خواهرزن سفیدبرفی (۲)

    ...قسمت قبل


    بعد حدود یکساعت سکس داغ و سرتاسر لذت ابمو توی شرت خودم خالی کردم آخه فرشته خیلی وسواسی بود حدس زدم ابمو بپاشم روش ناراحت بشه و اینو میدونستم بیش از حد به نظافتش می رسه اونقدر این سکس از هردومون انرژی گرفته بود ک پنج دقیقه افتادم روش و هیچی حالیم نشد بعد پنج دقیقه به پهلو خوابیدم و نگاش کردم اونم انگار بیهوش شده باشه هیچ حرکتی نمیکرد
    البنه زیاد طول نکشید ک تکونی خورد و بلند شد . خودمو بخواب زدم و فرشته بلند شد برگشت به کیرم نگاهی انداخت و زیر لب یه چیزی گفت ک حالمو خراب کرد


    ( این خوابیدش اینقدر بزرگه وای بحال اون موقع که ....) و بقیه حرفشو خورد و رفت در رو اروم باز کرد بیرونو نگاه کرد و انگار خیالش از پسرش راحت شد ک خوابش برده در رو دوباره قفل کرد و رفت تو حمام ....
    صدای دوش اب اون اندام بینظیر و بیش از حد سفیدش الان زیر دوش اب بود وای من خیلی دلم میخواست اونو تو این حالت ببینم و اصلا نفهمیدم چطور رفتم تو حمام


    نمیدونم چرا در رو از داخل نبسته بود و چفتی پشت در رو ننداخته بود رفتم داخل حمام چیزی دیگه ک خیلی بیشتر از انتظارم بود فرشته بدنش پر از کف بود و دولا شده بود و داشت پاهاش و روناشو کف مالی میکرد کص خوشگلش مثله هلو از بین پاهاش زده بود و من هنگ کرده بودم ک با صدای اعتراضش مواجه شدم


    تو اینجا چه کار داری دیگه چی از جونم میخوای همه بدنم درد میکنه هنوز برو از حمام بیرون و .... که یهو نگاهش رو کیرم موند و یهو خندش گرفت و از دهنش در رفت گفت این چطوری اینقدر زود راست شده و تازه فهمید چی گفته که من نفهمیدم کی دستشو پیچوندمو چسبوندمش به دیوار کیرم ک بدجور شق کرده بود همونجور ایستاده از پشت گذاشتم دم کصش و با یک فشار بیشتر کیرمو جا دادم تو کصش ک جیغش رفت هوا و گفت وحشی چته یواش .... اما گوشم اون لحظه نمیشنید که با چنتا تلنبه تقریبا تموم کیرم تو کصش بود فقط لمبرای کونش نمیذاشت پنج شیش سانت اخر کیرمو جا بدم تو کصش بدن پر از کفش و اون زیبایی بینظیرش باعث میشد کارهایی بکنم که خودمم از خودم انتظار نداشتم سینه هاشو خیلی محکم میچلوندم و بیرحمانه تو کصش تلنبه میزدم و اون بی ملاحظه ناله میزد و گاهی هم ناله هاش به جیغ شبیه بود و من ک دیگه اونو مال خودم حس میکردم اون لحظه سرشو برگردوندم طرف خودمو لباشو همزمان میمکیدم و بعد یک دقیقه اونم دیگه همراهی میکرد و همزمان لب میداد و لبامو محکم میمکید هر چی میگفتم بدون لحظه ای تاخیر انجام میداد هر پوزیشینی ک یادم بود روش کار کردم و نزدیک چهل دقیقه کصشو زیر دوش داگی استایل کف حمام و ..... گاییدم و اونقدر از خود بیخود شده بودم ک ابمو تو کصش خالی کردم ک بعدا خیلی بخاطرش سرکوفت شنیدم آخه فرشته قرص جلوگیری نمیخورد میگفت براش ضرر داره خیلی به سلامتیش و زیباییش اهمیت میداد مرتب ورزش میکرد زایمانش رو مخصوصا سزارین کرد و کلی هزینه کرده بود ک جاش نمونه و در کل به ظاهرش و اندامش خیلی میرسید برنامه غذایی مشخص داشت با اینکه من هیچ وقت اونو چاق ندیدم اما همه چی نمی خورد و ....


    بگذریم بعد سکسمون از حمام دراومدم و بهش گفتم من میرم بیرون کار دارم یکساعت دیگه برمیگردم و اینجوری خواستم باهاش دیگه چشم تو چشم نشم اخه تازه فهمیدم چه غلطی کرده بودم و ازش خجالت میکشیدم یه جورایی ک بهش تجاوز کردم
    وقتی برگشتم رفته بود یه نامه بلند بالا نوشته بود و کلی گلایه و نفرینم کرده بود و بیشتر از این ناراحت بود چرا از بودن پسرش سواستفاده کردم و ترسوندمش ممکنه پسرش اونو در حال گاییده شدن ببینه اونم با یکی غیر از باباش


    اره من دیگه رویی نداشتم با فرشته رودرو بشم فقط تو تلگرام کلی ازش عذرخواهی کردم و گفتم من مست بودم و اون موقع به هیچی نتونستم فک کنم منو ببخش هرکاری لازم باشه میکنم ک منو ببخشی اما اون هر بار بیشتر ازم شاکی میشد


    مثلا یک شب ک خیلی هم گریه کرده بود انگار گفت بمن ببشتر از داداشش اعتماد داشته و واقعیت هم همین بود مثلا من برای مسابقات ورزشیش میبردمش شمال تهران یا شهرهای دیگه و خیلی با هم تنها بودیم پیش من خیلی وقتا با تاپ شلوارک هم بوده وقتی تنها بودیم باهم کافه میرفتیم خرید میرفتیم و همیشه کنار من خیالش راحت بود دست بهش نمیزنم و حالا میگفت دیگه هیچ وقت نمتونه منو ببخشه و یکماهی اینجور گذشت تا اینکه ......


    ادامه...


    نوشته: arsalan

  • 19

  • 20




  • نظرات:
    •   Q.mars
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • فردا هم داستان برادر زاده ی شرک رو بنویس


    •   amir21mash
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خو کونی
      کونت میخاره هی قسمت قسمت میکنی داستانو ؟
      دوس داری برا هر قسمتش کونت بذارن که بی نصیب نمونی؟


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • نخیر رسما کسشعرو کوپونی کردن رفت!! (biggrin)


    •   تنها-شب
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • نوشتی دستشو پیچوندم زدمش به دیوار یه دوتا فن بروسلی هم بهش می زدی


    •   ashkanlovekarajj
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیری مجلوق مجبوری کونت میخوابی همینم تهش مینوشتی جمعش میکردی که دوستان کونت نزارن


    •   Hosein_irani
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • حداقل آروم و احساسی میکردیش ک ایقد اذیت نشه لاشی جان?


    •   .سامان.
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • خواهر زن و کیر خر.
      بیچ کینگ کجایی؟؟این یارو ته جمله نقطه نذاشته،منتظرته بیای کیر حواله اش کنی.


    •   سیاه_مشق
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • دادا اون نقطه ها هست که پشت هم گذاشتی، یا باید بزاری آخر جملات یا هم اینکه همشون جمع کنی به صورت شیافت مصرف کنی .
      دوستان کسی نمیخواد راجب سکس گروهی مینیون ها بنویسه؟!
      لز مادر سفید برفی با سفید برفی چطور ؟
      خجالت نکشید، راحت باشید


    •   Hot_red_pepper
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • طبق معمول چفت تخمی خرابه
      و یه کون لخت بدون اینکه متوجه یک جقی دست به خشتک باشه یهو برمیگرده و مثل همیشه جای اینکه مثه ما مریخیا بزنه طرفو شتک کنه میخنده خم میشه و آماده دادنه..
      نویسنده نیستید درست مجلوقید درست کسخلید درست اما نمیخواید برای امسال چفت درو درست کنید؟؟؟؟


    •   Meh Run
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • الان فکر کردی خیلی بامزه ای ؟
      نخیر، مثل کارگردانای کسخل ایرانی که سریالو کسشعر تموم می کنن و فحش میخورن، تو هم از این قافله عقب نمی مونی


    •   RADYABE KOS
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسشعراتو از رو نظرات حضرات دریافتم،چون نباید خالی از لطف باشه بهت میگم پشمک جان،جقی جان،گلناز باز جان،کونی که دادی جلالت باشه (rose)


    •   النازکونی۸۶۶
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • من کس میدم تصویری


    •   anonym.masi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • الناز کونی تصویری چطوری میشه کص داد آخه بعدش تو که کونی هستی چرا کص میدی (biggrin)


    •   ایکاروس
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • و نویسنده ی داستان همچنان به اباطیل خود ادامه داد ...
      در قسمت قبل که خواهر زنش گریه می کرد و به زور بود !!؟؟ یهو فرازمینی ها ذهنش رو دستکاری کردند که خوشحال و راضی ادامه داد ؟؟!! حتی حمام هم رفت و اونجا هم ادامه داد , انقدر راضی بود ؟؟!!
      بچه اش دقیقا نقشش چی بود توی این مدت ؟؟!!
      و در آخر رو نداشتن به چشم هم نگاه کنند ؟؟!!
      این حجم از خضعبلات زیاد نیست که می خواد ادامه هم بده ؟!


    •   arsh2452
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • جان مادرتون از موتوری جنس نگیرید !این کسنمک بازی جدیده؟ اخر داستان بنویسی تا اینکه ........ ! تا اینکه چی ؟ گرگه اومد شنگول و منگول رو خورد؟


    •   LOOLOO_KHAN
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • خدایا منو ازین شهوانی ببر قبل اینکه کسخل مجقول بشم


    •   farbood554
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • من کاری به راست و دروغش ندارم.قسمت قبل را هم نخوندم. ولی زیر دوش 40دقیقه تلمبه زدن نمیگنجه توی مخیلات هرکسی!!!
      هیچ زنی 40 دقیقه تحمل نمیکنه!!!


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • عوضی


    •   zanbory
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • الناز ..تصویری طرف چجوری میکنتت؟؟؟


    •   salitahna
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان چرا دقیقا دو قسمتش کردی این داستانتون


    •   مردكوهستان
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • لعنت به اين فانتزي كه توي ذهن همه هست . نقطه
      هر كاري هم ميكني از ذهن خارج نميشه . نقطه
      امان از اون شخصي كه واسه اولين بار گفته خواهر زن نون زير كبابه ، نقطه


      البته نويسنده بخاطر غيرت كه بهش نگن حتما زنت الان پيش باجناقت هست گفته دارم طلاقش ميدم ،نقطه


      در كل اصلا نميشه به خواهر زن نزديك شد چونرحتما به زنت ميگه و زندگي به فاك ميره،نقطه


      بيا چارراه سيروس كوچه سداسمال


    •   ali-kooni-hashari
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • مرسی...خوب بود


    •   kirmania
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • آقای مهندس جسارتأ امکان داره که ضریب صورت در مخرج مچ دست خواهرزن گرامیتون رو بفرمایید تا ما واسه محاسبه 20 درصد کوچیکتری کی ر شما دچار مشکل نشیم؟ (wanking)


    •   Erdanbekon13
    • 1 ماه
      • 0

    • بابا 24 سانت کیرت بوده کمرت مثل گاو بوده که دو کش زدی اول یساعت کردی بعدش ده دقه بعد چهل دقه کردی بابا کم کص بگو کیر 24 سانتی گاو نمتانه دوست اینجور کمر بزنه (angry)


    •   man_mikham
    • 1 ماه
      • 0

    • آخه مگه مجبوری که این اراجیف را سر هم کنی و واقعاً نمیدونم تو و امثال تو، چه فکری و یا لذتی از تصور به تجاوز کردن و نوشتن این خزئولات می برید؟ حتماً از فحش خوردن لذت می بری که تازه چند قسمت هم می کنی که لذت بیشتری برایت داشته باشه؟؟؟ ببینم داستان می نویسی یا افکار و یا عقده های سرکوب شده زندگی نکبت بارت را داری نشخوار می کنی؟ همیشه اعتقاد داشتم که توهین و فحاشی در پایان داستان ها اشتباه است، ولی الان می بینم که نه تنها تو مستحق تموم این فحش های دوستان که نثارت کردند هستی، بلکه نوش جانت که کم هم هست. آخه احمق کودن، برای نمونه و به قول خودت، میگی تجاوز کردی و طرف ناراحت بوده و مرتب گریه می کرده و تازه بعد از یکساعت که هر غلطی خواستی کردی، آنوقت تازه آخر کار یادت اومده که خانم وسواسی بوده و آنوقت توی شورتت، خودتو خالی کردی که مبادا طرف کثیف نشه. آخی آخی، چقدر تو انسان باشعوری هستی که رعایت می کنی که مبادا کثیف نشه و تازه بدش هم نیاد. پس تموم فحش های مربوط به داستان های دیگه هم تقدیم تو و حلالت باشه و تازه برات کم هم هست.


    •   دانیال65
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • داستان خوبی بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو