خوابِ شیرین (۱)

1399/10/23

+“” مَرده از خیابون رد میشد , یه زن خوشگل دید . گفت : " خانوم اگر پنج میلیون بدم , میشه سینه هاتو گاز بگیرم "! زنه قبول کرد . رفتن خونه , مرده شروع کرد به بوسیدن و مالیدن و زبون زدنِ سینه هاش . زنه گفت : آقا چرا گاز نمیگیری !؟ مرده جواب داد آخه پول ندارم !!! 😂 “”
-خخخخ دیووونه . اینارو از کجا پیدا میکنی ؟
+من دیوونه ی توام دیگه دلبرررر … اینارو رفیقای بیکارم میفرستن . حالا ببینم ; اگه یه میلیارد بدم , اجازه هست لباتون رو گاز بگیرم بانوی من !؟
-اووووم … اونوقت اگر پول نداشتی چی آاااقا ؟
+خب می تونی خودم رو گرو برداری ! 😂
-خیلییی پرررویی اییییش … دوس پسر به این پرویی نایابه واقعا .
+دست شما درد نکنه … حالا من شدم دوس پسر !؟؟ نامزدمی ها روانی …!
-نخیرم آقااااا … شما تا ابد تنها دوست پسرِ منی که با هیچکس و هیچ چیز عوضش نمیکنم . قبل از اینکه شوهرم باشی , رفیقمی مردِ من .
+کم زبون بریز جگرگوشه …! حالا گاز بگیرم اون گل سرخ رو یا بازم می خوای ناز کنی ؟
-اول یه میلیارد رو بده , بعدش گاز …!
+قبلا پرداخت شده !
-عه ؟؟؟ با چی اونوقت !؟
+با یه دنیا عشق و محبت .
این رو گفتم و لبم رو به لبش چسبوندم .
+لبت هم مث اسمت شیرینه نفسم .
-خوش بحااالت که خانوم به این ماهی …
قبل از اینکه حرفش رو کامل کنه , دوباره لبش رو بوسیدم . ولی این بار سریع خودش رو عقب کشید .
+نکن دخمل . ناز نکن .
-نوچ … اصن راه نداره . هم ناز میکنم , هم بوس نمیدم .
+باشه … میخَرم .
-چی ؟
+نازت رو … میخرمش !
-ولی من نمیفروشم …
+خوددانی … نازِ دختر بجز باباش و عشقش خریدار نداره . پدرخانومم که خب اینجا نیست , فقط من می مونم . که بمن هم میگی نمیفروشی …!
-اووووم … خب به یه شرط .
+هرررچی باشه قبوله .
-یچیز سخت که نتونی … آهااااا فهمیدم . سه تا شعر بگو که اسم من توش باشه .
ابروهاش رو بالا انداخت و یه لبخند از سر شیطنت زد .
+عه . اینجوریاست !؟
-بلهههه . همینجوره آقای خوشتیپ .
+خیله خب . پس خودتو آماده کن .
+1 : به ترانه های شیرین , به بهانه های زرین / بکشید سوی خانه , مهِ خوبِ خوش لقا را .
+2 : خسرو از بس خوابِ شیرین دیده است / پلک های او به هم چسبیده است .
+3 : دیشب صدای تیشه , از بیسُتون نیامد / شاید به خوابِ شیرین , فرهاد رفته باشد .
+این از شعرررر … حله ملوسک ؟
-چرا بلد بووودی !؟؟ 😕
+دیگه دیگه 😂
لب هامون به هم گره خورد … حتی فکر به اینکه کمتر از یک ماه دیگه , کامل و برای همیشه بدستش میارم , دیوونم میکرد . عروسی با شیرین , آرزوی همیشگیم بود .
تیشرت خودم و پیراهن شیرین رو در آوردم و سینه هاش رو با دست گرفتم .
+از این سینه خوش فرم تر , مگه هست ؟
چشم هام از بدنش جدا نمیشد . بازی با بدنش رو خیلی دوسداشتم . پوست نرم و داغش , بی اندازه تحریکم میکرد . شلوارش رو پایین کشیدم و زل زدم به پاهاش . از تماشای رون های سفیدش سیر نمیشدم . با نوک انگشت هام , بدنش رو نوازش میکردم و قربون صدقه اش می رفتم . شورتش خیس بود و میشد شهوت رو توی چشم هاش دید .
تو گوشش زمزمه کردم : میشه امروز یکم بیشتر شیطونی کنیم !؟
-چی مثلا ؟
+یکوچولو از پشت …
-حرفمو قطع کرد : محمد نه … لطفاااا …! از نت خوندم خیلی درد داره .
+مگه من میزارم تو درد بکشی عشقِ من ؟؟؟؟؟ ( ای بر پدر نت , لعنت ) 😕
-میشه بیخیال شی ؟
+اگر دردت اومد ادامه نمیدم . ( از اون دروغ هایی که همه پسرا میگن )
-جونِ من مراقب باش . میترسم …!
+چشم فرشته ی زمینیم .
شورتش رو از پاش درآوردم . سوراخ تنگش , هوش از سر آدم می پروند .
زبونم رو لای پاش و بین سوراخ کس و کونش حرکت می دادم . نفس نفس میزد و ناله می کرد . سعی کردم حسابی با زبون تحریکش کنم . وازلین برداشتم و شروع کردم به آماده کردن سوراخش . با یه انگشت شروع کردم . هرازگاهی یه جیغ ریز می کشید. آروم آروم انگشتِ دوم رو فرو کردم تا بیشتر جا باز کنه . آماده بنظر می رسید …
روی شکم خوابوندمش و یه بالشت زیر شکمش گذاشتم . کیرم رو روی سوراخش تنظیم کردم و آروم فشار دادم . خیلی تنگ بود و کیرم به سختی حرکت می کرد . به هر شکلی که بود سرش رو وارد کردم . از جیغی که کشید ترررسیدم …!
+خوووبی عشقم ؟؟؟؟؟؟؟
-آره … آره خوبم .
صبر کردم تا دردش کمتر شه و بعد شروع به تلنبه های یواش کردم . نصفش بیشتر جا نمیشد . تنگ بودنش , لذت وحشتناکی رو بهم منتقل می کرد . درد های شیرین هم کم کم به لذت تبدیل شد .
پهلو هاش رو گرفته بودم و سرعت تلنبه زدنم بیشتر شده بود . نهایت لذت رو از سکس مون می بردیم و صدای نفس هامون فضا رو پر کرده بود …که یدفعه یه صدای دیگه جایگزینش شد : " بادمجووون گووووجه خیاااار پیااااز سیب زمینییییی ////// کدوووو هووویج پررررتقاااال … " 😕
شیرین زد زیر خنده . منم خندم گرفته بود .
+چته روانی ؟ 😂
-هیچی … باحال بود . درد از یادم رفت .
کم کم داشتم ارضا میشدم …
+شیرررینم ! کجات بریزم ؟؟؟
-هر جا دوستداری .
سریع کیرم رو در آوردم و روی کمرش ارضا شدم …
نفس نفس میزدم و قلبم می خواست از جا در بیاد .
بدنش رو با دستمال پاک کردم و همون جا کنارش دراز کشیدم .

-محمد پاشوووو … محمدددد .
+چیه ؟؟؟ چیشده عزیزم …!
-ساعت یک و نیمه ! بدو دیرررم شد . به مامان گفتم تا دو بر می گردم .
+ولی ما که هنوززز ناهار نخوردیم !
-ناهار نمی خوام عشقم . فقط بدو بریم .
+وایسا ببینم … اینجوری که نمیشه . سریع برو حمام بدنت رو بشور . بعدش سریع می رسونمت .
-باشه …

======== ( ادامه ی داستان از زبانِ شیرین ) ========

زیر دوش بودم که صدای باز شدن در اومد … محمد لخت اومد داخل و گفت : تو دوش بگیری , من نگیرررم ؟؟؟؟
-خب تو هم بیا حسووود !
+عههه … اجازه هست ؟
-بله که اجازه هست همنفسم .
کیرش شق بود . می دونستم عاشقِ سکس توی حمامه .
زل زده بود به بدنم . اومد نزدیکم و لبم رو بوسید و دستش رو روی شکمم گذاشت . و شروع به خوردنِ گوشم کرد .
-عزیزززم نه لطفااا . باشه واسه دفعه ی بعد . الان واقعا دیرم شده .
خیره شد به چشم هام و با صدای مردونش جواب داد : باشه گلم … اشکالی نداره .
بدنمون رو شستیم و به سمت خونه ی ما راه افتادیم .
توی ماشین , فقط محو تماشای همسر آیندم بودم و توی دلم قربون صدقش می رفتم … می دونستم با محمد , خوشبخت ترین دختر دنیا میشم و بابت داشتن چنین عشقی , خداروشکر می کردم …

ادامه دارد…

نوشته: GLADIATOR


👍 4
👎 3
6901 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

785987
2021-01-12 00:42:08 +0330 +0330

طغرل یادتونه تو پاورچین؟ هر وقت داونه قربون صدقه یاسمن گلبانو میرفت عوققق میزد؟ امشب با خوندن پاراگراف اول منم همون حسو داشتم!

6 ❤️

785995
2021-01-12 01:03:29 +0330 +0330

داستان هایی که مینویسی یه حس خوبی و شعف و عشق و مثبت بودن زیادی توش هست، نمیدونم چرا قابل درک و هضم نیست واسه من.
یجورایی مثه فیلم های هندی هست.
خسته نباشی

2 ❤️

786063
2021-01-12 08:35:11 +0330 +0330

همون که رفیقم شاه ایکس گفت !

1 ❤️

786135
2021-01-12 20:39:41 +0330 +0330

گلادیاتور شیرین قبل ممد به یکی دیگم کون داده وگرنه کیر به این آسونی تو کون جانمیره و درضمن قبل آنال بفرستید بره تمیزکاری من به شخصه دوس ندارم سر و دور کیرم گوهی بشه شما رو نمدونم

0 ❤️

786193
2021-01-13 01:36:31 +0330 +0330

چقدر لوس ‌وبی مزه بود! نتونستم بخونم!

0 ❤️







Top Bottom