خانم چشم سبز

    سلام. پوریا هستم ٣٧ سالمه کارم سوپر مارکته غرب تهران. مشتریهای جورواجوری که داریم از همه مدل و همه تیپ ولی بعضیاشون از لحاظ تیپ و چهره و طرز رفتار با بقیه فرق میکنن و خاصتر میشن. ناهید خانم یکی از همین خانمای خاص بود هم چشمای خوشگل و سبزش و هم اندام نازش . از وقتی شد مشتری ما رفتارش جوری بود که حس کردم میشه بهش نزدیک شد و مخشو زد .پول که میداد دستشو جوری میزد به دستم که کاملا عمدی بود یا وقتی من میخواستم باقی پولشو بدم یا فاکتورشو بدم از زیر دستم دستشو کامل تماس میداد و لبخند همزمانش کاملا آمار یه ارتباط دوستی رو میداد که منم اقدام کردم. آمارشو گرفتم با صحبتهایی که باهم میکردیم و شمارشو گرفتم . تو حرفامون سنشو سوال کردم ٤١ ساله یه خانم جا افتاده ترو تمیز یه هلوی تمام عیار . شوهرش فوت کرده بود یه دختر داشت ازدواج کرده بود و تنها زندگی میکرد میگفتم چرا ازدواج نمیکنی گفت خواستگار دارم ولی به درد من نمیخورن هر کسی نمیتونه شرایط زندگی منو درک کنه .من نمیتونستم باهاش ازدواج کنم ولی گفتم تا زمانی که فرد مناسبی برا زندگیت پیدا کنی در کنارتم برا درد دل و از تنهایی درومدن و اگرم دوست داشتی رابطه. دوستی رو قبول کرد ولی رابطه رو دوماهی طول کشید تا قبول کرد هر وقت میومد مغازه ما که تقریبا ١٠٠ متره و مشتری خودش میچرخه و مدل فروشگاهها جنس برمیداره بهش نزدیک میشدم و تایمهایی که خلوت بود دست میدادیم بهم یه بوس کوچولو از لپاش میکردم کمرش یا کونش رو یه ماساژ میدادم تا یواش یواش راضیش کنم . موعدش رسید یه روز بهم گفت میتونیم با هم سکس کنیم ولی به شرطی که خونه خودش باشه و به اختیار خودش منم قبول کردم گفت جمعه صبح حدود ١٠ بیا. خودمو حسابی آماده کردم ترو تمیز رفتم خونش وقتی در و برام باز کرد اصلا باورم نمیشد همون ناهید عزیز مشتری گلمون باشه خیلی به خودش رسیده بود خیلی ام زیباتر شده بود تازه اون بدن جا افتاده خوشگل با اون لباسای سکسی داشت خود نمایی میکرد بیشتر ازین طاقت نداشتم بغلش کردم و یه دل سیر نوازش ایستاده کردم. نباید عجله میکردم بهم گفته بود اصلا از پشت نخوام ازش و فقط از کس مجاز بودم. رفتیم اتاق خوابش یه تخت دو نفره از زمان شوهرش بود که هنوزم رو همون میخوابید و میگفت نمیتونه یه نفرش کنه راحت نیست با یه دلبری خاصی خوابید رو تخت حالا دیگه نوبت من بود هنر نمایی کنم و اولا ثابت کنم اینهمه اصرارم بی مورد نبوده و کار بلدم و دوما یه خانمی که دوسال بود بعد مرگ شوهرش سکس نداشته رو جوری ارضاش کنم که از اعتمادی که بمن کرده پشیمون نشه و بازم ادامه داشته باشه. لباساشو به جز شورت خوشگلش درآوردم و کاملا بدن نازو بی نقصش در اختیارم بود نوازش موهاش صورت خوشگلش بوسه هایی از چشماش لپاش و آروم آروم از لباش و مکیدن لباش شروع شد خودمم لخت کرده بود منم فقط شورت پام بود کنارش رو تخت دراز کشیدم و همزمان با مکیدن لباش با سینه های خوشگلش و نوازش کس نازش ادامه دادم کاملا از روشورت مشخص بود که تحریک شده و خیسه.دیگه معطل نکردم دست راستمو بردم از زیر شورت کس خوشگلشو لمس کردم خیلی لحظه زیبایی بود طوری که یه لحظه لب گرفتنمون قطع شد و یه آه از رضایت کشید و دوباره ادامه دادیم کاملا که کسشو و چوچول خوشگلشو با دستام نازشون کرده بودم دیگه وقتش بود حسابی سورپرایزش کنم و کاری که ممکنه هر کسی دلش نیاد کنه و اونم خوردن کسش بود شاید خودشم باورش نمیشد برا اولین بار که باهم داریم سکس میکنیم من اینکارو کنم و چندشم نشه.شروع کردم خوردن کس خوشگل و خوش طعمش هم اون با صدای حشریش و ناله هاش اینو تایید میکرد هم من راضی بودم تایم نگرفتم ولی اینقدی خوردم که حس کردم کسش اینقد آب ازش اومده که یکی دوبار رو ارضا شده باشه واقعا نیازی به ساک زدن نبود منم چیزی نگفتم کیر کاملا شق شدم با کس خوشگلش تنظیم کردم و هلش دادم توش لحظه خیلی دوست داشتنی بود عین تنور داغ و کاملا خیس و پر از شهوت شروع کردم تلمبه زدن نه من تو حال خودم بودم نه ناهید هر دومون رو ابرها سیر میکردیم و من فقط قربون صدقش میرفتم اونم فقط آخ و اوخ و ناله های شهوتی و سکسی خیلی حس خوبیه . چون حسابی به کیرم رسیده بودم و تاخیری زده بودم خبری از آب نبود و چن مدل مختلف کردم ناهید جونمو کردم ولی بهترین مدلی که حسابی لذتبخش بود داگ استایل بود وقتی من رو دو تا زانوهام بودم و کون خوشگلش کاملا زیر دو تا دستام بود و تلمبه های محکمی که میزدم صدای ضربه هام به رونش بهترین آهنگ اون لحظم شده بود. دیگه داشتم ارضا میشدم و آخرین تلمبه هامو زدم و درآوردم رو کمرش خالی کردم وقتی با دستمال پاکش کردم اونم رودوتا زانوش مث خودم قرار دادم واز پشت بغلش کردم و هر دوتا ممه های خوشگلش تو دستام بود براش میمالیدم و کیر بی جونم رو کون خوشگلش غلت میزد. رو تخت ولو شدیم بغلش کردم چن تا بوس و لب مشتی ازش گرفتم و تشکر که راضی شده با هم باشیم . یک سالی ازون روز میگذشت و چند بار دیگه هم با هم سکس کردیم یکی از یکی بهتر و هردو راضی بودیم چون کاملا شرعی بود و صیغه کرده بودیم و هیچ عذاب وجدانی نداشتیم . یه خواستگار خوب براش پیدا شد که باهاش ازدواج کرد امیدوارم که زندگی خوبی داشته باشه و خوشبخت باشه همیشه واقعا خانم دوست داشتنی و گلی بود . مرسی که خوندید
    نوشته: پوریا

  • 15

  • 17




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 10

    • سوپر مارکت کاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما بادمجونم میوه س یا هویجم داداش کوچیکه موزه؟؟
      ن داداش سوپر مارکت محل کاره ن‌خود کار


    •   shahx-1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 19

    • اینقدر این بقالها با مشتریهاشون جق میزنن باید رسما به صنفشون نامه بزننتغییر نام بدن بشن جقالی!! نصف بار صابونی که خالی میکنن برای مصرف خودشونه!! (biggrin)


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه،2 هفته
      • 12

    • چطوری عمو جقال


    •   toolejen
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • کیرت براش اومد داشت،یه شوهر خوب گیرش اومد،اگه برات ممکنه کیرتو از زیر پاهات برسون به سوراخت ،شاید برا خودت هم یه بکن خوب پیدا شد،راستی چرا همه این جک و جنده های ایران انقدر خوشکل و بی عیب و نقصند؟


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • sHoma fLn diSsSsSsS 5 o bokoN to baSne mobaRkt ta yaD bgiri b k.S toHin nkoNi
      دیگه وقتش بود حسابی سورپرایزش کنم و کاری که ممکنه هر کسی دلش نیاد کنه و اونم خوردن کسش بود شاید خودشم باورش نمیشد برا اولین بار که باهم داریم سکس میکنیم من اینکارو کنم و چندشم نشه
      ta hmin qsSsmt bishtr nkhondm (erection) (wanking)


    •   mehdi.98
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • یا ملت میدن یا تو مارو اسکل کردی که فکر کنم مشخصه


    •   Kos_Namak
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • خوب بود ولی خر خودتی


    •   Peres.jerman
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • ماست سون دارید؟


    •   Ares.1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • شغلت رو میشه یه بار دیگه بگی؟! متصدی باجه سوپر مارکت یا آقای سوپر مارکتی یا بقال؟!
      قسمتی که از سکس تعریف کردی رو چهار خط درمیون خوندم ، چیز جالی نداشت اما جایی که گفتی ((چند مدل مختلف کردمش)) خار خلاصه نویسی بود
      دیدم شربت نیاورد برات کمی امیدوار شدم ، اما آخرش روی ابرا رفتی دیدم نه ، این داستان هم فایده ای نداره خوندنش


    •   ناصر39
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • داستان واقعی بود به صورت نصفه ! یک خانمی با اون مشخصات میاد و باقی ماجرا در رویای این شاگرد بقال عزیز شکل می گیره ! به جهت اطلاعت کدوم فروشگاه صد متری دوربین نداره ! کدوم فروشگاه صد متری به تنهایی اداره میشه و مهمتر از همه ، کمتر به مشتری ها خیر بشو! یک وقت اخراج می شی


    •   royaei
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • نمیشه باور کرد ؛
      شاید واقعی باشه ولی یکم سخته باورش ؛
      این ابرا کجان که همه میرن روش ؟
      اونوقت وقتی میرید رو ابرا نمی افتین پایین ؟
      چجوریه آخه ؟
      موفق باشی


    •   bn1380
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • دیس دهم به همراه سیاهچاله کهکشان راه شیری تو کونت


    •   darya54
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خوب چرا اینقدر ایراد میگیرین؟
      کی باید چی بنویسه که دیگه ایراد نگیرین؟
      مطمئنا اگه خود الکسیس و جانی سینز واقعی هم بیان داستان یکی از پورناشونو بنویسن بعضیاتون میایین ایراد میگیرین نه، اونی که تا تو فیلم‌ اصلیتتون دیدیم این نبود
      دارین دروغ میگین!
      واقعا میخواین بگین خیلی نکته سنجین؟
      خوب حالا بجای اینکه بگه محل کارم سوپر مارکته گفته کارم سوپر مارکته.واقعا این اونقدر ایراد بزرگی نیست.
      بعضی قصه ها واقعا قابل ایرادن و من هم خیلی از نقدهای شما عزیزان رو لایک کردم و میکنم.
      اما کاملا مشخصه که برای این قصه خیلی سعی کردین بگردین ایراد پیدا کنین.
      یه قصه ساده و روون هست از یه سکس معمولی.با یه نگارش خوب و بدون غلط املایی.
      میشد بجای تمسخر ،نکات خوبشو دید و‌تشویقش کرد.باور کنید رسالت شما فحش دادن به همه و‌ تشویق عده معدودی نیست.یه کمی منصف باشین و گاهی هم خودتونو جای اون نویسنده بذارین.
      مخلص همتونم هستم


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • بنظر من داستانت قشنگ بود و خوب و روون نوشته بودی.داشتم دقت میکردم که شربت نخوردید و زنه وقتی ارضا شد نلرزید تو دلم بهت احسنت گفتم که موارد رو رعایت کردی تا رسیدم به جمله رو ابرا بودیم خندم گرفت.
      در کل بنظرم خوب بود و لایک دادم
      موفق باشی؛


    •   narange
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کلمات کلیدی در داستان سکسی:
      شربت
      دیگه!
      لرزش
      رو ابرها!!


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • داستان قبلی قرمز این داستان هم سبز! سفیدی آب کیر من هم یک پرچم ایتالیا رو کامل میکنه!
      همه مشتری های جقالی ها بده هستن بجز مشتری های قبلی من!
      چند سال پیش من یک جقالی کوچیک داشتم، یک مدت خانم تنهایی آمد توی محلمون ساکن شد وقتی مطمئن شدم تنها هست و احساس کردم آمار میده یک روز به خودم جرعت دادم و پیشنهاد دوستی دادم، اما ناگهان دنیا جلوی چشمم تیره و تار شد و کفه ترازو بود که توی سرم کوبیده شد!!!
      از اون روز من از تخم رفتم!!!
      یا همه ی زن های تنها کُس بده هستن و من بد شانسم یا این ها از یک کره دیگه آمدن؟!!!


    •   R.B.behruz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • دوستان مگه دمای بدن انسان ۳۷ درجه نیست، چرا پس کسهای تو این داستانها مثل تنور داغن؟!!!
      پماد سوختگی همراه داشتی عمو؟


    •   hossein1122
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • (stop)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو