داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خانم کریمی

1399/05/06

سلام
چند سال پیش که ۲۷ ساله بودم با دوست‌دخترم در جایی با هم همکار بودیم. اون موسسه برای خانمی بود که عموما خودش حضور نداشت. من ، دوست‌دخترم (مثلا نادیا) و یه دختر دیگه (مثلا میترا) که از اقوام صاحب شرکت بود اونجا رو اداره می‌کردیم. صاحب موسسه به دلیل چند شغله بودن خیلی کم میومد شاید ماهی ۳بار !
اونجا عموما مشتری‌های خانم‌رو نادیا و‌ میترا پاسخگو بودند. یه جورایی متعصب‌بازی !
یه روز تو یکی از اتاقای دفتر بودم‌ صدای خانمی رو شنیدم که مراجعه کرد و کاری رو سفارش داد.
وسط کارش تایم تعطیلی دفتر بود. ازونجایی که نادیا و میترا بدلیل مسایل خانوادگی و اجازه و… از یه ساعتی بیشتر نمیتونستن بمونن مجبور شدن با خانمه قول و قرار فردا رو بذارن.
خانمه رفت نادیا و ‌میترا هم پشت سرش رفتن. منم که عاشق تنهایی بعد از کار و سیگار کشیدن و فیلم دیدن تو دفتر بودم. خیلی شبا همونجا میخوابیدم. چون خونمون دور بود و رفت و آمد بدون ماشین هر روز آزارم میداد !

اینم بگم که میترا تا میتونست سعی میکرد من و نادیا با هم تنها نمونیم. حسد دختراس دیگه ! هر چند واقعیتش این بود اگرم تنها میموندیم خیلی میلی به نادیا نداشتم چون خیلی کرده بودمش دیگه برام جذابیت نداشت !

اون شب من دفتر موندم. هر روز ساعت ۹ باز میکردیم. فرداش نادیا زنگ زد گفت بچه خواهرش مریضه دارن میبرنش درمانگاه و نمیاد.
خلاصه تو دفتر بودم که نادیا دوباره زنگ زد گفت میترا هم امروز نمیاد دیروز یه خانمه اومد سفارش داشت کارش مونده شمارشم نگرفتیم اگه اومد عذرخواهی کن بگو شماره بذاره و…

خلاصه گذشت و بعد از ظهر خانمه اومد. یه خانم ۲۸ ، ۹ ساله تقریبا قد بلند. نه چاق نه لاغر و میتونم بگم خوشگل اما بشدت ساده و بی آرایش.
سراغ نادیا و میترا رو گرفت ازش عذرخواهی کردم و گفتم که متاسفانه نتونستن بیان شماره بذارید باهاتون تماس میگیرن و…
گفت نمیتونه چندین بار بیاد و برای امروز برنامه‌ریزی کرده.
گفت اگه میشه شما انجام بدید. در جریان کارش بودم چون صداشونو شنیده بودم قبول کردم. اومد نشستیم و در مورد کارش صحبت کردیم. هیچ نظری بهش نداشتم.
سفارشاشو گفت چیزایی که خواست و گفت و منم طبق روال کاری برای انتخاب بهتر راهنمایی میکردم و…
صحبت به جایی رسید که برای انجام قسمتی از کارش که احداث آرایشگاه بود چیزی رو پیشنهاد دادم که در جواب گفت برای اون به کمک کسی نیاز دارم و تنهایی نمیتونم !
منم گفتم برادری، همسری بالاخره یکی هست…
در جواب گفت اگه بود که برای این کارها هم اونو میفرستادم !
من تو فکر رفتم. اصلا قیافه‌ش به کسی نمیخورد که مثلا داره کد میده ! و اصلا فکر نکردم که آدمی باشه که نخ بده !
یه لحظه گفتم بزار یه ذره حرف خارج کار بزنم ببینم عکس‌العملش چیه.
گفتم خب چرا آخه انقدر تنها که لنگ بمونید تو این موقعیت ؟!
اصلا فکر نمیکردم که تقریبا سفره دلشو وا کنه و شروع کنه از به‌درد نخور بودن مردا از برادر و پدر بگه و تجارب بد و…
من نمیدونستم با کی طرفم و باید می‌فهمیدم
دیدم حرفامون قشنگ رفته تو حاشیه. وسط کار حرفای غیر مربوط به مار رو ادامه دادم
یه جا گفت دخترم بهونمو میگیره یا یه همچین چیزی که فهمیدم بچه داره مطلقه‌ست ! بهش گفتم تنهایی سخته شروع کار! از پدر یا برادر کمک بگیرید جواب نداد. دلیلش این بود که با اونا قهر بود.
گفتم حداقل دوستی آشنایی
با نیشخند گفت آدم قابل اعتماد مگه هست ؟!
منم به شوخی گفتم اگه پیدا کردم خبرتون می‌کنم. فقط فحشم ندین.
گفت نه فحش نمیدم چون نیست !

طراحی سفارشش تموم شد گفت بگید نصاب یا مجری یا حالا هر چی که مربوط به کار ماست بیاد انجام بده.
حالا دیگه اون خانم کیس بود.
مطمئن شدم دیگه نمیخواد بیاد دفتر شماره‌شو گرفتم گفتم خودم میام کارتونو انجام میدم اون موردی هم که گفتید دست تنهایید اگه خواستید شاید انجام شد.
شماره موبایل خودمو بهش دادم و رفت. اسم واقعیش خانم کریمی بود.

شب نادیا زنگ زد گفت خانمه اومد با کمی تردید گفتم نه نیومد. گفت اصلا چه بهتر.
مطمئن بودم کریمی شماره دفترو نداره و دوباره نمیاد. اجرای کارشم که خودم قرار بود انجام بدم پس از طریق همکارای نصاب نادیا اینا نمیفهمیدن اومده !

فرداش نادیا و میترا که رفتن به کریمی زنگ زدم. باهاش قول قرار اجرای کار رو گذاشتم.
هنوز مطمئن نبودم پا میده ازین زن و دخترایی که عاشق پا دادن پا پس کشیدنن زیاد دیدم !
آخر مکالمه گفتم راستی خانم کریمی اگه اون موردو که خواستین سراغ داشتم چی ؟
گفت کدوم ‌مورد ؟!
گفتم آدم مطمئن دیگه
با خنده گفت آها باشه اگه بود بگین فکر می‌کنم
گفتم خب هست
گفت واقعا چه زود پیدا کردی، کی ؟
گفتم خب خودم
مکث کرد و وانمود کرد که هیچ حسی نداره گفت باشه فکر می‌کنم.

گذشت تا روز اجرای کار.
رفتم به آدرسش. دختر کوچولوی زشتشو آورده بود. قشنگ به باباش رفته بود 😃
خلاصه با گذشتن اون روز و انجام کار صمیمی‌تر شدیم.
تازه قشنگ نگاش کردم. خوشم اومد ازش.
گفتم ازین به بعد بهت زنگ بزنم که مشکلی نداری؟ گفت نه بزن. در مورد نادیا و میترا پرسید. گفتم دو تا همکار فضول حسودن. فهمید که من یواشکی اومدم سر کار. به نادیا شک کرده بود که با من نباشه یا من تو کارش نباشم چون نادیا سر حال بود. گفتم نه بابا نامزد داره. نامزدش از نصابای خودمونه و… گفت خب چرا نمیگی؟ گفتم حقوق طلب دارم از شرکت نمیدن بعضی کارارو که بتونن خودم میگیرم.
خلاصه همه چیو سر هم کردم که از نادیا بکشه بیرون.
حالا تو این چند روز که من کلا تو کار پختن کریمی بودم نادیا خانم حشرش بالا زده بود و هی می‌گفت چرا دفتر نیستی میترا دیر میاد زود میره خیلی کم میاد این روزا بیا دفتر !
کریمی خیلی سرد بود. تو زندگی قبلیش اذیت شده بود. تقریبا حس جنسی نداشت ! یعنی انگیزه نداشت. قشنگ میدونستم چه مدلیه !
دو بار رفتم آرایشگاهش هر دو بارش دخترشو گذاشته بود وسط و فقط کار بود و کار.

کارش که تموم شد زنگ زد گفت حساب کتاب کنیم. فکر میکرد پول لازمم. گفتم اگه میتونی بیا دفتر ولی یه ساعتی که همکارا نباشن که نبینن کارو خودم گرفتم.
اولش گفت شماره کارت بده بریزم گفتم نه میخوام بیای حساب کنیم.
خلاصه راضی شد بیاد.
اون روز که قرار بود بیاد آخر وقتا میترا نبود نادیا هم که مدت زیادی نکرده بودمش حشرش بالا زده بود. گفت برو درو ببند سکس کنیم. کلا نادیا خیلی جنده بود😃 البته منظورم از لحاظ سکسه نه اینکه با همه بخوابه.
اونقدر که شروع‌کننده معمولا اون بود. منم واقعا از نادیا سیر بودم.
نادیا هی کرم میریخت. واقعا میلی به کردنش نداشتم. یه ذره مالوندمش و دست کردم تو پاش که شاید ارضا بشه ولی هی بیشتر خواست. بعدش الکی بهش استرس دادم گفتم منتظر مشتریم میدونه هستیم الاناس که بیاد.
خلاصه نادیا ناراضی رفت. یه کم بعدش کریمی زنگ زد گفت اگه همکارات رفتن بیام حساب کنم همین نزدیکم.
اومد، بعد از چندین بار ملاقات و مکالمه تلفنی اولین بار در یک مکان امن و بدون دخترش پیش هم بودیم. یه کم بیشتر ارایش کرده بود. واقعا خیلی چشماش خوشگل بود ! خیلی دوس داشتم همون روز همونجا بکنمش. اما فکر نمیکردم راضی بشه.
رفتم نشستم پیشش. با هم صحبت کردیم. بعد از چند دیقه دست گذاشتم رو شونه‌هاش. چیزی نگفت. گفتم میشه ببوسمت. با خنده گفت نه.
گفتم میبوسم ولی. هیچی نگفت. رفتم جلو کنار گوششو ببوسم. گفت میخوام برم بیا حساب کتاب کنیم خیلی دیرمه و هی گردن و گوشش و مخفی میکرد.
گفتم مگه بوس چیه چرا میترسی
گفت نمیترسم واقعا الان دلم نمیخواد ازین کارا !
گفتم من خیلی دلم میخواد.
گفت خیلی زوده بذاز یه ذره بگذره تو همین حرفا بودیم که لبمو تو گردنش گذاشتم.
لعنتی بود لعنتی قشنگ آدمو میکشوند مثل یه جارو برقی
بذارید سرتونو‌درد نیارم. اصلا اصلا نفهمیدم چی شد و چجوری شد که قشنگ تو بقلم بود لباشو میخوردم. هی می‌گفت بسه دیگه دیره.
کریمی سرد و بی میل به سکس رو اونقدر بوسیدم و ناز کردم که شاید بعد از ۲ یا ۳ دیقه دیگه قشنگ تو مود سکس رفته بود. کریمی رو قشنگ بلند کردم تو بقلم گذاشتم رو میز (بعد ها بهم گفت که این کارم خیلی هیجان زدش کرده)

کیرم وحشتناک سیخ شده بود. از رو شلواز کیرمو به بدنش و کونش فشار میدادم. و همه‌ش می‌گفت خیلی زوده ولی راضی بود.
منم فقط میخوردمش. هی می‌گفت دیرمه ولی حشری شده بود. لباساشو نصف و نیمه در می‌آوردم. کیرمو لمس میکرد. به پشت رو میز خوابوندمش
شلوارشو باز کردم می‌گفت بیخیال شد بذار یه وقت دیگه. کیرم مثل یه تیکه چوب خشک شده بود. کسشو که جیک زده بود لخت کردم. واقعا دوس داشتنی بود. سر کیرمو گذاشتم در کسش. هنوز می‌گفت نمیخوای بیخیال شی ! کیرمو تا نصفه سر دادم تو هنوز خیلی هم خیس نبود ولی داغ.
هیچ وقت یادم نمیره که کلامش نا خودآگاه قطع شد و آنچنان آه بلندی که کشید که بد جور بهم چسبید. همیشه صدای آه اون لحظه کریمی که برای اولین بار کیرمو سر دادم تو کسش یادم میمونه. بعد از اون حتی یه بارم نگفت بیخیال و بسه و میخوام برم فقط با لذت تمام کس داد و کس داد. کریمی با لباس نیمه لخت یه سینه بیرون یه سینه تو ، شلوار به پا و کس و کون لخت لبش تو لب من و رو میز اتاق دفتر داشتم کسشو میکردم. ته کیرم از آب کسش سفید شده بود ! لیز و داغ. چه خسی خوبی بود ! تلفیق شهوت و لذت هم زمان در شرایط خاص و سورپرایز.
انقدر تو زندگیم یه راست نرفته بودم سر اصل مطلب و انقدر تو زندگیم همچین لذتی رو تجربه نکرده بودم.
وحشی شده بودم. کریمی رو مثل فیلم سوپرا ایستاده تو بقلم کردم. کریمی سرد و بی‌روح خودش مونده بود و حشری شده بود. کس داغ و خیس و لیز.
گفت مواظب باش تو نریزی. دوس داشتم آبم دیر بیاد ولی دست من نبود. آبم داشت میومد که کشدم بیرون ریختم رو زمین.
چه ارضایی شدم. روحی و جسمی.

کریمی رفت خونه. حساب هم نکرد ! شبش که زنگ زد همش در عجب بود و قسم میخورد که قصد این کارو نداشته اما اون لحظه خوشش اومده من هم گفتم فکر نمی‌کردم امروز بکنمت ! سر راه قرص اچ‌دی هم خرید بود و ۲تا خورده بود از ترسش و میخواست فرداش ۲تا دیگه بخوره.

کریمی رو چندین دفعه دیگه کردم. خیلی هم خوب کردم. سکس‌های خوبی داشتیم. هر بار بهتر از قبل. پوزیشن‌های خیلی جذاب. عجیب بود، سرد بود و بی انگیزه ولی کیر تو کسش که می‌رفت کلا عوض میشد. آدم با معرفتی بود خوب کس میداد کم نمیذاشت.
یه بار بش گفتم تا حالا دوس دختر چادری نداشتم.
قرار بعدی با چادر اومد پیشم. اونقدر با حال بود که تا لحظه آخر با چادر بهم کس داد😃
کریمی نه کون میداد نه ساک میزد ولی در کس دادن توان مضاعفی داشت.
نادیا خیلی سکسی بود و خیلیا تو کفش بودن ولی من عاشق سکس با کریمی بودم.

کریمی شوهر کرد دوستان و رفت 😞
ما فقط ۷ ، ۸ بار با هم سکس کردیم. برای من اون آدم ۷ ، ۸بار کم بود. بیشتر میخواستمش.

نوشته: نوید


👍 34
👎 13
71500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

902516
2020-07-27 01:20:02 +0430 +0430

ووییییی قهرمان امشب ماهم تو شدی
همرو کردی ،دختره رو ۱۰۰ بار کردی ،اون یکی هم از حسادت داره میمیره به خاطر تو
کصتان دیگه ای بود که نگفته باشی !!


902518
2020-07-27 01:21:11 +0430 +0430

یکی کس گفت:هر چی عشقیه زیر چادر مشکیه. ولی نه اینکه بیای جانی سینز بشی برا ما


902521
2020-07-27 01:22:19 +0430 +0430

فعلا جق رو ادامه بده تا ببینم چی کار می تونیم برات بکنیم 😁 😂


902524
2020-07-27 01:23:53 +0430 +0430

امان از این چادرمشکیا.
میگن هرچی عشقیه،زیرچادرمشکیه.!
پ.ن:خانوم کریمی عجب کرمی داشته ها

#ادمین غلط کردم

3 ❤️

902526
2020-07-27 01:25:30 +0430 +0430

نوید جان احتمالا موسسه تون موسسه ی کس کشی نیست؟؟؟؟


902538
2020-07-27 01:32:51 +0430 +0430

اگر همه کارا رو دخترا انجام میدادن تورو برا چی استخدام کرده بودن؟ از شرحی که دادی شبا میموندی و هیچ مسئولیتی نداشتی بیشتر بهت میاد نگهبان دم در باشی!! صاحب شرکت هم که شرکت تاسیس کرده بود ولش کرده بود به امان خدا!! همه هم تو کف تو بودن!! خلاصه که خیلی کسعشر بود!! 😀


902544
2020-07-27 01:33:54 +0430 +0430

بابا گوه نخور رو دل میکنی با این چرندیاتی که گفتی معلومه عقده ای هستی تا بحال سکس هم نکردی دیوز

5 ❤️

902548
2020-07-27 01:35:42 +0430 +0430

توی شهرتون فقط تو یکی مرد بودی؟؟؟
صاحب کارت که زن بود
همکارت هم که زن بود
مشتری هم که زن بود
تو یکی اون جا چه گوهی می خوردی؟

6 ❤️

902567
2020-07-27 01:44:08 +0430 +0430

کیر علی کریمی تو کونت

5 ❤️

902593
2020-07-27 01:56:24 +0430 +0430

عجب داستان کس ش

2 ❤️

902594
2020-07-27 01:56:35 +0430 +0430

اچ دی خرید؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣
کس کش مگه دوربینه که بخره عکس اج دی بگیره جقی؟ اون ال دی هستش

6 ❤️

902596
2020-07-27 01:57:26 +0430 +0430

بقل؟
دیگه این کلمه چیه که غلط می نویسی ش؟
همونجا که بوسیدی ش،زدم بغل،دستی رو کشیدم،کمربند ایمنی رو باز کردم،ماشین رو خاموش کردم،در صندوق عقب رو زدم،در رو باز کردم،رفتم بطری پر از آبی رو که برای این جور مواقع نگه می دارم،برداشتم و ریدم به داستانت و اون آب رو هم ریختم پای درختی که اون حوالی بود.
گذاشتم همونجور داستانت گُهی بمونه!
ابله نادان مزخرف!


902617
2020-07-27 02:23:06 +0430 +0430

بازم خوبه از خجالت چادرش دراومدی 😂

2 ❤️

902650
2020-07-27 04:29:50 +0430 +0430

کس گفتی آی کس گفتی
مثل ی کسکش گفتی
کونی بودی شکوفتی
جنده بودی شنوفتی
وواوو چه کسشعر گفتم😂😂😂

2 ❤️

902667
2020-07-27 06:45:05 +0430 +0430

نادیا بیشتر جذاب بنظر میومد تو‌ داستانت
ولی یه تیکه گفتی کریمی خوب کس میدادو دوس داشتم کلا ازین خوب دادنا خوشمان می اید

0 ❤️

902688
2020-07-27 08:30:47 +0430 +0430

Daland 'گرامی…
والا رسم نیست که تو یه مسابقه بیست سوالی …در اولین سوال بزنی تو خال …جواب رو بگی.
اینطوری بازی از مزه میفته حال نمیده جانم.

4 ❤️

902702
2020-07-27 09:13:19 +0430 +0430

مثلا کیرم دهنت مثلا کس کش کس نگو

2 ❤️

902720
2020-07-27 10:27:28 +0430 +0430

یه یارو میره داروخونه میگه آقا 99 تا کاندوم بدین. مرده میگه ماشاالله بیا منم بکن میگه خب بی زحمت 100 تا بدین. داستان این آقا نوید ک اسمش برد پیت هست… چون همه میخوان بش بدن آسون و راحت…!!!

4 ❤️

902734
2020-07-27 11:03:43 +0430 +0430

ولی من فکر کنم اشتباه میکنی کریمی جنده بوده مگه میشه به همین راحتی به تو چلغوز پا بده

2 ❤️

902777
2020-07-27 13:20:49 +0430 +0430

واژن گفتی آی واژن گفتی مث یه واژنخور گفتی

1 ❤️

902786
2020-07-27 13:40:34 +0430 +0430

همین زیرآبی رفتن ما و روابط مخفیانه و با ترس و دلهره اس که تونسته این جامعه رو زنده نگهداره. اگه طبق قوانین جمهوری اسلامی و فرهنگ مذهب زده زندگی میکردیم بوی تعفن و لجن عقاید غیر انسانی خیلی زود برای همه آشکار میشد. کلنجار رفتن با خود و تظاهر و سرکوب که اسمش زندگی نیست

0 ❤️

902860
2020-07-27 19:09:35 +0430 +0430

چقدر قشنگ نوشتی. مرسی ازت

0 ❤️

902862
2020-07-27 19:57:04 +0430 +0430

نظرات رو میخونی حس می‌کنی پونصد تا دیسلایک داره
بعد می‌بینی لایکاش بیشتره پشمات میریزه!
چه وضعشه؟ میرینید به یارو یادتون میره دیس کنید؟

2 ❤️

902863
2020-07-27 20:02:39 +0430 +0430

کوس گفتی بشر برو جقتو بزن

1 ❤️

902864
2020-07-27 20:07:33 +0430 +0430

اون موسسه دکوراسیون بود یا جنده خونه کسکیراسیون؟

1 ❤️

902869
2020-07-27 21:41:20 +0430 +0430

بریم کنار،یه وقت ما رو نکنی!!
نادیا رو خیلی کردی؛ میترا رو هم که از بس کردی دلت رو زده!
خانم کریمی رو هم که هفت بار فقط!!!
بابا واقعا این گلنار برای شما پسرا خیلی چیز خوبیه 😀 😀 😁 😁

1 ❤️

902884
2020-07-28 00:11:55 +0430 +0430

کس و شر تر از این نخونده بودم

1 ❤️

902896
2020-07-28 00:53:27 +0430 +0430

خوب بود
تا اخر خوندم . مختصر ، مفید و لذت بخش
لایک 👍

0 ❤️

902995
2020-07-28 02:13:06 +0430 +0430

آخه کونی مگه همه مردایه شهر مردن که اون اومده به تو داده خیلیم سرد بود تو راحت گفتی بیا بکنمت اخه کیر تو اون مغز جقیت ببین چی مینویسی بعد آپلود کن نکنه از بس زدی کور شدی کوس شعر نوشتی

0 ❤️

903233
2020-07-28 23:06:08 +0430 +0430

کس اند شعری بیش نبود

0 ❤️

904256
2020-07-31 11:04:51 +0430 +0430

حالادیگه قربونم بری خانم کریمیییی،نمیخوامت اگه کونم بدی خانم کریمییی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom