خاطرات سکسی فری (۲)

    ...قسمت قبل


    تنها توی خونه بودم و حوصلم سر رفته بود.گوشی تلفن را بر داشتم و به دوستم مهدی زنگ زدم که خونه نبود و جواب نداد.پیش خودم گفتم عدد آخر شماره خونه مهدی را عوض کنم و ببینم کی جواب میده.از صفر شروع کردم .بعد یک و دو و سه و چهار که مال خود مهدی بود پس پنج و ......یکی جواب نداد یکی مرد جواب میداد......تا اینکه رو شماره ۷ یه دختر خانم جواب داد .از لحن صحبت کردنش فهمیدم خود جنسه. یه دوسه دقیقه ای حرف زدیم و حقیقت امر را بهش گفتم که چی شده که شمارشون را گرفتم.اونم گفت اسمش فریده هست و اینجا هم خونه مادر بزرگش هست . ولی نزدیک خونه خودشونه و الان میره خونه.گفت تا ده بشمار و زنگ بزن . شماره خونه شون داد و قطع کرد. منم یه دقیقه بعد زنگ زدم که دیدم نفس نفس زنان گوشی را برداشت.شروع کردیم حرف زدن .


    این دوستی ادامه داشت و بیشتر شد تا که قرار شد بیاد خونه ما.اومد پیشم . عصر بود. اولین ملاقاتمون بعد از چند ماه آشنائی بود. نشستم کنارش و گرفتمش توی بغل. گفت اینجوری نکن که ناراحت میشم و دیگه نمیام پیشت و از این حرفا.آروم نوازشش میکردم و روسریش را درآوردم . کم کم دست کشیدم به پشتش و بازوش را میفشاردم و یه بوسش کردم .یه کم خودش را عقب کشید. ولی من ادامه دادم .بیشتر چسبوندمش به خودم. آروم از زیر دستش شروع کردم به مالوندن سینش. ممه تپل خوبی داشت . اونم دیگه حرکتی نمیکرد و خودش در اختیار من گذاشته بود ولی آروم آروم حرف میزد که نکن و اینکارا بده و من بدم میاد ولی من آهسته ادامه میدادم.همینجور که ممش را میمالیدم و بوسش میکردم کشیدمش تو بغلم و درازش کردم کنار خودم . حالا دیگه اونم هیچی نمی گفت و راضی بود به رضای خدا.( راستی خانما تا ممه شون را لمس کنی و بمالی دیگه شل میشن و وامیدن). لباسش را دادم بالا و شروع کردم به خوردن سینه هاش و بوسیدن و مکیدن و مالیدن. اونم چشماش و بسته بود و حال میکرد.دستش گذاشتم رو کیرم اونم میمالید و منم حال میکردم . آروم دکمه شلوارش را باز کردم.میگفت نه ولی دستمم نگرفت شلوار و شورت مشکیش را با هم آوردم پائین. تازه یه جورائی خودشم همکاری میکرد که درشون بیارم از پاش. سبزه و خوشکل بود ولی معلوم بود که مثلا لاغر تر شده. چون بغل روناش و شکمش خط خطی بود.البته هنوزم تپل و خوش گوشت و خوش تن و بدن بود.همینجور که کنارش خوابیده بودم و سینه هاش و میمکیدم و ماچش میکردم دستمم رو کوسش بود و با چوچولش بازی میکردم. اونم خودش گرفته بود که یه وقت آه و ناله نکنه.راستی یادم رفت بگم که وقتی اومد دید من دشک پهن کردم و رو دشکم. گفت چته گفتم کمرم درد میکنه.همینجوری که حال میکردیم آروم چرخید و پشتش را به من کرد.تازه من اینجا بود که شلوارکم را درآوردم و کیرم را چسبوندم به کونش. یه جورائی علامت میداد که کوسش رابیخیال شم و برم سراغ کونش.آخه فریده محصل بود و کلاس سوم دبیرستان بود منم دانشجو بودم.خلاصه به روی شکم خوابوندمش و آروم سر کیرم میکشیدم لای کوس و کونش .یه ذره سرش کردم توی کسش که سرش برگردوند و گفت: آبروریزی نشه. گفتم نه من مواظبم. گفت میخوای از پشت بکنی. گفتم میشه . گفت آره. آروم خیسش کردم و سرش گذاشتم در سوراخ کونش و فشار دادم .آروم و راحت رفت توش. فهمیدم که خانم اینکاره هست وگرنه به این راحتی و بدون درد نمیرفت داخل.شروع کردم به جلوعقب کردن .گفتم کجا بریزم گفت بریز توش ولی تا میخواست بیاد کشیدم بیرون و ریختم روی کمرش.اونم ارضا شد وقتی سر کیرم میمالیدم لای کسش...........رفت خونشون و بهم زنگ زد .خوشحال بود خندان . گفتم میبخشی که کمرم درد میکردخوش نگذشت بهت. گفت آره از ورجه وورجه هائی که میکردی معلوم بود چقدر کمرت درد میکرد.چندین بار دیگه هم کردمش که دیگه ارزش گفتن نداره.الانم شوهر داره. بچه داره و رفته سمت بندر زندگی میکنه.امیدوارم خوشبخت شده باشه.


    ادامه...


    نوشته: فری

  • 3

  • 12




  • نظرات:
    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • به همین راحتی با ی شماره عوض کردن دخترو کردیش
      کووص ننه دروغگو
      کیررم دهنت


    •   teen...wolf
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • دشک رو عالی اومدی... الانم که شوهر داره... بچه داره... یه خونه دارم که دوتا در داره... خنکه.... یاد فیلم بلوچ افتادم...


    •   sashaarian
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • ای کاربران آلت به دست یاد بگیرید که در دیار خاورنزدیک مردان با تغییر عددی در تلفن ؛ کوس میکنن :)


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • الان ملت میریزن میگن شماره مهدی رو به مام بده...(:


    •   kokarostam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • خر شانس


      یادم میاد شماره دوستم را گرفتم ولی رقم چهارم یا پنجم را اشتباه گرفته بودم، گوشی را برداشت گفت الو؟ آقا چشمتون روز بد نبینه فقط گفتم سعید نامرد کجایی؟ گفت نامرد هفت جد و آبادته، گفتم ببخشید اشتباه گرفتم، گفت گه خوردی اشتباه گرفتی مردک فلان فلان شده... ول نکرد. قطع کردم، زنگ زد و فحش داد... البته مورد شما فرق داره، شما فقط شماره آخر را عوض کردی و نیت کرده بودی و خدا برات ساخت. نوش جونت. شاشیدم توی شانس و اقبالت.


      بشنو یک اندرز ز آقا فرفری
      باشد این دنیا پر از حور و پری
      چون بمالی دختران را از ممه
      شل شوند و کون دهند و یک وری


      ها کـُکا


    •   Lion@63
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • Kos


    •   kokarostam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • دیوث


      ای فرفری دیوث، توی قسمت اول داستانت به من فحش دادی، تو این قسمت میگی دمت گرم؟ حافظه نداری که.


    •   فریزاد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • یادم نرفته کاکا رستم خواستم بهت احترام بذارم که ریدی
      حالا که ناراحتی کیرم به دهنت


    •   ehsan9705
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • اصلا چرا شماره ثابت داد؟
      من فکر کنم این رفقای کس‌شعر نویس ما تو یه سیاره دیگه زندگی می‌کنن به هر کی زنگ می‌زنن یا همکار میشن طرف بذار درمیاد.
      بعدشم اینا فتح می‌کنن بخت طرفم باز میشه باز هم توصیه می‌کنم به جای فکر کردن با کیرتون با مغز نداشتتون فکر کنید که این همه کیر حوالتون نشه.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو