خاطرات قدیم با خواهر دامادمون

    من امیرم البته اسمم مستعاره 25 سال پیش دانشجو بودم دامادمون به همراه خواهرش و 2 تا بچه کوچکشون اومدن تهران بعد از چند روز قرار گذاشتیم بریم شمال پس چمدونامون رو بستیم و رفتیم چالوس یه ویلایی اجاره کردیم اصلا فکر اینکه با کسی سکس داشته باشم نبودم تا اینکه نگاههای خواهر دامادمون منو به سمت اون کشید بعد از ظهر خواهرم با شوهرش رفتند کنار دریا بچه ها که کوچک بودند خواب بودند منو یه زن خوشکل تو خونه تنها بودیم یه دفعه گفت تو گرمت نیست گفتم چرا هوا شرجی تا اینو گفتم تیشرتی که تنش بود در آورد و گفت مشکلی نداری گفتم نه زیر پوشی که تنش بود سینهای قشنگشو نشون میداد کم کم داشت کیرم راست میشد گفت میشه یه لیوان شربت برام بیاری راستش چون کیرم راست شده بود خجالت کشیدم بلند شم به هر حال بلند شدم گفت این چیه اومد گرفتش منم لبامو گذاشتم رو لبش و سینه هاشو گرفتم کم کم رومون باز شد برا اینکه کسی نیاد بعد از لبو سینه و دست بردن تو کسش خودمون رو جمع کردیم عصری رفتیم تو جنگل منو اون به بهانه خرید تنقلات برای بچه ها از بقیه جدا شدیم رفتیم تو دل جنگل بغلش کردم ازش لب گرفتم سینه هاشو میمالیدم یه دفعه خوابید رو علف ها منم شلوارشو در آوردم برا اولین بار یه کس خوشکل جلوم بود اصلا نفهمیدم کار درستی یا نه نکنه کسی بیاد هیچی نمی فهمیدم انگشتمو کردم تو کسش خیس خیس بود گفت کیرتو در بیار منم از خدا خواسته سریع شلوارمو در آوردم از ترس نکنه کسی ما رو ببینه سریع کیرمو کردم تو کسش چقدر نرم بود و گرم حدود 5 دقیقه تلمبه زدن تا اینکه آبم اومد خودمون رو جمع کردیم و برگشتیم از اون به بعد مدت چند سال هر وقت همدیگرو میدیدم یه دل سیر حال میکردیم راستش این داستان واقعی بود و این برای اولین بار که اینجا عنوان کردم الان 45 سالمه و گاهی وقتا یاد اون خاطره ها می افتم ممنون که این داستان رو خوندید .


    نوشته: امیر

  • 4

  • 27




  • نظرات:
    •   SexxxTop
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • واقعا افتضاح بود...


    •   Cp.Stiphen
    • 3 ماه،3 هفته
      • 10

    • کیرتو گرفته تو دستش تو هم سینه هاشو گرفتی کم کم روتون واشد ؟ یه وقت روتون پاره نشه انقد وا میکنید


    •   shahx-1
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • وقتی داماد حشری زنو برادر زنو با هم میکنه ما مجبور میشیم از این کستانها بخونیم!!!! (biggrin)


    •   دکتر_رادیکال
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • شنوندگان عزیز توجه فرمایید...
      سن جق به بالای 40 سال رسید...


    •   Aamirhosn@gmail.com
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیرم توکون ادم خالی بند جغی


    •   mashhad6228
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • من امسال حداقل ده نفر رو گاییدم اسامی و اطلاعاتشون یادم نیست بعد تو ار ۲۵ سال قبل صحبت میکنی بچه کونی


    •   arash1986m
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • یعنی خودت چارتا فحش آبدار از طرف من به خودت بده


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • مغزتون گایدم تو 15 سالته 30 سال اضافه گفتی جقی


    •   Shahkoszanam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستان رو اولش خوندم فحش دادم اخه جقی کیشعر چرا می نویسی


    •   Surosh.007
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • اومده کیرشو گرفته اینم لباشو گذاشته رو لبش سینه هاشم‌ گرفته بععععد کم کم روشون بهم وا شده...کیرم تو فرق سرت جغی


    •   Amamami
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • سوپره مگه ؟


    •   Weed-m@n
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • رکورد زود انزال ترین شخص شهوانی دست خودته شک نکن


    •   ali80xx
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • سکس هندی


    •   Starkwolf
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه کس شربتی دیگه


    •   پسرمطیع
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیوث با خودت کاری ندارم اما اون ۳تا کسخلی که تورو لایک کردن رو هرجا که باشن پیداشون میکنم و میپرسم چرا واقعاً چرا لعنتیا چی رو لایک‌کردید


    •   at.brz.pv
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسکش وقتی مینویسی دستتو از تو شورتت دربیار کسشعر تحویل ملت نده


    •   Shayanbz
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو فیلم سوپرا هم انقد سریع سکسشون شروع نمیشه عن عاقا


    •   Aamirzaa
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • ?????
      دمت گرم کلی خندیدم با این کستانت


    •   mhrsl
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • معلومه زود انزالی داری از کوتاهی داستانت معلوم بود


    •   kiredivoone
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • (dash)


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • نوشته : من امیرم ، خوب به کیرم


      بعد بیست و پنج سال هنوز هم تو دسته خروسها هستی که . انتر


    •   omidario
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • می خواستم باور کنم واقعیه ولی شربت هم توش بود


    •   شاه_بلک
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • کص نگو مرددد کص نگوووووو


    •   MR.AJAYEB
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • امير ديوث جقت خيلى كوتاه بود ???


    •   navidhashari3756
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • خواهردامادتون شوهر نداشت؟شوهرش کجابود پس؟


    •   taraz555
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • ملت زیر بار خاطرات کمر خم کردن.


    •   zeero
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • اونموقع ترس داشتی سریع کارتو انجام دادی.داستان نویسی که ترس ندلره تو چهار خط تمومش کردی لعنتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو