خاطره ی کوتاه از مترو

    من 35 سالمه یه قیافه جا افتاده و به گفته دیگران جذاب دارم شغلم بازاریابیه و چون باید مناطق مختلف تهرانو ویزیت کنم با مترو اینور اونور میرم و با اتفاقات مختلفی روبرو میشم. بارها شده توی شلوغی مترو انگشت شدن و مالیده شدن خانوم ها رو دیدم بعضی هاشون دعوا راه میندازن بعضی های دیگه. نه اینکه حتما از روی رضایت باشه برای آبروشونم شده صداشون در نمیاد. حتی پیرمردهایی رو دیدم که دنبال کون پسرهای جوونن. توی شلوغی خیلی چیزها میبینی ولی من اگه دختر بودمو دلم نمیخواست اذیتشم هیچوقت توی بخش مردها نمیومدم. خودمم یه وقتایی شده شیطونی کردم ولی همیشه سعی کردم طرفمو درست انتخاب کنم تا آبروریزی نشه. حالا دوس دارم جذاب ترین خاطرمو برای شما بگم. یه روز که سمت شرق ویزیت داشتمو خسته داشتم برمیگشتم شرکت توی مترو یه دختر و پسر حدود 22 23 ساله با تیپ و لباس ورزشی سوار مترو شدن و سمت درب مقابل که بسته است وایسادن از چشمای جفتشون پیدا بود که خیلی توی کف همن مترو که شلوغ شد این دوتا بهم بیشتر چسبیدن نزدیک ترین فرد بهشون من بودم این دوتا انگار توی دنیای خودشون بودنو هیچی براشون مهم نبود دست دختره روی شلوار پسره حرکت میکردو کیر شق شدش به خاطر شلوار ورزشی بودن خودنمایی میکرد. پسره هم زیپ جلوی لباس دختره رو کمی پایین داده بودو از زیر شالش داشت سینه هاشو آروم میمالید. دیدن این صحنه ها تحریکم کرده بود. با فشار جمعیت بیشتر بهشون چسبیدم جوری که تقریبا هیکل من جلوی دیده شدن اونا رو گرفته بود. جفتشون میدونستن که من دارم میبینم و وقتی به کارشون ادامه دادن منم شیطنتم گل کرد. آروم دستمو سمت کون دختره بردم و دیدم خودشو راحت فشار داد عقب. چون شلوارش ورزشی بود راحت میتونستم باهاش بازی کنم دستمو از لای پاش رد کردمو به خط کسش رسوندم داغیشو حس میکردم. چشمای جفتشون بدجوری خمار بود. رسما داشتم سینه های دختره رو میدیدم انقد که پسره بی مهابا میمالوند و از سوتین بیرون انداخته بودش دوس داشتم منم یه کرمی روی سینه هاش بریزم ولی تکون میخوردم دید پیدا میکردو جلوی بقیه ضایع میشد. دختره یهو دستشو از روی شلوار روی کیرم گذاشتو یه فشار محکم داد ولی خیلی ادامه ندادو ول کرد بعدش دیدم از پسره یکم فاصله گرفتو شلوار پسره رو که دیدم فهمیدم آبش اومده سعی داشت خیسی شلوارشو با کوله ای که همراش بود بپوشونه فاصله گرفتنشون موجب شد منم نتونم بیشتر از این حال کنم و پسره که انگار تازه به خودش اومده بود با یه اخمی بهم نگاه کرد که فهمیدم بیشتر از این نمیتونم اونجا باشمو با اینکه میدونستم میتونم مخ دختره رو بزنم ولی ببخیال شدمو ازشون جداشدم ولی واقعا جذاب ترین خاطره متروی من و شاید اونها بوده باشه.


    نوشته: سهیل

  • 17

  • 26




  • نظرات:
    •   farhadkhaan
    • 1 ماه،2 هفته
      • 9

    • جل الخالق از کی تاحالا انگشت کردن تو مترو رو باید بیان تو سایتای سکسی جار بزنن


    •   zzzzz525
    • 1 ماه،2 هفته
      • 13

    • داداش پسره بهت اخم کرده بود که چرا اونو انگشت نکرده بودی . #نه_به_تبعیض_جنسیتی


    •   shahx-1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 18

    • داداش حتما خط تایلند - حرم امام سوار شدی!! وگرنه خطایی که ما سوار میشیم هیچ دختری پستوناشو وسط واگن بیرون نمی اندازه مخصوصا تو قسمت مردونه!! (biggrin)


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خب ک چی الان؟؟؟اسکار بت بدیم بابت این ک کون ی دخترو انگولک کردی؟؟یا باس بگیم خیلی زرنگی دمت گرم پسر کون ی دخترو تو مترو مالوندی..خجنر ب کص فیل زدی..برو ب کارت برس نبینمت این ورا


    •   Fe4rless
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • برای یک انگشت کردن اومدی کستان نوشتی؟
      البته فکر کنم اصغر بچه بازِ سگ سیبیل تو مترو گیرت آورده انگشتت کرده و ایستگاه بعدی از مترو خارج شدین اونم برده کوچه خلوت تو رو و قشنگ به حسابت رسیده.


    •   جان.کوچولو
    • 1 ماه،2 هفته
      • 10

    • اون پیرمرده که از پشت چسبیده بود بهت هم بگو دیگه
      اصل داستان اونه.


    •   lovely_grl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • عجبزززز .. خاطره ک سکسی نبود ولی ببین بی مکانی چ ب روز جوونامون آورده ک تو مترو مجبور میشن کارشونو راه بندازن


    •   Ares.1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • خلاصه رفتید مترو ، کونتون رو بچسبین که پلمپ رفتین دست دوم برنگرده خخخخ


    •   OneKingGhost
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • داداش جون مادرت پیام خصوصی بده کارت دارم


    •   mohsen baba
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ببین چقدر ذهن ملجوقت خرابه ک تا این حد تخیل کردی تو مترو اون آدمایی هم ک میگی تو مترو انگشت میکنن و کارای دیگه امثال خود جاکشت هستن


    •   Nevermindd
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • لطفا تو مترو کون ندید جق نزنید و در حین جق داستان ننویسین
      با تشکر روابط عمومی مترو تهران


    •   iamzeus
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • نهمین دیسو کردم تو کونت مشکلی که نداری؟


    •   Koubani
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر شترای عربستان و خرهای افغانستان از پهلو تو کونت جقی بدبخت قشنگ معلومه از اون عقده ای های گوزو هستي آخه کونی این کار آزار جنسیه تو داری بهش افتخار میکنی


    •   Zhazha
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • حالا اینقدر در مورد مترو داستان بنویسید که مدیر عاملش بیاد به کونتون بذاره.


    •   وب.گرد
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • ببین بی مکانی چی به سر جوونای پایتخت اورده؟ (:


    •   ناصر39
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • من بر عکس خیلی از نظرات بهتون لایک می دم . نه به خاطر داستانت یا نگارشت. به خاطر اینکه خواسته یا ناخواسته به یکی از مهمترین مشکلات اجتماعی اشاره کردی . متاسفانه به دلیل شکل خاص جامعه، هیچ مکان مشخصی برای دختران و پسران وجود نداره که بتوانند کمی عشق بازی کنند . شاید براتون اگعجیب باشه اما دلیل بیشتر ازدواج ها دقیقا موضوع سکس هست و بس


    •   royaei
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • آی فدم میاد از اینجور آدما ؛ آی بدم میاد انقدر که نگو ؛
      وقتی تو حال خودتی و فکرت درگیره یهو یکی بهت میچسبه ؛ یا هی خودشو میمالونو بهت یا بهر طریقی هی کرم میریزه ؛
      هر طرف میری میاد میچسبه بهت ؛ آخرهم با اعصاب خورد پیاده میشی بهو میبینی داره دنبالت میاد ؛
      آخه این چه کاریه ؟
      لعنت به یه همچین آدمهایی ؛
      طرف اگه خودش بخواد و کرم داشته باشه مشکلی نیست ولی همه که اینجوری نیستن آخه ؛
      خوشم نیومد از داستانت اینم شد داستان ؟
      اه ؛
      موفق باشی ؛ بازم اه


    •   1122focker
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • مطمئنی مترو سوار شدی؟.....


    •   محسن زبلل
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یک نمونه لیصر


    •   iman.shahvanii
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • بااينكه ميتونستي جلوي پسره مخ دوست دخترشو بزني اما بيخيال شدي؟؟ من اگه اعتماد ب نفس ترو داشتم باچنگال ميرفتم به جنگ داعش


    •   amiralixyz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه زود انزال بوده پسره،به عنوان یه گی اصلا پسر زود انزال دوست ندارم


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • آبکی


      داستانت منطقی نبود، مثلا شربت نداشت، روی ابرا موج‌سواری نکردی و صدها مورد مهم دیگه. نه اصلا منطقی نبود. شاشیدم به داستانت.


      ها کـُکا


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه بمال بمالیه. اونجا بمال بماله اینجا بخور بخوره. هرجا بخور بخوره پشتش بکن بکنه


    •   .درویش.
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • خاطره ای بس اشنا از فیلم های ژاپنی،بعدم شما کاپی کردی امام کاپی کننده هارو دوست نداشتندی،اما ادامه داستان:بعد از اینکه مرد 35ساله از مترو پیاده شدندی دوس پسر ختره هم امدندی و به 48روش امام پسندانه کونش گذاشتندی تا اونجاکه یارو به زور فرارندی.این بود برگی از دفتر خاطرات مرد35ساله کون پاره!


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • مترو بود با برازرز؟


    •   Ice_flower
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چقدر عجیب و شگفت انگیز واقعا...
      جالبترین داستانی بود ک خوندم جدا...


      (هیچ وقت این کامنت رو واس این داستانت نمیبینی...حیف وقتم)


    •   پرسفون
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی عالی بود.
      یکم یاد بگیرید
      . ساده و روان...
      یه چیزیم یاد بدین


    •   love.yavar500
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اق سهیل سام علیک اول دیس لایک نوش جونت وبعد این مترو ه توتایلند بود روز روشن دست می کنن پستون دختر ه رو درمیارن میمالن وهیچی آب شون میاید خب پیدا کنید پرتقال فروش رو .جل الخالق داش کمتر جغ بزن مخت مرخصه دادا و سومن دش بازم دیس لایک تراوشات مغز یه مرد 35 ساله مجلوق


    •   Mamdali0102
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • عاره حاجی عاره
      تو بگو زدم مام میگیم زده


    •   haniko3
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالیه بابا ، لذتی که تو این مالیدنا هست تو هیچ سکسی نیست... هیجان داره لامصصصب


    •   sam19900
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • من منتظر بودم جا افتاده بودن قیافت و جذاب بودنت یه جای قصه بکارت بیاد! کوصخل تو این داستان چه نیازی بود از قیافت بگی
      ؟!


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • ریدم عکسشو گرفتم نگه داشتم،از بالا که نیگا میکنی شبیه کوسه ولی سرتوپایین میاری میچسبونی به کاسه توالت شبیه کیر دیده میشه بهترین کاردستیه که درست کردم این جور موقع ها عکشسو میفرستم به امثال تو که جق بزنن و حال کنن،این کوس کشا با ریدن خوک نر هم جق میزنن(دوستان واقعن ببخشید حال بهم زن شد با این دیوصا باید این جوری حرف زد)


    •   سعید تبریزی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ایران اروپا شده


    •   m...h...a...
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا لامصبا من هزار بار سوار مترو شدم همیشه ام شلوغ بوده ولی هیچ وقت همچین چیزایی ندیدم..شما سوار مترو لاس وگاس میشین احتمالا؟؟


    •   kirkolloft
    • 1 ماه
      • 0

    • فیلم سوپر زیاد میبینی،کلک (biggrin)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو