خدارو شکر که اون روز فضولی کردم

    خب سلام به همه دوستان اول معرفی کنم خودمو و دیگرانو و بعد شروع کنیم داستانم واقعیه اما برا جذاب تر شدن یه چیزایی اضافه کردم که خیلی بخش کوچیکیه
    من متین هستم و الان 19 سالمه خانواده مادریم نوه بزرگه منم بعد یه دختر دایی که دوسال کوچیکتره من یه داداش دارم که هشت سال ازم کوچیک تره و یه پسر خاله و یه پسر دایی از اون یکی داییم و...


    خونه مامان بزرگم اینا دوطبقه هست و از بچگی همه بچه های فامیل یه اتاق تو طبقه بالا بازی میکردن یه روز که همه دعوت بودیم خونه مادر بزرگم تقریبا سه سال پیش نه چهار سال پیش برادم و پسر داییم و پسر خالم و دختر داییم بالا بودن من حس کنجکاویم گرفت این دختره اختلاف سنیش با بچه ها زیاده چی کار میکنن هیچی رفتم بالا و صداشون رو شنیدم که یکی از پسرا یه اه کشید و گریه کرد که معلوم بود داره الکی اینکارو میکنه منم گفتم برم داخل که گفتم بزار یواشکی نگاه کنم بالای در شیشه بود و یه چهار پایه اوردم و سرمو اوردم بالا که تا پایینو دیدم دیدم دختر داییم کون لخت خابیده رو زمین و پسرا دورشن ترسیدم و نگران شدم خب اون موقع فرق کیرو کسو میدونستم و نمیخواستم برادرم به این زودی با دکتر بازی این موضوع رو بفهمه تو همین فکر بودم که یهو منو دیدن و منم با اخم درو باز کردم و بهشون گفتم که اگه یه بار دیگه اینکارو بکنن به همه میگم.
    دختر داییم فائزه خیلی سرخ شده بود بچه ها بدو بدو رفتن بیرون اما دختر داییم خشکش زده بود منم ولش کردن و اومدم پایید روز بعد باس دوستم تعریف کردم اونم اسکل و جو گیر گفت دختر میخواد کون بده حشریه نیاز داره و منم مثلا درک کردم فائزه رو چند روز بعد رفتیم خونه داییم اینا من سرم تو گوشی بود که فهمیدم بابام داره با داییم درباره ارث بابا بزرگم حرف میزنن و به منو فائزه گفتن برین تو اتاق اما برادم که عین خیالشم نبود نیومد بابامم چیزی نگفت هیچی رفتیم تو اتاق و فائزه هیچ حرفی نمیزد شروع کردم گفتم ببخشیو نباید فضولی میکردم حس هم دردی که یه از دهنم پرید منم نیاز دارم و خود ارضایی میکنن نمیدونم چرا این حرفو زدم شاید جو سخنرانی گرفته بودم
    با این حرفم فائزه یهو زبون باز کرد گفت یعنی چی منم خیلی روشن فکرانه بهش یاد دادن گفتم ما پسرا اینکارو انجوری انجام میدیم شما اما باید دستتون رو بزارین اینجا و تکون بدید که گفت اهان خودش قبلا اینکارو با مالیدن خودش به مبل انجام داده گفت منم معضرت میخام و... شب دیر وقت شد و مامانم موند خونه داییم و بابام چون رفت خونه جا انداختن و منو دختر دایی کنار هم افتادیم و کنارمم داداشم مامان و زن دایی یه اتاق و داییم بیچاره تو پذیرایی تنها خوابم برد که بعد چند دقیقه بلند شدم که دیدم فائزه داره کسشو میماله که یهو چشای باز منو دید ولی چیزی نگفت منم خودمو زدم به خواب که یهو دیدم چسبید بهم کون گرمشو مالید به کیرم که رم سریع شغ شد همینجور ادامه داد خیلی حشری بپد منم حشری شدم دستم گزاشتم رو سینهاش شرو کردم مالیدن اما سینه نداشت و دستمو برم پایین تو شلوارش و گردنشو مکیدم دستم خیس شد کسش خیس خیس بود از رو شرت مالیدم بعدش دستم بردم زیر شرتش داغ داغ بود چوچولشو گرفتم و اه اه میکرد یهو سرشو هل دادم پایین تا ساک بزنه اما سرشو تکون تکون داد و بدش میومد منم منم پتو رو زدم کنار و بزور دهنشو باز کردم و کیرمو کردم تو دهنش بعد یکی دو دقیقه ساک کیرم در اوردم و شرو کردم کسشو لیسیدن میخواست جیغ بزنه که از لب گرفتم نوازشش کردم از اب کسش انگشتمو خیس کردم یه تفم انداختم رو سوراخ تمیز و صورتیش شرو کردم انگشت یه دستی دردش میومد و با دستش هلم میداد اما پاهاشو گرفتمو رو شکم خابوندمش دو انگشتی انگشتش کردم کیرمو مالیدم به کسش بعد سولاخ کونش سرشو فشار دادم داخل اما نمیرفت اونم خودشو شل کرده بو شرو کردم کسشو مالیدن که شل شد و یهو کردم تو کونش جیغ زد یهو ترسیدم دیدم داره اشک میریزه اهمیت ندادم و همین طور تلمبه زدم کیرم داغ شده بو د داشت میترکید سربع ترش کردم وقتی کونش به بدنم میخورد دیونه میشدم کیرمو داوردم کونشو شرو کردم مالیدن چه کون نرمو سفیدی صاف صاف بدون مو کیرم گزاشتم لاپاش از کسش اب میریخت کیرم خیس میکرد روناش گرفتم کیرمو با فشار تا ته کردم تو کونش دیگه نتونستم تحمل کنم داشت ابم میومد یه اه کشیدمو کل ابمو ریختم تو کونش فائزه هم اه اه کرد گفت میسوزه میسوزه خلاصه کلی نوازشش کردم تا ثبح کونشو چسبونده بودم به کیرم دوسال باهم رابطه نداشتیم ولی بازم به هم رسیدیم و کردمش الانم باهمیم و کسشم کردم اگه دوست داشتین بگین اونم بزارم
    ببخشید اگه غلط املایی داشتم با گوشی تایپ کردم ممنون که تا اینجا خوندین در کل هر ایرادی داشت ببخشید

    نوشته: متین

  • 3

  • 21




  • نظرات:
    •   Xxxesfghom
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • سراسر تخمی


    •   Xxxesfghom
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • سراسر تخمی


    •   Ares.1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • تا اومدم نسبت خودت و اقوام رو بخونم خسته شدم!!
      گفتی یه پسر عمو داری ک یه دختر خاله داره که پسر داییش با داداش همسایتون چی میکنن؟!؟؟؟


    •   shahx-1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • همه کنار هم خوابیده بودید شما بی هوا کون اکبندو تا ته فرو کردی اون جیغ کشید بعد هیچ کس بیدار نشد؟؟ تا ثبح!!! مالوندیش؟ با تو کاری ندارم ولی به اون بابای کونیت از قول من بگو اخه واسه بچه اول دبستان گوشی میخرن؟؟؟ (dash)


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • متین عمو جان لکنت زبان داری؟!!


    •   قائم_مقام_حشری
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • متین، پسرگل، داداش، عزیزم، قربونت برم
      ریییییییدییییییییییییییی
      دیگه ننویس لطفا


    •   ARYA52
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • پتو رو زدی کنار شلوارش رو کشیدی پاییت شغ( شق) کردی شرو (شروع)کردی یهو کردی تو کونش اونم جیغ زد تا ثبح ( صبح) هم تو کونش بود بعد شما هم کنار برادر و مامان و بقیه خوابیده بودین؟ چی بهت بگم که لایقش باشی اخه؟


    •   mamadkaraji
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مامان و زندایی و داداشتم که خوابشون انقدر سنگین بود مه اصلا پانشدن


    •   king.artoor
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • غلط املایی یه امر رایجه که بخاطرش نباید کسی رو مسخره و سرزنش کرد،این قبول...
      ولی وقتی یه کسکشی کلمه معذرت رو مینویسه معضرت،شق شد رو مینویسه شغ شد،شروع رو مینویسه شرو و صبح رو مینویسه ثبح آدم دلش میخواد بره دبیر ادبیاتشو پیدا کنه کیرشو ببره برداره بیاره تا ته بکنه تو کون اینی ک اینجوری مینویسه.اخه کجا درس خوندین ک نمیتونین 4تا جمله تایپ کنید


    •   sashaarian
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • نوه بزرگه تویی ؛ وای به حال بقیه نوه ها:)


    •   Erorr.king
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • کسکش من تو اتاقم از ترس اینکه صدا نره بیرون کسی نفهمه جق نمیزنم،بعد تو حال ،کردی دختر مردمو+ کیر هیتلر تو زیر بغلت


    •   Zhazha
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • نظرات علما رو رویت نمودم، فهمیدم که داستان ارزش خوندن نداره.


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ریدم به اون ارث و میراث پدربزرگت


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کاری به کستان تخمیت و نگارش تخمیت ندارم ولی کیر شهوانی هواله فامیله تخمیت و روح پدر بزرگ کونیت مادر فاکر


    •   Tarantinox
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نخوندم داستانتو. کیرم تو حلقت همینطوری?!


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • الان مثلا با کامپیوتر باسواد تر میشدی


      بعد انقد اه ناله کرد کسی بیدار نشد؟


      بیشتر شبیه کودک آزاری بود.


    •   Fuckmehurder
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسشر


    •   Emperatoorxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • معلم ادبیاتتو گاییدم


    •   mehrshad_kh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • معضرت میخوام ولی کیر شغ شدم تو کون ۳ نسلت نه ۴ نسلت


    •   بهروزمهدوی
    • 1 ماه
      • 0

    • کسکش لاشی خودت فهمیدی چی نوشتی کیرم تو تخیلاتت


    •   shahvanii139797
    • 1 ماه
      • 0

    • کس آبجیت پسر جقی ...


    •   PESAR.PIR
    • 1 ماه
      • 0

    • حیدربابایه سلام.واقعا ثبح .معلم کره سگت بایدکونش گذاشت


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 0

    • خودت داستان رو بخون بعد نظر بده ببینم چی مینویسی ؟
      صدا خفه کن داشتید که هیچکس نشنید صداتون رو ؟ فقط خواستی یه سری چرت و پرت بنویسی دیگع ؛ نه؟
      موفق باشی


    •   sikir
    • 1 ماه
      • 0

    • خدایا اینارو شفا نده خواهشا، بذار بخندیم...


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه
      • 0

    • متین جان نویسنده محترم.
      بایدباباتو تو دستگاه پرس ضایعات حلبی و آهن پاره خوابوند و دکمه پلی رو زد.
      نه ،نه اصلا مقصر تو نیستی مقصر اون پدر و مامان جاکشتن که درست تربیتت نکردن و برات گوشی گرفتن.‏‎ ‎


    •   Momoooam
    • 1 ماه
      • 0

    • کسخل شماره ۳


    •   khaaj
    • 1 ماه
      • 1

    • اهاان لخت خوابیده بوود ی شش تا پسرم دورا برش بودن.
      بعد لاشی بغل داداشتو زن داییتو مامانت کردی تو کونش بعد یهوو جیغش رفت بالا اونا هم بیدار نشدن..!
      دوست عزیز جقی صبح اینطوری مینویسند نه ثبح (dash)


    •   پیمان.کامیار
    • 1 ماه
      • 1

    • کسشر حرمت داره نباید به نوشته این بچه جقی ها کسشر گفت
      یک سوالی برام پیش اومده واقعا کی مجبورتون می‌کنه این چرت و پرت هارو بنویسید ؟؟


    •   Abolmaly
    • 1 ماه
      • 0

    • جیغ زد و هیچکسی نفهمید؟!!
      عجب ‌
      مطمئنی که از قسمت جیغ به بعد داستان تو و داییت شروع نمیشه؟!!


    •   kiredivoone
    • 1 ماه
      • 0

    • کص ننه دروغگو


    •   mohammadaziizii42
    • 1 ماه
      • 0

    • کونی ریدی با این داستانت کس کش کیرم تو حلقت بر جقیتو بزن بچه کونی کون گشاد


    •   Payam888
    • 1 ماه
      • 0

    • معضرت _ شغ _ گزاشتم _ ثبح
      آخری رو هیچ رقمه نمی تونم ازت بگذرم؟؟!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو