خانم دکتر داروساز

    سلام این اولین باری که داستانمو براتون مینویسم ، اکثر داستانای سایت کاملا مشخصه که واقعیت نداره ولی من میخوام عین واقعیت رو براتون بگم و امیدوارم ازش لذت ببرید .
    اول از خودم میگم که كريم هستم 30 سالمه از خوزستان، آدمه کاملا خجالتی هستم ، زیاد اجتماعی نیستم و دوستان زیادی هم ندارم . واسه همین خیلی کم پیش میاد که یه کی بخواد با من صحبت کنه یعنی اهل صحبت کردن هم نیستم .
    تقریبا دو سال پیش بود که من برای گرفتن مقداری دارو به داروخانه شهرمون رفتم و وارد که شدم دیدم شلوغه ، پشت صف ایستادم و منتظر موندم تا نوبتم سر برسه . مسئول داروخونه دو تا دختر بودن ، یکی خانم دکتربود که تقریبا 30 سال داشت و ما رو راه مینداخت و آرایش غلیظی هم کرده بود و اندام خوبی داشت و دختر دیگری که شاگرد بود تقریبا 25 ساله به نظر میرسید اونور ایستاده بود و داشت دارو ها رو مرتب میکرد .
    به نوبت من یه نفر مونده بود ( یه پیرمرد بود ) و من چون خجالتی بود به خانم دکتر نگاه نمیکردم و چشمام به در و دیوار بود ، یه لحظه چشم افتاد به خانم دکتر که داشت به من نگاه میکرد و لبخند میزد . من یه خورده جا خودم و خجلت کشیدم آخه تا اون موقع با هیچ دختری حرف به این صورت نزده بودم و یه تجربه جدید برای من بود و نمیدونستم چیکار کنم . فکر کردم چون من به اون نگاه نمی کنم و در و دیوار رو نگاه می کنم واسه همین به من زل زده بود و داشت بهم لبخند میزد تو دلم میگفتم که داره منو مسخره میکنه . تا اینکه نوبت من رسید ...
    به من نگاه کرد و با نیشخند گفت امرتون . بهم بر خورد و تصمیم گرفتم که از اونجا بیام بیرون و به داروخانه دیگه برم . از اونجا که اومدم بیرون یه حس جدیدی برام بوجود اومد نیشخند خانم دکتر همش توی ذهنم بود یه حالت شهوتی بهم دست داده بود خیلی دلم میخواست برگردم و ببینم چی میشه ، مثلا شاید با هم دوست شدیم و همین جور فکرای احمقانه به ذهنم میومد .
    تا اینکه تصمیم گرفتم بگردم داروخانه . وارد که شدم دیدم بازم داروخانه شلوغه ، اینبار نشستم تا اونجا خلوت بشه مشتریا میومدن و میرفتن و من هنوزم نشسته بودم تا همه برن . تا اینکه اونجا خلوت شد و خانم دکتر منو صدا زد که برم جلو و سفارشمو بگم تا منو دید شناخت و گفت : چرا دفعه قبل از اونجا رفتم و بازم داشت با این حرفا منو دست مینداخت و البته من با این حرفا نه تنها ناراحت نمیشدم که خوشحال و شهوتی تر هم میشدم .
    دختر شاگرد به خانم دکتر گفت که اگه کار نداره بره دستشویی که طبقه دوم بود . خانم دکتر داشت نسخه من رو نگاه می کرد و اونجا هم که خلوت بود و نگاه کردن به صورت خانم دکتر که آرایش وحشتناکی کرده بود لذت دیگه ای داشت .
    کنترل خودم رو از داده بودم و نمیدونستم که چیکار کنم تا خودم رو ارضا کنم که یهو گفت : اینجا خلوته ها ....
    همین که اینو گفتم خانم دکتر یه نگاهی بهم کرد و با جدیت بهم گفت که چی گفتی ؟ من بازم تکرار کردم که اینجا خلوته ..
    دفترچه رو روی صورتم پرت کرد و گفت : گم شو آشغال ، کثافت و همین جوری داشت فحش میداد . و همین منو شهوتی تر میکرد البته خیلی هم ترسیده بودم و قلبم داشت از جاش بیرون میزد ولی چه کنم که دیگه کار از کار گذشته بودم ومن تا یه کار نمیکردم از اونجا نمیخواست بیام بیرون
    مونده بودم که چی کار کنم یهو بهش گفتم : میخوام بغلت کنم . خانم دکتر همین طور مات و مبهوت داشت منو نگاه میکرد بازم ادامه دادم : به خدا فقط میخوام بغلت کنم و دیگه میرم .. این بار فریاد زد که : از داروخونه من برو بیرون و از این حرفا که من بازم گفتم : ببنین هیچکی اینجا نیست و اگه یه بار بذاری از پشت بغلت کنم میذارم میرم دیگه اینجاها هم پیدام نمیشه ..
    خانم دکتر کلافه شده بود نه به اون نیشخند زدناش و نه به این که ترسیده بود و یه جوری مجبور بود که به خواسته من تن بده . من هم همین جوری داشتم میگفتم که فقط یه بار و هی تکرار می کردم که دیدم خانم دکتر یه نگاهی به این ور و اونور انداخت و وقتی که دید هچکی اونجا نیست به من نگاه کرد و گفت : فقط یه بار ها فقط یه بار ، بعدش میری ها .. منم گفتم : آره فقط یه بار دیگه میرم
    خانم دکتر بهم گفت که از اونور ویترین بیام تا برسم بهش . دل تو دلم نبود اولین تجربم بودم و تا اون موقع حتی دستام به دخترا هم نخورده بود ضربان قلبم زیاد شده بود و صورتم سرخ سرخ ، نفهمیدم که چطور رسیدم اونور ویترین که یهو خانم دکتر دکتر رو روبه روم دیم تازه از اینور که دیدمش شهوتی تر از قبل شدم چون از اینور میشد باسن زیباشو دید و حالت فرم بدنش خیلی جذاب بود .
    تو این فکرا بودم که خانم دکتر گفت : زود باش دیگه منتظر چی هستی الان سر میرسن و مدام این رو تکرار میکرد . من دست و پام رو گم کرده بودم و قلبم همینطوری داشت تند تند میزد بیشتر بهش نزدیک شدم تا جایی که نفساشو میتونستم حس کنم .
    خانم دکتر برگشت و پشتشو بهم کرد منم دیگه طاقت نیاوردم و زود خودمو بهش چسبوندم .. خدااااااااااااا .. تازه فهمیدم که بالاترین لذت دنیا چیه . واقعا اگه تجربشو نداشته باشی نمیفهمی من چی میگم . چه گرمایی داشت کون خانم دکتر که توی چند ثانیه کیرم به اندازه ای بزرگ شد که اومدم کیرمو از شلوارم درست کنم که صاف بشه یهو دستم خورد به کون خانم دکتر که بازم رفتم توی اون لذت ... که خانم دکتر خودشو ازم جدا کرد و گفت : بسه دیگه برو الان یکی میاد برو .
    ولی من نمیتونستم اون لذت رو از دست بدم واسه همین یه بار دیگه از خواهش کردم که بازم از پشت بغلش کنم .. چند بار اینو تکرار کردم و خانم دکتر هم که دید دیگه فایده نداره و میخواست زود منو از اونجا رد کنه قبول کرد و این دفعه خودش برگشت و جوری پشتشو بهم چسبون که یه هویی آبم اومد و بازم رفتم توی اون حس و حال بعد چند لحظه که به خودم اودم خانم دکتر هنوز توی بغلم بود و دیدم که دیگه وقتی ندارم و باید زود اونجا رو ترک کنم برای آخرین بار همنطوری که توی بغلم بود دستامو بردم جلو و دوتا پستوناشو توی دستام گرفتم پستوناشم خیلی داغ بودن و بوی خاصی داشتن لذت بیشتری داشتم میبردم پستوناش خیلی زبر بودن و فرم خاصی داشتن توی دستام داشتم باهاشون بازی میکردم که خانم دکتر دستمو از سینه هاش برداشت و ازم جدا شد و بهم گفت که دیگه برم منم حق رو به اون دادم و دیگه نخواستم باسش دردسر درست کنم که یه هو صدای در طبقه بالایی اومد و شاگرد خانم دکتر بود که از دستشویی داشت می اومد .
    دیگه باید میرفتم ولی اصلا دلم نمیومد که خانم دکتر رو از دست بدم و شاگردش که همین طوری داشت از پله ها پایی می اومد و ما رو نمیدید تصمیم گرفتم که برای آخرین بار یه بوس از لب خانم دکتر بگیرم و بدون اینکه ازش اجازه بگیرم صورتش رو گرفتم و به اندازه 3 ثانیه لبش رو بوس کردم و ازش خدافظی کردم و از داروخانه خارج شدم بدون اینکه دارو هامو گرفته باشم ولی به جاش یه لذتی رو از خانم دکتر گرفتم که تا آخر فراموشش نخواهم کرد .
    الان 2 سال از اون ماجرا میگذره و من تو این 2 سال هرگز به اونجا نرفتم به خاطر اینکه بهش قول داده بودم که دیگه به اونجا نرم ولی بازم دلم براش تنگ میشه .....


    نوشته: كريم جون

  • 3

  • 3




  • نظرات:
    •   mamad.sh
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • داستامت کس شعر بود کس کش مگه ما وقتمون رو سر راه اوردیم هنوز وقت نکردم خواهرت رو بگا بدم


    •   کفتار پیر
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • کس کش خانم دکتر بهت لبخند زد اما تو توهم زدی داره باهات حرف میزنه ؟؟
      آخی
      با لبخندش کلی حرف زد و فک جنبوند و تو هم خجلت ببخشید خجالت کشیدی؟
      کس کش از بس طنز نوشته بودی نمیدونم چی بهت بگم.
      آخه شافت تریلی 18 چرخ حواله ی کون قلپبه ات چرا کس شعر میبافی؟
      مگه مرض داری آخه؟
      کونت میخواره؟
      آخه چی بگم؟
      دکترای ماهم جنده شدن و دارو خونه های ما خلوت و شاکردمون هم ریدمون گرفت و آقای خجالتیمون هم پر رو شد و ...
      تا این کس مشنگ طعم بالاترین لذت دنیا رو بچشه.
      کیر نره خر ایرانیه بدون اصلاح نژاد تو حلقومت
      کیر چیتای در حال انقراض ایرانی توی کونت.
      کیر جاگوار آفریقایی تو دهنت بیام چسب قطره ای بریزم تو سوراخ کیرت نتونی بشاشی به این سایت؟
      .
      .
      .
      راستی بچه ها این چند روزه که سایت خراب بود به یه کشف شرلوک هلمز وارانه رسیدم.
      داستانای دوستمون آرا به احتمال 80% کپیه.
      عادت ندارم حرف الکی بزنم و میتونم با مدرک ثابت کنم.
      هر کی مدرکشو خواست پیام خصوصی بده اما یه توضیح کوچولو درباره ی کشفش.
      پنجشنبه رفته بودم خونه ی یکی از دوستام که بحثو کشید رو داستانای من.
      خلاصه شروع کرد به کسشعر بافتن و آخرشم گفت داستان فقط داستانای آرا...
      بهم گفت داستانات یه جورایی کپیه اونه.گفتم زر اضافی نزن چون من داستانای آرا رو نخوندم...در آورد گفت سیگار کشیدن توی داستان مخصوص آراست...گفتم چه ربطی داره؟
      گوشیشو در آورد و توی داستان های آرشیوی موبایلش یه قسمت از آخر یکی از داستان های آرا رو نشونم داد و گفت بخونش
      دو خطش رو خوندم از اول تا آخرشو براش تعریف کردم.
      دو سال پیش خوره ی کتاب های الکترونیکی یا همون مجازی بود.
      مثل خر رمان و این چیزا میخوندم.
      این داستان رو هم توی بزرگترین سایت کتابخونه ی مجازی ایران یعنی سایت هم کتاب با اسم سحر دانلود کرده بودم و خونده بودم.
      خلاصه منم آرشیوی های موبایلمو در آوردم و کتابه رو نصب کردم و دقیقا همونجا رو نشونش دادم.
      اون که کف کرد امیدوارم شما هم کف کنید آخه پاش نوشته بود نویسنده وتبدیل کننده : سید محمد رضا خطیب


      حالا یا ایشون کپی کردن یا آرا جون.
      اگه آرا کپی کرده که کیرم تو دهنش
      اگه اون یارو کپی کرده بریم خرشو بچسبیم


    •   ZimZex
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • نظر خاصی ندارم


    •   bache mashhad
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • باسلام دوست عزیز فکرکنم دراول داستان یک اشتباه جزیی داشتی که قابل اغماضه وبایدمی نوشتی میخوام بااین داستان خالی بندی رابه کاربران سایت اموزش داده ورکوردجدیدی را به ثبت برسانم وفتح باب جدیدی درمیزان حماقت وخریت خودرانشان دهم بقول سعدی تبریزی!!!(بنگرکه تاچه حد است حماقتت کریم جون )خارج ازشوخی دوست گرامی ایاموجودی بنام انسان رامیشناسی؟باورکن اگه بگردی ویک انسان باکمترین ضریب هوشی مثل خودت پیداکنی بازم این خزعبلات راباورنمیکنه یادیک جوک افتادم که طرف همشهری نویسنده داستان بوده میگه ابادان زلزله امد20ریشترازش میپرسندحتما شهرنابودشدجواب میده نه ولک مگه بچه ها گذاشتند


    •   takavarjoon
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • خالی بندی بود دیگه ننویس. . . . . . . . . .
      کله کیری یعنی آخر خالی بندی بود. شاشیدم تو خودت و داستانت. تخمی ترین داستان تو چند ماه اخیر بود.
      این قسمت رو بخون:
      خانم دکتر که داشت به من نگاه میکرد و لبخند میزد . من یه خورده جا خودم و خجلت کشیدم آخه تا اون موقع با هیچ دختری حرف به این صورت نزده بودم
      کوس کش اون بهت لبخند زد و تو این رو به حساب حرف زدن با یک دختر تلقی کردی؟ آخه چی بهت بگم که آبروی بچه‌های خوزستان رو بردی با این سواد کیریت. کیر تو تخیلات تخمیت. تمام چیزایی که کفتار پیر حوالت کرد را در 300 ضرب کن و باز حواله خودت بکن. آخه چه فکری کردی که این اراجیف رو نوشتی؟ یک مدت این سایت بسته بود ناراحت بودم ولی الان میفهمم که چقدر راحت بودم. آبمنی بوزینه تو افکارت دیگه ننویس. کیر "مصطفی پایان" تو کونت، جلقو دیگه ننویس.


    •   Dada saeed
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • سلام به همه بچه ها،
      بخدا چند روز سايت مشكل داشت دلم واسه همه تون تنگ شده بود از سيلور فاك و دول طلا و تكاور جون و پژمان و محسن و ارغوان و سپيده و زيم زاكس و٠٠٠
      تا استاد مكس ماهوني كه يه مدته اصلا پيداش نيست،بهرحال همه دوستان عزيز و كاربران محترم شهواني داستان كه چه عرض كنم يه ريدمان به تمام معني بود فكرنكنم خود كريم جون! هم فهميد كه چي بلغور كرد ديگه ما كه محاله،هرچي ميگيم بابا بعضي از صنايع دستي! خوب نيس و يه جاهايي آبرو بر ميشه انگار يه عده متوجه نميشن بفرما اينم نمونه اش!
      آقا رفته داروخانه شاگرد خانم دكتر ٢دقيقه رفته دستشويي اونوقت توي همين ٢ دقيقه ايشون خانم دكتر رو ميكنند،لب ازشون ميگيرند و تازه در شرايطي كه پشت خانم دكتر به ايشون بوده و لباس هم پوشيده بودند ايشون بوي پستان خانم دكتر را هم تشخيص ميدهند !
      ببين توهم در سطح يورو 2012 كه ميگن يعني همين!
      بهرحال كريم جون بازم بيا اينورا!
      براي خنده تو بهترين گزينه اي!


    •   Silver_fuck
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • با سلام و تحیت خدمت دوستان و کاربران گرامی و عرض پوزش بابت اینکه به خاطر تغییر سرور چند روزی سایت به حالت افلاین بود که البته به من ربطی نداره و برید یقه ادمین رو بگیرین و همینطور با تشکر از دوستان عزیزی که در اینجا حضور بهم رسوندن و همینطور داداسعید گرامی که یاد و خاطره ی استاد مکس ماهونی رو گرامی داشت باید در مورد این داستان عرض کنم که :
      مرتیکه جفنگ الواط بعد از چهار روز اومدیم اینجا با داستان تخمیت مواجه شدیم، فکر کردی رو پیشونی ما نوشته عبدل کس قرنه که جفنگیاتت رو باور کنیم؟ حیف وقتی که صرف خوندن جفنگیاتت کردم. همه تیم های فوتبال حاضر در مرحله نهایی یورو 2012 با مربیاشون یکجا تو کونت که البته باید خوش به حالت هم بشه وگرنه دفعه بعد کیر بازیکنان عربستان رو حواله ت میکنم. هرچند میدونم در اونصورت بیشتر حال میکنی پس دیگه ننویس...


    •   nimbuzz
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • كل درخت هاي جنكل آمازون تو كوس ننت با اين كوس شعر نوشتنت


    •   matin_disaster
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • :8) خاک بر سر خودم که نشستم حرف های یه خوزستانی لاف زن رو خوندم اصلا همون اول که گفتی خوزستانیم نباید میخوندم. شرمنده یه وقت به خوزستانیای عزیزمون اهانت نشه اعصابم کیری شد داستانو خوندم very tokhmiiiiiiii


    •   hadi fucker
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • سلام به همه .......کله کیری خیلی خوش چسی جلو باد هم وایمیستی.؟انقدر خودتو تحویل نگیر هنوز دکترا انقدر بدبخت نشدن که بیان..............دیگه از این کس شرررا ننویس.بعد چند وقت اومدیم به کیرمون یه حالی بدیم نشد اون از داستان گی بازی اینم از تو کیرم تو روحت


    •   soroush20000
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • کیرم به او خور و جو خور طایفت


    •   hamzeh s
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • یادمه تو یکی از چت روما یه یارو اهوازی بود یا آبادانی اومده بود اسمش عیسی بود-کسخل،دروغگو،کس کش اومده بود بامن خصوصی چت کنه فکر کنم پسر خاله همین شاسکول باشه و در آخر باید بگم
      آه کریم جون ریدم روت مرتیکه سُنده
      اگه ننت کیر خواست بگو اصلاً خجلت نکش


    •   ♣ونداد♣
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • به جان خودم انقدر رمان هاي عاشقونه توي اين يه هفته خوندم مخم داره ميترکه
      خدايا به کي بگم عاشقش شدم ميدونم اينجا جاش نيست اما بايد خودمو خالي کنم زندگيم ،عشقم همه به کمارفتن
      سه هفتس زندگيم افتاده رو يه تخت سفيد تو يه بيمارستان حاضر بودم تمام هستي موبدم تافقط بلند شه
      درضمن جايي رو غير از اين سايت نميتونستم برم
      دوستان فقط يه نصيحت از داداش کوچيکتون داشته باشيد
      عشق مقدسه تورو خدا ارزش اون رو نگه داريد
      همین :(( :(( :((


    •   ارغوان ♥
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • یه لحظه چشم افتاد به خانم دکتر که داشت به من نگاه میکرد و لبخند میزد . من یه خورده جا خودم و خجلت کشیدم آخه تا اون موقع با هیچ دختری حرف به این صورت نزده بودم و یه تجربه جدید برای من بود و نمیدونستم چیکار کنم ........ ریدی! فرق بین حرف زدن و نگاه کردنو نمیدونی گاگوول؟!
      گفت امرتون . بهم بر خورد و تصمیم گرفتم که از اونجا بیام بیرون و به داروخانه دیگه برم .... به کیر اسب رستم که بهت برخورد!!!! دقیقاً کجاش بهت برخورد کرد؟!!!
      خانم دکتر برگشت و پشتشو بهم کرد منم دیگه طاقت نیاوردم و زود خودمو بهش چسبوندم .. خدااااااااااااا .. تازه فهمیدم که بالاترین لذت دنیا چیه . واقعا اگه تجربشو نداشته باشی نمیفهمی من چی میگم شاشیدم تو تجربه نداشته ات که پزشو میدی!
      پستوناش خیلی زبر بودن و فرم خاصی داشتن .... کلاً برو بمیر داستانت دروغ بود خودتم آدم بیخودی هستی


    •   gold_eagle
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • کیرم تو این داستان کیریت.کونده خان خودتم میدونی چی گفتی؟ برو جلغتو بزن بابا جلغغغغغوووووووووو


    •   sepideh58
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • باز یه داستان دزدی دیگه
      بابا میخواین داستان بدزدین چرا از همینجا کش میرید؟فکر نمیکنید بچه های سایت کل داستانهای اینجا رو حفظن؟از یه جا دیگه بیارید اقلا


    •   takavarjoon
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • یارو عربه میره داروخانه. . . . . . . . . . . . .
      میگه خودش کاندوم داری؟ فروشنده میگه بله، عربه میگه خودش 99 تا کاندوم بده. فروشنده میگه چه خبره یک دفعه بیا من رو هم بکن. عربه میگه پس خودش 100 تا کاندوم بده.


    •   edvin jan
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • BORO KOSKESH KOSO SHER NGO.NNTO BGHL KON


    •   dol tala
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • با سلام خدمت همه بچه های گل
      باور کنین تو این چند روزه اعصابم به هم ریخته بود و همش فکر میکردم که حتما این برادران بی پدر ومادر ارتش سایبری حتما سایت رو هک کردن و از دسترس خارج کردن
      ادمین محترم لطفا وقتی میخوایی سرور رو تغییر بدی از چند روز قبلش خبر بده
      دلم برای همه دوستای ثابت قدم شهوانی تنگ شده بود


    •   kurosh.a
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • این دیگه اخر داستان بود به خدا.اول داستان گفتی بلد نیستی حرف بزنیا.تو کل داستانتم نشون دادی اومدی زر بزنی ریدی اسکل.خدا شفات بده


    •   armin_alone
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • نظری ندارم ولی یه شعر می سرایم تا دهن تورا بگایم:
      زودارضایی داری کوچولو؟آخه این سکس بود کونی؟//////////// برا کردنت اول سرتو میکنم تو گونی//////قیافه ننت یادم اومد آها!!! تو که از خودمونی//////// شما کسخولید حتی نکردید جنده پولی///////////حتما تا اون موقع نمیدونستی داری یه دولی////////// بدون این دفعه پشت سرت واساده یه غولی//////// تا بگادت همینجوری راست راست/////// آرمین این داستان کیری تو به تخم چپش پاس داد////////بدونید اومدم تو سایت تا با رپ کردن//////////بگام ننه اونایی رو که کلا رد کردن/////// داستانت خیانت نبود نبود با محارم/////اون دکتره جنده بود باید در میورد مخارج////// هنوز واسا شعرامو از تو کونت نکردم خارج/////////شما عقده هایی هستید که باسه کس میزنید میرید خارج////////// کیرم راست شده تا نره تو کونت نمیبره خوابش/////////////دیگه نبینم کس بدی تو سایت چون بالاشه پادشاهش ;)


    •   Tip_khafan
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • یه آدم دست و پا چلفتی که 30 سالشه و هنوز با یه دختر رو در رو صحبت نکرده میره به خانم دکتر میگه میخام بغلت کنم اونم ناچارا قبول میکنه !!!
      حتما دفه بعد میخای بنویسی رفتی یه داروخونه دیگه کیرتو در آوردی گفتی یه کاندوم میخام به این بخوره خانوم دکتره هم پریده رو کیرت و بقیه ماجرا ...
      برو جلقتو بزن لاشی کوس ندیده سگ هم به تو پا نمیده گورتو گم کن برو دیگه این طرفا پیدات نشه
      نبینم دیگه گوه زیادی بخوری ...


    •   saghar.24
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • :( هر چی خوندم بلکه به یه جای خوب برسم دیدم نه فایده نداره .ادمین جان اخه این کجاش داستان سکسی بود گذاشتی بعداز چند روز اومدم این مزخرفات دیدم! اه اه خیلی ضد حالی


    •   shahriarrr
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • کل برفهای کلیمانجارو تو کونت کسکش کونی سرش بمونی ...


    •   Mastershex
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • Vaqean chera?
      Chera esrar dari begi dastanam vaqeiye? Kuni saresh bemuni ba ye daste guni ma bayad tasmim begirim vaqeiye ya na ke asan in az tavahom kharej bud bas daneshmanda ravan shenasi tahqiq konan bebinan moshkelet chiye! Karim kiram to kunet mese dasmale bade jaq mimoni
      Oskol
      Zat ziad


    •   Mohammad reza topol
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آقا اینجا داستان سکسی می نویسن.نه داستان دکتر بازی و خاله بازی و...
      فکر کنم مفهوم سکس رو نمیدونی.
      کهکشان راه شیری تو کونت.


    •   Mohammad reza topol
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • یه روز اومدیم شهوانی حالمون بهم خورد.میریم همون وبلاگ امیر سکسی که نویسندش عالیه.


    •   alijanka
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • کس عمه ات!
      اولا که این کجاش سکس بود؟
      ثانیا مردک بیشعور، یه خانوم دکتر هیچوقت اینکارو نمیکنه، زنگ میزنه 110، تا اونا بیان کونت بذارن!
      بچه ککککککککککککککونی!


    •   sater
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • باسلام خدمت همه عزيزان:
      من به عنوان يك خوزستاني ازشما معذرت ميخام؛وكير همه ي عربهاي خوزستان تو كونت كريم بااين داستان نوشتنت.


    •   sex68
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • حیف زیادی پاستوریزم! وگرنه حتما از جمله ی کیرم تو حلقت بیشتر نثارت میکردم!!! حداقل اینو نمینوشتی اولِ مثلاً داستانت! "سلام این اولین باری که داستانمو براتون مینویسم ، اکثر داستانای سایت کاملا مشخصه که واقعیت نداره ولی من میخوام عین واقعیت رو براتون بگم و امیدوارم ازش لذت ببرید ."


    •   Mehdi Sexer
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • سلام بچه کونی تو برو کنار یه گوشه بشین جلقتو بزن جوجه تورو چه به کس بغل کردن اخه ریدم تو اون حلقت مگه مجبوری دروغ بنویسی که اینجوری رسوا شی بچه کونی؟دفعه آخرت باشه ها.....وگرنه کونتو جر میدم....


    •   Nona-jigar
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • Bad mgan fosh naDm
      jaqie bAdbakh
      kos mgI fk mKni ras mgI??


    •   Madolo456
    • 3 سال،4 ماه
      • 0

    • فقط میشه گفت کصشعر محض


    •   Ulcer
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • اخه کسخل و که از امریکا وارد نمیکنن !! تو همین مملکت خودمون. داریم فراوون... یه سری افرادن خیلی خوب خیال بافی میکنن حداقل میشه به اونا گفت برو داستان تخیلی بنویس شاید به جایی برسی اما ناموساااا توی کس مغز جلبک تو هیچ دسته و گروهی نمیشه قرار داد... تا حالا داستان به این کس شری نخونده بودم .. اخه کس کش تو که چنین تخیلیو کونشو داری انجام بده تا ببین همون خانوم دکتره چه مادری ازت بگاد .. اخه ادم شاخ در میاره گفتم بغلم کن فقط 1 بار اونم اصرارمو دید گفت بیا تو زود بغلم کن !!!!!!!!! اونم چی پشت کرد به من !!!!!!!!!! ببین با یقین بت میگم تو زندگیت هیچ گوهی نمیشی ... برو یه قرصی چیزی بندا بالا از این زندگی سگی . کف دسی درای... اعتماد به نفست در. لاف زدن ستودنیه نا گفته نمونه ...


    •   mdavodi67
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • من هیجی نمیگم .میزارم بقیه دوستان بت بگن....اخه اول برو املا رو یاد بگیر .من که چیزی نفهمیدم تو مخاطب بودی یا خانم دکرته خیالاتیت......دستم بکش بیرون از شلوارت تا دودستی تایپ کنی..................


    •   Mehrdadddd27
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • عجبببب. من نمیدونم چرا هیشکی به من نه لبخند میزنه نه نیشخنددد. کلن هر چی عشق و حاله برا دیگرونه


    •   kamran1981
    • 1 سال
      • 0

    • خاک بر سرت بیچاره رو حشری کردی دیگه نرفتی؟ میدونی چقدر خود ارضایی کرده؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو