خواب سبک خواهرم

    1398/2/26

    با سلام.من سینا هستم.متولد ۷۱ .خواستم یه داستان واقعی از خودم را بزارم .چون این حرف ها رو نمیشه جایی واسه کسی بگی .و تنها راه نوشتن بصورت ناشناس هست.دوستانی هم که میان فحش میدن در واقع به خودشون توهین میکنن.چون اگه این کار ها عیب داره اینجا نیایید .من یه ابجی دارم که متولد ۷۴ هست و اسم مستعارش راحله هستش.ابجی من معلم هست و مجرد.خودمم توی یه شرکت خصوصی کار میکنم.خلاصه این خواهر من خیلی خوش اندام و خوشتیپ هست .و من همیشه توی نخ اندامش بودم.تا این که تصمیم گرفتم این رو یه جوری بهش بفهمونم.چون بقیه ی خواهر برادرام ازدواج کردن و فقط من و راحله با پدر مادر زندگی میکنیم اکثرا بعد ظهر ها توی خونه تنهاییم .و شب ها با هم میریم بازار و تفریح .این رو هم بگم که خیلی با هم راحتیم و راحت حرف هامون رو بهم میگیم.از دستکاری لباس های زیرش تصمیم گرفتم بهش بفهمونم که بهش حس دارم.زیاد میرفتم سراغ کمد هاش و یه جوری عمدا بهم میریختم که متوجه بشه.یه شرت ابی اسمونی داشت که وقتی تصور میکردم کونش رو توی این شرت اصلا دیوونه میشدم.و هر وقت توی خونه تنها بودم میپوشیدمش و خوب میمیالیدمش به کیرم.دیگه قشنگ فهمیده بود و خودش هم انگار بدش میومد و شوخی های فیزیکیش باهام زیاد شده بود.یه شب که باهم رفته بودیم شهر بازی که عاشق بازی هاش بود توی صف چرخ و فلک که خیلی دوست داشت از پشت چسبیدم بهش و قشنگ کیرم را گذاشتم بین پاهاش ولی خیلی زود پشیمون شدم و ازش فاصله گرفتم و قشنگ دیگه بهش فهموندم که عاشق بدنش هستم. ولی خیلی سخت بود واسم که پیشنهاد بدم یا علنی بکنمش چون از بعدش ترس داشتم. تا این که تصمیم گرفتم توی خواب برم سراغش و جوری باشه که روبرو نشیم با هم .کلی دنبال فرصت بودم تا این که یکی از فامیل مریض شد و پدر مادرم رفتن شهرستان و من و راحله به خاطر کارمون مجبور شدیم خونه تنها باشیم .ظهر یکم زوتر ناهار گرفتم و اومدم و راحله هم از مدرسه تموم شد و برگشت و ناهارمون رو خوردیم و طبق معمول رفت توی اتاقش بخوابه. من هم یکم روی مبل لم دادم و منتظر بودم مثلا خوابش ببره.
    بعد از نیم ساعت رفتم توی اتاقش و یه صحنه ی عجیب دیدم.به پهلو خوابیده بود و یه شلوارک صورتی پاش بود و تاپش رو هم برده بود بالا که کمرش کامل مشخص بود.با این صحنه یعنی ذوق زده شدم.رفتم اروم کنار تختش نشستم و واسه امتحان کردنش دست گذاشتم روی پهلوش و صداش زدم و دیدم جوابی نداد و قشنگ تابلو بود که بیداره چون نفسش حبس شده بود .منم جراتم رو بیشتر کردم و اروم دست کشیدم به کمرش ودیگه عکس العملی ندیدم و کنارش دراز کشیدم.از پشت چسبیدم بهش و دست انداختم دور شکمش و شروع کردم به مالیدن شکمش .بعدش دست میکشیدم روی سینه اش و نوک سینه هاش رو فشار میدادم.سرم رو بردم توی موهاش و اروم گردنش رو میبوسیدم.کامل شل گرفته بود بدنش رو خودش رو انداخته بود توی بغلم.یه ربع ساعتی که گذشت و خوب مالوندمش رفتم سراغ کسش و اروم دست میکشیدم روش که دیدم کامل خیسه و باهاش بازی میکردم .دیگه نفس هاش به شماره افتاده بود و توی بغلم عین یه بچه بود.اروم شلوارش رو کشیدم پایین و کیرم را گذاشتم لای پاش و یکم کونش رو از هم باز کردم و قشنگ گذاشتم بین کونش .دوباره رفتم سراغ شکم و کسش که دیدم پر از آب شده .انقد داغ شده بود که دیگه نفساش تابلو شده بود و منم یکم کشیدم عقب خودم رو و کیرم رو یکم اب دهن زدم بهش و اروم تنظیم کردم روی سوراخش و اروم سرش رو بردم داخل که دیدم خودش رو کشید جلو و کونش رو محکم گرفت .کیرم دراز نیس ولی خیلی کلفته و قشنگ معلوم بود که داخل نمیره .واسه همین اصرار نکردم و کیرم رو یکم خیس کردم و گذاشتم بین پاهاش که تازه موهاش رو زده بود و سفید و براق بود.انقد اب کسش ریخته بود که کیرم قشنگ بین پاهاش عقب جلو میشد و چند دقیقه ادامه دادم که اب کیرم اومد و با فشار بین پاهاش خالی شد و اونم چند بار ارضا شده بود و دستمال اوردم و بین پاهاشو تمیز کردم و شلوارش و پیرهنش رو مرتب کردم و رفتم .بعد از ظهر هم دوتامون چن ساعت خوابیدیم و شب رفتیم بیرون و دوتامون سرحال بودیم و ماجرای ظهر رو هم رو خودمون نمیوردیم.اون عطش سکس یکم کمتر شد بینمون و دیگه بعدش اتفاق نیوفتاد.الانم دوتامون در آستانه ی ازدواجیم. میدونم الان دوستان همیشه در صحنه میان و چرت و پرت میگن ولی مهم نیس.خواستم داستان واقعی زندگیم رو بدونین.با تشکر از سایت خوبتون.


    نوشته: حامد

  • 22

  • 39




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • باز هم مریض شدم فامیل در شهرستان و حماسه ای دیگر ...


    •   majidlovem
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • من الان چطور بفهمونمت پسرا هم میتونن باهم ازدواج کنن بیام سامورایی بگامت


    •   myous
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • کوس آبجیت .. اونقد کیری هستی که کسی بهت پا نمیده اومدی از آرزوهای تخمیت نوشتی.. هررری


    •   دونالدترامپ70
    • 3 ماه،1 هفته
      • 15

    • کیر تک تک خدمه ناو آبراهام لینکن تو کونت


    •   Plasman
    • 3 ماه،1 هفته
      • 8

    • کله کیری دو دقه لاپایی زدی بعد میگی اونم چند بار ارضا شد؟
      حالا ارضا شدن چند باره طرف مقابل شده شربت که همه باید بنویسن.
      فاک


    •   روحم.شاد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 8

    • خوبه نگفتی (تو آسمونا بودم)!


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • من فانتزی مامان یکی بودم اجیشم بودم پولی ولی تصور واقعیش برام وحشتناکه.خاک توسرت ک توخواب به اجیت تعارض کردی


    •   ap1735
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • فاک


    •   م.طلوع
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند ! رابطه خوب رو با قاطی کردن نگاه ناپاک خراب نکنید .. خانواده و خواهر ناموس آدم هستن ، آدم هر جوری فکر میکنه غیرتش قبول نمیکنه یکی بخواد نگاه چپ به خانواده ش داشته باشه بعد چطور میشه یکی میاد به خواهر خودش تعارض میکنه ؟


      اگر ابعادی غیر از بیماری های روحی و سرخوردگی میدونید بگید روشن بشیم


    •   757Misam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام
      داستان جالبی بود ممنون که نوشتی


    •   shaokahn98913
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • چرت و پرت میگن کی مااااا !!!!!!!!!!؟؟


      شوخی میکنی ههههههه!!!!!


      نه بابا فحشت نمیدیم ولی یه مثالی هست که قدیمی ها گفتن نسل به نسل هم گشته گفتم بد نیست تو هم بدونی..


      میگن که جنده رو تو شیشه هم بکنی بازم کصش رو به شیشه میماله و به خلق الله میگه من جنده ام..ههههههه


      در مورد آبجی شما هم این مورد صدق میکنه .. دوست جقولیسم ما خواهر شما جنده است و عاشق سکس و اگر نه اینکه یه دختر اگر بخواد عفتش رو نگه داره توی یه گله گرگ هم که باشه بازهم سالم بیرون میاد عفتش سر جاشه.
      مطمئن باش خواهرت به کسای دیگه هم پا داده واگرنه با دراز دستی که تو خدمت ایشون داشتی کمترین کار پاپیون کردن خایه هات دور گردنت بود..
      راحت باش اوم اوپنه بزن که خواهر اوپنت واسه تو غنیمته.
      اما اینو بدون سکس با محارم از دید ایرانی ها با معرفت و اهل عقل و منطق و شعور مردوده مردود..


      پس کیرملت عزیز ایران تو دهنت ننویس !!!!


      آخ آخ پاک داشت یادم میرفت یه چند وقتی هستش که این آق مهدی کاربر محترم و اهل دل سایت شهوانی پیداشون نیست .. انشالله هرجا هست خوش خرم باشه..
      این بزرگ مرد اگه بود با جمله مبارک و فرخنده ی که شامل حال شما و سایر هم کیشانت در عرصه بی غیرتی بود میفرمودند: کیرم تو روح پرفتوحت عنترررررر محارم ننویس


      راست میفرمایند آق مهدی ما . بوزینه ننویس..


    •   Koslis_kermani
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ب فرض کل داستان واقعی باشه ولی اون یه کلمه ک گفتی چند بار ارضاع شد ریدی چون دختر و خانم ها نصبت ب مردا دیر انزالن اوسکول


    •   Quf_x
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • واقعا خون اون جونای بدبخت که تو اوج جوونیشون رفتن جبهه واس ناموص مملکتشون ، با جنده کردن خواهرت ن تنها پایمال میشه بلکه به گه کشیده میشه ! پس کیر تمام افرادی که داستان رو دیس میکنن خشک خشک تو کونت تا دفعه بعد نیای ترویج جندگی کنی ! هم خودت هم آبجی بی شرم و حیا و کثافطت !


      بعدشم کیر رییس جمهور کره شمالی تو کون کسایی که لایک کردن ! (چون شما جرمتون کمتره کیر کوچیک تر حوالتون کردم)


    •   Mehrdad.r.a
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • چند بار ارضا شد؟ چرا همه ی اونایی که حتی لاپایی میکنن طرفشون چند بار ارضا میشه؟ چطوری واقعا؟ و این هم خیلی جالبه که دختر ها و زنهای ایرانی کلا ترس به گا رفتن دارن و حتی یه سری هاشون آب روی شکم بریزی میترسن حامله بشن، بعد چطوریه همه ی دختر و زن ها توی داستان ها اب رو لای پاهاشون خالی میکنن عین خیالشون نیست؟ عجبا!!!!!


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • بابا جان جق بزن ولی کسشعر ننویس ای کیرم تو مغزت


    •   Ahmadms
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • من کاری ندارم ولی چرا بعضیا داستان محارم میخونند و بعدش به نویسنده دری وری نسار میکنند


    •   DAmirksdk
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کییییییریییییی بود


    •   bhzd-fantasies
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • امیدوارم بازم با هم باشید


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • لعنت خدا بر عنقلابیون،که مملکتو به لجن کشیدند.
      دین همه جونها به گردنتون.
      دین همه فقرا به گردنتون
      دین آب وبرق مجانی به پاچه تون.
      صد رحمت به کفن دزد قبلی
      یه عدد بست پلاستیکی سیم کشی دو هزار تومن.
      مرگ بر خودتون، پولتون اسلامتون،خداتون.
      آمریکا و ترامپ هیچی خود خدا هم حریفشون نیست.
      کارشون تزریق ترس به دل مردمه و تمام.


      تو هم (نویسنده کصتان)اینا بدبختت کردن جرأت و ناموستو گرفتن.
      اگه آزادی و آموزش لازم داشتی اینطوری گل به سر و بی ناموس نمیشدی.
      اسلام ناب محمدی اینها همینه و بس.


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • لعنت خدا بر عنقلابیون،که مملکتو به لجن کشیدند.
      دین همه جونها به گردنتون.
      دین همه فقرا به گردنتون
      دین آب وبرق مجانی به پاچه تون.
      صد رحمت به کفن دزد قبلی
      یه عدد بست پلاستیکی سیم کشی دو هزار تومن.
      مرگ بر خودتون، پولتون اسلامتون،خداتون.
      آمریکا و ترامپ هیچی خود خدا هم حریفشون نیست.
      کارشون تزریق ترس به دل مردمه و تمام.


      تو هم (نویسنده کصتان)اینا بدبختت کردن جرأت و ناموستو گرفتن.
      اگه آزادی و آموزش لازم داشتی اینطوری گل به سر و بی ناموس نمیشدی.
      اسلام ناب محمدی اینها همینه و بس.


    •   امیرموتوری
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • اه پرودگارا پناه میبرم به تو
      کس کش روح مرحوم خاشقچی در عذابه از این داستان گوهت - ایا پدرت بهت یاد نداده با خوانندگان این سایت درست صحبت کنی - فلش 32 گیگ تو کون بابات


    •   alireza_shz_sex
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • دنبال پسر 16-17 ساله سفید شیراز


    •   ehsan balae
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • لامصب کیر و کص بخواره محارم نمی‌شناسه


    •   hess65
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • من اگه این داستانو برا خودت تعریف کنم باور میکنی؟


    •   سیدعلی55555
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی جمهوری اسلامی وطرفدارانش که میان در اینجا وصدها سایت ورسانه و .... از زمان شاهنشاه آریامهر پهلوی بد میگن وهزاران دروغ وتهمت و... تحویل میدهند ... حالا تحویل بگیرند ... سن فحشا رسیده به 14 سال .... تا این تاریخ 5000 میلیارددلار در 40 سال اختلاس وحیف ومیل کرده اند و الان هم پولها در اوج تحریم میره سوریه ( بشاراسد) ولبنان(حزب الله ) وفلسطین( حماس وجهاد اسلام ) وبحرین ( انصار شیعه) و یمن ( احوثی وانصارالله )و عراق( اصحاب الحق و حشدالشعبی ) وافغانستان ( سپاه فاطمیون و طالبان والقاعده ) و نیجریه و ... ( بوکوحرام ) و کنیا و...( الشباب ) و کشمیر هند ( داعش) وپاکستان ( سپاه زینبیون)....و.... و.... آنوقت کودک دختر 14 ساله بنام 17 ساله تن فروشی کنه .... با اون قرار ودیدم طفل خردساله و خانواده اش شدیداً مستاجر و همگی تن فروش میکنند ... -همین الان به تاپیکهای روز جمعه 27 اردیبهشت1398 برابر 17 MAYمی 2019 سربزنید ...


    •   Cigarette_after_sex
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • گزاشتی لاپاش و اون چند بار ارضا شد؟؟؟
      چقدر واقعی بود پسر


    •   kiredivoone
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کص ننت


    •   amiralilol
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ملت چقد حرفه ای شدن که با لاپایی ارضا میکنن


    •   passionoffly
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • عجب جالبه که همه تو شهرستان فامیل دارن و مریض که میشن میرن عیادتش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو