داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خسرو ناهید را دوست دارد

1398/10/29

سلام به همه دوستان
این نوشتار قسمتی از داستان «خسرو ناهید را دوست دارد» اثر آقای علی سلطانی هست
فاقد متن اروتیک
خواستم بین این همه داستان مزخرف نظرتونو به این داستان زیبا جلب کنم تا اگه علاقه داشتید خودتون بقیه شو بخونید و داستان نویس هامون هم با اصول نوشتاری و علایم نگارشی و شکل صحیح املای کلمات آشنا بشن.


همه داشتند برای مراسم خواستگاری تنها نوه ی دختر، یکی یدونه ی ماه بانو،، گیسو کمند عمو فرهاد و چشم عسلیِ عمه فرحناز …که همیشه با خسرو سرِ رنگ این چشم دعوا داشتند، آماده میشدند.
راستش خسرو همیشه میگفت چشمان ناهید قهوه ای روشن است.
ناهید آنقدر تو دل برو بود که تمامِ فامیل زیباییش را هی به رخ میکشیدند.
مراسم خواستگاری اش هم بیشتر به نامزدی میماند و همگی در خانه ی ماه بانو جمع شده بودنند تا ببیند این پسر کیست که جرات کرده بگوید خاطرخواهِ ناهید است!
البته مادرش پریدخت با این وصلت موافق بود و میگفت خانواده ی با اصالتی هستند و پسرشان تحصیل کرده است و مهندسی اش را از خارج گرفته!
خلاصه همگی جمع بودند و منتظرِ فرخ "برادر ناهید"که چند روزی بود به مسافرت رفته، به خانه ی ماه بانو بیاید.

پریدخت داشت با آب و تاب از خانواده ی داماد تعریف میکرد که خسرو با همان موهای پریشان و ریش و سبیل نامرتب و لباس های بی نظم که همه ی این ها با سازی که از دوشش آویزان بود تکمیل میشد،،وارد خانه شد.
همیشه ی خدا دیر می آمد و هر چند کم حرف بود اما همیشه تیکه ی تازه ای داشت که همه را بخنداند.
اینبار اما حرفی نزد و با سلامی خشک از کنار جمع عبور کرد و رفت بر دستان ماه بانو بوسه ای زد.
ماه بانو دماغش را بالا کشید و چپ چپ نگاهش کرد که یعنی خیلی بوی سیگار میدهی!
در همین حال ناهید با خانه تماس گرفت و گفت ماشینش جلوی آرایشگاه خراب شده است!
ماه بانو به خسرو که تنها مرد جوانِ جمع بود اشاره کرد دنبال ناهید برود.
خسرو سری تکان داد و از مجلس خارج شد.

ناهید به محض دیدن خسرو در آن حال مستاصل انگار که نفت در اجاقش ریخته باشند دماغش را جمع کرد و خندید.

_قربونِ پسر عمویِ مطربم برم که همیشه به دادم میرسه…

خسرو ابتدا حرفی نزد و چهره ی آرایش شده ی ناهید را نگاه کرد

_تو که آرایش نمیخواهی جیران

_چی؟ جیران!؟

_بشین بریم که دیر برسیم ماه بانو شلوارمو وسطِ جمع در می آره

_عهههه؟!پس دیر بریم!

_خفه شو بشین دختره ی زشته لوس.

وارد خانه که شدند همه کِل کشیدند و سوت و جیغ و ما این دختر را شوهر نمیدهیم راه انداختند.
ساکت که شدند ماه بانو به خسرو لبخندی زد و گفت دست بجنبان پسر، از پدر مادرت که آبی گرم نمیشود،،دلم میخواهد این چنین روزی را برای تو ببینم و همگی شروع کردنند به گفتن اسامی دخترهای فامیل!
اما هیچکس نمی دانست
هیچکس نفهمیده بود… .
خسرو ، ناهید را دوست دارد!

?علی سلطانی
فرستنده: پریا


👍 12
👎 14
25963 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

837879
2020-01-19 20:07:45 +0330 +0330

خانم پریا زیبایی داستان رو انکار نمیکنم اما هر چیزی یه جایی داره…


837881
2020-01-19 20:09:13 +0330 +0330

تو سایت سکسی این داستان مزخرف ترین داستانه


837886
2020-01-19 20:12:12 +0330 +0330

ملت رد دادن (dash)
هر سخن جایی و هر نکته مکانی…


837894
2020-01-19 20:16:55 +0330 +0330

پریا بانو، خواستی بگوزی، ریدی!!! علائم نگارشی داستان اصلی شاید استاندارد بوده باشن، تو عجله ای تایپ کردی داستان شده.
ازونطرف، من نمیدونم تقصیر توئه یا نویسنده اصلی، این متن هم پاراگراف بندیش ریده!

سوما، جای اینطور چیزی تو انجمن بود نه تو بخش داستانا. بخاطر همین یکی دیس دادم :)


837907
2020-01-19 20:31:47 +0330 +0330

پریا بانو
اسمت منو یاد اولین دوست دخترم انداخت
تنها بار مثبت داستانت برای من همین بود

3 ❤️

837912
2020-01-19 20:38:36 +0330 +0330

از فردا منم در مورد نظرات سارتر پیرامون اگزیستانسیالیسم و لازمه اون برای خود آگاهی براتون مطلب می ذارم. اینجا مثل اینکه هر کی هر کاری دلش بخواد می تونه بکنه.


837913
2020-01-19 20:40:43 +0330 +0330
NA

سلام اومدم بگم shah-x عزیز کم پیدایی نیستی؟!

4 ❤️

837921
2020-01-19 20:54:03 +0330 +0330

خب به کیرم …

5 ❤️

837931
2020-01-19 21:12:01 +0330 +0330

این سایت سکسیه نه ادبی, این داستان در نهایت زیبایی جاش اینجا نیست,البته با کمال احترام برای شما که زحمت آگاه کردن بعضی دوستان نویسنده نما رو کشیدید.

7 ❤️

837938
2020-01-19 21:18:56 +0330 +0330

ب کیرم که دوست دارد

5 ❤️

837961
2020-01-19 21:40:00 +0330 +0330

داستانت به طور معمول متوسط یا حتی یکم پایینتر بود
حالا درسته جای این داستان اینجا نیست ولی خدایی پاره شدم از بس گی و چسناله و کسشعر خوندم(مشکلم با گی تعددشه)
مخصوصا با کسخلایی که چند وقت اخیر پیدا شدن
پس فعلا بهت یه لایک میدم وضع که معمولی شد میام پسش میگیرم (rolling)

7 ❤️

837967
2020-01-19 21:51:49 +0330 +0330

داستان بود يا ليست اسامي فاميلاتون (dash)

3 ❤️

837979
2020-01-19 22:25:44 +0330 +0330

انقد اون اولش اسم بردی و تعریف کردی از خوندن ادامش منصرف شدم بعدی.

4 ❤️

837989
2020-01-19 22:57:22 +0330 +0330

بنظرم صبر میکردی علی سلطانی اروتیک مینوشت بعد میذاشتی اینجا بهتر نبود؟؟؟
من دلیل دوتا ویرگول پشت سر هم رو متوجه نشدم میشه راهنمایی کنید!!!؟پاراگراف و نقطا هم تو سر من بخوره.
خیلی داستان های جالبی آپ میشد جای یکیشم شما اشغال کردی،داستان بدون سکس؟؟؟
فقط داستانTheBitchKing خار داشت آیا؟؟؟


838011
2020-01-20 01:04:23 +0330 +0330

سلام خدمت پریا خانوم از حسن انتخابت سپاسگزارم خیلی قشنگ بود من کجا میتونم ادامه داستان رو پیدا کنم

3 ❤️

838017
2020-01-20 02:01:54 +0330 +0330

هر چی پشم داشتم ریخت
همین الان دارم دقیقا همین داستانو به صورت پادکست گوش میدم 😎

3 ❤️

838026
2020-01-20 03:00:17 +0330 +0330

بانو پریا
این طور فکر نکنید که هرکس تو این سایت هست اهل مطالعه و کتاب نباشه. برعکس، منتها در این سایت همه طالب داستان سکسی هستند. داستان شما مناسب این سایت نیست.


838028
2020-01-20 03:05:18 +0330 +0330

ما هیچ
ما نگاه …

7 ❤️

838031
2020-01-20 03:38:18 +0330 +0330

سلام
یاد پازل بازی افتادم، معمولا از گوشه شروع میکردیم تا کاملش کنیم، وقتی یه تکه از وسطشو پیدا میکردیم میذاشتیمش کنار… شما در واقع یه قسمتی از داستانو انتخاب کردین که مخاطب گیج میشه، میشد یه تو ضیح مختصر اول داستان میدادین، بقولی اسم فامیل مارو گیج کرد…
نکته بعدی اینه که : زمانی داستانِ فاقد درون مایه سکسی، لایک و انرژی مثبت میگیره که نویسنده یکی از افراد مشهور سایت و دارای دایره دوستان بیشتری باشه، میتونی به داستانهایی که بیشترین لایک رو گرفتن سر بزنی و متوجه بشی

4 ❤️

838037
2020-01-20 03:48:30 +0330 +0330

توهین‌آمیز

اولش فکر کردم که واقعا یک متن درست خواهم خوند ولی متاسفانه اولش گوشزد کردی که می‌خواهی از نظر املا و انشا و نگارش به ما درس بدی که ریدی. آخه تو که نمی‌دونی معنی املا و انشا چیه مگه مجبوری توهین کنی؟ تقریبا در هر خط یکی دو تا غلط داشتی که چند تا را می‌نویسم.

غلط: اثر آقای سلطانی هست.
صحیح: اثر آقای سلطانی است.

غلط: وسط جمع در می آره
صحیح:
محاوره‌ای: وسط جمع در میاره
ادبی: وسط جمع در می‌آورد

غلط: دختره ی زشته لوس
صحیح: دختره‌ی زشتِ لوس

البته فاصله‌های بیخود بین خطوط و علائم بی‌معنی و غلط‌های دیگه را میذارم کنار. شاشیدم به نگارشت. دیگه دم از املا و انشا هم نزنید لطفا. داستانت جاش اینجا نبود. فکر نکن که جای داستانت در تاپیک دیگه باید باشه، جای داستانت دقیقا در زباله‌دان است. دیگه ببخشید که رک و پوست کنده جواب دادم، آخه توهین به شعور من و خیلی از خوانندگان کرده بودی و مجبور شدم اینجوری جواب بدم.

ها کـُ‌کا


838040
2020-01-20 04:12:09 +0330 +0330

خداقوت خسته نباشی…
قبل از هرسخنی باید یک تذکر دوستانه به جنابعالی بدهم که هیچوقت بجای نویسنده اظهار نظر نفرمایید پریاخانم…کسی اگر خط و قلمش خوب باشد بقیه اعلام میکنندو با تعریف و تمجید و نقدو بررسی ازایشان قدردانی کرده و تمام میشود.
حالا چرا گفتم اظهار نظر…هیچوقت یک نویسنده نمیآید بگوید داستانم را بخوانید و نگارش و جمله بندی و …وخیلی جیزهای دیگررا ازمن یاد بگیرید.این کارشما کلا نویسنده این داستان را باخاک یکسان کرد و ناخاسته بایشون توهین کردید.البته اگرنظر ایشان بوده و شما اینجا عنوان کردید .جوابش یه کلمه است …دستتو بذار پشتت درکونتو بگیر.

ببخشید بابت بی ادبیم چون حقش بود مگه بقیه اینجا ازپشت کوه آمدن که طرف دور. برداشته و میخاد آموزش بده
.
درمورد داستانتون .بدون مقدمه شروع کرده تعریف کردن و خیلی جاها کلمات تکراری توی دوخط گنجادن.مثل همیشه.
حرف. ی. خیلی بکار برده بود مثلا خانواده ی داماد…اینجا …ی حرف اضافس.اشکال زیاد داشت داستانتون من که نویسنده نیستم ازروی خوندن داستانهای بچه های سایت و کامنتهای عزیزان یچیزایی یاد گرفتم و مسائل فوق را عرض کردم …
درمورد جایگاه داستانتون هم عرض کنم. مثل این میماند که هنرپیشه فیلم پورن چادر سرش کنه و عموجانی برود به خواسگاریش
متوجه مثالم نشدی فهمیدم
دوست عزیز اینجا همه آماده شلیک هستند و این داستان شما بدر اینجا نمیخورد.
بخاطر اینکه فکرو ذهن بچه هارو از گیهای تکراری این چندروز خارج کردید لایک میکنمتون.ولی به نویسنده بگید هیچوقت اینحرفو دیگه نزنه …ازمن نگارش باد بگیرید. 🌹 موفق باشی پریا.

4 ❤️

838052
2020-01-20 05:32:14 +0330 +0330

قشنگ و شاعرانه بود

0 ❤️

838053
2020-01-20 05:32:14 +0330 +0330

???

1 ❤️

838070
2020-01-20 07:46:04 +0330 +0330

زیبا بوده است !

2 ❤️

838159
2020-01-20 16:21:39 +0330 +0330
NA

فقط اسمشو خوندم و این اومد ب ذهنم

خسرو ناهید را دوست دارد

خب به کیرم

3 ❤️

838185
2020-01-20 17:14:14 +0330 +0330

کثخول موسخولی چیزی هستی انگار
یاد جملهٔ معروف مرده گوزید کفن پاره شد افتادم.
چیز میز زدی اومدی شهوانی؟

2 ❤️

838188
2020-01-20 17:23:24 +0330 +0330

اخه گلابی این جاش اینجاس داستان سکسی …
چس ناله که کیر بلند نمیکنه

2 ❤️

838198
2020-01-20 17:37:30 +0330 +0330

?

2 ❤️

838483
2020-01-21 03:55:16 +0330 +0330

اولا که بل عنوان داستانت تا اسم خسرو رو آوردی تا آخر داستانت لو رفت.ضمنا مردم میان اینجا همون مزخرفاتی که فرمودین رو بخونن.وگرنه این چیزایی که شما نوشتین رو تو مجله خانواده سبز میتونن بخونن‌.اونهایی که فقط دنبال اثبات غیرواقعی بودن داستان ها هستن یا فحاشی میکنن زیاد نیست.البته بعضی داستان ها لایق فحش هستن بماند

1 ❤️







Top Bottom