خواسته های زنم و من (۱)

    با سلام خدمت همه شهوانی های عزیز اسم من فربد هست 42 سالم و معمولی نه درشت نه کوتاه نه خوشگل نه بد صورت و زنم مرجان 35 ساله با هیکل و بدن کاملا سکسی که کیر همه براش راسته و این باعث شده که من هر جا میرم حسابی تحویلم بگیرن هم من و هم میدونیم که در ادامه توضیح میدم ماجرایی را را که میخوام بگم واقعی هست و اگه خوشتون نیومد بگید تا اصلاح کنم چون با فحش دادن چیزی عوض نمیشه
    من با شهوانی و داستانهای شهوانی خیلی وقته آشنا شدم و خیلی میخونم اوایل زنم زیاد خوشش نمیومد و وانمود میکرد که بدش میاد بگذریم . خوندن داستان از سوی من ادامه داشت و غرولند زدنهای زنم از طرف دیگه تا اینکه کم کم هر دو عادت کردیم و کنار اومدیم اوایل که داستان های سکس ضربدری یا موازی و یا خواهر زن و... رو میخوندم خیلی خوشم میومد بعد کم کم فیلمهای اینجوری رو میدیدم و خوشم میومد بعد خودم را جای شخصیتهای داستان میذاشتم و یه حسی بهم دست میداد بدنم داغ میشد و کیرم تکون میخورد یه شب تو سکس جرات کردم و زنمو جلو اینه کردم موقع کردن تصور میکردم یکی دیگه داره زنمو میکنه باعث شد زود ابم بیاد یه روز دیگه تو اوج سکس تصمیم گرفتم موضوع را به زنم بگم که با عکس عمل بد و اعتراض زنم رو برو شدم کمک کم بر اثر مطالعه داستانهای شهوانی و کسب تجربه با آزاد گذاشتن در پوشش و یا رفتن مهمونی و این جور چیزا شروع کردم دیدم که خوشش میاد و انجام میده ولی اگه بگم به به زبون بیارم قر میزنه یه روز میخواستیم بریم مهمونی موقع عوض کردن لباس گفتم شورت نپوش و بدون شورت بیا دیدم دوباره قر زد بعد گفتم من شورت نمیپوشم اینجوری شهوتی تره چیزی نگفت بعد تو مهمونی متوجه شدم اونم شورت تنش نیست فهمیدم با من هم فکره و خوشش میاد ولی به زبون نباید بیاریم منم خطو گرفتم و به جلو حرکت کردم .
    بعد یه مدت که خیلی تو این مسائل جلو رفته بودیم یه شب مهمونی بودیم و مشروب خورده بودیم وسر همه گرم شروع به رقص و اواز شد زنم با من داشت میرقصید که من دست دوستش فرزانه را گرفتم و گفتم با ما برقص اونم داشت میرقصید کم کم زنم از ما فاصله گرفت و با بقیه میرقصید همه داغ بودیم دیدم فرزانه خودش را خیلی به من میچسبونه و بوی عرق تنش مستم کرد بغلش کردم و خودم و بهش چسبوندم برقصیم تو جمعیت دیدم زنم داره با یه جون بلند قد خوشگل میرقصه تو جمعیت یه لحظه چشم تو چشم شدیم هرچهار تایی و من رومو برگردوندم اینبار فرزانه بیشتر به من چسبید و خودش رو به کیرم میمالید خلاصه همه بمب شهوت بودیم زنمو دیدم داره امید را میخوره چنان چسبیده به امید شوهر فرزانه که لباس امید بوی تن زنمو گرفته بود این صحنه باعث شد چنان کیرم راست بشه که برا اینکه آبروریزی نشه زود نشستم و جورینشستم که بتونم زنمو زیر نظر داشته باشم دیدم گرم حال و حول هستن و به بهانه مستی خوب دارن میلولن تا اینکه فرزانه بهم زد و رفت شوهرش رو از زنم جدا کرد و زنم با بقیه مشغول رقص شدن . شب برگشتیم هر دو پر از شهوت بودیم ولی تجربه ثابت کرده بود نباید در موردش حرف بزنم تا رسیدیم خونه لباسا رو کندیم و رفتیم تو تخت و مالیدن لب بازی و کیرم داشت منفجر میشد وحشی شده بودم مرجان هم چشماش رو بسته بود میدونستم داره تصور میکنه که داره با امید حال میکنه منم داشتم با فرزانه حال میکردم ولی به هم نمیگوفتیم . اینقدر زنم داغ شده بود که کونش رو قنبل کرد گفت نمیخوای کونم بذاری من با اینکه مست بودم کپ کردم چون هیچ وقت نمیزاشت که از کون بکنم منم شروع کردم اول با درد سر سرش رو دادم تو بعد تلمبه و بعد وحشیانه میکردم ابم داشت میومد گفتم دارم میام چکار کنم مرجان گفت همشو خالی کن تو کونم منم خالی کردم و هردو بی حال افتادیم صبح که شد صبحانه را با یه بربری تازه و پنیر تبریز خوردیم و بی هیچ حرفی در مورد شب گذشته و اتفاقات اون روز رو شروع کردیم . الان میبینم که شهوانی دریچه جدیدی را برا لذت بردن از زندگی بروم باز کرده و تا به حال چقدر عمرم رو سر حرفها و رسوم بی پایه هدر دادم مرد و زن باید از زندگی لذت ببرن مخصوصا از زندگی سکسی لذت سکس تمومی نداره پیشنهاد میکنم امتحانش کننین


    ادامه داره

    نوشته: فربد

  • 31

  • 37




  • نظرات:
    •   .Nazanin.
    • 4 ماه،3 هفته
      • 14

    • تگ ها یعنی دیسلایک.
      ff.life اینم اسمش فربده (rolling)


    •   Ado_Den_Haag
    • 4 ماه،3 هفته
      • 18

    • با همین فرمون پیش بری بچت چند پدره میشه دختر هم که بشه استفاده عمومی میشه.


    •   Arman_40
    • 4 ماه،3 هفته
      • 15

    • شهواني داستانهاي گي و كوني ها هم داره. چرا كوني نميشي تا بچه ها كونتو بزارن. اخه اگه قرار بود همه از زن همديگه لذت ببرن كه ديگه كسي ازدواج نميكرد


    •   armin64i
    • 4 ماه،3 هفته
      • 10

    • عزیزم برادر اخـوی کونی لاشی چرا نقطه نزاشتی اه اه (biggrin)


    •   Saeed_ni2000
    • 4 ماه،3 هفته
      • 10

    • خوش غیرت یه میز و صندلی بذار جلو خونتون و ژتون بفروش


    •   Saramame20
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • جووووون من باید زن تو بشم پایتم


    •   Alouche
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • واقعا دغدعه ما الان اینه ک توی جقی صبحانه چی میل کردی!دیس به فانتزی خرابت


    •   Blue_Angel
    • 4 ماه،3 هفته
      • 11

    • واسه همینه که میگم این کسشعرات رو نزارین،دو نفر میخونن باور میکنن و باعث میشه زندگیشون تغییر کنه


    •   Esfandiar49
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • خاک بر سرت فرید ،
      خاک ....
      ادامه نده دیگه . کیون لقت


    •   zodiakxxx
    • 4 ماه،3 هفته
      • 5

    • بزار در حد فاتتزی وتخیل بمونه


    •   zanbory
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • تو بینظیری


      البته اززیر بوته بعمل آمدی و نظیر نداری


      والا راست بودن که همه راست کردن اما واسه اینکه بذارن درت تا بجای بقیه اظهار نظر نکنی..


    •   sexybala
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   ehsan9705
    • 4 ماه،3 هفته
      • 7

    • اگه خوشمون نیومد چی رو اصلاح می‌کنی؟
      بی‌غیری یا جندگی رو؟


    •   ایکاروس
    • 4 ماه،3 هفته
      • 10

    • فساد در خانواده =دیس
      این همون فربد نیست که داستان گی گذاشته بود پریروز ؟
      و سوال از نویسنده :
      چقدر پول می گیری از استکبار جهانی که این حرفها رو بزنی ؟
      شایدم از رامبد جوان پول می گیری ؟!


    •   Mahdi2i
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • به تگ داستان کاری ندارم . ادامه بده


    •   mohammad6610
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • من برای ازدواج دنبال دختری میگردم که شیطون و هات باشه
      و بعد ازدواج برای فانتزی mfm (دوتا مرد و یه زن) پایه باشه
      محمد ۳۱ تهران فوق لیسانس کامپیوتر با ۶ مقاله ی بین المللی
      شاغل وضع مالی خوب ?اوپن مایند? با شخصیت و جنتل من
      پیج اینستاگرامم رو برای دیدن عکس هام چک کن mohammad6610


    •   .zy.zy.
    • 4 ماه،3 هفته
      • 5

    • ب اون تار پشم کوچیکه زیر تخم چپم ک صبونه بربری تازه خوردی


    •   .zy.zy.
    • 4 ماه،3 هفته
      • 10

    • خطاب ب یکی از کامنتای بالا:آیا مطمئنی ک اینجا جای مناسبی برای همسریابی است؟؟


    •   Irish..GuNNer
    • 4 ماه،3 هفته
      • 8

    • ترامپ دست صلح به سمت ما دراز کرده چون میخواد واسه پیدا کردنت و فرستادن به اتاق فکرش ، ریاست جمهوری سال بعدم بگیره . فکر نمیکردم حشریت انقد ذهنو باز کنه تبریک میگم قهرمان تونستی با نقشه هات زنتو جنده کنی واقعا هر‌کس هر‌کس نمیتونه این کارو بکنه آفرین .
      در پایان هم با یه کیر تقدیر میکنیم از معلم دبستانت که تورو به سمت داستان نویسی سوق داده .


    •   Amir6706
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • ننه هفت پدر


    •   arsh2452
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • به تمام اون علائم نگارشی که باید تو متن میذاشتی و نذاشتی قسمت میدم ، بیغیرتی رو نشر نده ! اخه مرد اگه ببینه زنش اونجوری داره با یه غریبه میرقصه ، اگه میز سرو مشروب رو تو کون مرده نکنه ، مرد نیست ! بعدشم زنشو باید از پستون اویزون کنه به سر در اتاق خواب ،که یادش بمونه برای بقیه عشوه نیاد ! برو تا حرف اخرم رو بهت نگفتم ! دیس میدم


    •   farbood554
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستانت خوب بود .نمیدونم کی باید یاد بگیریم به نظرات همدیگه احترام بزاریم. اگه یکی فانتزی هر کاری را داشته باشه .چرا باید بی احترامی تحمل کنه اینجا؟!


    •   Lucky.man
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • این داستانها عاملی برای ترویج بیغیرتی نیست، خود نویسنده داستان هم این را میدونه. حالا یه فانتزی داشتی و گفتی، خودت هم میدونی اهلش نیستی. مشروب را بهانه کردی چون مشروب عقل را ذایل میکنه و فرد حکم یه آدم بیعقل را پیدا میکنه.
      با توجه به نظرات دوستان، از همه عزیزان پایه ثابت شهوانی متشکرم. نشان دادید همه انسانهای شریفی هستید. لایک های این تگ هم پایه و اساس نداره.


    •   saeed7989
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اقا خوشت میاد یکی زنتو بکنه؟؟؟لطفا جواب بده


    •   hamid30gari
    • 4 ماه،3 هفته
      • 9

    • کل داستانت که چرت و حال به هم زن بود و بنظرم اونقدری که تو تلاش کردی زنت رو جنده کنی اگه مسئولین برای مملکت تلاش میکردن جزو پنج کشور برتر جهان بودیم.
      تو رو قرآن ببین مرده ۴۲ ساله ی مملکت مارو، بعد توقع پیشرفت هم داریم.
      فقط با یه جای داستانت موافقم اونم بربری و پنیر تبریز بود که واقعا میچسبه ولی حیف این برکت خدا که بخواد بره تو دهن امثال تو.
      گفتی فحش نده ندادم ها


    •   Vashkin
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • لطفاً ادامه نداشته باشه


    •   بیکسوکارحشری
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ادامه بده، حال کردم با داستانت. فقط سعی کن طوری بنویسی که مالوندنهای قبل از سکس زیاد باشه و زنت سریع نره و به کسی کس بده. باحالتر اینه اول بمالنش چند جلسه و بعد به سکس کامل برسه. تا لذت داستان زود تموم نشه. از داستانهایی مثل این و مثل خانم ما هم آره خیلی خوشم میاد، کیرم راست میشه


    •   Ali_tkd_official
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • داداش ریدی خدا وکیلی با این داستان گفتنت
      بیشتر شبیه عن بود تا داستان


    •   Ali_tkd_official
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • از دخترا کسی هس بیاد بچتیم یا دوست شیم؟


    •   Z.R.M
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی خوب بود عزیزم، کاش من هم بتونم با تو زنت باشم


    •   alibcdegf
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • گوه خوردی بدبخت بی غیرت
      میخوای بی غیرتی رو رواج بدی یا میخوای بگی زنتو خودت جنده این؟
      ننویس حرومی ننویس


    •   sixhot69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ادامشو ننویس ریدی به فانتزیت


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • طفلی چقدر ذوق کرده اینو واسه زنش تحویل میگیرن!


    •   hasan78
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟خوب بود


    •   Jent
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی بود


    •   arsam_king2020
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالی بود ادامه بده خیلی خوشم اومد کاش زنت رو با من آشنا میکردی فقط ??


    •   ebadih230
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • سلام خیلی علی بود این نشون میده که عاشق زنت هستی و اونم تورو دوست داره ونمیخواد دیوار حرمت از بین بره این به باریکیه مو هست و خیلی ها شاید ندونن ولی منم با زنم این جوری حال میکنیم و عشقمون بیشتر شده و مهمتر که فکر خیانت را هم نمیکنیم چون راحت حرفامونو به هم میزننیم خیلی الی بود


    •   ebadih230
    • 5 روز،20 ساعت
      • 0

    • خیلی عالی بود منم تجربه داشتم یه جور دیگه ولی حس خیلی خوبیه همش کیرت راسته و اینو بقیه میفهمن دمت گرم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو