بخون بچه

4 ❤️

919194
2020-09-24 06:12:23 +0330 +0330

بعد ۳۲ سال اومدی همچنین کصشعری رو تفت دادی؟

5 ❤️

919191
2020-09-24 06:12:32 +0330 +0330

ده تا چهارده سن بلوغه؟برای پسرا؟داداچ یه نسخه از رساله ت رو به من هم بده ابله!
کیرت بعد نبود؟قبل چی؟

شاشیدم تو اعتقادات و سوادت و تمام سوراخات الدنگ کونی!

5 ❤️

919201
2020-09-24 06:12:45 +0330 +0330

مُنگول جقی، اشتباه نوشتی، شوهرش تورو میبرد حموم و تک ماکارون خودش رو میداد دستت که باهاش بازی کنی، بعد رفیقاش اومدن و چون خوشت اومده بود به نوبت بهت تک ماکارون میدادن. سگ بشاشه به داستان کوسشعر و تخمیت، به این خزعبلات میگی داستان سکسی؟!!

4 ❤️

919266
2020-09-24 08:03:18 +0330 +0330

چقدر جالب بود 😅

1 ❤️

919287
2020-09-24 11:48:00 +0330 +0330

شاشیدم تو خاطرات بچگیات جغی بدبخت…

1 ❤️

919290
2020-09-24 12:33:55 +0330 +0330

کیر بلال حبشی تو کونت با این داستانت

1 ❤️

919298
2020-09-24 13:18:33 +0330 +0330

میگم داستان ک هیچ!
تو با این برنامه ها جق میزنی؟

1 ❤️

919318
2020-09-24 15:31:47 +0330 +0330

ریدم دهن اون کسی که به تو سواد یاد داد
چاقال

1 ❤️

919324
2020-09-24 15:46:58 +0330 +0330

وات د فاز

1 ❤️

919359
2020-09-24 20:13:47 +0330 +0330

هر سه این خانوما جنده بودن و مادر جنابعالی هم چون با اینها دوست بوده ایشون هم بععععله 😂

0 ❤️

919377
2020-09-24 21:55:28 +0330 +0330

ببین پسر جون تو واقعیت هیچ زن ودختری منت کشی مرد رو نمیکنه از قبل از میلاد مسیح تاالان مرد خایمالی زن رو میکنه اینای که اسم بردی سبیل گلفتای محل بودن مدرسه ها باز شده برو سردرس ومشقت

0 ❤️

919392
2020-09-24 23:18:50 +0330 +0330

خاک ررسرت میذاشتی تو کسش دیگه

0 ❤️

919567
2020-09-25 13:38:08 +0330 +0330

سلام. یه خانوم خوب از ارومیه . ساپورت مالی عالی ۰۹۰۲۳۷۹۹۴۵۹…

0 ❤️

919647
2020-09-26 00:20:42 +0330 +0330

ما که از کلاس دوم ابتدایی خودمون تنها میرفتیم حموم

0 ❤️

920043
2020-09-27 14:45:02 +0330 +0330

کیرم تو کس مادرت این کصی که گفتی بیشتر شبیه فیلم سوپرا برازرس و ریلتی کینگ بود که معمولا جردی هم بازی میکنه نشستی فیلم سوپرو تبدیل به داستان کردی ؟😐
مادر سگ اینجا همه جقی ان همه سوپر دیده ان کونی میخوای مارو گول بزنی

0 ❤️

924217
2020-10-15 00:10:26 +0330 +0330

خوب چرا ناقص مینویسی چاقال بگو که تو کونت خیار میکردند

0 ❤️







Top Bottom