خاله و حس مادرانه!

    سلام، اسمم مبین یه پسره 18 ساله ی ریزه میزه با صورتی بچگانه و به قول معروف بیبی فیس و فوق العاده خوشگل! طوری که تا چهارده سالگیم همیشه وقتی میخواستن صدام کنن افرادی که نمیشناختن منو که پسرم میگفتن دختر خانوم ! (که البته برای من عذاب بود).
    من تک فرزندم و بخاطره مشکلاتی، دیگه پدر و مادرم بچه دار نشدن و خانوادمون کلا سه نفره هست.
    یه خاله دارم از مادرم پونزده سال بزرگتره و چهار تا پسر داره، و همشون از من بزرگتر.
    خالم به جرات میتونم بگم وقتی من کنارش باشم از بچه هاش متنفره و اصلا بهشون توجه نمیکنه.
    سه سالی بود خاله و ندیده بودم چون تو شهره دیگه ای زندگی میکردن و نشده بود که به هیچ وجه ببینمشون بخاطره شوهرش و بعد از این سه سال که من شده بودم چهارده ساله خاله بلاخره امد شهرمون و آشتی کردن و دو هفته موند.


    من یه پسری بودم با حجب و حیایه بسیار بالا و خجالتی در برخوردهای اول تا کم کم یخم آب بشه، شاید براتون عجیب باشه ولی وقتی خاله و بعد از سه سال دیدم یخورده حس غریبی بهش داشتم ولی خودش مثل اولش و رفتاره همیشگیش نه فقط نسبت به من کلا، مهربووووووون با لبخند های ملیحش و حرف زدن قشنگش ...
    واقعیتش وضعیت زندگی ما اصلا خوب نبود و خونمون کلنگی و بی در و پیکر و کوچیک ...
    بعد از دو روز که خونمون بودن من بعدظهر بود وارد حموم شده بودم که دوش بگیرم (من هیچوقت لیف نمیکشم و فقط گربه شور میکنم تو حموم)
    زیر آب وایساده بودم و تو فکر بودم یجورایی در حموم هم که نه قفل داشت نه هیچی یهو متوجه ورود خاله به حموم شدم.
    همونطور که گفته بودم من اینقدر خجالتی بودم که تو همون حالت خشک شده بودم که خاله بدنم و کامل برانداز کرد و گفت یه دور بزن، من یه دور زدم خاله لباسارو از تو سبد برداشت و رفت بیرون من یه نفس راحت کشیدم، که بعد از دو دقیقه امد داخل حموم و گفت خاله بلدی حموم کنی ? گفتم آره.
    گفت بزار من حمومت کنم !!!!!!
    ( من چهارده سالم بود تقریبا و خیلی برام حضم این چیز سخت بود و خالم اون موقع 50 سالش بود)
    که در جواب گفتم نه خاله بلدم، گفت خجالت میکشی خاله ??? وقتی بدنیا امدی من لباس پوشوندمت و من حمومت میکردم خجالت نکش.
    منتظر جواب من نشد و امد جلو و شیر آب و بست و نشست رو چهار پایه و منو کشید جلوی خودش و صابون و گرفت دستش، من وقتی نزدیکی دودولم و به خودش دیدم دستم و به شکلی که بپوشونم دم و دستگاهمو گذاشتم رو دولم و همونطور وایساده بودم، که خاله دستم و زد کنار گفت راحت باش من مثل مامانتم خجالت نداره، گفتم آخه خاله نمیتونم، که در ادامه یه حرفی زد که اصلا شهوت درش وجود نداشت ولی باعث شد من راست کنم !!! خاله در حالی که داشت بدنم و صابون میزد و شروع کرد به صحبت که خاله تو وقتی یک سالت بود مامانت دلش نمیومد به من گفت ببرمت دکتر ختنت کنن !!! و همین صحبتش باعث شد کیر من در حالی که خال
    ه داشت شکمم و صابون میزد راسته راست شد و تا حالا به اون اندازه راست نشده بود !!! حدودا هشت سانت شد و برای من خیلی عجیب بود چون تا حالا اینقدر کیرم و بزرگ ندیدم، و تو اون حالت خیلی خجالت کشیدم چون واقعا نزدیک شده بود به صورت خاله ...
    خاله نگاهش و دوخت به کیرم و بدون هیچ حرفی ادامه داد و بدنم و کف مالی و صابونی میکرد، چند دقیقه ای سکوت بینمون بود و این بی صاحاب نمیخوابید، که یلحظه از فشاری که رو دوشم بود گفتم خاله ببخشید دست من نیست خودش اینجوری میشه !
    خاله گفت عیب نداره قربونت برم حتما جیش داری الان تموم که کردم شستمت رفتم وایسا اون گوشه جیش کن ....
    خاله به سرعت منو آب کشید و رفت و منم تا یک ساعت یخ کرده بودم تو حموم و نمیومدم بیرون از خجالتم و وقتی امدم بیرون خالم خیلی عادی باهام رفتار کرد و همین کارش باعث شد من کمتر فشار بهم وارد بشه و خداروشکر حل شد رفت.


    ولی شاید براتون یجوری باشه ولی من با این قضیه تا دو سال جق میزدم :||||||
    تمام
    نوشته: مبین


    نوشته: مبین

  • 1

  • 36




  • نظرات:
    •   Mhmmdamiin
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • شوهر خالت تو حموم کردتت به یاد کیرش جق میزدی میای به ما کسشر میگی


    •   Viilsun
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرم تو کونت اول


    •   kiredivoone
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • (dash)


    •   amir_kordish_6885
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • شاشیدی حالا یا نه؟


    •   Armitaarman
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • اتفاقا الانم داشتی جق میزدی
      با این داستانت


    •   Omid.znt
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • توی چهارده سالگیت کیرت شد هشت سانت؟ و تا اون موقع هم به اون بزرگی ندیده بودیش؟
      اونوقت الان چقدر میشه؟


    •   As-pikc
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • یا خالت کسخل بوده
      یا تو مارو کسخل گیر اوردی


    •   Javadnemati099
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیرم تو تصوراتت/:آمریکا شمارو میبینه حمله نمیکنه دیگه


    •   Zhazha
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • ویلسون کیرت تو کونش، ولی اول نشدی.


    •   Weed-m@n
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • با این تعریفای ک از خودت کردی معلوم خوب کونی هستی . ی ذره از خودت بگو عمو


    •   حامدیپس
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستانا چقد مضخرف شده ...یاد داستانای قدیم بخیر


    •   befro66
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب


    •   kokarostam
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • بیسواد


      تو که سواد نداری مگه حمار کونت گذاشته که مجبوری داستان بنویسی؟ هر جا دستت رسید یک حرف ه به انتهای کلمه اضافه کردی. شاشیدم به قرنیه هردو چشمات.


      *ها کوکا


    •   khoshkon
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • بدبخت ندید بدید


    •   pedram.cr7
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • اقا مجبور که نیستی
      بلد نیستی ننویس
      جقی بد بخت (dash)


    •   ronin555
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا ومامان این بچه کیه بیاین ببرینش همه جارو به عن کشید پوشکش نکردین چرا!!!؟؟


    •   Arsaland
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • با این کسخلا شدیم هشتاد میلیون توقع داریم اسرائیلی نابود کنیم :|


    •   30parham30
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای جقی


    •   mohammad.pherdos...25
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • لزومی نداره که کص بگی


    •   چاق_دوست
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • من اهل فحش دادن نیستم ولی ناموسا خیلی کیری نوشتی


    •   Leokian
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسخل 50سالشه یعنی شده فصیل بعدشم لخت که نشده بگیم یادت مونده بدنشو روش جق بزنی بعدشم این همه کس تازه و داغ و خیس یا این همه ترنس و بچه کونی چرا رو خالت اخه؟


      جق رو ک ی چیز عادی ۸۰درصد مردم دنیا در حال انجام سکس هم جق میزنن اون‌هیچ ولی.....


    •   hoseinkoskn8585
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • دختر شیرازی ک کس و کون تنگ داشته باشه زنگ بزنه ی حال اساسی باهم کنیم کس و کونشو حال بیارم
      ۰۹۳۹۹۷۰۸۵۸۵


    •   Fatttttttttt
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرم توکونت بچه کونی جقی دیگه داستان کون دادنت روبنویس


    •   timmy
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • مطمعنی داستانت با کردنت ادامه نداره


    •   amoei
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • 14 سالت بود کیرت 8 سانت بود کیری اخه کصمغز کصشر میخوای بنویسی حداقل یکم تحقیق کن من تو 14 سالگی کیرم 13/14 سانت میشد


    •   امینم
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • جق نزن شمارتو بده من با هم رفیق شیم


    •   hafez0711
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • امان از دسته شما دهه هشتادیا (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو