خانوم فوق حشری من

    از ازدواج ما 3 سال میگذره من ساشا 28 و مهسا 23 سالشه، هر دوی ما خیلی زیاد حشری هستیم و کارهایی میکنیم که شاید آدم های معمولی موقع سکس انجام نمیدن، بعد یک اتفاقی اولین سکس ضربدری ما انجام شده بود و تقریبا 6 ماه گذشت که دوباره دلمون خواست، تصمیم گرفته بودیم که شخص خاصی رو انتخاب نکنیم و همه چی کاملا یهویی اتفاق بیوفته، مثل همیشه برای دیدن مادر زنم به شمال رفتیم، یه سری زدیم و رفتیم که لب ساحل ویلا بگیریم، یه ویلای خوب گرفتیم و دو روز حسابی خوش گذروندیم، هردوی ما دوست داشتیم هرچی زودتر سکس ضربدری داشته باشیم ولی موقعیت پیش نمیومد تا اینکه روز آخر وسایل هارو جمع کردیم و سوار ماشین شدیم که بریم دیدم دوتا پسر عرب دارن ویلای کنار مارو میگیرن، مهسا یه نگاهی به من کرد که یعنی خودشونن و با یه لوندی خاصی گفت ساشا بیا یکم دیگه اینجا بمونیم، دوباره برگشتیم تو ویلا و با صاحب خونه صحبت کردیم که بیشتر بمونیم، صبرکردیم تا نزدیک غروب که دوتا پسر عربا رفتن لب ساحل من و مهسا هم جوری که زیاد به روی هم نیاوردیم ولی جفتمون تو دلمون میدونستیم چی میخوایم پوشیدیم و رفتیم ساحل، من رفتم سمتشون و شروع کردم باهاشون کانکت بزنم، یکیشون فارسی خیلی خوب بلد بود و اون یکی اصلا بلد نبود، مهسا هم خیلی بهشون پا میداد، بهشون پیشنهاد دادم که شب بیان خونه ما و یجورایی بهشون فهموندم که داستان چیه، ما رفتیم خونه و احمد همون که فارسی بلد بود اومد دم خونه و به من گفت که ما بریم اونجا، من و مهسا لباس پوشیدیم و مهسا لباس شب رو زیر مانتو پوشید و رفتیم اونجا، دیدیم یه پذیرایی خیلی مفصل تدارک دیدن و کلی تنقلات و مشروب و کباب و گوشت و خلاصه همه چی بود، کلی باهم مشروب خوردیم و حسابی مست شدیم، دوست احمد اسمش عمار بود و کویتی بودن، به عربی به احمد گفت که مهسا برقصه و چهارتا تراول 50 تومنی گذاشت رو میز که منظورش مشخص بود، احمد هم به مهسا گفت که بلدی برقصی؟ مهسا با اون لباس سکسی شروع کرد به رقصیدن منم رفتم که یکم دیگه گوشت کباب کنم، وقتی برگشتم دیدم مهسا روی پای عمار نشسته و عمار داره سینه های شقش رو میخوره، مهسا بدن جمع و جور و کوچیکی داره ولی سینه هاش خیلی خوبه چون دائم با آب سرد میشوره و کرم مخصوص میزنه شکم کوچیک داره و کسش بینهایت تمیز و کوچولو و روشنه، مهسا رفت زیر مبل نشست که کیر عمارو بخوره وقتی کیرشو درآورد ذوق زدگی رو تو چشماش میشد دید کیر خیلی کلفت و دراز اما خیلی سیاه و ختنه هم شده بود، مهسا عاشق اینه که کیرو تا ته بکنه تو حلقش و روی کیر عوق بزنه، چندین بار این کارو کرد انقد که خود عمار از اینکه اروزو اینجوری کیرشو میخوره شوکه شده بود، من عاشق این کارشم وقتی کیرمو تا آخر میخوره قشنگ حس میکنم که سر کیرم رفته ته حلقش و تنگ بودن حلقش رو با سر کیرم حس میکنم، عمار میخواست بلند بشه ولی مهسا ول‌کن نبود انقد با اشتها می‌خورد که همه رو حشررری کرده بود، عمار بلندش کرد و انداختش رو کاناپه، شروع کرد به خوردن سینه ها شکم و میومد پایین البته از روی لباس مهسا انقد حشری شده بود ک بوی کسشو میتونستم حس کنم، رفتم بالا سرش و همینجوری ک عمار از روی لباس خواب کسشو می‌خورد کیرمو گذاشتم تو دهنش و احمد هم اومد و کیر دوتامون رو با اشتها می‌خورد انقد حشری شده بود که آب کسش از رو لباس زده بود بیرون، عمار لباسش رو پاره کرد وقتی کسش رو دید یه چیزی به عربی گفت و چشماش روشن شد، شروع کرد با لبای درشتش به خوردن کس آروز عاشقش شده بود حقم داشت، مهسا کیر منو با دست می‌مالید کیر احمد تو دهنش بود و فقط آه می‌کشید، تا اینکه عمار حالت سگی گذاشت تو کسش، اولش خیلی دردش گرفت چون کس مهسا خیلی کوچیک و تنگ بود ولی انقد حشری بود که از درد کشیدنم داشت لذت می‌برد، کیر عمار تا ته تو نمی‌رفت ولی با این حال داشت حال می‌کرد، مهسا دیگه هیچی حالیش نبود ولی فهمیدم که خیلی داره درد میکشه و این درد با لذت قاطی شده، روی کیر عمار پر شده بود از آب کس مهسا برگشت و مهسا نشست رو زمین از شدت فشار تمام بدن و صورتش سرخ شده بود عمار می‌خواست از پشت بکنه که مهسا نذاشت، عمار دراز کشید مهسا روش خوابید و کیر کلفتشو کرد تو کسش و احمد هم از پشت آروم آروم کرد تو کونش و منم رفتم جلو صورتش که کیرمو بخوره، به جرات میتونم بگم بهترین لحظه زندگیش بود هیچوقت اینجوری ندیده بودمش، بدجوری داشت پاره میشد انقد حشری بود که نمیتونست کیر منو بخوره فقط کرده بود تو دهنش و نفس هاش تند تند می‌خورد به کیرم، مهسا عاشق اینه که اب کیر بریزه تو کونش و میگه اینجوری کونم خوشگل میشه، به احمد میگفت بکن کونمو جرر بده آبشو میخوام کونم ابتو میخواد بینهایت حرف هاش حشری بود و همش میگفت ابتو بریز تو کونم جرش بده تا اینکه احمد تا ته کیرشو فشار داد و آبشو ریخت تو کون مهسا و مهسا هی میگفت جووون جووون میخواااام، احمد ک بلند شد یه لحظه دیدم کیر کلفت عمار تا ته ته رفته تو کسش چیزی که باور نکردنی بود اینکه واقعا کس کوچولوی مهسا چجوری تونسته کیر به این بزرگی رو جا بده شکم عمار خیس شده بود از آب مهسا، بلند شد و شروع کرد به خوردن کیر عمار تمام آب کس خودش رو از دور تخمای عمار جمع کرد و خورد یکی از فانتزی های مهسا تو سکس اینه که وسط سکس که حسابی آب کسش میاد برمیگرده و شروع میکنه به خوردن کیر طرف که آب خودشو بخوره انقد خورد تا چیزی از آب کسش باقی نموند چند باری هم رو کیر عمار بدجوری عوق زد جوری که گفتم یهو بالا میاره به احمد گفت بگو بکنه تو کونم! اینجا واقعا نگران شدم چون هم مهسا زیاد با کون دادن میونه خوبی نداشت هم کیر عمار زیادی کلفت بود من دراز کشیدم اینبار من تو کسش کردم عمار کرد تو کونش و ارزو اصلا کلفتی کیر عمارو حس نکرد فقط میگفت بکن کونمو جرم بده عمار انقد تند می‌کرد که من نمیتونستم تکون بخورم و فقط کیرم تو کسش که خیلی گشاد شده بود میلرزید انقد محکم می‌کرد و سیلی میزد ک من نمیتونستم لب مهسا رو بخورم چون هی پرت میشد جلو انقد کسش داغ شده بود که کیرم حرارتش رو احساس می‌کرد آب کسش که روی کیرم حرکت میکرد، معمولا مهسا تو سکس های معمولی انقد آبش نمیاد ولی اینجور موقع ها به اندازه من شایدم بیشتر آبش میاد خلاصه انقد عمار محکم می‌کرد با اینکه من تکون نمیخوردم یهو آبم اومد چون عمار رو کونش بود نتونستم کیرمو در بیارم و آبم ریخت تو کسش و چقدم حس بدی بود بعد ارضا شدنم هنوز کیرم تو کسش بود، به معنای واقعی کس و کون مهسا رو عمار جر داده بود و محکم به کونش سیلی میزد، یهو عمار ارزو رو پرت کرد و کیر‌شو برد جلوی صورت ارزو اولش مهسا کیرشو زبونش رو در آورد که سر کیرشو بگیره و بعد اینکه آبش اومد شروع کرد به خوردن کیرش و آبش قاطی شد ولی آبشو نخورد و همشو تف کرد در صورتی که مهسا همیشه آب منو میخوره، بعد سکس مهسا بدجوری بی‌حال شد و افتاد رو زمین، نیم ساعت دراز کشید و بعد شروع کرد جمع و جور کردن خونه که عمار نذاشت و گفت کارگر میگیرن، ما رفتیم خونمون و مهسا آرامش خیلی زیادی داشت ، فردای اون روز هم ارزو تنهایی رفت خونه احمد اینا و خدا میدونه چه کارایی باهاش کردن با تمام این ها مهسا رو من غیرت داشت و نمیذاشت با زن دیگه ای باشم، حدود ساعت 6 و نیم صبح بود که مهسا اومد خونه و خیلی خوشحال دو میلیون تومن پول ریخت رو تخت خواب و شروع کرد به ماچ کردن من فهمیدم که احمد اینا بهش دادن، بعد از این جریان این موضوع واسه ما خیلی عادی شد و دیگه فقط با پول این کارو میکردیم، بماند که بعد اون سفر کس مهسا مشکل پیدا کرد و خشک شده بود و تقریبا 500 تومن اون پول خرج شد تا درمان بشه و من هم نزدیک یک ماه سکس از جلو نداشتم، اما زندگیمون خیلی زیاد بهتر شده و وضع مالیمون هم تقریبا خوب شده، دوستان یه چیزی رو حتما باید بهتون بگم اولش خیلی سخت بود و اون روزای اول تقریبا 7 ماه پیش که ما اولین سکس گروهی رو داشتیم رابطمون تا مرز فروپاشی رفت ولی الان خیلی خوب شده و خیلی بهتر از قبل حتی چون کاملا به هم اعتماد داریم اما اگر از من که تجربه این کار رو دارم بپرسید بهتون میگم که هیچوقت هیچوقت هیچوقت تجربه نکنید و واردش نشید چون اگر وارد بشید باید دیگه تا آخرش برید و سیستم رابطه و زندگیتون به هم میریزه درسته که الان راضی هستم ولی اگر برگردم به گذشته محاله این کار رو دوباره انجام بدم و ترجیح میدم هیچوقت سمتش نرم اما الان دیگه ما تو این مسیر افتادیم، بماند که علائمی از بیماری hpv در ما دیده میشه که به احتمال زیاد بخاطر این سکس های بدون دقت و بدون کاندوم باشه.
    موفق باشید
    هیچوقت این کارو نکنید


    نوشته: Sasha

  • 2

  • 20




  • نظرات:
    •   Neshane21
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه چیزی میگم گوش کن . اگه واقعا دوست داری این فرهنگو که به قول خودت غلطه جمع کنی ، دیگه ننویس... لطفا ننویس چون بلد نیستی


    •   Mehdi10001
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • زنت برای یه شب چند؟؟


    •   aria_kirtala
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • ساشا کیر توت


    •   amirkhan6262
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • اولا آخرش من نفهمیدم مهسا کیه آرزو کیه
      دوما حالم بهم میخوره از بیناموس هایی مثل تو که بخاطر پول زن ایرانی رو در اختیار اعراب میزاری
      حتی لیاقت فحش رو هم نداری که بهت فحش بدم


    •   مهتاب عشق
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • به معنای واقعی کلمه
      خیلی قرمساقی
      کس شعری بیش نبود برات آرزو می کنم به آرزو برسی


    •   EVIL BURNED
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • جقی هم جقیای قدیم /: آرزو مهسا چن چندی با خودت /:


    •   kokarostam
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • تخمی
      چند تا داستان قبل هم داستان اولین سکس ضربدری را گذاشته بودی که همه ریدن بهت که سکس گروهی را با ضربدری قاطی کردی. الان هم که ادامه دادی. کپی کردی و آوردی اینجا که چی بشه؟ رفتی هرجا کلمه آرزو بود را به مهسا تغییر دادی ولی اینقدر نفهمی که بعضی جاها کلمه‌ی آرزو را با الف بدون کلاه نوشته بودن و تغییر نکرده. شاشیدم توی کلیه سمت راستت. عربها کونت گذاشتن و عقده‌ای شدی. تو که فرق عن را با گوشت کوبیده نمیدونی چیه مگه مجبوری داستان بداری اینجا. برو کون بده.

      ها کوکا


    •   Aafshinn70
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • كص ننه جنندده ات بچه كيونى با اين داستان تخمى تخيليت! اگر خيلى دوست دارى كصكشى كنى و زنت رو براى عربها ببرى برو يه جاى ديگه عقده هات رو خالى كن حرومززادده! تو لياقت ندارى كه حتى بهت فحش بدن ولى ديدم اگه چيزى نگم فكر ميكنى خيلى هنرمندى و ميخوايى به نوشتن اينجور خزعبلات ادامه بدى.... اخه مادر جنندده جقى تو اول برو فرق بين س ك س گروهى و ضربدرى رو بفهم بعد بيا اينجا گوه اضافى بخور... ولى از همه چيز بدتر كه كصكشى عربهاى هيچى ندار رو ميكنى و با افتخار هم تعريف ميكنى، واقعاً كه اون مادرت رو بايد گاييد كه يه همچين حرومززادده اى پس انداخته.....


    •   korosh.ir
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • هیچ وقت نظر نمیدم به داستان یا فحش ولی اینبار میدم کیر تو کس زنتو خواهرو مادرت که انقد دوس داری زنتو جنده عرب کنی کونی حالا اگه عرب ایرانی میگفت اوکی بود خب کس کش برا ایرانی نبود که از عرب میگی همون اول هم اسم عرب کویتی دیدم باقیشو نخوندم گفتم فحش خورت ملس خلاصه زند مرده کونیتو همون عرب بگاد


    •   Saba_sayna
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • نمیدونم واقعی بود یا نه ولی بنظرم که نظر خودتم هست اشتباهه دوست نداری دختری که ماله توعه ماله تو باشه ؟
      بدنی که بهش دست میزنی پستی بلندی هایی که لمس میکنی نقاطی از وجودش هست و فقط تو لمس کرده باشی و کشف کرده باشی؟ همه دوست دارن یه نقطه متروکه و بکر داشته باشن که ماله خودشون باشه تو دختری و داشته باش که مثه برفای اول صب هیچ رد پایی روش نباشه


    •   hamishegi21
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • موختو گاییدم.خودت فهمیدی چه گوهی خوردی؟جقی مگه مجبوری .


    •   ک+ک+ک
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیر بلال حبشی تو کونت همچنین کیرخواکین گوزمن از مکزیک تو مغزت ازتو به خاطر این کوس شعرات مچکرم چون به خودم امیدوار میشم هنوز به درجه تو نرسیدم از شهوانی هم به خاطر نشر این داستان های تخمیش ممنونم که آمار مطالعه کشور رو میبره بالا


    •   ژوسف
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • راست میگه هیچ وقت این کارو نکنین چون دست زیاد میشه کارو کاسبی این بنده خدا به هم میخوره.مشتری مهسا یا ارزو یا کون خودش کم میشه????


    •   shiraz-m-m
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • یعنی کیر نوه عمام با هفت پوزیشن مختلف توی کونت جاکش با این فانتزی مضحک و مسخره ات!!!خب آشو لاش حداقل جای کیر عرب کیر ایرانی استعمال میکردین توی فانتزیت شاید کمتر فوش میخوردی ملعون


    •   mrsx1100
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس گفتی از کیر شق تر


    •   tans
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدی جرقی


    •   jenab2
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • هیچی دیگه گوشت هم رفت جزو فکر و حیالای لاکچری
      میگه زنمو داشتن میکردن من رفتم گوشت بخورم:-)))))))))))) :-)))


    •   mhrsl
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالا اسم زنت مهسا بود یا آرزو؟؟؟؟؟؟؟ به فاصله ده کلمه هی اسمش تغییر میکرد خخخخخ


    •   amiravbas
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • اقا داستان مینویسین بخدا مجبور نیستین بگین واقعیه
      اونوقت انقدر کیر حوالتون نمیشه


    •   hesammosbat27
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستانتو تا همونجاش که گفتی عربه تراول پنجاهی رو میز گذاشت و زنت رقصید بیشتر نخوندم.. کاری به راست و دروغش و اینکه زنتو جنده کردی ندارم... ولی هرچی که هس خاک تو سر تو و امثال توی حیوون بکنن که با اینکاراتون باعث میشید اون عربا مارمولک خوره حروم زاده فک کنن ایران جنده خونس و میتونن با پولشون هرگوهی میخوان اینجا بخورن ، میخوای زنتو بدی بکنن جوون ایرانی کم نی بده اونا بکنن ریدم دهن تو و همون شغالی که تورو پس انداخت سگ صفت


    •   Sorenapesar
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • کون کش نخواندم


    •   yfsh
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • اینها سیاست بازی چند تا حرومزاده است که ماها را درگیر کنن و تنها دشمن اعراب و ایرانیها و مسیحی ها مشخص است کیه اگر تکرار کنن این داستانها را بدجوری جبران میکنیم ما ایرانیها کاری میکنیم که تا جلوی دیوار قمبل کنن و چند تا جوجو هم از دوستانشون تو دنیایی واقعی تقاص بدن .... از طرف همه اقوام ایرانی ( لرها اذریها کردها بچه های شمال سیستانی و بلوچها و خوزستانی و هرمزگانی و بوشهری خراسانی و بچه های دور کویرهای ایران و در اخر عاشق مادراشون قزوینی ها ووووووووهمه ایرانی


    •   بکتاشم
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • آخر نفهمیدم مهسا آرزو کی چی کجا چرا؟؟؟!!!))


    •   Nazijan086
    • 7 ماه،4 هفته
      • 0

    • ارزو؟یامهسا؟


    •   Pedram20000
    • 5 ماه
      • 0

    • باو چه کیرب


    •   fult000
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • زیاد جالب نبود
      داستان خوبه واقعی وقابل لمس باشه


    •   دارگوش
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • راستش من نظرت را همهشو میخونم...
      نمیدونم چرا یک عده کمی..طرف هر چی بنویسه..یعنی واقعا واقعا هم راست بنویسه..مثل ادم های بی ظرفیت و حسود فقط از طرف بد مینویسن...و مطمینم این دسته ادم ها بدون برو برگرد کونی واقعی هستن...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو