خاله عاشق کیرم بود

    سلام من اسمم کیانه ۱۹ سالمه داستانی که میخوام واستون‌ تعریف کنم واسه بچگیمه من یه خاله دارم که اسمش مهساس خالم با ما زندگی میکنه چون پدربزرگ و مادر بزرگم فوت کردن من ۹ سالم بود که خالم خیلی به خودش میرسید خیلی سکسی بود مهسا همیشه تو خونه با یه شورت کوتاه نیم تنه میگشت حتی جلوی بابام البته بابای من به‌ دلیل کارش معمولا خونه نبود خلاسه همیشه سکسی بود مهسا همیشه بدنش برنزس و لاک پاش همیشه رنگارنگه یه روز من‌ تو اتاقم خواب بودم منو مهسا اتاقمون یکی بود تابستونم‌ بود مهسا از بیرون اومده بود وقتی بیدار شدم دیدم بالا سرمه داره با موهام بازی میکنه بیدار که شدم یه بوس خیلی گنده از لپم کرد
    -سلام خاله جونم
    +سلام عشق من دلم یه ذره‌ شده واست جذاب من
    -منم دلم واست تنگ شده همش نیستی
    +قربونت برم امروز تا شب در اختیار کیانمم
    -باشه پس قول بده
    +قول میدم عشقم
    بلند شدم نشستم رو تختم که خالم گفت:
    +بذار لباسمو عوض کنم بعد با هم وقت بگذرونیم
    مهسا مانتوشو دراورد تیشرتشم دراورد یه سوتین آبی تنش‌بود بعد شلوارشو دراود که شرتش ست سوتینش بود یه‌ بدن جذاب برنز شکلاتی داشت رو کرد به من گفت:
    +چطورم عشقم؟
    -خیلی جذابی خاله جونم
    +میدونستی واسه تو جذاب میکنم خودمو؟
    -چرا واسه من؟
    +چون‌ تو عشق منی
    -خاله میشه یچیزی بخوام ازت؟
    +معلومه نفسم
    -میشه لاک بزنم واست؟
    +چرا نمیشه عزیزم چه رنگی دوس‌داری ؟
    -اممم صورتی بزنم؟
    +بزن عشقم
    بعد مهسا رفت استن با پنبه اورد که لاکشو پاک کنه که واسش لاک بزنم شروع کرد لاکای‌ قرمز پاشو که با بدن برنزش خیلی سکسی شده بودو پاک کرد بعد لاک صورتیو داد بهم گفت:
    +بفرماید لاک مورد علاقتونو بزنید جناب کیان
    -آخ جونم
    شروع کردم لاک زدن واسه خاله سکسیم که پاهاشو‌ باز کرده بود جلوم نشسته‌بود شورت آبیش خیلی سکسی بود بهش گفتم:
    -رنگ شورتتو دوس‌دارم
    +واسه توعه دیگه عشقم اصلا میخوام امروز هرچی تو بگی بپوشم
    -من دلم میخواد اون ست قرمزتو بپوشی
    +چشم کیان من
    خلاصه لاک زدنم که تموم شد مهسا بلند شد ستشو‌ دراورد یکم جلوم رقصید بعد گفت:
    +توام باید لخت شیا
    -چرا ؟
    +چون تو مال منی
    -آخهه...
    +آخه نداره اصلا واسا خودم لختت کنم
    بعد اومد تیشرتمو دراورد جلوم زانو زد شیکممو بوس کرد که جای زژش موند رو شیکمم بعد شلوارکمو با شرتمو دراورد هیمجوری که جلوم زانو زده بود به کیرم نگاه میکرد بعد گفت:
    +چقد سفیده لامصب کاش یکم بزرگتر بودی
    -خب اگه‌بزرگتر بودم چی‌ میشد؟
    +میخوردمتتت
    -الان نمیتونی یعنی؟
    +چرا ولی الان کوچیکی
    -باشه
    بعد بوسش کرد بلند شد حس کردم یکم حالش بد شده گفتم :
    -ناراحت شدی خاله؟
    +نه عشقم یکم حالم گرفته شد بزرگتر که بشی میفهمی
    -خب بگو شاید الان فهمیدم
    +ببین عشقم ما آدم بزرگا یه حسی داریم که دوس‌داریم اینی که‌ تو داریو بخوریمو کارای دیگه بکنیم باهاش
    -چه کاری؟
    +بزرگتر شی‌ میگم بهت
    -خب الان اگه بخوری حالت خوب میشه؟
    +آره عشقم ولی خب میدونی الان اینی که‌ تو داری کوچولوعه باید بزرگتر شی که اینم بزرگ شه من کل اینم بکنم دهنم باز بزرگ نمیشه که
    -یعنی بزرگ شم حالت خوب میشه؟
    +آره نفسم
    -پس بخورش که حالت خوب شه من نمیخوام ببینم حالت بده
    +دورت بگردم چشم میخورم ولی الان مامانت میاد بیا نهار بخوریم شب که خواستیم بخوابیم میخورمش
    خلاصه لباس پوشیدیمو نهار خوردیمو یکمم بازی کردیم تا این که شب شد من رو تختم بودم که مهسا‌ اومد کنارم رو تخت گفت:
    +خب عشقم نمیخوای بخوابی؟
    -اگه حالت خوب شده میخوابم
    +نه خوب نیستم میخوام‌ تورو بخورم
    -باشه
    بعد شلوارکمو دراورد کیرمو گرفت‌ تو‌دستش البته‌ دودولمو بگم بهتره یکم باهاش‌ بازی کرد بوسش کرد بعد‌ شروع کرد به‌ لیس زدن همینطور لیس‌ میزد کل کیرم خیس خیس شده بود بعد کلشو کرد‌تو دهنش میک زد که من خیلی قلقلکم میومد فک کنم نیم ساعتی خورد که من دیگه خسته شده بودم بعد بلند شد گفت:
    +تو خوشمزه ترین خوراکی منی
    -حالت خوب شد؟
    +آره خیلی خوبم میشه یه قولی بدی بهم؟
    -میشه خاله جونم
    +به کسی نگی من تورو میخورما تو فقط مال منی
    -چشم
    +میذاری هر موقع حالم بد بود بخورمت؟
    -هرموقع که حالت بد بود بخور
    خلاصه اون شب گذشتو مهسا تقریبا هر شب کیرمو میخورد تا این که من ۱۳ سالم اینا شد یه شب که مهسا داشت کیرمو میخورد بهم گفت:
    +حس میکنم دیگه داری مرد میشی
    -خاله من یه حسی دارم
    +چه حسی عشقم
    -حس میکنم میخوام بشاشم
    بعد ار این‌که این حرفو زدم مهسا چشاش برق‌ میزد کیرمو که فک‌ کنم ۱۴ سانتی میشد کرد تو دهنش فقط میک میزم که یه حس عجیب که تاحالا نداشتم بهم دس داد حس‌ کردم یه‌آبی ازم ریخت تو‌ دهن مهسا بعد از کلی میک زدن مهسا کیرمو دراورد یه ماچ آبدار کرد و گفت:
    +دیگه مردم شدی کیان
    -خاله چی شد
    +ارضا شدی این حس شهوت بود که الان داشتی
    بعد مهسا اومد منو بغلم کرد کلی بوسم‌ کرد و با هم خوابیدیم من ۱۸ سالم شده بود روز تولدم بود کلی‌ تدارک دیده بودن پدر مادرم مهسا به شدت سکسی شده بود اون شب یه پیرهن کرمی پوشیده بود که تا بالای رونش بود کمرش کلا دکلته بود رو کمرش یه خالکوبی نوشته داشت که من موقع ماساژ همیشه حشریم میکرد موهاشو دم اسبی بسته بود تازه موهاشو بلوند کرده بود که‌ خیلی بهش میومد یه آرایش مولایم که همیشه‌ دوس‌ داشتم بدنش مثل همیشه شکلاتی بود پا بند خیلی شیک به پاش بسته بود یه کفش پاشنه بلند پاش بود که ناخونای سفیدش خود نمایی میکرد داشتم میرقصیدم که اومد سمتم بهم گفت:
    +تولدت مبارک مرده من
    -مرسی خاله جونم
    +یه کادو دارم واست امشب بهت میدم
    -خیلی کنجکاوم بدونم چیه
    +شب میفهمی جذاب
    خلاصه تولد‌ تموم‌ شد همه رفتن پدرمو مادرمم خوابیدن مهسا دستمو‌ گرفت برد طبقه بالا تو اتاقمون
    -خب کادوی منو بده ببینم
    +کادوت منم
    -یعنی چی؟
    +یعنی میخوام مال تو بشم دیگه
    -تو مال من بودی دیگه
    یهو با این حرفم مهسا لبشو گذاشت رو لبم من عاشق‌لباش بودم قبلانم لبشو خورده بودم ولی انگار امشب‌ همه چی فرق‌ داشت همیطور که لبمو میخور دکمه های پیرهنمو باز کرد پیرهنمو دراورد شروع کرد خوردن گردنم همینطور میرقت پایین سینمو میخورد شیکممو میخورد‌ لیس میزدو میرفت پایین جلوم زانو زد کمربندمو باز کرد شلوارمو دراورد کیرم که سفت سفت شده بود و حدودا ۲۵ سانتی میشد رشتش به‌دلیل بلوغ زودرس من بود کیرمو از‌ رو شرتم لیس میزد به چشم خیره‌ شده بودو لیس میزد شرتمو کشید پایین کیرم که از شورتم درومد خورد به فکش که یه جووووووووننن سکسی گفت شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ای بود استاد ساک بود انگار کیرم میرفت یه جای خیسو داغ و نرم باور نمیکنید ۲۵ سانتو تا ته میکرد تو دهنش بدون اینکه‌ اوق‌بزنه بعد از‌ یه ربع ساک زدن بلندش کردم لباشو خوردم پیرهن سکسیشو دراوردم انداختمش‌ رو تخت شرتشو دراوردم پاهاشو‌ جمع کرد نمیدونید چقد سکسی بود که یه کس برنزه با کفشای پاشنه بلند سکسی با ناخونای لاک زده سفیدش و اون پا بندش‌ دیونم میکرد پاهاشو باز کردم رفتم سمت کسش مثل دیونه ها کسشو میخوردم دیونه‌ طعمش بودم پاهاشو دوره گردنم حلقه زده بود موهامو گرفته بود میکرد سمت کسش بعد از نیم‌ساعتی خوردنش ارضا شد با شدت زیاد آب کسش پاچید رو صورتم یکم بی حا‌ل شده‌بود یکم بغلش کردم لبشو خوردم بهم گفت:
    +کیان من عاشقت شدم
    -منم عاشق‌ توام
    بعد مهسا گفت دراز بکش‌ رو تخت دراز کشیدم رفت از تو‌کمدش سه تا شال اورد گفت :
    +دستاتو ببر بالا ببینم
    -میخوای چیکار کنی؟
    +میخوام ماله تو بشم ببر بالا
    دستمو بردم بالا بست به تخت بعد چشمو میخواست ببنده که نذاشتم گفتم میخوام بدنتو ببینم بعد شروع کرد گردنمو خوردن رفت تا پایین کیرمو میکرد تو دهنش بعد بلند شد وایساد یه پاشو گذاشت اینورم یه پاشو اونورم با اون کفشاشو لاکش داشت‌ منو میکشت نشست رو کیرم لایه کسش عقب و جلو میکرد بعد چند دیقه کیرمو صاف کرد گفت:
    + میخوام مال تو شم
    -مطمئنی؟
    +هیچ وقت انقدر مطمئن نبودم
    -میدونی که من عاشقتم
    +میدونم عشقم
    بعد آروم نشست رو‌کیرم حس‌ میکردم کیرم داره میره تو یه کوره خیلی کسش داغ بود کیرمو داشت آتیش میزد نشست تا نصف رفت تو که‌ جیغ آرومی کشیدو بلند شد میدیدم روی کیرم یه قطره خیلی کم خون هست بعد کیرمو دید که خونی شده یه خنده شیطانی سکسی زد دوباره کیرمو‌ کرد تو کسش اینبار خیلی بیشتر رفت تو انقدر داغ بود که من محو لذت شده بودم به خودم اومدم دیدم مثل دیونه ها‌ داره بالا پایین میکنه یه چند دیقه ای بالا پایین که‌ کرد از روم بلند شد دستمو باز کرد دراز کشید گفت بیا روم بیرون تخت سرپا وایسادم مهسا پاهاشو انداخت رو شونم کیرمو تنظیم کردم رو کسش کردم تو شروع کردم تلنبه زدن دیونه وار داشتم عقب جلو میکردم پای راستشو گرفتم تو‌دستم کفش مشکی پاشنه بلندشو دراوردم به ناخونای جذاب سفیدش که با پوست برنزش خود نمایی میکردو کردم تو دهنم شست پاشو میک میزدم کف پاشو لیس میزدم ساق پاشو گاز میگرفتم خیلی حشریم میکرد حس کردم آبم داره میاد بهش گفتم کیرمو دراوردم مهسا همینجور که پاش تو‌ دهن من بود داشت جق میزد واسم که آبم اومد ریخت رو شکمو پیرسینگ نافشو تا بالای سینه هاش بعد افتادم تو بغلش بهم گفت:
    +کادوتو دوس‌داشتی؟
    -بهترین کادوی عمرم بود عشقم دوست‌دارم
    +منم دوست دارم
    بعد لباسامونو عوض کردیم ولی تو بغل هم‌تا صبح خوابیدیم .
    من به شدت وابسته مهسا شدم اونم واقعا دوسم داره بعد از تولدم تغریبا هفته ای دو شب سکس میکنیم بعضی هفته هام یکبار تصمیم گرفتم با مهسا ازدواج کنم هرچند که از من ۱۰ سال بزرگتره ولی من عاشقشم خودشم واقعا میخواد باهام ازدواج کنه البته داریم کارامونو میکنیم از ایران بریم ولی اینو میدونم که مهسا مال منه همیشه ببخشید اگه بد‌ بود اگه‌ دوس‌ داشتید خاطرات سکسی خنده دارمو واستون مینویسم .
    نوشته: Yameri

  • 19

  • 56




  • نظرات:
    •   Tarantinox
    • 4 روز،14 ساعت
      • 4

    • توهمات یک ذهن ملجوق


    •   numair
    • 4 روز،14 ساعت
      • 0

    • اول


    •   Hamidarakii
    • 4 روز،14 ساعت
      • 4

    • سکس با محارم. البته بیشتر ساخته ذهن ملجوقته به نظرم. به هرحال سکس با محارم واقعا بی شرفیه


    •   lovely_grl
    • 4 روز،14 ساعت
      • 9

    • مگه رنگین کمونه ک انتظار داری همیشه رنگش برنزه نباشه ؟؟
      ی سوال ؟؟ با ی دستت ک تایپ کردی، اگه گفتی اون یکی دستت کجاس؟؟ (biggrin)


    •   artin4116
    • 4 روز،14 ساعت
      • 5

    • ۲۵ سانتیشو یه مقدار کمتر میکردی بهتر بود
      البته ۲۵ س رو تا ته بکنه تو دهنش از کونش میزنه بیرون
      یه ویرایش میکردی بعد میفرستادی


    •   Sousha
    • 4 روز،14 ساعت
      • 9

    • سایز کیرتو با سایز کیر بقال سر کوچتون حساب کردی؟!


      درسته وقتی بهش کون میدی ، بهش میگی این کیر مال منه!


      ولی دلیل نمیشه سایز اونو با سایز خودت حساب کنی اینجا بنویسی!! (dash)


    •   وب.گرد
    • 4 روز،13 ساعت
      • 6

    • ۲۵ سانت؟؟؟
      رشتش؟!!
      همینم به اندازه کافی باعث کرکر خندمون شد. اون یکیا رو ننویس.


    •   kokarostam
    • 4 روز،13 ساعت
      • 12

    • 25


      دیوث سیزده سالت بود و کیرت چهارده سانت بود؟ شاشیدم به قسمت محاسباتی مغز کیریت.


      ها کـُکا


    •   ماینر
    • 4 روز،13 ساعت
      • 5

    • ادمین من بخاطر شغلم اوقات بیکاریه زیادی دارم حین کار.بازم بهت میگم اگه وقت نمیکنی داستانهاروبخونی واپ کنی ک هر مزخرفی رو نزاری توسایت من حاضرم باهات همکاری کنم و داستانهای ضعیف ومحارم وچرت وپرت رو نزارم توسایت.بی پدر کل داستانت شده محارم وگی .یه ساعت میایم تواین سایت باخوندن دوتا داستان فکرمون ازدرگیریادوربشه ولی اینقدر سطح داستانها پایینه ومبتذلن ک ادم بخاطر وقتی ک برا چرخیدن توسایت گزاشته احساس حماقت میکنه


    •   سعید تبریزی
    • 4 روز،13 ساعت
      • 1

    • بد نمینویسی ها خوبه ولی یکم کس شعره


    •   Abdolllllll
    • 4 روز،12 ساعت
      • 2

    • کس مغز اصلا میدونی ۲۵ سانت چقدر میشه؟؟؟؟؟


    •   Alone_sesd
    • 4 روز،12 ساعت
      • 5

    • میدونی چیه قانون استاندارد جق سه روزی یک باره نه روزی سه بار جقی


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 4 روز،12 ساعت
      • 0

    • هههه


    •   Mamdali0102
    • 4 روز،12 ساعت
      • 5

    • خب ، اصلا جریان اینه که 19 سالته و هنو عددی نیسی و ارزشی نداری نوشتت رو بخونم ...
      ببین یه سرگذشت واقعی برات تعریف کنم
      یه روز یه پسری خیلی سمج شد رو یه خانومی ، خانومه بلاخره خر شد و پا داد به پسره و از اون موقع بغل خوابیا شروع شد ...
      ببین در همین حد ساده بچه جون ، در همین حد ساده
      اگه شلی ، پول نداری ، قیافه نداری ، تیپ نداری ، زبون چرب نداری ، پول نداری و نمیتونی مخ بزنی
      لاقل یه صد تومن قرض کن ، دزدی کن ، نزول کن ، ضایعات جمع کن ببر بفروش خلاصه صد تومن جور کن برو پیش یه خانوم پولی لاقل بدون سکس چیه ...


    •   M1996nz
    • 4 روز،12 ساعت
      • 1

    • دقیقا همونجایی ک نوشتی کیرم 25 سانته، کیر من خوابید، کیرم تو این داستان ملجوقیت


    •   Hooman.esf.60
    • 4 روز،12 ساعت
      • 5

    • واااای خدا کی راحت میشیم ازدست این اطفال بیش فعال
      عمو جوون اینجا سایت بالای هجده سال است نه هر بچه ای که تازه شاشش کف کرده و با فکر کردن به دم دستی ترین اعضای خانواده ش جق میزنه.


    •   Zhazha
    • 4 روز،12 ساعت
      • 6

    • نکته اول؛ کاملا مشخص شد که فتیش پا و کفش پاشنه بلند داری. نکته دوم؛ غلط های املایی
      خلاسه، خلاصه
      مولایم، ملایم
      تغریبا، تقریبا
      دیونه، دیوانه
      دیقه، دقیقه
      رشتش، رشدش
      زژش، رژش
      نکته سوم غلط های نگارشی و دستوری که حال ندارم توضیح بدم فقط یکی رو میگم
      محو لذت، غرق لذت
      کتاب زیاد بخون


    •   گروهبان_دودو
    • 4 روز،12 ساعت
      • 2

    • بنظرم شما نويسنده نميشى
      ننويس
      ممنون


    •   hessihs
    • 4 روز،9 ساعت
      • 6

    • خالت با شورت جلویه پدرت تو خونه میگشت؟ نکشیمون گوادِ روشنفکر، خوارکسیه اروپایی،خالت داشت کیرتو میخورد پع مادرت اون وقت روز داشت به اصغر کپک میداد کصکشِ یشویی؟ ننویس دیگه شکسپیرِلاشی


    •   ناصر39
    • 4 روز،8 ساعت
      • 5

    • واقعا در مدارس به دانش آموزان دیکته نمی گویند؟ همون خلاسه کافی بود که وقت خودم رو حروم نکنم ! چه تصادفی ! بیستمین دیسکلایک بهت از جانب من تعلق گرفت ! صد آفرین پسرم !!!


    •   Luciifer
    • 4 روز،7 ساعت
      • 2

    • نتموسا موی رگای کیرت پاره نشد با فشاری که به مغز کیریت آوردی؟ (dash)


    •   sexybala
    • 4 روز،6 ساعت
      • 1

    • ترکیب پورن و ذهن مغشوش یک جلقی بار دیگر حادثه ساز شد......


    •   qasem66
    • 4 روز،6 ساعت
      • 2

    • نامردی کردی 9 سال خالتو تو کف گذاشتی
      همون اول میزدی توش دیگه


    •   off_boy
    • 4 روز،4 ساعت
      • 3

    • قشنگ معلومه كيرتو از پس كله ات سانت زدي كه ٢٥ سانت شده.
      اون خاله سگ حشريت به يه بچه ي ٩ ساله بسنده نميكرده.به عالم و آدم داده تا تو بزرگ شي.الانم كه شهره ي شهر شده و كسي نميخوادش ميخواد بكنه توي كيون تو.
      اون يه قطره خون هم خون پريوديش بوده ابله.اينقدي پرده زدم بدونم خون پرده چقده ميمونِ جذاب :D


    •   ehsan9705
    • 4 روز،4 ساعت
      • 4

    • این اولین باره که نظر می‌نویسم
      من یه پسر 12 ساله دارم که خاطرات 10 سالگیش یادش نیست بعد توی اوزگل میام میگی شورت و سوتینش فلان رنگی بود.
      خو دیوث یه دور بخون چی نوشتی به قول رفقا زر زدن بلد نیستی، زر نزدن که بلدی.
      ما داستان داریم که مدت‌ها تو نوبت انتشاره بعد این گوزو خان از ناکجاآباد میاد کس شعراشو به خورد خلق الله میده.


    •   مسیحی۰
    • 4 روز،3 ساعت
      • 1

    • خالەمثل مادرە ـــــ توخودت تخم حـــــــــــرومی


    •   boyhot22
    • 4 روز،3 ساعت
      • 5

    • چرا هرکی میاد اینجا یا خالش لخت تو خونه میگرده یا باباش همش سرکاره خونه نیست ۹ سالش بود یادش میاد خالش بخودش میرسید من یادم نمیاد ۱ سال پیش چی کی بود کی چی بود


    •   amhojo
    • 4 روز،3 ساعت
      • 2

    • 25 سانت مگه اسبی یه خورده دوز موادتو بیار پایین بدبخت جقی


    •   amin.tvn
    • 4 روز،1 ساعت
      • 0

    • ک ص ننتو مثل سگ گا ییدم


    •   Sh82
    • 4 روز،1 ساعت
      • 0

    • داستان های محارم برای بعضی ها یک فانتزی و یک بیماری است
      باید بهشون احترام بزاریم اما اقای یامری چطور یک فرد در کشور ما میتواند با محارم ازدواج کند؟
      این داستان میشه گفت به احتمال زیاد تخیلی است
      اما باز خوب نوشتی


    •   Nadly64
    • 4 روز،1 ساعت
      • 2

    • 9سال پیش یعنی سال 89.یعنی توی اون اغتشاشات و ترورهای عبدالمالک ریگی و اوضاع متشنج دنیا توی کونده چجوری اونم توی 9سالگی راست کردی واسه خاله ات؟یعنی با وجود اینهمه موادنگهدارنده و الودگی هوا کیر بچه ها که تو شلوارای لی هست و هوا نمیخوره چجوری اینقد بزرگ میشه؟


    •   ali80xx
    • 4 روز،1 ساعت
      • 1

    • خدا شانس بده کص مجانی دم دست


    •   mohammad.pherdos...25
    • 4 روز
      • 0

    • خب ببینم دیسلایک چندمم؟؟؟؟اهان


      ۳۰


    •   royaei
    • 4 روز
      • 1

    • محارم ؛.....؟
      فکر کنم وقتی داشتی مینوشتی عینک نزده بودی ؛
      تو که ویرایش نمیکنی لااقل عینکتو بزن ؛
      معلم هاتون هم که از کلاس اول بهت املا یاد ندادن ؛
      چقدر غلط املایی داشتی ؛
      خوب نبود ؛
      انقدر تخیلی بود که هر چقدر زور زدم باور کنم بازم نشد ؛
      موفق باشی


    •   سکس_69
    • 4 روز
      • 1

    • فقط میتونم بهت بگم:گــــــــــــوه بخــــور


    •   Zaman69
    • 4 روز
      • 3

    • حالا حالا باید کون بدی تا یه بکن حرفه ایی بشی داستان چطور کونی شدی رو هم بنویس


    •   m...h...a...
    • 4 روز
      • 2

    • نه مثه اینکه واقعا نویسندگان جقی شهوانی توی نوشتن بدترین داستان شهوانی با هم در رقابت هستن.‌کیرم تو اون کونت اوبی...تو ۲۵ سانت کیر داری؟خلاصه رو خلاسه نوشتی..همش سرارسر تناقض و مضخرف بود..دیسلایک زدم..دیگه ننویس.چون اگه بنویسی قطعا عزیزان زحمت گاییدنتو میکشن.


    •   mahdidl698547
    • 4 روز
      • 2

    • دیوث 25 سانت؟
      نکنه خط چش 30 سانتی شیاف کردی از جلوت زده بیرون


    •   titan88
    • 3 روز،23 ساعت
      • 3

    • این حجم از کسشرگویی تو یه نوشته کم سابقه اس واقعا


    •   mrsnno
    • 3 روز،23 ساعت
      • 1

    • 25 سانت (rolling) (rolling) (dash) خیلی باحالی تو


    •   مهران تبریز
    • 3 روز،22 ساعت
      • 3

    • یا تو تعریف درستی از بچه 9 ساله نمیدونی ، یا ما 9 سالگیمون مشکل داشتیم احتمالا ، واقعا ینی خودتت فک میکنی این مکالمات میتونه مال بچه 9 ساله باشه ؟؟؟
      تا اونجایی خوندم که خاله ات بالا سرت نشسته بود و با موهات بازی میکرد ، بیشتر کمیک بود تا سکسی


    •   Esisexi75
    • 3 روز،22 ساعت
      • 1

    • لطفا دیگه کسشعر ننویس


    •   Bahalbahal90
    • 3 روز،22 ساعت
      • 2

    • کوس نگو کونی مسخره. مشخصه فانتزی بود. چطوری یهو شدی ۹ ساله بعدش سیزده ساله بعدش کیر ۲۵ سانتی از کجا اومد‌. عمو جانی اینطور کیر نداره با اون سنش توی ملجوق گرفتی مارو


    •   nasrin1980
    • 3 روز،21 ساعت
      • 1

    • باز هم خیال بافی.در ضمن شما الان هم بچه هستید


    •   konjerdeh
    • 3 روز،20 ساعت
      • 1

    • بابا خجالت بکشید این جفنگیات اخه چیه مینوسید سگ تو روحتون


    •   Ramin_parvaz
    • 3 روز،20 ساعت
      • 1

    • شما سعی کن دیگه ننویسی ممنون میشیم


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 3 روز،19 ساعت
      • 4

    • تو برو اول خلاصه رو یاد بگیر بچه جقی
      کسخول مگه سوپره؟
      همین هندونه جلو روم تو کونت بچه کیونی.


    •   AradJafari841
    • 3 روز،19 ساعت
      • 1

    • میمیری کص نگی.....
      میمیری گه نخوری .......


    •   Mohsen66bahar
    • 3 روز،18 ساعت
      • 1

    • من به هیچی داستانت کار ندارم اصلا تو راستگو ولی یه چیز میخوام بدونم مگه ادم با خالش میتونه ازدواج کنه؟


    •   RedChevalier
    • 3 روز،17 ساعت
      • 0

    • باز دوباره دروغ


    •   develop_er
    • 3 روز،16 ساعت
      • 8

    • خیلی دوست دارم داستان رو باور کنم و خودم رو بزنم به اون راه! و با فرض حقیقت بودنش یه سری موارد هست که به نظرم رسید بگم!
      دوست دارم ست قرمزتو بپوشی؟ :| بچه 9 ساله اصن می‌فهمه سِت چیه!؟ اصلا فرض بگیریم می‌فهمه! مگه استریپ‌کلابه که سِت بپوشه توش و استریپ‌تییز کنه!؟ اصولا سوالی که کسی اونطوری بپرسه راجع به لباس زیر نیست :| لباس توی خونه منظورشه و توام اون جواب رو دادی و اونم پوشید! عجب!
      بعدم لخت برات رقصید! دختر 19 ساله! بعدم به تو گفت لخت شی! فکر کنم هنوز با یه دختر جوون برخورد نداشتی تا الان که بدونی چقدر دخترا تو این سنین حساس و مغرورن!
      بعد شلوارکمو دراورد، کیرمو گرفت تو دستش!!! کیرتو؟ مشنگ اینقدر شومبول بوده که گفته من کل کیرو بکنم تو حلقم انگار نه انگار! با چه رویی رو دولِ بچه 9 ساله، اسمِ کیر می‌ذاری؟ :|
      از 9 سالگی شروع کرد خوردن تا 13 سالگی! یعنی 4 سال گذشت و اونم قائدتا شده بود 23 سالش! اما هنوز دوست داشت که شومبولِ تورو بذاره تو دهنش! اصلا هم تو این 4سال نظرش تغییر نکرده بود! اتاق تو و یه دخترِ 23 ساله هم حتما هنوز یکی بود!!!
      بعدم که ساک زد و توام خیلی عادی ریختی تو دهنش! اونم تا تهش رو قورت داد! بابا عجب جنده‌ایه این خالت! مارم بهش معرفی کن :|
      تو شده بود 18 سالت و اونم 29 سالش شده بود! و هنوزم اتاق خوابتون یکی بود! :|
      خالکوبیِ متنی‌ای داشته که تورو حشری می‌کرده اما تو نمی‌دونی چی نوشته بوده که بگی! چه جالب!
      و از اون عجیب‌تر! کیری که تو 13 سالگی، 14 سانت بود توی 5 سال 11 سانتی‌متر بزرگتر شد! اما خدمتت عارض شم که کلا آلت تناسلی از سن 10 تا 14 سالگی رشد می‌کنه و بعد از اون میشه گفت تقریبا رشد آلت تناسلی امکانش خیلی کمه! اگر هم هست تا سن رشد قد در حد چند سانت نه یهو افزایش 89.5 درصدی داشته باشه :| حداقل می‌خوای دروغم بگی یه چیزِ عقلانی بگو!
      بعد از یک ربع ساک زدن! میگم خاله‌ت پورن استاره تو نگو نه :دی
      نیم ساعت کسش رو خوردی و اونم ارگاسم شد! نیم ساعت! نیم ساعت...! هرچی بیشتر به این ساعت فکر می‌کنم، بیشتر برام معنی واقعیش رو از دست میده!
      کیر به قول خودت 25 سانتیِ تو! با اولین حرکت نصفش رفت تو یه کُسی که تا بحال توش کیر نرفته بوده! عجب! یعنی 12.5 سانتش درجا رفته تو! فک کنم اگه یک کیلو تریاک می‌کشید هم همونجا جون می‌داد از درد! اما نه تنها دردش نگرفته! نه تنها اشکش در نیومده بلکه خنده‌ی شیطانی هم کرده!
      تا صبح تو بغل همدیگه خوابیدید در صورتی که پدر و مادرتون توی خونه بودن! بابا پسر شجاعم اینقدر شجاعت نداشت!
      یه سری از غلط املائی‌هایی هم که باهاش روبرو شدم و به چشمم خورد رو می‌ذارم بلکه بخونی و املات خوب شه!
      خلاسه ≠ خلاصه
      استن ≠ استون
      توعه ≠ توئه
      شیکم ≠ شکم(حالا این یکی رو سگ خورد، میگیم محاوره‌ای نوشتی)
      مولایم ≠ ملایم
      تلنبه ≠ تلمبه
      تغریبا ≠ تقریبا


    •   develop_er
    • 3 روز،16 ساعت
      • 5

    • اصلاح کنم! 79.5 درصدی!
      هنوزم وقتی بهش فکر می‌کنم تن و بدنم می‌لرزه :|
      79.5 درصد افزایش طول آلت تناسلی از سن 13 تا 18 سالگی -_-


    •   Amin.ir31
    • 3 روز،16 ساعت
      • 2

    • اخه کیری۲۵سانت از نزدیک دیدی هابیل و قابیلم با۲متر قد تو داستاناشون نمینویسن۲۵سانت داریم تویه نصفه ادم ۲۵سانت داری مجلوقه جلل الجالق


    •   Mrkouch
    • 3 روز،15 ساعت
      • 2

    • من خودم مدافع نویسنده هام و از خیلی از داستان ها دفاع میکنم ولی این واقعا کصعوشعر به تمام معنا بود
      بنظرم برو عصر جدید شرکت کن راحت هش ده تا چراغ مثبت میگیری


    •   Xknight.1
    • 3 روز،15 ساعت
      • 1

    • گوزو یک چیزی بگو که بگنجه.


    •   sahelsor1360
    • 3 روز،15 ساعت
      • 1

    • تو این گرونی لوازم التحریر کس و شعر ننویس خواهشا


    •   Moein0003
    • 3 روز،13 ساعت
      • 1

    • ملجوق
      اوص هزار جزیره ک فک میکنی همه مص خودت اوصن
      همونجا که گفتی ۲۵ سانت دیگه نخوندم زاییده زهن جقیتو
      کیرم تو مغزت بره (dash)


    •   mojtaba_sari
    • 3 روز،13 ساعت
      • 1

    • این خالت خیلی کسه که به تو 9 ساله داده
      کس خلی


    •   ashkaanm
    • 3 روز،13 ساعت
      • 1

    • خاله بیچاره و ببو از نه سالگی تا هیجده سالگی تو کف دودول تو شاپسر بوده که بزرگ شی بهت بدی ..!!


    •   M.oha.mma.d_7
    • 3 روز،11 ساعت
      • 0

    • کصصصص ننت با این داستان تخمی تخیلیت


    •   M_O_o
    • 3 روز،10 ساعت
      • 1

    • عموجانی با این اباهتش ۲۰ سانته کیرش تو بچه ننه ۲۵ سانته خداااااا کجااا نشسی تو


    •   King_98
    • 3 روز،7 ساعت
      • 1

    • خودت جنده ای خالت جندس باباتم جنده خونه داره
      اخه کصمغز جغی یه بچه نه ساله چی میدونه از اینکارا


    •   ahmadzaz
    • 3 روز
      • 1

    • کله کیری تو سن چهارده سالگی کیر بیست و پنج سانتی داشتی


    •   Navid.master
    • 2 روز،23 ساعت
      • 1

    • توهم قشنگى زدى چى مصرف ميكنى


    •   Titannnn
    • 2 روز،23 ساعت
      • 1

    • یعنی ریدم تو اون ذهن بیمارت کس کش جقی کسشو خوردی بعد نیم یاعت ارضا شد بعد ابش با شدت پاشید روت ؟ اصلا کس دیدی تو کونی پدر ؟من دیگه حرفی ندارم برو جق بزن افرین


    •   Arvin2u
    • 2 روز،23 ساعت
      • 0

    • چقدرم باورمون شد


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 روز،18 ساعت
      • 1

    • از چرت و مزخرف بودن زِری که زدی بگذریم
      پسری که میگه " امممم " کونیه
      پس درت و بزار و زر نزن دیگه . انتر


    •   mirzaqoli7
    • 2 روز،15 ساعت
      • 0

    • یادش بخیر قدیم شیشه میزدیم بعد میومدیم داستان هارو میخوندیم نقد تخصصی میزدیم مسعود فراستی مقابلش واشر سر خایه میزد !!
      الان که ترک کردیم دیگه حتی حال و حوصله فحش دادنم نداریم فقط یه نکته خیلی ذهنمو درگیر کرده که اون یارو که نشسته تک تک غلط های املایی داستان رو درآورده و از نظر نگارشی هم به خاک و خون کشیده نویسنده رو ، چی مصرف میکنه ؟!!!
      لعنتی به ماهم بگو ...


    •   mr.nik
    • 2 روز،12 ساعت
      • 1

    • ۲۵ سانت تو ۱۸ سالگی?لعنتیه جقی


    •   Javane.jahel
    • 2 روز،8 ساعت
      • 0

    • خیلی مصنوعی و کلیشه‌ای و تخمی بود. کیرم دهنت


    •   XFARSHAD
    • 2 روز،8 ساعت
      • 2

    • اسکول جقی لااقل میدادی به خاله خیالیت واست ویرایش میکرد (rolling)


    •   dragoon22
    • 2 روز،1 ساعت
      • 0

    • (dash)


    •   Hiiiilp
    • 1 روز،22 ساعت
      • 0

    • منم جق میزنم ولی ن در این حد
      خاله
      مادر
      عمه
      خواهر
      زن داداش
      زن عمو حرمت داره
      کیر حسن تو کیونت جقتو کم کن داری میمیری


    •   Korosh1416
    • 1 روز،21 ساعت
      • 0

    • کس خالتو گایدم ومامانتم گاییدم که همچین جقی کسکش به دنیا اورده خواهر کسه


    •   Jann_sadat
    • 19 ساعت،6 دقیقه
      • 0

    • كص شعر


    •   Plasman
    • 5 ساعت،24 دقیقه
      • 0

    • تخیلاتت در حد ژول ورن بود.
      راضیم ازت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو