داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خاطرات یک نوجوان روستایی

1399/05/17

اوایل دهه هشتاد بود .تابستون که میشد خواهر زادم که متولد هفتاد بود و برادر زادم که دهه شصتی بود میومدن خونه ما و معمولن تا اخر تابستون میموندن.
خونه ما توی روستا بود و منم یه دهه شصتی بودم ولی سه سال از برادر زادم و هفت سال از خواهرزادم بزرگتر بودم.تابستونا خیلی اتیش میسوزوندیم و باهم برنامه های زیادی داشتیم.

من دبیرستانی بودم تا اون موقع فیلم پورن دیده بودم ولی با ترس و لرز و یواشکی، ویدیو هایی که توی گونی قایم میکردیم و فیلمهای vhs که توی لباس و پارچه و حتی بعضی وقتا لای نون قایم میکردیم و رد و بدل میکردیم .

من تازه یه سی دی تک دیسک خریده بودم و روزا بیشتر باهاش فیلم مجاز میدیدم و شبا هم فیمهای غیر مجاز،. حالا این فیلمهای غیر مجاز که عرض میکنم نهایتش یا فیلم هندی بود یا ایرانی قدیمی یا فیلمهای هالیوودی دوبله نشده که فقط برای صحنه های سکسیش و جق زدن نگاش میکردیم و اصن چیزی ازش نمیفهمیدیم.

یه شب با برادرزادم که اسمش علی اکبر بود و خواهر زادم که اسمش محمد بود تصمیم گرفتیم توی حال بخوابیم و شب که همه خوابیدن سوپر نگاه کنیم.
خلاصه،؛ خودمون بخواب زدیم و صبر کردیم که همه بخوابن.
وقتی همه خوابیدن من اروم سی دی و گذاشتم اول یه شو نگاه کردیم که اکه کسی هم بیدار باشه فکر کنه داریم شو نگاه میکنیم. ولی اصن حواسمون به شو نبود و توی فکر فیلم سوپر بودیم.
سی دی رو عوض کردم و صدای تلویزیون کم کردم. ولی ضربان قلبم همراه با یه هیجان خواصی داشت بالا میرفت. چن دقیقه ای از فیلم گذشته بود و ماهر سه نفرمون شق کرده بودیم و دستامون به کیرامون بود و میمالیدیم و اصن حواسمون به دورو برمون نبود. یعنی یه جورایی با پورن استار مرد فیلم همزاد پنداری میکردیم و دست به کیر در دنیای خودمون غرق بودیم. راهروی حال پشت سرمون بود و در اتاق خوابا هم توی راهرو باز میشد که هرکی از اتاق بیرون میومد روی تلویزیون دید داشت ولی ما چون تارک بود و پشتمون هم به راهرو بود متوجه نمیشدیم.

توی فیلم یه مرد قوی هیکل و ورزشکار یه زن سفید و لاغر اندام و بلوند رو طاق باز خوابونده بود پاهای زنه رو تا آخرین حد بالا اورده بود و کیرش میکرد توی کسش و گهگاهی بیرون میاورد و دوباره میکرد توش.

یدفعه یه صدایی پشت سرمون گفت ؛

علی اکبر، عمو؛ طاقت کیره رو داری؟! میتونی کیره رو بخوری و جیکت در نیاد؟؟!!!

ما سه تامون مث برق گرفته ها از جا پریدیم. صدای برادر بزرگم بود که آدم شوخی بود و میدونستم کاریمون نداره ولی حرفی که زد ،هم ما خجالت میکشیدیم و هم از خنده روده بر شده بودیم.
یخورده خندیدیم و اونم اومد کنارمون نشست فیلم دیدن ولی دیگه نمیشد جق بزنیم. فیلمه که تموم شد هم شده بود ساعت ۲ نصفه شب که دیگه خوابیدیم.

فرداش هنوز از جریان دیشب شق درد داشتیم و رفتیم صحرا که برای گاومون یونجه بیاریم یه ماچه الاغ هم با خودمون برده بودیم. منکه قبلن با ماچه الاغ سکس داشتم ولی روم نمیشد جلوی اونا این کار بکنم. باید یه فکری میکردم که اونارو هم بیارم توی خط .شروع کردم از فیلم دیشب گفتن که تحریکشون کنم، وقتی تحریک شدن گفتم ماکه خانم تو دستو بالمون نیست جق زدن هم حال نمیده پس بهتره این خانم الاغه رو بکنیم. اولش، یکم خودشون گرفتن و قبول نکردن ولی بعدش اکبر راضی شد. محمد هم گفت اگه شما دوتا بکنین منم میکنم.

اول من شرو کردم ،اکبر سر الاغه رو گرفته بود و من داشتم به تصور اینکه دارم خانم دیشبی رو میکنم داشتم تو کس ماچه الاغ تلمبه میزدم. موقع ارضا شدنم ابم توش نریختم که برای اونا چندش اور نباشه.اکبرم مث من رفت پشت الغه و یه سکس با احساس با الاغه داشت. نوبت محمد که شد ،دبه کرد. من الغ نمی کنم و کثیفه وو پام نمیرسه و از این جور بهونه ها من و اکبرم که میدونستیم اگه محمد نکنه تا شب ابرومون رفته و همه خونواده خبر میشن که ما چیکار کردیم .
برا همینم باید محمد راضی میکریم هر جور شده اونم شریک جرم بشه که لومون نده.یه سنگ کذاشتم پشت الغه دستش گرفتم گفتم ببین دایی حالا دیگه پات میرسه بیا بکن ،چه کیفی داره.اومد کیرش دراورد نزدیک الغه کهشد دوبار منصرف شد.

  • باز چیه؟
    _با لگد نمیزنه؟
    +نه دایی نمیزنه، مگه ما کردیم لگد زد؟
    _باش ، کثیف نیست؟
    نه کثیف نیست تازه اب هم هست میتونی خودت بشوری،.

هر کاری ما کردیم نکرد که نکرد. و برای اون جریان ما مجبور بودیم بهش باج بدیم،
گذشت،تابستون تموم شد و برگشتن خونشون اولای پاییز بود. یکی از دوستان گفت من وسیله ندارم میخوام برم شهر دوسدخترم ببینم که خواهرزن برادرم میشه، بیا با موتور تو بریم یه شب اونجا بمونیم یه خواهر دیگه داره اونم برای تو جور میکنم.منم قبول کردم و سر راه یه قوطی ویسکی گرفتیم و راه افتادیم . وسطای راه توی یه جاده کوهستانی نشستیم و ویسکی زدیم بر بدن و شارژ سوار شدیم و راه افتادیم.

رسیدیم یه جایی که دشت برگی بود و تپه ماهورهای کوچیکی داشت و چندتا سیاه چادر عشایر از دور پیدا بود.

کنار جاده دوتا الاغ پاهاشون به هم بسته شده بود داشتن علف میخوردن. منم از بعد جریان قبلی دیگه رابطم با ماچه الاغ کات کرده بودم و فشار زیادی روی کیرم بود. یکم هم مست بودم.سرعتمو که کم کردم دیدم الاغا هردوتاشون ماده هستن و بساط یه بزم عاشقانه مهیاست.

دل زدم به دریا ووگفتم صادق بیا این دوتا خر بگیریم بکنیم که شق درد گرفتم ،اونم قبول کرد. موتور کنار جاده پارک کردیم و دوتا الاغه رو گرفتیم و اروم بردیمبین دوتا تپه که نزدیک جاده بود. اگه کسی از جاده رد میشد روی ما دید نداشت ولی اگه هر کسی روی تپه های اطراف بود میدید که ما الاعغا رو داریم میبریم.

خلاصه الاغارو روبروی هم نگه داشتیم و مشغول شدیم. یه چن دقیقه ای گذشت که دیدیم دونفر بالای تپه وایسادن دارن نگاه میکنن.وقتی متوجه شدن که ما اونارو دیدیم. یواش یواش حرف میزدن و میومدن که یکیش گفت چیکار میکنین؟چیکار این الاغا دارین؟ دیدم اشناست و پسر دختر عموم، که عشایر بودن و خونشون همون نزدیکی بود .ما که الاغا رو ول کرده بودیم و مثلن خجالت میکشیدیم . خودمون زدیم به بیخیالی و گفتم احسان پسر عمه من هنوز نشدم و نصفه نیمه مونده یه زحمتی بکش الاغه رو بگیر بیار ،دستت درد نکنه. احسانم مث یه بچه حرف کوش کن ،رفت وسر الاغارو گرفت کشید اورد.
ما دوبار مشغول شدیم و کارمون که تموم شد خداحافظی کردیم و رفتیم. ولی وقتی مستیمون پرید فهمیدیم چه گندی زدیم. واین آخرین ارتباط من با الاغا بود .
تا اینکه من دانشگاه تموم کردم و توی دادگستری مشغول کارشدم.یبارم نامزد کردم و تقدیر نبود و دوبار قصد ازدواج کردم. تا ایکنه یه مورد خوب خونه عمو دیدم!!! بله درست حدس زدید.! دختر همون دختر عموم یعنی خواهر احسان.
خلاصه با دختر صحبت کردیم و اونم رضایت داد بعد از چن مدت رابطه تلفنی و قرار و مدار قرارشد بریم خواستگاری .وقتی رفتیم خواستگاری من بخاطر جریان خره و لو رفتن یکم خجالت میکشیدم. و اتفاقن تنها کسی که مخالف بود احسان بود.شب بعد از خواستگاری وقتی شیدا زنگ زد که خبر بعد از رفتن مارو بده ،گفت که فقط احسان پاش کرده تو یه کفش میگه من راضی نیستم، نه دلیلی میاره نه چیز دیگه ای میگه. من احمق گفتم میدونم برای چیه!! شیدا هم پیله کرد که اگه میدونی جریان چیه باید به منم بگی .! منم جریان بهش گفتم . البته فکر میکردم که بعد از گفتن جریان کات کنه که دیدم خندش گرفت و یریز داره قهقه میزنه منم خندم گرفت گفتم چرا میخندی؟؟ اونم گفت که آخه منم جای احسان بودم ینفر میدیدم داره خر میکنه خواهرم بهش نمیدادم. بعد از چند مدت بدون توجه به مخالفت احسان ما عقد کردیم و بعدش هم عروسی کردیم ولی بعد از این همه سال هنوزم که میبینمش اون روز یادم میاد وخندم میگگیره .

امیدوارم توی این اوضاع سخت زندگی تونسته باشم با این خاطره لبخندی رو روی لبتون اورده باشم.

پایدار باشید.

بابک
نوشته: بابک


👍 24
👎 15
17600 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906378
2020-08-07 01:08:54 +0430 +0430

ای دهنت سرویس نگفتی آه شوهر اون الاغ میگیردت🤣


906397
2020-08-07 01:29:49 +0430 +0430

زندگی کلا به کیرته ،نه؟

2 ❤️

906415
2020-08-07 01:55:01 +0430 +0430

گنا دارن حیوونا…البته حیوون راسدکی شما هسدین نه اون الاغا

5 ❤️

906419
2020-08-07 01:58:54 +0430 +0430

خندیدم…ولی ناموسا دیگه الاغ هارو نکنید گناه دارن،جق بزنید مگه جق چشه؟!

5 ❤️

906426
2020-08-07 02:08:52 +0430 +0430

شما داشتید میرفتید دو تا خواهرو بکنید بعد توقف کردین خودتونو تو خر خالی کردین؟؟ یعنی اون دو تا خواهر قدر خر هم نبودن؟؟ راستی یادت رفت اون باجهایی که گفتی دادی رو بگی چی بودن!! 😁


906445
2020-08-07 02:29:04 +0430 +0430

میگن طرف به خر نر هم رحم نمیکنه واضحا تورو میگن.

2 ❤️

906473
2020-08-07 04:14:04 +0430 +0430

دهنت سرویس 😁
کلی خندیدیم
داستان هم یه سادگی و صمیمیت خاصی توش بود ولی دهن گاییده تو اوایل دهه هشتاد سوپر میدیدی و ویسکی میخوردی؟؟

درکل داستان خوبی بود و مث این تخمی تخیلیا نبود ک بگن داشتیم سوپر میدیدیم یهو همدیگه رو کردیم
این حالت تورو زیاد تجربه کردم

بازم بنویس
موفق باشی ❤️

3 ❤️

906475
2020-08-07 04:18:39 +0430 +0430

آقا منم دوستام وقتی میرفتیم خارج شهر خر میکردن ولی من امتحان نکردم

از یسری اطبای سنتی شنیدم ک کردن خر باعث بهبود یسری بیماری میشه

عنبرانسا هم ک حسابی گرونه

ینی ماچه خر نگو لانا رودی بگو خخخخ

1 ❤️

906481
2020-08-07 04:34:17 +0430 +0430

دوستان چطور باید بولد بنویسم؟؟من هرچی میزنم رو آیکون فقط ستاره میاد بصورت زیر


لطفا راهنمایی کنید

0 ❤️

906483
2020-08-07 04:37:17 +0430 +0430

دمت گرم به نظر داستانت واقعی میاد و توش سادگی و صداقت بچه روستایی رو میشه حس کرد.

1 ❤️

906484
2020-08-07 04:38:24 +0430 +0430

آقا یاد گرفتم ایول
****فدای همتون ❤️ ****

0 ❤️

906485
2020-08-07 04:39:30 +0430 +0430

کیرم تو بدخواهاتون

0 ❤️

906488
2020-08-07 06:09:49 +0430 +0430

همون ماده الاغ هزار بار شرف داره به تو و امثال تو
حیون زبون بسته چه گناهی کرده
واقعا از حیوون هم کمتری

1 ❤️

906490
2020-08-07 06:49:34 +0430 +0430

ایول روح ما که شاد شد کیرت تو کون باقی کصتان نویسای سایت

1 ❤️

906497
2020-08-07 07:16:19 +0430 +0430

به ؛ رساله امام مراجه فرمایید ؛! این الاغها باید سر بدیده شوند ؛ اه

0 ❤️

906504
2020-08-07 07:47:45 +0430 +0430

چندان جالب نبود ولی لایک

0 ❤️

906506
2020-08-07 08:12:01 +0430 +0430

کص خر گشاد نیست؟ حال میده اصلا؟ کثیف نیست؟ یه تگ طنز هم میزدی

0 ❤️

906567
2020-08-07 14:08:43 +0430 +0430

همینکه از شربت و قد و وزن و…خبری نبود لایک

0 ❤️

906568
2020-08-07 14:10:53 +0430 +0430

#بولد

0 ❤️

906584
2020-08-07 16:46:01 +0430 +0430

فقط یک جای داستان واقعی واقعی بود اینکه گاینده خر بودی و توی دادگستری بهت کار دادن 👍 👍 👍

0 ❤️

906599
2020-08-07 19:12:17 +0430 +0430

جالب بود خدایی 😂 😂 😂 👍

0 ❤️

906611
2020-08-07 21:57:37 +0430 +0430

اینکه خر ماده را به دختر تازه ترجیح بدی نشان از اینه که باید قاضی بشی که شدی . آخه نره خر تو انسانی …بعد من مطمئنم که اون زنت که با شنیدن این دسته گل خرکی جنابعالی خندیده خودش هم از خر نر خوب استفاده می کرده صاحب نظر بوده .

0 ❤️

906702
2020-08-08 02:23:54 +0430 +0430

تا دیروز الاغ میکردی حالا الان ویسکی میخوری واس ما؟

0 ❤️

906734
2020-08-08 03:31:33 +0430 +0430

نکنه تو دادگستری قاضی شدی

0 ❤️

906743
2020-08-08 04:14:15 +0430 +0430

ای دهنت سرویس مردم از خنده ما چندتا همکار داریم کلا واسه دو سه تا دهات کنار همن غیر ممکنه اینا خاطره ایی تعریف کنن آخرش به خاطرات خر کردن نرسن

0 ❤️

906809
2020-08-08 13:01:23 +0430 +0430

یعنی ویسکی میخوردی و الاغ میکردی ؟!

0 ❤️

906897
2020-08-09 01:15:29 +0430 +0430

کارمند دادگستری ! بیخود نیست که مملکت به این روز افتاده و قوه قضاییه اینقدر فاسده !

0 ❤️

912674
2020-08-31 01:01:32 +0430 +0430

لایکت میکنم چون جفنگ نبود
ولی واقعا کردن یه حیون اصلا درست نیست

0 ❤️







Top Bottom