داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خرابه خلوت (۲)

1399/07/03

...قسمت قبل

سلام دوستان من علی (مستعار) هستم. چند وقت پیش تونستم سومین کون زندگیم رو بکنم(من دوتا داستان دیگه هم نوشتم اسماشون خرابه خلوت و خونه خالی پوریا هست) و هتریک کنم. اگه بخاطر نگارش یا از گی خوشتون نمیاد نخونید بعدن میاین فحش میدن شعور خونوادتون رو نشون میدین. بریم سر اصل داستان.

خوب این اتفاق مال 4 روز پیشه. تقریبا 2 ماه از کردن پوریا می گذشت و من دوباره به سرم زده بود و دنبال کون بودم. (اینم بگم که من بعد از کردن امید و پوریا فهمیدم تو شهرمون چقدر کونی وجود داره که من نمیدونستم) اون روز داشتم بیرون برا خودم راه میرفتم که ی پسری دیدم که خونه شون یکم پایین تر از خونه ما هست اسمشم شایان هست. اومد سلام کرد و از کنارم رد وقتی نگاش کردم دیدم برا کردن چیز بدی نیست. دیگه چشم اونروگرفت من هر روز شایان رو میبینم ی روز میخواستم برم سر کوچه خرید کنم که دیدم شایان با دوستش روبروی خونمون نشستن بعد سلام من رفتم و خریدم رو کردم برگشتم رفتم پششون دیگه صحبت کردن اینا من چسپیده بود به شایان و کیرم بزرگ شده بود که گفتیم فردا با هم بریم بیرون منم گفت باشه قرار بود دوست شایانم باهمون بیاد اون روز گذشت و من برگشتم خونه (البته اینم بگم که شایان از قبل این ماجرا تو محله و منطقه پیچیده بود که شایان به یکی دونفر کون داده خودش انکار میکرد ولی همه میدونستیم منم بخاطر این پیش خودم فکر کردم که جور کردنش نباید انقدر ها هم سخت باشه) فردا اومد شایان اومد دنبالم رفتیم بیرون شایان گفت بریم دنبال دوستم منم گفتم از خوشم نمیاد و نرو که با اصرار من دیگه نرفت رفتیم محله بالا نشستیم حرف زدن بعد یکم حرف زدن صحبت به سمت جق و پورن کشید که گفت شایان راسته میگن تو کون دادی اونم گفت نه منم شیطون گل کرد دست زدم به کونش گفتی ایو به کیا دادی راست بگو شایان جواب نداد و به کونم دست زد دیگه منم به کیرش که بعد از یکم دست مالی خسته شدیم منم نمیخوام یکیو گول بزنم که بکنمش واقیعت رو میگم بهش گفتم شایان الان هم من حوصله ندارم هم تو میای ی کاری کنم به هر دومون خوش بگذره گفت چی گفتم همو بمالیم که گفت نه تو مسخره ایا منم گفت فقط میمالیم به هم حال میدیم بعد تموم میشه خوش میگذره بعد از یکم اصرار قبول کرد دیگه کجا از خرابه خلوت بهتر رفتیم اونجا (البته اینم بگم که خرابه خلوت محل کون کردن چندین منطقه بود هرکی مکان نداشت میومد اونجا مردم عادی اصلا نزدیک اونجا نمیشدن برا این امنیت داشت و شایان هم دوتا کون قبلیشو انجا داده بود) رفتم تو شروع کردیم مالیدن بعد یکم مالیدن شروع کردیم لب گرفتن منم از پشت کونشو فشار میدادم که اون گفت بسه دیگه منم چون زورم از بیشتر بود نزاشتم ولی یکم عقب رفت گفت دیگه بسه گفتیم فقط مالیدن منم گفتم میدونم دوتا کون دادی یکی هم به من بده اونم گفت گوه نخور گفتم همه میدونم الان هیچکس اینجا نیست و هم من حال میکنم هم تو مثل الان که همو مالیدیم بعدشم گفتم اگه هم ندی به زور میکنمت شایانم یکم فکر کرد و گفت منم باید بکنم ولی زود تمومش میکنیم دیگه رفتم اتاق کوچیک و معروفه خرابه خلوت که به هیچ کجا دید نداره و پتو و موکت هم داره. شایان دست کرد کیرم رو گرفت بزارید مشخصاتم رو بگم قدم 171 وزن 63 وزن کم کردم تو این 3 ماه و اندازه کیرم 17 سنمم 18 شایان هم قد 160 سن 15 اندازه کیر شاید 13 سانت دیگه شایان مالیدش شلوارم رو در اوردم و کیرم و گرفت دست جق زدن شلوار اونم در آوردم نشستیم زمین گفت اول من گفتم بزرگترم هم سن هم کیرم من زود توممش میکنم شایان ی باشه گفت برگشت ی بدن و کون بی مو و کوچیک رفتم ی بوس کوچیک از کونش کردم و کیرم رو تف مالی کردم و سوراخ اون رو و بعد یکم مالش و گیر دادن بازش کردم البته باز هم بود چون قبلا کرده بودن توش دیگه داشتم سرعتم رو میبردم بالا شایان هم آه و ناله هاش دیگه از خودم بیخود شدم و سرعت رو خیلی زیاد کردم دست های شایانم گرفتم پشتش و به هم فوش میدادم اون دیگه داشت گریه میکرد به مادر و خواهر و پدر همه کسی که داشت فوش میدادم چون این شایان کونی چند سال قبل برام شایعه ساخته بود و تو بچگی هم ی بار با اون خواهر کونیش که اونم در آینده میگام منو زده بودن چون اسباب بازیش رو شکسته بودم دیگه انقد سرعت زیاد بود صدای تخمام تمام اتاق رو گرفت بود به شایان هم فحش میدام و تف بهش میکردم بعد 7یا 6 دیقیه کردنش آبم داشت میومد دستش رو ول کردم دهنش رو گرفتم رو نشستم روش تمام آبم رو خالی کردم کونش بعد رفتم نسشتم گوشه اتاق اونم یکم رو زمین موند و گریه ش تموم شد و میخاست بلند شه که بره نتونست چون مادرش رو کرده بودم منم دلم به حالش سوخت رفتم کمکش کردم گفت چرا اینکار رو کردی بهش گفتم بعد میخواست بره که گفت به هرکی بگی میام خواهرتم میکنم مادر جنده اونم میخواست دوباره گریه کنه که نزاشتم شلوارم رو پوشیدم خودم رو مرتب کردم و رفتم باهاش تا محله پایین از اونجا برگشت خونه الان 2روزکه از خونه بیرون نیومده ولی امروز صبح که میخواستم آشغال هارو بدم ماشین آشعالی دیدمش و اوضاعش بد نبود دیگه نگامم نکرد منم به کیرم نگرفتم.

اینم از داستان من امید وارم خوشتون اومده باشه این سومین کون من در زندگی بود امید وار در آینده بتونم کص هم بکنم داستانش رو براتون بنویسم و هیچی به پای کص نمیرسه. شهر مام که کوچیک و همه غیرتی کار خاصی نمیتونی بکنی.

نوشته: z.z


👍 3
👎 20
9600 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919196
2020-09-24 00:48:58 +0330 +0330

خرابه ها چقدر شلوغ پولوغ شده.
خخخخخ

1 ❤️

919292
2020-09-24 12:42:44 +0330 +0330

از مرودشت یا شیراز کسی هس بیاد.۳۰ سالمه مرودشت مکان دارم فاعلم و مورد اعتماد .ایدی تلگرامم marvdasht0728

0 ❤️

919308
2020-09-24 14:44:21 +0330 +0330

آشغال

1 ❤️

919319
2020-09-24 15:33:59 +0330 +0330

امیر چه خبر؟

0 ❤️

919350
2020-09-24 18:51:56 +0330 +0330

حالاشانس اوردطرف که توبزورهیچکسونمیکنی،

0 ❤️

919578
2020-09-25 15:47:55 +0330 +0330

سلام. یه خانوم خوب از ارومیه میخوام . ساپورت مالی عالی ۰۹۰۲۳۷۹۹۴۵۹…

0 ❤️

919593
2020-09-25 17:47:19 +0330 +0330

تو از کجا میدونستی شایان دوبار از اون خرابه کون داده؟

0 ❤️

919805
2020-09-26 12:36:26 +0330 +0330

داستانتو خوندم ولی از نوشتنت فهمیدم که کونی داستان خودتی نه شایان حاضرم شرط ببندم

0 ❤️







Top Bottom