خواهران (۱)

    زمانی که به دنیا اومدم مامانم همونجا تو بیمارستان تموم کرد و از اون زمان خواهر بزرگم سپیده جای مامانم رو برام پر کرد . خواهرم و داداش بزرگم با هم دوقلو هستن و از سن ۸ سالگی ورزش کیک بکس ثبت نام کردن جفتشون که بعد ها داداشم دو سالی رفت تایلند و سبک موی تای رو به صورت حرفه ای یاد گرفت و به من هم یاد داد . داداشم به مادرم رفته و چشمای مشکی قد کوتاه ولی یه هیکل ورزیده سیکس پک و یه چیزی تو مایه های هیکل جت لی داره .
    من و خواهرم قیافمون به دوتا عمه هام رفته چشای درشت و لجنی پوست سفید با این تفاوت که من قدم کوتاهه ولی سپیده بلنده . خواهرم تا سن ۱۸ تو خونمون بود و تو آرامش با هم زندگی میکردیم تا این که سپیده تو یه بازی به اسم وارکرافت با یه پسری به اسم نوید آشنا شد و بعد از چند ماه تصمیم به ازدواج گرفتن که این بد ترین روزای زندگی من بود . نه من راضی بودم و نه داداشم . بابام هم که بخاطر زنش با ما مشکل داشت چند سالی بود از ما جدا شده بود و با زنش رفته بودن یه شهر دیگه و براش ازدواج سپیده مهم نبود . من و داداشم اصلا به ازدواج سپیده راضی نبودیم و داداشم هم یکی دوبار پسره رو زد که نیاد دیگه ولی سپیده فهمیدو کای باهاش دعوا کرد و خلاصه رفت دنبال زندگیش و ازدواج کرد. تقریبا ۶ ماه از ازدواجش گزشته بود که دیدیم دست از پا دراز تر با گریه اومد خونه داداشم که حالش از سپیده بهم میخورد ازش پرسید چه مرگته چطور جرات کردی بیای خونه ی من که سپیده گفت اشتباه کردم و دلیل این که اومده بود خونه گفت که پسره خانوم باز بود و طلاق میخام .داداشم با کلی دعوا طی ۱ماه طلاق سپیده رو گرفت و سپیده اومد خونه . داستان من از اینجا شروع میشه که چطور چشم و گوشم باز شد در سن ۱۵ سالگی تا الان .
    سپیده یه دوستی داشت به ایم بهناز که مشهدی بود و خیلی با هم صمیمی بودن تا این یه روز سپیده با خوشحالی به داداشم گفت بهناز داره میاد پیشم یه دو سه روز تو کارگاهت بمون نیا خونه دوستم راحت باشه که داداشم قبول کرد .داداشم خیلی زیادی مادوتارو دوس داره‌.
    بعد از اینکه بهناز اوند خونه همو بغل کردنو لپ منم کشید گفت چطوری الی چقد بزرگ شدی منم باهاش خوش و بشی کردمو شام خوردیم و من رفتم تو اتاقم که بخوابم ساعت ۱۱ ولی همیشه نیم ساعت صبر میکردم سپیده خوابش ببره و یواشکی مینشستم پای کامپیوتر و بازی میکردم. اون شب طبق معمول روشن کردم که بازی کنم متوجه یه صدایی تو اتاق سپیده شدم و رفتم یواشکی گوش دادم که صدای ملچ مولوچ بوس و قربون صدقه میومد از زیر در نگا کردم دیدم تو بغل هم هستن و فقط پاهای لختشونو میدیدیم که لامپو خاموش کردن و فقط چراغ خواب کم نوری روشن بود که نمیشد چیزی دید . منم فک کردم چون همدیگرو خیلی دوست دارن همو بغل کردن . رفتم خوابیدم و صب شد و من معمولا استخر خیلی دوس داشتم و معمولا سپیده بهم اجازه نمیداد تنها برم ولی اون روز بهم پول داد گفت برو منم رفتمو تو استخر همش فکرم پیش بهناز بود و بعد حدود نیم ساعت برگشتم خونه تا رفتم تو متوجه من نشدن که دیدم بعله جفتشون تو حال رو مبل لخت نشستنو دارن لب میگیرن . من نمیفهمیدم واقعا این کارا چه معنی و لذتی داره ولی خوب یواشکی از تو حیات داشتم میدیدمشون که چطور دستشون رو رو سینه های هم میمالن و میخورن همدیگرو احساسم به یه احساس خیلی جزاب تبدیل شده بود و داشتم حسابی از این صحنه لذت میبردم مخصوصا اونجایی که دیدم بهناز سپیده رو خابونده و داره کسش و لیس میزنه و بعدش نشست و انگشت پاهاشو میمالید رو کس سپیده و سپیده هم با صدای بلند آه میکشید وقتی تموم شد من تا شب تو حالت حشر بودم و نمیدونستم باید چکار کنم و هر از گاهی خیسیه شرت و شلوارمو حس میکردم . دوباره شب شدو کامپیوترو روشن کردم ولی اینبار نه برای بازی . رفتم تمام پوسه های درایوی که مخصوص سپیده بود رو بدقت گشتم و هیدن همه رو باز کردم یه سری فیلم پیدا کردم که مربوط به همجنس بازی بود که بعدها فهمیدم اسمش لزه کلی اونشب ناه کردمو صدای در که اومد با ترس خاموش کردمو خابیدم جوری ترسیدمکه کل حشرم پرید . بعد دو سه روز هم بهناز برگشت مشهد ولی یه شماره داد به سپیده که متعلق به یه دختری به اسم یاسمن بود . بهناز به سپیده گفت این دختر عالیه باهاش دوست شو بعد از یه مدتی که باهم دوست بودن سپیده رو دعوت کرد به یه مهمونی که بعدا فهمیدم پارتی بوده و رابطه ی یاسمن با سپیده از اونجا شروع شده . ۱ماهی خیلی زیاد یاسمن و سپیده با هم میپریدن تا این که به روز یاسی اوند خونه ی ما منم سانس باشگاه بدنسازیم بود رفتم ولی بین راه پشیمون شدم برگشتم و رفتم سراغ اتاق سپیده که درش باز بود اون موقه صبح همیشه من یا باشگاه بودم یا استخر داداشمم تو کارگاهش بود و سپیده راحت بود واسه لز . منم خوشحال شدم و برگشتم که لزشون رو نگاه کنم که طبق معمول لخت تو بخل هم بودن که سپیده زیه یاسمن خوابیده بود و دستشو دورش حلقه کرده بود و یاسمن هم خودشو میمالید به سپیده و حسابی ازش لب میگرفت بعد از کلی عشق بازی به سپیده گفت کِرِم بیار اینطوری حال نمیده سپیده رفت کرم رو بیاره که من حول کردم و خودمو قایم کردم یاسمن پشتش به من بود و نمیدیدمش بعد دیدم یاسی وایساده و سپیده هم لای پاهاش داره میخوره بعد سپیده رو خابوند رو رو سپیده بالا پایین میشد خیلی برام عجیب بود وقتی بعد ۱۵ دقیقه بلند شدن دیدم یاسمن کیر داره و خیلی خیلیییی برام باورش سخت بود خیلی زیاد واقعا برام باور نکردنی بود که سپیده ی چش و گوش بسته ی ما بعد از ازدواج با اون هرومزاده تبدیل به همچین دختری شده .
    ۱ماهی میگزشت و تقریبا هفته ای دو سه بار سکس سپیده و یاسمن رو میدیدم کلا حواسم جمع این بود که کی این دو سکس میکنن .
    یه روز داداشم تو کارگاه با اره ی پروفیل بر دستش رو برید و زنگ زد بیمارستانه شناسنامه و پول براش ببریم و سپیده بد رقم حول کردو سریعا رفت بیمارستان منم آماده شدم برم که یهو یه چیزی دیدم که چشمام برق زد . سمیده گوشیش رو یادش رفته بود ببره . سریع برشداشتم و یه فکری زد به سرم که دو دل بودم ولی با هزار ترس پیام دادم به یاسمن و نوشتم یاسمن نمیتونم صحبت کنم ساعت دو اینجا باش نیم ساعت بیشتر وقت نداریم اونم نوشت چششششم کس تپل من . من خیلی بد جور ترسیده بودم حالا که اومد چه غلطی بکنم . خواستم بنویسم اوضاع خرابه نیا که باز پشیمون شدم و بعد از یه ربع زنگ خونه خورد و آیفونو زدم یاسمن بیاد تو د ورودی سالنو باز کردمو یاسمن کفششو در آورد بیاد منم پشت در قایم شدم نبینتم همین که اومد تو یه فن کیک بکس به اسم های کیک زدم تخت سینش افتاد کف حال که شکه شد یهو و بهش گفتم عوضی حالتو میگیرم تو با خاهرم چه غلطی میکنی و گفتم این موضوع رو به خانوادت و داداشم میگم که اونم زبونش بند اومده بود و هیچی نمیگفت . بهش گفتم بیا تو اتاقم باهات کار دارم اونم قبول کرد و من در اتاق و محکم کوبیدم بهم و قفل کردم . بهش گفتم باید با منم از اون کارا کنی که تعجب کرده بود گفت سپیده چی؟ گفتم نترس نمیزارم هیچ کسی بفهمه اونم قبول کرد . رفتم نشستم رو پاش و شروع کردم لبش رو بوس کردن انگار لپ یه بچه بوس میکردم و برام حالی نداشت بهم خندید و گفت خجالت نمیکشی دید میزنی بهش گفتم خفه شو که یه دستشو کرد لای موهامو لبمو محکم گرفتو لب پایینمو کرد تو دهنشو شروع کرد مک زدن که منم حالی به حولی شدمو بهم لب دادن یاد داد برعکسم کرد از پشت چسبید بهم و گردنمو میخوردو خیلی محکم سینمو میمالید که واقعا یه حس اازه ای داشتم تو زندگیم تجربه میکردم بهم گفت خیلی وقت نداریم نمیخاد کامل لخت شی و فقط شلوارمو کشید پایین و خودشم کیرشو در آورد بهم گفت دراز بکش رو زمین منم همین کارو کردم به انداخت لایه کونم و سر کیرشو گذاشت لایه پام و شروع کرد به لاپایی زدن کیرش حدود ۱۵ سانت میشد وقتی از زیر کسم رد میشد واقعا حال میکردمو حسابی آبم داشت میومد بلندم کرد سرپا و حسابی برام لاپایی زد و آبش اومد . یه داشت منو میمالید و میخاست کسمو لخوره که ارضا بشم ولی یهو گوشی سپیده زنگ خورد که خود سپیده بود بهم گفت فکر کردم گوشیمو گم کردم که گفتم نه خونس و گفت داریم میایم که یاسمنو سریع رد کردم بره و یه اسپری زدم تو اتاقم و در حال رو هم باز گزاشتم خلاصه اونروز ارضا نشدم ...


    ادامه...


    نوشته: الناز

  • 16

  • 11




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 2 ماه،4 هفته
      • 6

    • یاسمن کیر پونزده سانتی داشت؟؟؟ یا صاحب جلق (dash)


    •   Xxxesfghom
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • ملجوق خان مادرتو کشتی خواهرتو جنده کردی یاسمن را هم فن زدی و کیر گذاشتی براش که جق بزنی؟؟؟خاک


    •   mohammadreza431
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • مرد سكسي
      شهر هرت اينجاست كه هرروز ي جقي يا كوني مياد كسشعر مينويسه


    •   ARYA52
    • 2 ماه،4 هفته
      • 7

    • اینقدر کس شعر نوشتی کامنتم نمیاد.
      کیر یاسمن تو مغزت که این اراجیف رو تولید میکنه


    •   Fuker_man228
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • یعنی دیواراتون سوراخ داشته که صدا میومده تو حیاط جقی،یا انقدر صدا بلند بوده که محل داشتن جق میزدن.
      تو انقدر جق زدی که کیر 3 سانتی رو 15 سانت دیدی جقی، پس همون 15 سانت به اضافه کیر بچه های شهوانی تو کونت.
      به داداشت گفته دو سه روز برو بکنم میخواد بیاد داداشت هم قبول کرده نگفته چه گهی میخواین بخورین.
      یه کیک زدی تو ممه یارو بعد بهش گفتی بیا تو اتاق اونم مثل بده ها افتاده دنبالت تو اتاق.یعنی نزده سر و کونتو بهم پیوند بده جقی.


    •   کسلیس@بزرگ
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • مردیکه
      نه
      زنیکه
      نه
      دخترکه کس خل با این جفنگیات


    •   Emperatoorxxx
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • عاقلان دانند


    •   Blackhorse
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • خوب بود، برای اینکه داستانت پر ملات شه فیلم زیاد ببین، از اون فیلمها که بهش میگن لز


    •   m0boy1
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • لعنتی من تا آخراش فکر میکردم تو پسری تا اینکه گفتی کسم .دهنت سرویس


    •   amiiir_h
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • یاسمنو رد کردی بره بعد اسپری زدی تواتاقت؟؟؟؟مگ گوزیده بودی جنده؟؟اخع حیف اسم یاسمن نیس ک15سانت کیر داشته باشه؟؟؟اقدسی کلسومی کبری چیزی..کیرم تو کونت بااین کسشراتِ صدتا ی غازت


    •   Blackhorse
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • یک سوال
      چطوری از زیر در داخل رو دیدی؟
      در مستراح که نبوده ۵ سانت زیرش خالی باشه، پس یا بارپاپا هستی یا یک چیزی پروندی فکر کردی کسی حالیش نیست


    •   kokarostam
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • جنده


      ظاهرا میخواهی بگی که یاسمن شیمیل بوده. (جهت راهنمایی خوانندگان).


      زدم "های کیک" و افتادم به رویش
      شدم یک جنده‌ی بی آبرویش
      چو لاپایی بزد بر کون داغم
      فقط الناز بماند و آرزویش


      ها کـُکا


    •   ssonna
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • های کیکتو بخورم (rolling)


    •   Amoomamal
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • یاد فیلمای شرلوک افتادم بخدا????


    •   goodboy16.7
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ادامش چی؟؟؟


    •   A.r.h.7.
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • گیریم همش واقعیت?ولی های کیک تو صورت میخوره ن تخت سینه


    •   Quiet_m1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس مغزی واقعا قبل از اینکه داشتان بفرستی قبلش بخونش ببین سوتی نداده باشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو