خاطرات سکسی پر خطر من -۱

    این داستان با داستانهای دیگه فرق داره شاید عجیبه! به قوله ندید بدیدها تخیلیه باشه، هر چی ام عجیبو تخیلی هم باشه ولی واقعن کلمه به کلمش حقیقت داره، و محتوای داستان (عشق-سکس-اوضاع تهران-) دوست ندارم قسم بخورم هر کی ام باور نداره مشکله خودشه‎


    داستان بر میگرده به 5 سال پیش که تو اوج بی پولی بودم و در به در کار؛ خدا رو شکر تو تهران کار خیلی زیاده!؛D:.هدف من غرق پول شدن بود که آرزوی خیلی هاست به خاطر هدفم خیلی کارا کردم؛ از کارگری گرفته تا دست فروشی کنار خیابون ولی این کارا تهش خط میشد به یه زندگی معمولی و اگه فهمیده باشین مردم عادی با این شیوه زندگی کردن دارن زنده میمونن ولی من و امسال من می خواستیم زندگی کنیم. خلاصه این روال سگی رو داشتم ادامه میدادم که یه روز یکی از دوستام بهم گفت یه 50 تومن بده تا شب 100تومن بهت بدم؛ من پولو بهش دادم سر رفاقت نه بخاطر سودش؛ شب ساعت 10/11 بود که امیدی به برگشت پولم نداشتم خودمو آماده کوسو شعر شنیدن از بابام کرده بودم چون پولو از بابام گرفته بودم که تو همین حین رفیقم زنگ زد گفت بیا فلان جا پولتو بگیر اولش باورم نشد که پولو آورده بد که پولو گرفتم باورم شد که میشه یک شبه کلی سود کرد؛ این شد که مزه اش رفت زیر زبونم یه چند باری همینجوری ازم پول گرفت و با سودش پس داد؛ یه چند وقتی ازش خبر نداشتم یه روز که توی خیابون ول میچرخیدم بطور اتفاقی دیدمش به شوخی گفتم علی پول نمی خوایی؟- حرف من شوخی بود! ولی اون جدی گفت من بعد اگه پول می خوای و می خوای راحت زندگی کنی بیا برای من کار کن - اولش گیج شدم!, اخه اون پسری که تا دیروز ول میچرخید پول سیگارشو از رفقا میگرفت تو چه کاری رفته بود که از من می خواست براش کار کنم ازش خواستم که بیشتر توضیح بده گفت تو کاریت نباشه فقط یه بسته است کادو شده رو میبری مترو پولو میگیری و میاری درصد خودمو برمیداری اولش نمیدونستم داستان چیه بعدأ فهمیدم که شوخی شوخی (مواد فروش) شدم!!!
    اولش دو دل بودم که ادامه بدم یا نه!؛ چون پول خوبی توش بود و من هم بی کار بودم ادامه دادم؛ یه روز که حال سیگار کشیدن هم نداشتم قرار شد که برم یکی از خیابونهای تجریش از قرار اونجا پارتی بود؛ قرارم بود که من بار ببرم-
    رسیدم دم خونه آمار دادم که بیان بار ببرین؛ صاحب بار اومد و بار گرفت و رفت پولو بیاره به منم گفت بیا تو؛ میگفتن پارتیه
    ولی می خورد که خانه عفاف (جنده خانه) باشه؛-
    از در که وارد شدم هر جا رو که نگاه میکردم کاندوم ریخته بود؛
    منم که حوصله شلوغی رو نداشتم! تو حیات نشستم تا پولو بیارن؛ یه هو یه Duff تپلو مامانی که لنگشو تا حالا ندیده بودم نازل شد؛


    امد کنارم نشست اولش ساکت بود کم کم خواستم یه بحثی راه بندازم که اون ازم یه سوالی پرسید چرا این کارا رو می کنی درآمدت چقدره و از این جور کسو شعرا خوب منم یه مشت کس و شعر تحویلش دادم بهم پیشنهاد داد که با اون باشم با درآمد دوبرابر کاری هم که می خواستم بکنم بیرون رفتنی باهاش باشم و مشروبشو جور کنم یعنی یه جور بادیگارد؛ فردای اونروز من دعوت کرد به شام. خودم خیلی دوست داشتم این رابطه ادامه داشته باشه خدایش هم از اون همه زیبایی گذشت بخصوص اون هیکل سکسیش رفتیم برای صرف شام و گفت بریم خونه ما همه چیزو برات توضیح بدم. اولش فکر میکردم از این دخترایی که دوست داره شوهر گیرش بیادکه داره این همه کسو شعر میگه برای من هم که فرقی نداشت پیش خودم گفتم که یه هلویی از آسمون افتاده و ما هم یه گازی بهش میزنیم تو راه خونه بودیم که مدام تو ذهنم سکس کردن با اون بود و کیر بیچاره من همش راست بود داشت شلوارجر میداد. خونشونم مکان بود ازش پرسیدم اهل منزل کجان؟ گفت مردن! همون جا کیرم خوابید ولی ذهنم باز شد که کس کشی و گردن بگیرم و صاحب مال و منال شم آخه هم خیلی پولدار بود هم به قول رشتی ها روشن فکر بود (با همه آزاد بود) هی می خواستم بحث عشقو و عاشقی راه بندازم هی اون بحث کار و میکشید وسط خلاصه اونشب جق هم نتونستم بزنم چه برسه به کردنش؛
    فردای اون روز قرار بود بریم لباس بگیریم رفتیم مانتوشو انتخاب کرد تو اتاق پروف بود منو صدا کرد؛ الحق والانصاف کس کش صداشم خیلی ناز بود من فکر کردم نظرمو می خواد بپرسه نگو لاشی لخت بود گفتم جوووون آمارو داد یهو کیر خوردم گفت برو مانتو عوض کن بعد از خرید گفت برای غذا بریم خونه؛
    پیش خودم گفتم چرا خونه؟!
    چرا بیرون نگفت!!! ایول امروز دیگه صاحبش میشم؛
    رفتیم خونه با اون دسپخت کیریش یه غذایی درست کرد و خوردیم راستی اسمش یادم رفت بگمD: اسمش مریم بود مریم رفت بخوابه آخه میگفت عادت دارم بعد غذا بخوابم منم تو کونم عروسی بود که یه هو دوباره بهم کیر زد گفت تو برو بهت زنگ میزنم-


    خودم از کیرم آویزون تر رفتم بیرون تا سر کوچه نرسیده بودم که یه هو بهم زنگ زد منم که انگار دنیا رو بهم دادن تا خونه مثل سگ دویدم جوری که هیکل گندم خیس و عرق شد رسیدم دم خونه زنگ زدم به امید اینکه مریمو می گامش ولی خدا وکیلی نه نگاه چپ بهش میکردم نه جوری رفتار میکردم که شک کنه نه فقط با اون با همه اینجور بودم خلاصه رفتم تو خونه پاهام شل و کیرم سفت به پته پته افتاده بودم ولی بازم مارک کیر خورد تو صورتم گفت عابر کارتم جا مونده بذار رو میز برو پشت تلفن نذاشتم حرفی بزنه تا زنگ زد گفت بیا خونه از هول کسی قطع کردم و دویدم نزاشتم بیچاره حرفشو بزنه و گرنه اینهمه به دلم صابون نمیمالیدم که بعدشم کیر بخورم ساعت یک شب همون تاریخ خانوم راست کرد گفت من مشروب می خواهم- اخه کس کش ساعت یک شب من از کس ننم مشروب بکشم بیرون!!!
    مادر قهوه این موقع شبم پاسگاه هم تعطیله بی ناموس ما رو کیر کردی. رفتم داروخونه رفیقم یه الکل گرفتم الکل رو با یه ساندیس آلبالو قاطی کردم یه خورده قند. شد یه مشروب دختر پول دار خر کن که هشتاد هزار تومن کردم تو کونش ساقی ام خودم شدم تو دلم گفتم آخه گوسفند خودتم می خواهی بخوری! چرا قند قاطی میکنی از من میشنوید با هر کی دشمنی دارید این معجون رو به خوردش بدید که بعد دو پک امواتش میاد جلو چشش یا راحتر بگم زنده مردش بگا میره معجون طلایی دستپخت خودم خوردیم من خودم و آماده اسهال خونی کردم که معده داشت میگایدم یه نیم ساعتی که به چشم یک ثانیه بود گذشت؛ مریم گفت حالم خیلی بده!
    دارم بالا میارم مشروب خیلی عالی بود بقلش کردم بردم توالت وای دستم به بدن داغش خورد از یه طرفم همچنین بالا اورد که انگاری خر کونش گزاشته بود گفت من و ببر بزار رو تخت نمیتونم راه برم پیش خودم گفتم کیر تو این شانس این که دوباره میخواد بخوابه که!!!
    منم باید برم خونه یه چیزی گفت هر چی خوردم پرید گفت امشب پیشم بمون من میترسم. اونو گذاشتم رو تختش خودم رفتم رو کاناپه بخوابم گفت بیا پیش من بخواب حال ندارم داد بزنم صدات کنم تو هم که کون کشادی نمیای. منم که از خدا خواسته سریع رفتم کنارش روی تخت خوابیدم ولی باز کیرو زد و گفت پایین تخت بخواب ولی من از اون مادر قهوه تر گفتم یا رو تخت میخابم یا کلأ میرم گفت باشه؛؛


    منی که نگاش میکردیم راست میکردیم حالا تنگ دلش خوابیده بودیم مثل اینکه امشب از کیر میر خوردن هم خبری نبود و بخت با من یار بود من اولش فکر کردم خوابیده پیش خودم گفتم حالا که بخت باهات یار شده یه قدمی بردار کونه ژله ایش به سمت من بود صورتشو نمیدیدم همین که دستمو گذاشتم رورونش گفت داری چیکار میکنی؟
    گفتم می خواستم ببینم بیداری یه حالت عصبانی گفت از پاهام میتونی بفهمی خوابم یا بیدار انقدر خجالت کشیدم گفتم فقط یه جوری لال شه بخوابیم ازش معذرت خواهی کردم و خوابیدم؛ گفت تو یه بار دست زدی بهم حالا نوبت منه واقعن نفسم یه لحظه بند امد کلم داغ صداهارو ضعیف میشنیدم خلاصه دستش برد رو رونم قرار بود فقط به رونم دست بزنه سریع رفت سراغ کیرم اولش انقد خوشگل میمالید که کل بدنم سیخ شده بود و داشت آبم میومد یهو تخمام و گرفت اوووف با دست تپلیش فشارش داد و گفت یا همین الان یه لب میدی یا میترکونمش؟-
    منم یه لب مشتی گرفتم ول کن نبود اخه معجون من بد روش اصر کرده بود داغ کرده بود گفت اینجور نمیشه بذار من ازت لب بگیرم یه جور لبامو گاز گرفت حاضر بودم ده دور به خر کون بدم ولی لبامو ول کنه اجب لبای نرم و گرمی داشت
    خلاصه اون شد بهونه ای برای سکس با اون دختر
    اون که آماده به خدمت بود یه تاب و یه شلوارک صورتی پوشده بود منم گفتم ادای این خارجیارو در بیاریم تابش رو پاره کردم (مادر قهوه بعد پولشو از مشروبه کم کرد ولی خبر نداشت که در هر دو صورت تو کونش کرده بودم) خلاصه بعد از پاره کردن تابش سینه های گنده و مامانی که نوکشم قرمز بود خوردم که فکر نکنم واسه مامانمو اینجور خورده باشم؛


    ادامه ...


    نوشته: گروه DS

  • 5

  • 1




  • نظرات:
    •   kirirani27
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • Manam dovom :lol:


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • مواد لازم براي كوس كردن
      1.بيكار باشي
      2.حسرت پولدارارو بخوري
      3.كوس شانس باشي
      4.بري بالا شهر بعد از سكس پارتي توي حياط بشيني چون از شلوغي بدت مياد
      تا يه دختر خيلي خوشگل كه نه جندست و نه معتاد محض رضاي خدا بعد از سكسي كه با يكي از پسرا داشته بياد بهت بگه مواد خطرناكه بيا كوس كشي منو بكن پولش بيشتره




      آخه حرومي فكر كردي اينايي كه ميان اينجا تا حالا مشروب نخوردن يا اون بچه سوسولاي به اصطلاح خودت بالاشهري فرق مشروب 80 تومني رو با الكل نميدونن
      اون 2 پيك زد خر مست شد تو سر حال بودي
      بعد اصلا از سر درد و سر گيجه هم خبري نبود
      اگه بخواي ميشينم اينجا 2 ساعت برات از مشروب خوردن ميگم .
      خوبه يه گروه هستين و اشتراكي داستان نوشتين
      تكي هم مينوشتي هم هيچ پخي نبودي
      اميدوارم خواهر و مادرت اينجوري گاييده نشن


    •   hami.20
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • حضرت عباسی اسمن گوزیدین..!!!
      کل سایتو مھ گرفت... =))
      =)) =)) =)) =)) =))


    •   ساینا جون4
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • گروه ds داستانت واقعا افتضاح بود حالمو بهم زد توهم زدی در حد خیلی زیاد
      عزیزم یا تو مشروب نخوردی یا اگه هم خوردی یه بار بیشتر نبوده اونم آشغالش بوده والا اگه به خر هم الکل سفید با ساندیس آلبالو بدی تشخیص بده چه برسه به یه دختر که تشخیصش بالاس اگه ادامشم ننویسی خیلی بهتره چون خیلی بی ادب و بد دهنی


    •   Shahin70
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • .


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • Madareto gaeidam ba in dastanet
      On dige che khari bud ke to rafti alkol sefid be khordesh dadi nafahmide tazeh fekr karde tequila dadi :lol:
      Boro khar kosde in ke chizi nist
      Man abjito ba nushabe mast kardam gaeidamesh nafahmid
      Kheili bad dahani harum zade nanato gaeidan ke bad dahan shodi


    •   ensane bad
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • ای کیر تو کونت


    •   سیاوش 55
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • لاشی خیلی کیری بود خواهشا دیگه ادامه نده جون اون جد نداشته ات.


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • این داستان به چند دلیل با داستانای دیگه خیلی فرق داره:
      1- یه مواد فروش به یه بادیگارد تبدیل میشه که جای خوشحالی داره.
      2- یه مواد فروش به یه کسکش تبدیل میشه که به هر حال اینم یه پیشرفتیه.
      3- یه مواد فروش با اینکه در ساعت یک شب پاسگاه هم باز نبوده و حتی این امکان براش نبوده که از کس مادرش عرق بکشه ولی با خلاقیت معجون سگی خودش به اسم خر انداز میسازه اینم نشون میده مواد فروش ما دارای هوش بوده و نکات یک و دو اتفاقی نبوده
      4- دختر جنده هم ساختار بینظیری رو داراست از این لحاظ که وقتی مواد فروش قصه ما دست رو لمبه هاش میگذاره و بهونه میاره میگه میخواستم ببینم بیداری یا نه دختره میگه اگه راست میگی به پام دست میزدی؟ نمیگه به سرم دست میزدی یا شونه هام!!! میگه به پام که تقریبن نزدیک کون محترم قرار داره.
      5-دختر جنده که کلی پارتی رفته عرق خوره فرق معجون خر انداز و ویسکی رو نمیفهمه
      داستانت واقعی بود آره بود کی میگه نبود؟
      من من کله گنده
      دادا میگم این آقا کله گنده میگه این سکس پرخطرت جریانش چی بود آخه؟ قسمت مواد فروشیش خب خطر داره قبول اما یه دختر تنها تو خونه خالیه خودش که جنده هم هست کردنش چه خطری بیشتر از مواد فروشی داره؟ اسم داستانت رو میذاشتی: دروغهائی که همه باید باور کنند اگه هم نکنند مشکل خودشونه ما رو سننن
      یه ذره طولانی هست اما بهتر جواب میده.


    •   parva_jigar
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • فري ايول خوشم اومد از اين اصلاحيه:-D


    •   Ashkan013
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • بيشعور الاغ تو خودت خري چرا بقيه رو مثل خودت فرض ميكني كوني؟!
      رسما كيرم دهنت !
      داش فري نظرتو دوست داشتم عزيزم !!!


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • وای از دست این نویسندها!
      معجون خر انداز!!
      خداوکیلی اگه اون قسمت بالای داستانو نمینوشتی بهتر بود
      چرا سعی داری همه باور کنن که داستانت واقعیه؟
      داش فری ایول داری
      همه چیو گفتی دمت گرم
      ولی داستان نویس نسبتا محترم
      من رشتی نیستم ولی اون حرفت یه جور اهانت به رشتیا بود!
      چرا فکر میکنی که روشن فکری یعنی اینکه یه زن یا دختر اگه جلوی مردم ،باز بپوشه یا کونده بازی در بیاره میشه روشن فکر؟!!
      چرا به قول رشتیا؟ مگه رشتی جماعت با بقیه چه فرقی میکنن؟
      این همه کس شعر که میگن رشتیا اینجورین و کلی جوک درست کردن ،ترور شخصیت میگن
      بچه تهرونی؟
      تو تهرون جنده نداریم؟یا کسی که به قول تو روشن فکرن!
      اق پسر
      من خودم بچه جنوب تهرانم
      ولی تو همین خراب شده
      کلی بذار ریخته که از کل گشور هستن
      پس به قومیت توهین نکن

      چرا گفتی خانه عفاف
      (جنده خونه)

      یعنی ماهارو اینقدر نادون فرض کردی! که معنیشو نوشتی؟
      اق پسر
      در کل ننویس اگه میخوای اینجوری بنویسی


    •   Ashkan013
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • آها !
      يادم رفت !
      مرتيكه كس كغز تو اين همه به قول خودت كير شدي از رو نرفتي كله سكسي ؟!
      بابا سنگ پا هم بود از رو ميرفت و دمشو ميزاشت رو كولشو و فرار ميكرد !
      تو ديگه چه بدبختي هستي!!!


    •   sara_cute
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • باز هم تاپ و شلوارک صورتی =)) باور میکنیم داستانو چرا نکنیم؟


    •   be.toche
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • Dastanet vaqeie nabud vali kheili harfe bad toye dastanet bud dar kol khob nabud


    •   you jizz
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • داستان که چرت و پرت محض بود، من که این اراجیف رو با هیچ چیز نمی تونم توصیف کنم. تنها قسمتی که من واقعا ازش لذت بردم اصلاحیه فری جون بود که واقعا باعث شد از چشمام از شدت خنده اشک سرازیر بشه! برای همین می خواستم اول از فری جون به خاطر اصلاحیه بی نظیرش تشکر کنم بعد هم از نویسنده یا نویسندگان محترم که با به قلم در آوردن تخیلاتشون به ما این فرصتو دادن که از اصلاحیه فری جون لذت ببریم و کلی بخندیم و شاد بشیم! :)) =))


    •   eshqoolane
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • با خودت چی فکر کردی ؟؟؟ فری با نظرت موافقم


    •   raha.22
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • امان از این تاپ و شلوارکای صورتی =)) =)) :D


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو