داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خاله طاهره و رویایی که به حقیقت پیوست

1399/01/17

امیرم ۲۴ از رشت. قد بلند و لاغرم و تقریبا بچه مثبت. از دوران نوجوونی که با مسائل جنسی آشنا شدم، همیشه علاقه من خانمای جاافتاده‌ و درشت هیکل بودن و دخترای جوون، توجهمو جلب نمی کنن. شاید دلیلش وجود خاله طاهره درشت اندامم بوده که از بچگی باهاش بزرگ شدم و از همون بچگی همیشه واسم محبوب و دوست داشتنی بوده.

خاله طاهره ۴۲ سالشه با ۴۲ سال سن، قد ۱۷۵، وزن ۸۵، سینه های سایز ۹۰، باسن بزرگ و‌ پوست سفید و‌ موهای بلوند. طاهره یه زن جاافتاده، ساده و مهربونه که سال‌هاست شوهرش رو از دست داده و از اونجایی که دیگه ازدواج نکرد و بچه دار نشد، رابطه ش با من که تک فرزندم همیشه عالی بوده و همیشه مثل پسرش دوستم داشته.

رفت و آمد ما زیاده و معمولا یا خاله خونه ماست یا من خونه اون. من حقیقتا حس جنسی به خاله م نداشتم اما چون فرم بدن خاله م اون طوری هست که برای من از نظر سکسی جذابه و نیازهای جنسی زیادی داشتم، حدود سه سال پیش وقتی ۲۱ سالم بود سعی کردم بهش نزدیک بشم. از اونجایی که طاهره آدمی تنها و درونگراست، سعی کردم بیشتر از قبل باهاش رفیق بشم و به درد و دلهاش گوش کنم و تو کارهاش کمکش کنم. طوری که رابطه ما عمیق‌تر و حس صمیمیت بین ما بیشتر شد. تقریبا از همه کارهای همدیگه خبر داشتیم و این یعنی کاملا به من اعتماد داشت. صمیمیت ما باعث شد تا اکثر اوقات رو خونه خاله بگذرونم و اون هم طبیعتا نسبت به خونه ما لباس های راحت تری بپوشه. سعی می‌کردم تو برخوردهایی که داریم، خودم رو بیشتر بهش بچسبونم، مثل بغل کردن، کنار هم دراز کشیدن یا کنار همدیگه نشستن. نرمی تنش باعث میشد من مصمم تر بشم.

وقتی که عصرها می‌خواست بخوابه، به بهانه صحبت و درد دل میرفتم روی تختش و سعی می کردم حین نوازشش، دستمو روی سینه های بزرگ و نرمش بگذارم. واکنشی نشون نمی داد اما خب من می ترسیدم جلوتر برم. طاهره هم تا حدی فهمیده بود که نزدیک شدن من بهش، کمبود عاطفی و جنسی من هم هست اما به روم نمی‌آورد.

به بهانه کمک توی خونه تکونی، یک شب خونه خاله موندم و چون خسته بودم، نذاشت برم خونه مون. شب که شد، بازهم برای لمس سینه هاش، رفتم تو تختش دراز کشیدیم و مشغول صحبت شدیم. مثل دفعات گذشته دستم رو روی سینه هاش گذاشتم، وقتی یکم گذشت به من گفت امیر، چرا تو دختر بازی نمی کنی؟ چرا یه دوست دختر پیدا نمیکنی برای خودت؟ این طوری نیازهای عاطفیت رو هم می‌تونی برطرف کنی. من راستش رو گفتم و البته دلم رو هم به دریا زدم. گفتم خاله من از زن‌هایی که فرم بدنی مثل خودت دارن خوشم میاد و دخترای جوون توجهم رو جلب نمیکنن. خاله طاهره متوجه منظورم شده بود و دیگه حرفی نزد.

همون طور دراز کشیده بودیم و کمی که گذشت، یک دفعه خاله من محکم منو تو بغلش گرفت و گفت امیر با این چیزایی که گفتی، من دلم نمیخواد بری و برای ارضا کردن خودت، سراغ زنای خراب بری چون هم حس جنسی خوبی بهت نمیده و هم چندین بیماری دارن. جا خورده بودم. تو بغل همدیگه بودیم، خاله نوازشم می کرد و من هم همینطور. محکم تو بغلش بودم و دستم رو بردم سمت سینه هاش. دیگه حرفی نمیزد. جسارتم رو بیشتر کردم و سینه هاش رو از روی لباس می مالوندم. دلو زدم به دریا، گفتم خاله طاهره یه چیزی میخوام بگم که باید مثل راز بینمون بمونه، مدت ها آرزوی منه که سینه هات رو ببینم و بخورمشون، این اجازه رو بهم بده. طاهره لبخندی زد و لبام رو بوسید، منم از فرصت استفاده کردم و لب گرفتم ازش، زبونمو تو دهنش می چرخوندم. طعم خوبی داشت. تاپش رو در آورد، سینه های بزرگ توی سوتین توری سفید. با خوشحالی گرفتمشون و سوتینش رو باز کردم، دو تا ممه سایز نود با هاله و نوک قهوه ای، مثل چیزی که تو فیلم‌ها عاشقشون بودم. مثل قحطی زده ها سرم رو بردم لای اون سینه های سفید نوک قهوه ای تا بخورمشون. سینه ها رو می خوردم و گاز می زدم، وقتی نوکشون رو گاز می گرفتم، خاله هم خوشش می اومد. ده دقیقه ای با سینه های قشنگ خاله طاهره تفریح کردم.

شق کرده بودم و شورتم رو در آوردم تا راحت تر باشم. بعد از خوردن سینه های خاله طاهره، دستم رو بردم سمت کون بزرگش و شلوارش رو در آوردم، کونش خیلی نرم و بزرگ بود، لمسشون می کردم و چنگشون می زدم. یه گاز کوچیک هم ازش گرفتم. خواستم برم سمت کسش که خیلی اکراه داشت و به طرز عجیبی راضی نشد. خیلی اصرار کردم اما واقعا درک نکردم چرا چنین اجازه ای نمیده چون به گفته خودش، معمولا خودش رو با خیار ارضا می کرد و من نفهمیدم چرا حاضر نمیشه که من بکنمش. خاله طاهره که کیر شق شده منو دید کمی باهاش بازی کرد و گفت واست سورپرایز دارم. کیرم رو گذاشت لای سینه های نرمش، پنج دقیقه ای با سینه هاش کیرم رو فشار داد و حس و حالم رویایی بود. آبم با فشار اومد و لای سینه های طاهره جونم پاشیده شد تا شیرین ترین ارضای عمرمو تجربه کنم.

خاله طاهره بعد تموم شدن کار بهم گفت امیر عزیزم من خواسته ت رو درک کردم اما سعی کن این واست عادت نشه چون بعدا تو زندگی به مشکل میخوری، در واقع داشت می گفت این اولین بار و آخرین بار بود اما با این حال برای مدتی اجازه میداد با سینه هاش بازی کنم و اونا رو بخورم، فقط در همین حد. من ولی دلخوش به این مقدار نبودم و می خواستم حتما طعم کس طاهره جونم رو بچشم. یه شب که خونه خاله طاهره بودم، به خاطر سردرد و خستگی با قرص خواب، خوابید و طبیعتا از خوردن سینه هاش خبری نبود. یه هفته بود که خاله رو ندیده بودم و خوابیدنش ضد حال بود اما همین خوابیدنش برای منی که بالا زده بودم، یه فرصت بود و تصمیم گرفتم بکنمش.
ساعت سه شب بود و خواب خاله سنگین شده بود، چراغ خواب رو روشن کردم تا دید داشته باشم. شلوارکش رو راحت درآوردم و شورت معمولی ش رو کنار زدم تا بتونم بکنمش. ضربان قلبم بالا رفته بود، طاهره کس تپلی داشت اما کامل شیو نکرده بود و مو داشت. کیرمو آروم کردم تو کسش، چون دست نخورده بود خیلی تنگ بود و نهایت لذت رو می‌داد، انگار که تو بهشت بودم. تلمبه ها رو تند تر کردم و پیراهنش رو بالا زدم تا تکون خوردن سینه هاش رو ببینم، دیگه واسم مهم نبود بیدار بشه و البته بیدار هم نشد. پنج دقیقه گذشت و تو حرکتی ناشیانه آبم رو توی کسش خالی کردم، درسته خیلی لذت بخش بود اما اون لذت عالی یکم زهرمارم شد.

فردا به هر ضرب و زوری بود، همراه با صبحونه قرص ضد بارداری رو به خورد طاهره دادم تا خطر رفع بشه. این تنها باری بود که کس خاله م رو کردم و با حال‌هایی که خاله م این مدت بهم داد، اون عطش نسبت به زنای سن بالا توم کم شد و با تجربه بیشتر سمت دخترای جوون هم برم.

نوشته: امیر


👍 6
👎 26
95639 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

863837
2020-04-05 19:56:53 +0430 +0430

Avvvvvaaaaaal (clap)

0 ❤️

863840
2020-04-05 19:58:11 +0430 +0430

همه داستان های سکس با خاله همین کیر خریه

یکم توش تغییرات بدین همشون خاله هه خیلی کون بزرگی داره و اینا صد بار باهاش جق زدن یه روز با حالشون تنها میشن کون خاشون میزارن همشون همینه کیرم تو تخیلاتتون که از این حد فرا تر نمیره


863842
2020-04-05 20:00:36 +0430 +0430

با این داستانا ، گل بود به سبزه هم آراسته شد من که کلا رددد دادم، ای خدااااا

3 ❤️

863848
2020-04-05 20:05:53 +0430 +0430

داداش یه قرص بوده بیهوشی عمل جراحی که نبوده بکنیش نفهمه!! به علاوه فرداصبح وقتی ببینه شورتش پر از منی است میفهمه داستان چیه به علاوه قرص ضد بارداری رو چجوری قاطی صبحانه به خوردش دادی؟ گذاشتی جلوش گفتی نون سنگکه؟؟😁


863858
2020-04-05 20:14:34 +0430 +0430

این خالت شوهری بچه ای چیزی نداشته احیانا؟

3 ❤️

863871
2020-04-05 20:26:14 +0430 +0430

داستان با ادبیات تکراری و البته پسری که پر رو میشه و حریم ها را کنار میزنه. و سکس محرم.

ننویس عزیزم. دیس به محارم


863876
2020-04-05 20:34:44 +0430 +0430

مگه مجبوری داستان بنویسی اومدی داستان بنویسی کستان نوشنی

2 ❤️

863899
2020-04-05 21:03:16 +0430 +0430

اه اه اه چرا اینقدر تخیلاتتون بیخود و بچگانست و تکراری؟!!من هیچوقت ملاکم برای خوب بودن یه داستان واقعی بودنش نبوده،ولی آخه تخیلاتتونم ت خ تخیلی وکودکانست!!!

3 ❤️

863923
2020-04-05 21:46:14 +0430 +0430

دیسلایک دادم بهت بخاطر اینکه رسما به خاله ت تجاوز کردی

2 ❤️

863924
2020-04-05 21:49:41 +0430 +0430
NA

ببین گُل، آیا شما خاله تو گذاشتی رو باسکول وزن کردی ؟
یا متر گرفتی قد خاله جان رو متر زدی که انقدر دقیق میگی؟

2 ❤️

863951
2020-04-05 22:22:36 +0430 +0430

اونجا که گفتی دلخوش به این مقدار نبودم یاد حرف یه نفری افتادم? وسط سکس با آخرش حداقل نبضشو چک میکردی نمرده باشه?

4 ❤️

863954
2020-04-05 22:29:07 +0430 +0430

سکس با محارم دیس

5 ❤️

863979
2020-04-05 23:02:18 +0430 +0430

سلام من ۳۹ سالمه ۴۵ سال سن دارم
آخه کصکش جقی یارو خواب بود کردی تو کسش تند تندتلمبه زدی آبت هم ریختی توش ، بیدار نشد ؟؟؟؟
یعنی بیدار نشد بهت بگه بدبخت کس مغز کمتر جق بزن؟

1 ❤️

863983
2020-04-05 23:14:15 +0430 +0430
NA

پسرم بجای جغ زدن برو بده اینطوری راحت تره فقط اون قرص ضدبارداری رو ازکجا آوردی پسرم

1 ❤️

863989
2020-04-05 23:26:51 +0430 +0430

از دخترایه خوزستان کسی انجا نیست؟

0 ❤️

863996
2020-04-05 23:43:32 +0430 +0430

خراب اين فاصله هاى تخمى بين پاراگرافاتم توله سگ خال خالى

0 ❤️

863997
2020-04-06 00:00:04 +0430 +0430
NA

كونى 24 سالشه تازه فهميده لايه پاش دول داره خاله حشرى هرچقد به اين ابنه اى علامت داده كسخول نفهميده تا آخرش براى اينكه خواهرزادش گمراه نشه و در مسير غلط حركت نكنه و براى حفظ آرمان هاى امام و همچنين براى امر به معروف و نهى از منكر كشيده پايين گفته بيا ممه بخور پريده بغل خالش ممه هاشو خورده يام يامم ياممم و از اون به بعد هر وقت گمراه ميشد زنگ ميزد خالش خاله من فشارم افتاده ممه ميخوام … كليد اسرار اين قسمت معجزه ممه

كاملا واقعى بود و امير كونى اصلا جقى نيست

1 ❤️

864060
2020-04-06 05:30:02 +0430 +0430

زبونمو تو دهنش می چرخوندم . طعم خوبی داشت …!!!
.(پوکیدم از خنده .)

1 ❤️

864081
2020-04-06 07:42:13 +0430 +0430

اونجایی که گفتی دلخوش به این مقدار نبودی یاد امام راحل افتادم که می‌گفت دلخوش به این مقدار نباشید که آب و برق را مجانی میکنیم لکن شما را به مقام آدم بودن میرسانیم

2 ❤️

864114
2020-04-06 09:02:35 +0430 +0430

نه ب محارم!

2 ❤️

864134
2020-04-06 11:05:40 +0430 +0430

تف

1 ❤️

864142
2020-04-06 11:38:37 +0430 +0430
NA

کس نگو زن بچها خوابند

1 ❤️

864155
2020-04-06 13:26:49 +0430 +0430

داداش منم رشتم
خالتو بسپر به من

0 ❤️

864178
2020-04-06 15:36:24 +0430 +0430

تا اونجا خوندم که گفتی دو تا ممه داشت
نه بابا!
می خواستی سه تا داشته باشه؟

هوووع.حالم به هم خورد
دهنش چه طعمی داشت؟احتمالا مزه کیر نمیداد؟

بروعمو،برو

1 ❤️

864189
2020-04-06 17:01:31 +0430 +0430

احتمالا خاله ت فلج کصه ببرش دکتر
تو خواب کردی اونم متوجه نشده صبح قرص خوروندی بهش
واقعا ملتو کص گیراوردی

1 ❤️

864202
2020-04-06 18:26:33 +0430 +0430
NA

دل خوش به این‌مقدار نبودی؟؟کسش

1 ❤️

864213
2020-04-06 19:01:48 +0430 +0430

و یکهو از خواب بیدار شدم و دیدم شرتم از آب کیرم خیس شده…
داخل نسخت مینویسم که تخماتو درارن چال کنن تو زمین شاید ازت توله خری کره ماری چیزی سبز شد بعدیییییییی لطفا

0 ❤️

864243
2020-04-06 19:54:48 +0430 +0430
NA

کیری ترین شکل ممکن نوشته شده

0 ❤️

864438
2020-04-06 23:28:53 +0430 +0430

واقعا چرا ؟؟؟خاله چرا؟؟البته درسته خیالی بود ولی خیالشم خوب نیست با خاله.

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom