خانم ما هم آره (۳)

    ...قسمت قبل


    باز هم سلام خدمت بچه های سایت. تا اینجا گفتم که خانمم رو با مانتویی که پشتش آبکیری بود با تاکسی رسوندنم خونه و رفتم دنبال ماشینم. ادامه ماجرا:
    بعد از تحویل سال نو رفتیم خونه پدر و مادرم و بعد روز دوم راه افتادیم سمت کرمانشاه البته خواهر خانمم و دخترش هم با ماشین ما اومدن چون شوهرش نیمه اول عید سر کار بود و نیمه دوم تعطیل بود. دختر خاله خانمم سحر هم با شوهرش قبل از ما اومده بودن. خلاصه چند روزی خوش بودیم تا شوهر سحر باید پنجم میرفت سر کار و تنها برگشت رفت و سحر مونده بود خونه مادرش که کنار خونه خالش یعنی مادر خانمم بود. با سحر قرار گذاشته بودیم شوهرش رفت ما هم یواشی بپیچونیم بریم صفا. که فرداش من به بهونه دیدن یه رفیق قدیمی توی اطراف کرمونشاه زدم بیرون و سحرم رفته بود بیرون به مامانش گفته بود میره خونه یکی از دوستای مدرسه ش. سحر و برداشتم و رفتیم یه مسافر خونه اتاق گرفتم و فقط کارت ملی خودمو خواست. تا رسیدیم توی اتاق گرفتمش توی بقلم و لباشو میخوردم و میمکیدم. اونم همینطور. حسابی لب خوردیم و شروع کردیم لخت شدن که تازه دیدم چه بدن نازی داره. خوش تراش و خوش فرم. واقعا سکسی. افتادم روش و از لب شروع کردم تا گوش و گردن و سینه همه رو خوردم که دیدم سحر ناله هاش بلند شده حسابی. رفتم سمت کسش دیدم خیسِ و آب از کسش راه افتاده. چوچولشو میخوردم و مثل مار میپیچید به خودشو ناله میکرد. نزاشتم ارضا بشه بلند شدم کیرمو گرفتم جلوی صورتش فهمید نوبتشه. شروع کرد با ولع خوردن. گفتم کیرم چطوره؟ گفت عالی و خوش مزه. گفتم اندازه کیر شوهرته؟ گفت این یه کم کلفت تره. حسابی کیرمو خورد گفتم بزار بخوابم بیا برعکس روی من و ۶۹ شدیم و مال همو میخوردیم. چنان کسشو خوردم دو دقیقه نشد ارضا شد، خیلی هم شدید. خوابوندمش پاهاشو دادم بالا و کیرمو جا کردم تو کسش و خوابیدم روش. لب میخوردم و تلمبه میزدم اونم ناله میکرد و لب منو میخورد و با دستاش محکم منو به خودش فشار میداد. بلند شدم چهار دست و پا کردمش و از پشت کردم تو کسش. اینم بگم قبل از اومدن یه ترامادول خورده بودم که آبم دیر بیاد. کپلاشو گرفته بودم و محگم میکوبیدم پشتش. بعد از چند دقیقه همونجوری دمر به شکم خوبید و منم خوبیدم روش و از پشت کسش رو میگاییدم. خیلی حال میده این مدلی اینقدر کردم تا ارضا شد. گفت بسه دیگه سهیل. یه کم استراحت کنیم. گفتم باشه ولی بعدش نوبت کونته. گفت اشکال نداره ولی یه کم صبر کن حالم جا بیاد، تا حالا اینقدر طولانی سکس نکردم. خوابیدم کنارش روی تخت. یه سه چهار دقیقه ای ساکت بودیم که من فکر کردم همون طوری دمری خوابش برده. که بر گشت طاق باز شد و گفت سهیل همیشه اینقدر آبت دیر میاد؟ گفتم اکثرا آره، چطور مگه؟ گفت مال وحید نهایت پنج دقیق طول میکشه. گفتم خوب هر ‌کی یه جوره، تو کدومو دوست داری؟ گفت خوب معلومه که مثل تو رو. گفتم پس واسه همینه اینقدر حشری هستی که خوب ارضا نمیشی. گفت اره شاید. چرخیدم طرفش گفتم از عقب دادی؟ گفت اره ولی نه زیاد. وحید از همین جلو سیرم کنه خیلیه. گفتم غیر از وحید چی؟ گفت خیلی بیشعوری، فکر کردی من هرزه ام. گفتم نه منظورم قبل از ازدواجه. با مکس گفت حقیقتش آره. گفتم چند بار و با چند نفر؟ گفت شاید بیست سی بار با دو نفر که دوستم بودن اونم تک به تک. گفتم دوست داری الان از عقب بکنم؟ گفت آره ولی یواش شروع کن. گفتم خیالت راحت. گفتم قنبل کن و کون رو بده بالا. رفتم جلوش گفتم اول اینو بخور تا خوب سفت بشه. شرع کرد خوردن و بعد رفتم پشتش و با انگشت کونشو مالیدم و یه انگشتمو با آب دهن خیس کردم و کردم تو کونش دیدم راحت رفت تو ولی یه کم انگار دردش گرفت یه خورده عقب جلو کردم و انگشت دومم کردم کنارش و ادامه دادم دیدم نه اونقدراهم تنگ نیست و مثل کون زن خودمه. کیرمو تف زدمو اروم کردم توش دیدم داره میره داخل و صداش در نمیاد و فقط آه میکشه. فهمیدم داره ادای تنگارو در میاره. تا ته کردم تو و آروم آروم سرعت تلمبه زدنو زیاد کردم و دیگه طوری میزدم تو کونش که شالاپ شالاپ صدا میداد. گفتم آروم بخواب رو شکم و منم در حالی که کیرم تو کونش بود باهاش خوابیدم و کامل خوبیدم روش. گفتم چطور بود؟ گفت معرکه ای. دیگه آروم تو کونش تلمبه میزدم و کون نرمش زیرم بود و پشت گردنشو گوششو میخوردم و لپشو بوس میکردم. یه خورده بعد دیگه تکون نخوردم و خوابیده بودم روش گفتم سحر دوست داری همزمان با دو نفر سکس کنی؟ با صدای اروم و حشری گفت چرا میپرسی؟ گفتم همینطوری خواستم بدونم دوست داری یه کیر تو کست باشه یه کیر توی کونت و همزمان با دو تاش حال کنی؟ گفت امتحان نکردم ولی باید باحال باشه. گفتم ردیف کنم برات حالشو ببری؟ گفت با کی؟ گفتم اونش با من، تو خیالت راحت. گفت اگه تو میگی و راضی باشی باشه منم قبول. بعد گفت منم یه چیزی میخواستم بپرسم، چرا اونروز تو بازار به اون پسره هیچی نگفتی که داشت خودشو میمالید به بهار؟ گفتم به بهار که چیزی نگفتی از فهمیدن من؟ گفت نه به جون جفتمون. گفتم به چند دلیل: حقیقتش ترسیدم اونوقت بهار بگه بیا پشت من که دیگه کسی نچسبه به من و کون تو رو از دست بدم دیگه اینکه خواستم واکنش بهارو ببینم بعدم اینکه منم حشری شدم از اینکه دیدم کیر یه نفر دیگه غیر از خودم لای کون زنمه.
    گفت مگه غیرت نداری؟ گفتم دارم ولی وقتی حشر میزنه به مغز آدم دیگه مغز کار نمیکنه، منم تو اون حالت که کیرم لای کون تو بود بد جور حشری بودم. همه این حرفا رو در حالی میزدیم که هنوز خوبیده بودم روی سحر و کیرم تو کونش بود و من وزنم رو آرنجم بود. اونم سینه شو بلند کرد و وزنشو گذاشت رو یه آرنجش برگشت سمت من و گفت پس تو هم مثل خودمی. منم حشری میشم مخم کار نمیکنه. لبو گذاشتم رو لبشو شروع کردم تلمبه زدن آروم تو کونش. خوابید و دستمو بردم زیر کسش و چوچولشوومیمالیدم و کونشو میگاییدم. باز حشرش زد بالا و شروع کرد زیرم کونشو بالا پایین کردن. با این کارش عضلات کونش زیرم شل و سفت میشد و کیرم توکونش عقب جلو میرفت. خیلی حال میده اینجوری. با بهارم زیاد این کارو کردیم ولی چون کون بهار گنده تر و گوشتی تره کیرم اینجوری کامل نمیره تو کونش اما کون سحر لاغرتره کیرم بیشتر میرفت توش. دستاشو آورد عقب و لپای کونشو با دستاش باز نگه داشت و کونشو بالا پایین میکرد. گفتم سحر خیلی حال میده داری آبمو میاری. گفت بزار بیاد عزیزم خودتو خالی کن تو کونم و حال کن. کسشو تندتر میمالیدمو تا ابم اومدو تمامشو خالی کردم تو کونش. خیلی حال داد. بی حال شدم و افتادم روش تا کیرم خوابید و چرخیدم کنارش خوابیدم. کیرمو گرفت و گفت دمت گرم سهیل. امروز خیلی به من حال دادی. منم برات جبران میکنم و هر وقت کیرت و دلت خواست در خدمتتم. بوسیدمشو گفتم نوکرتم هستم خانمی. منم خیلی حال کردم قربونت برم. یه خورده دراز کشیدیم و یکی دو ساعتی هم با گفتیم و خندیدیم و لاس زدیم تا باز کیرم بلند شد که سحر گفت دیگه جون ندارم بزار واسه یه وقت دیگه، اگه تو حال داری بزارش امشب واسه بهار. گفتم سحر یه سوال ولی راستشو بگو منم قول میدم بین خودمون بمونه. گفت باشه. گفتم بهار قبل از ازدواج ما کون داده؟ سکوت کرد. بگو دیگه. قول دادی بین خودمون بمونه ها. آره بگو. والا آره ولی با کسی دوست نبود. میگفت من با کسی دوست نمیشم چون ارتباط عاطفی پیدا میکنم. فقط با شوهر آینده ام میخوام ارتباط عاطفی داشته باشم، ولی سکس رو حاضر بود انجام بده و میگفت این فقط تخلیه جنسیه و ربطی به عشق نداره. گفتم خوب با کی سکس کرده؟ گفتم با اون دو تا دوستای من. من میبردمش باخودم. گفتم چند بار گفت غیر از دفعه اول که فقط نگاه کرد و نزاشت دوستم بهش دست بزنه دیگه هر وقت من میرفتم اونم توی سکس ما بود. گفتم از کون یا لاپایی؟ گفت از کون. یه بار دوستم منو میکرد بعد اونو میکرد. گفتم شده بدون تو هم بره؟ گفت حقیقتش آره. چون پریودمون به هم نمیخورد وقتی من پریود بودم دوستم فقط اونو میکرد. گفتم نه منظورم خودش تنها بره. گفت اونو دیگه نمیدونم. ولی چند بار دیدم با بعضی فروشنده های بوتیکای لباس لاس میزد و تنها هم دیدم میرفت بعد از ظهرها مغازشون. شاید با اونا هم تو مغازه سکس میکرده. گفتم پس با کسی رابطه عاطفی نداشته؟ گفت نه. گفتم اوکی، حله.
    سحر: ناراحت شدی؟
    من: نه، خوب منم سکس داشتم، ولی رابطه عاطفی نداشتم. همینش خوبه که دوستم داره.
    سحر: آره خدایی خیلی دوستت داره، واقعا عاشقته
    گفتم خوب لباس بپوشیم بریم که دیر شد. قرار بعدی کرج.
    چرا اینقدر دیر؟ مگه نگفتی تا سیزده بدر اینجایید؟
    آره ولی فردا میخوام بریم کرج. یه فکری زده به سرم که بریم شمال با بهار و عشق و حال.
    چه کار میخوای کنی؟
    میخوام یه حالی به خودم و بهار بدم آخر سکس باشه.
    سحر: باشه، خوش بگذره. اومدم کرج اولین فرصت بیا خونه ما یادت نره. وحید که تا شب سر کاره و منم تنها و کس و کونمم تشنه کیرت. اینو با خنده شیطنت آمیزی گفت
    باشه خیالت راحت که من دیگه از تو و این کس و کونت نمیگذرم. حالا پاشو بریم. سحر رو نزدیک خیابونشون پیاده کردم و رفت. زنگ زدم به اون پسره که تو بازار بود و شمارشو گرفته بودم. یه صحبتایی باهاش کردم که توی قسمت بعد براتون میگم و بعد رفتم خونه مادر خانمم. بعد از سلام خانمم گفت دیدی دوستتو؟ گفتم آره، راستی حاضر شو فردا بریم کرج. گفت چرا اینقدر زود؟ گفتم میخوایم بریم شمال. با یکی از دوستام صحبت کردم ویلاشون خالیه. مادرش اینا رفتن کیش. اونم خوشحال شد و گفت جدی میگی؟ گفتم بله عشقم.


    ادامه…


    نوشته: حشری بی سر و پا

  • 25

  • 15




  • نظرات:
    •   zzzzz525
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اون فیلم سوپر ایرانیه که میگفت دوست داری 2 نفر بکننت ؟ یه کیر توی کون یه کیر توی کص ؟ شما بودید ؟


    •   lovely_grl
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • د وا بده توئم اون همه فحش خوردی بست نبود؟؟؟
      فک کنم کردا کردنتو مولتو ندادن ک انقد سعی داری تخریبشون کنی


    •   محمدیاسی
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستانت خیلی جالبه و من دوسش دارم .خودم هم خیلی دوست دارم این مدل رابطه رو امتحان کنم ولی متاسفانه هنوز نتونستم خانممو راضیش کنم .البته بیشتر تمایل به ضربدری دارم.
      به حرفای نامربوط دوستانی که توی شهوانی جفنگیات میگن گوش نکن .اینا چون خودشون نمیتونن کار بکنن و فقط مجبورن جق بزنن .این چرت و پرتها رو مینویسن.
      موفق باشی .


    •   Hi_
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • میگما کردا چه هیزم تری کردن تو کونت که این همه کس شعر مینویسی؟
      تابلوه که جای دادنت به کردا هنوز میسوزه
      اشکال نداره یه دف دیگه برو کرمانشاه دوباره بکننت خوب میشی


    •   inner
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ?


    •   Nevermindd
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • والا ما شنیدیم تو این خراب شده تورک و کورد نماد غیرتن تو بی ناموس از کجا سبز شدی من در عجبم


    •   وب.گرد
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • به غیر از همشهری خودم که بهش گفتم ننویس تو داستانایی که اشاره به شهر یا قومیتی خاص داره نظر خاصی ندارم.حتی المکان نمیخونم و نخوندم این قسمتو.


    •   محسن زبلل
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • همش فانتزیه


    •   farfar22
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • بهش مياد واقعي باشه


    •   royaei
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • فکر کنم این داستان زاییده توهمات و خیالاتت باشه وگرنه آدم اینقدر هم بیغیرت نمیشه و با زن شوهر دار نزدیکی نمیکنه ؛
      موفق باشی


    •   hector.gy
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • تعریف تمام جزییات سکس چقدرکسل کننده است
      نویسنده اگه بخوادشفاهی برای کسی تعریف کنه هم باهمین سبک تعریف میکنه؟دقیق و «واو»به«واو»!؟جزییات همه سکس ها مثل همه


    •   بیکسوکارحشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • حال کردم با داستانت. دمت گرم. کسانی که فحش میدن خودشون کونی هستند و نمیتونن بکنن، واسه همین میان اینجا عقده هاشون رو خالی کنن و تلافی کس دادن ناموسشون رو اینجا خالی کنن. اینا اکثرشون زیر اکثر داستانها فقط فحش میزارن. فکر کنم مال حکومت آخوندی هستن و اومدن کاری کنن که دیگه کسی داستان نزاره. داستانات چه راست چه تخیلی شهوت انگیزه و مهم هم همینه


    •   .درویش.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • بنا به نظریات دانشمندان جهان درباره گشادی کون ایرانیان اینجانب کون خواندن 2قسمت قبل را دارا نمیباشم،پس این قسمت را هم وا نکرده پس میفرستم تا با 2قسمت قبلی وقسمت بعدی یکجا درون کونتان جا بدهید.با مطالعه نظرات دوستان به این نتیجه رسیدم که پتانسیل کون شما بیش از 4قسمت را داراست پس لطف کرده برج میلاد را درون خودتان اعمال بفرمایید.در اخر اینکه:مرتیکه بیغیرت پاشو برو زنتو بیار با بچه های شهوانی کسو کونشو یکی کنیم


    •   king.ring
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • عااالی
      ادامه


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • کس مامانت چند بخشه ؟


    •   ARAD_SM
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • موندم بگم کیرم دهنت یابگم توکس زنت بی وجدان بی غیرت کونی لایک خبرمرگت


    •   ک+ک+ک
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر ملت تورک و کورد و لر و گیلکی و مازنی و عرب وترکمن وبلوچ تو ناموس بدخواهاشون،اینایی هم که میان طرفداری از این داستان و داستانای مشابه میکنن همون هایی هستن که بقال سرکوچه از رو پرزای فرش جمعشون کرده ریخته تو کوس ننشون


    •   miago
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • تو فاز بيغيرتي خيلي قشنگ مي نويسي ، بخصوص كه مدلت ، مدل ايرانيه


      قدرت نوشته هات تو سورپرايز كردن خوانندته ، وگرنه نوشتن از سكس عادي رو همه بلندند


      اميدوارم تو قسمتهاي بعدي ، بازم برا خوانندت سورپرايز داشته باشي ، از موقعيتهايي كه تو داستانهاي بقيه متداول نيست


      هر سه تا داستانت رو لايك زدم و خيلي دوست دارم ، افرين


    •   aref.3200
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستانت زیاد واقعی به نظر نمیاد ولی اینکه خانمتو بدی کسی بکنه میتونه واقعی باشه چون خودم اینکارو کردم و با دوستم چندین بار با خانمم سکس کردم اخریش شب جمعه قبل بود البته الحق و الانصاف 15 سال خواننده شهوانی بودن روی ادم تاثیر میذاره مسلماً


    •   ahmadzaz
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • زیادی کس گفتی


    •   Zp_mhd
    • 2 ماه
      • 0

    • بیغیرت بودن و جنده بودن تو زات ادمه ترکو کردو فارسم نداره پس نیاین کص نبافین ک کردا خوبنو فلاننو فلانن توشون ادم خرابم پیدا میشه نخود مغزا...
      نمیدونم باور کنم یا ن داستانتو ولی ادامه بده...


    •   hjp83
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستانت عالیه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو