خواهرزن عشوه گر

    من از روز اول عاشق خواهر زنم شدم هم خوشگل بود هم عشوه گر بود اما به هیچ صراطی مستقیم نبود و خانمم هم مثل ماموران حرفه ای مواظب بود خلاصه مهین زنم چشم میداد نور نمیداد و شهین خواهر زنم فهمیده بود من عاشقش هستم اما کردنش به راحتی داستانهای خیالی سایت شهوانی راحت نبود و من سوختم و سالها با حسرت خواهرزنم زنم را کردم و زیر کیرم انگار شهین را میکردم و خلاصه سالها گذشت و شهین شوهر کرد و از تقدیر روزگار شوهری گاگول نصیبش شد از حرص و عصبانیت داشتم میمردم اخه من قدر شهین را میدونستم قدر هیکلش را چشمانش را و شکلک در آوردن هاشو نمیدونم میتونید درک کنید عشق پدر و مادر نداره شهین بهم نگاه میکرد حال میکردم راه میرفت غش میکردم و بهر ترتیب سالها گذشت تا اینکه سایت شهوانی را پیدا کردم و تمام داستانها را خواندم اما وقت عمل دیدم امکان عمل به داستان در خواهرزن من وجود نداره و من مجبور شدم از یکی از دوستانم که در آلمان زندگی میکند و در اصل پسر دوست من هست که با من خیلی صمیمی هست کمک بخواهم اشکان قد بلند و خوشتیپ بود در حد عالی و در آلمان مانکن بود و گهگاه به ایران میآمد و ایندفعه که آمد از اشکان خواهش کردم زنی را که به من پا نمیدهد ترتیبی بدهد که باهاش دوست بشود از انجاییکه اشکان دوست بیرونی بود و هیچ اشنایی با خانواده من نداشت و خودش هم یه جورایی از من خوشش میومد قبول کرد و من شماره شهین را بهش دادم و اطلاعات لازمه بهش یاد دادم و اشکان شروع کرد زنک و تلگرام و واتس آپ که اول گفت اشتباه گرفتم و بعد گفت از صدات خوشم اومده و من ایران نیستم و آلمان مانکن هستم و شهین هم خب عکسهای پروفایلش را دیده بود و بفکر خودش گفته خب کی میفهمه آلمان کجا و تهران کجا خلاصه حرف و عکس فرستادن و آخرش قرار تو کافی شاپ و حرفهای عاشقانه توسط اشکان شهین خواهر زنم را از خود بیخود کرده بود و من ته دلم ناراحت از اینکه زنها چرا اینقدر ضعیف شدن و زود وا می روند خلاصه لحظه آخر و قرار سکس گذاشته شد و من کلید خونه مجردی خودم را به اشکان دادم و قرار برای ساعت پنج بعد از ظهر گذاشتن و اشکان طبق برنامه ریزی که انجام داده بودم در خانه بود و شهین با استرس زیاد وارد خانه شد و منکه تو اتاق بودم دیدم که تا داخل خانه شد اشکان محکم بغلش کرد و لب به لب شدن و شهین چه حالی میکرد و اشکان که قد بلند و خوشتیپ بود بغلش کرد و به اتاق خواب برد معلوم بود آمپر شهین بسیار بالا رفته و من از تمام این صحنه ها توسط دوربین هایی که کار گذاشته بودم فیلم تهیه میکردم اشکان مهارت خاصی در عشقبازی داشت و من در اوج ناراحتی از اینکه بالاخره به آروزی خودم خواهم رسید خوشحال هم بودم و لحظه شماری میکردم که هیکل لخت شهین خواهر زنم را ببینم که اشکان شروع کرد مانتو و روسری شهین را در آورد و تاپ و شلوار جین شهین خوشگلی او را صد چندان نشان داد الحق اشکان هم خوشگل بود و بدنش تیکه تیکه بود و قوی هیکل و شهین عزیز من مثل اهویی در دست شیری قوی اسیر بود و روی تخت غلط میزدند و عشقبازی پر سر و صدایی میکردنداشکان هم که از زنهای بی احساس المانی متنفر بود حالا به کس ی ناب دست یافته بود که الحق لایق تمام تعریف ها و تمجید ها بود اشکان شروع کرد تاپ شهین را در آورد و سینه های سفیدش را خوردن و شهین از خوشی فقط آه و ناله میکرد پس از چند دقیقه اشکان هم لخت بود و ارام ارام شلوار خوش رنگ شهین را در آورد وای چه رونهایی سفید و خوش تراش داشتم دیوانه میشدم نزدیک بودم بروم داخل و اشکان را بلند کنم و کتکش بزنم اما افسوس که تمام ابروم میرفت و برنامه ام بهم میخورد خلاصه اشکان شورت خودش را درآورد و کیر خوش تراش و سفیدش نمایان شد و داد دست شهین و شهین هم شروع کرد ساک زدن و خوردن و تازه اخ و واخ های اشکان شروع شد و اشکان هم شروع کرد کس تپل و ناز شهین را خوردن هر دو مثل گشنگانی بودند که سیر نمی شدند و من بدتر از آنها کیر شق شده ام داشت منفجر میشد بعد از اینکه خوب همدیگر را خوردند اشکان کیرش را که حسابی از آب دهن شهین خیس شده بود آرام داخل کس شهین کرد و تازه فهمیدم کس شهین حلقوی هست و تنگ چون صدای جیغ اش را همسایه ها نزدیک بود بشنوند اشکان خیلی عالی تلمبه میزد و در عین حال هم لب می گرفت و هم سینه های سفید شهین را میخورد و شهین هم ملحفه را با پنجه هایش گرفته بود و معلوم بود کاملا در اوج لذت هست و روی ابرها سیر میکند و من هم با اینکه لذت میبردم اما از اینکه عشقم زیر کیر پسری خوشگل جر میخورد ناراحت بودم خلاصه اشکان با بیست دقیقه تلمبه زدن و انواع و اقسام مدلها گاییدن نعره ای زد و آبش را داخل کس شهین خالی کرد و بعد کمی نوازش و ناز کردن شهین از تخت بلند شده و به حمام رفت و شهین هم که عجله داشت زود لباسهایش را پوشید و از اشکان که از حمام اومد بیرون خداحافظی کرد و لب گرفت و رفت و من موندم و اشکان و بدن بسیار سکس اش و اعصاب خرابم ادامه داستان را بشرط تایید اعضاء محترم بعدا تایپ خواهم کرد.


    نوشته: امیر حسین

  • 29

  • 51




  • نظرات:
    •   _Soltan_tokhm
    • 1 ماه
      • 0

    • اول?


    •   تنها-شب
    • 1 ماه
      • 11

    • اخمقا کس مینویسید بعد میگید ادامه رو هم مینویسیم گوه میخورید ک یر تو ادامه کستانتون


    •   .سامان.
    • 1 ماه
      • 21

    • تخمی.


      خب از روز اول همونو میگرفتی دیگه! تخمات اومده بودن جلو چشات که دیدت گرفته شده بود؟! (dash)


    •   general_bu
    • 1 ماه
      • 7

    • چی بگم؟ هیچی! به جق زدن ادامه بده


    •   Emperatoorxxx
    • 1 ماه
      • 3

    • خا


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 16

    • به قول دوست عزیزمون، اون شب خواستگاری کله تون رو از تو کونتون در بیارین، همون خواهره رو بگیرین که "عمری در حسرتش نسوزین". عی ریدم تو عمرتون. این نقطه عن رو هم بذار ته جملت کله سکسی. دنبالشم نمیخواد بنویسی.


    •   ramin.tune
    • 1 ماه
      • 10

    • فک کنم بیشتر از شهین چشات اشکان و گرفته (rose)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 18

    • تو فیلم ردپایی بر شن یه معتاده تو زندان داره به بقیه میگه هیتلر اهل جرمن است جرمن همون جرمانه. جرمان هم همون کرمانه!! هیتلر اهل همین کرمان خودمونه!! قضیه کستان اینه!


      یارو اینقدر بدبخت بود که به خاطر یه کس از المان اومد ایران؟؟ اینقدر بیکار بود که روز ها اینجا موند و کافه رفت و مخ زد تا......... از همه مسخره ترش اینه که میگی کی میفهمه المان کجا تهران کجا بعدش میرن کافی شاپ و خونه خالی!! (biggrin)


    •   salitahna
    • 1 ماه
      • 5

    • خاک بر سرت برو بمیر اگه یه درصدم داستان دروغیتت راست باشه


    •   ف+پ
    • 1 ماه
      • 4

    • کیرم تو روحت واقعا کس کشی برازنده جنابعالیه این همه تلاش کردی خو اسکول وقتی لخت شدن توهم بهشون ملحق میشدی


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 13

    • بگو پس ... چرا قیافه دبیر ریاضی اول دبیرستانمون اینقد آشنا میزد. حتما از نواده های هیتلر بود. با اون سبیلش و اون مدل مو هاش (dash)


    •   بلوچخان
    • 1 ماه
      • 7

    • فکر کنم ادامه داستانت اشکان کونت میذاره و تو یه کونی هرزه بشی پس نگو تا کونی نشدی.اخه کیری مقام مگه فیلم هالیود میگرفتی که چندتا دوربین کار گذاشتی


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 ماه
      • 10

    • چه مهربون چه دریا دلی تووو
      هر گل یه بویی داره ن
      شنیدی میگن زمین گرده خب زنتم با داداشت ریخت رو هم مشکلی نداری
      لابد لاشی هم منم دیگه (sick)


    •   Farar..az..mareke
    • 1 ماه
      • 6

    • احمق جان از روز اول کور بودی....ساختار سلولی مغزتو سه به سه تا نه به نه گاییدم...... (dash) (dash)


    •   Bokon205
    • 1 ماه
      • 6

    • من نفهمیدم میخواستی خواهر زنت و بکنی یا به اشکان بدی ؟ هرچند خودت اشکان جقی هستی که تو رویا تو آلمان زندگی میکنه و سیکس پک داره و خوشگله در ضمن کص مغز جان اونی که تو مد نظرته مدله مانکن توی ویترین مغازه است (rolling) (biggrin)


    •   scaniavolvo
    • 1 ماه
      • 0

    • ۲۸ بدنسازم
      قد بلند و هیکلی
      ۱۹۰.۱۰۴
      دخترای که دوس دارن جر بخورن بیان پی وی


    •   Sami.ahvz
    • 1 ماه
      • 3

    • فقط اخرش راست بود که نگفتی کونی


    •   amirkhan6262
    • 1 ماه
      • 8

    • یعنی هر کی تو سکس جیغ بزنه کوسش حلقوی هست؟
      خدایی اسم تو رو باید تو کتاب گینس ثبت کنن
      کسخلی هم اندازه داره
      تو مرزهای کسخلی رو جابجا کردی
      درود بر تو


    •   Amirkhan57
    • 1 ماه
      • 7

    • نکنه دوست داری اشکان کونت بزاره روت نمیشه


    •   sixhot69
    • 1 ماه
      • 5

    • فقط چون ایده واسه کردن تکراری نبود بهت فحش نمیدم


    •   Esfandiar49
    • 1 ماه
      • 7

    • نگای مارو بچه آلمانی . این کیوس شعرا چیه نوشتی؟ اصلا چرا نوشتی؟
      .
      .
      یا عمام ممد نوبری ، ملت رد دادن رفت .
      .
      .
      سا...قی ت ، که موتوری باشه همین میشه ..... اعصابت به کی...رم که خرابه . نبینم دیگه ادامه بدی ها ..


    •   Gozaran
    • 1 ماه
      • 7

    • قسمت بعدی هم باج گیری تو با استفاده از اون فیلمها هست


    •   Gozaran
    • 1 ماه
      • 7

    • با حرفای شاه ایکس موافقم
      اما به فرض هم که آره تو راست میگی
      بابا این همه زحمت واسه یک کص
      به خدا برو دکتر
      فکر کن سالها تو کف بودی
      دیگه اون کص کجا و کص بعد یک قرن کجا


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 15

    • جاکش


      چند ماه قبل یک داستان مثل همین گذاشته بودند. اون هم یک جاکشی مثل تو بود که زن گرفت و عاشق خواهر زنش شد. تو دیوث که زن گرفتی و چشمت دنبال زن دیگه‌ای است بدون که زن خودت زیر مردهای دیگه کون میده. شاشیدم توی زندگی نکبت باری که داری. جاکش خان، شهین بهت اهمیت نمیداد ولی فورا به اشکان کُس داد؟ از اول تا آخر داستان از بدن اشکان تعریف کردی، خب بگو بهش کون دادم و رفت آلمان. بچه کونی تو هنوز به شوکولات میگی دودولات ولی اومدی داستان میگی؟ جقی خان.


      ها کـُ‌کا


    •   ممدپالیس
    • 1 ماه
      • 6

    • نظر عمو ممد رو بخوای اینه که بهتره دیگه ننویسی چون کس پرتایی که تفت دادی خام و نپخته بود.به نظر داداشه گلم شاه ایکس جان هم توجه ویژه ای مبذول کن که راهگشاست.


    •   Masoudps
    • 1 ماه
      • 5

    • و بعدشم اشکان با بدن سکسیش کونت گزاشت تا هوس کردن خواهرزن از سرت بیرون برود


    •   ایکاروس
    • 1 ماه
      • 12

    • نه به خواهر زن !
      فتیش خواهر زن مد شده الان ؟!
      برم یه نامه به سازمان ملل متحد بنویسم ...


    •   arsh2452
    • 1 ماه
      • 10

    • بازم جای شکر داره که غلط املایی نداشتی ولی من به سکس با خیانت دیس میدم.
      یه سوال: من موقع ارضا شدن نمیتونم نعره بزنم ! ایا طبیعیه یا باید برم دکتر ؟ و یه سوال دیگه : اون همه دوربین رو کجا گذاشتی که ندیدند ؟ و سوال اخر :کس حلقوی یعنی چی ؟ پرده بکارت حلقوی رو دیدم ولی کس حلقوی رو تا امروز ندیدم !
      و یه خواهش : تو رو ارواح کون مهین و کس شهین ! دیگه ادامه نده . (biggrin)


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 14

    • جق


      یادم رفت شعر بگم که ضمن عرض پوزش از دوستان این شما و این شعری برای این بچه جقی.


      چون نظر داری به خواهر زن، چه سود
      چون که می‌خندد به تو گاهی، چه سود
      چون به یادش میزنی جق در خیال
      چون که کونت می‌نهد اشکان چه سود


      ها کـُ‌کا


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 13

    • زن تو هم خواهر زن یکی دیگست
      میفهمی چی میگم که
      داستان اونو بنویس


    •   ronin555
    • 1 ماه
      • 6

    • بقول خودت:الحق فانتزی بیغیرتی جفنگی بود؛تیک کلامته الحق تابلوه...بشنوم ازت شناختمت یادت باشه..!!


    •   Minow
    • 1 ماه
      • 10

    • واقعا چقدر ي سري از مردا ميتونن پست باشن ??زن بيچارت پس چي مردايي مثل تو حقشون همينه مهريه و خونه و همه چيو ازت بگيره زنت از خونه پرتت كنه بيرون تا ادم شي
      مرداي احمق و خرفتي ك تو فكر خواهر زنن چون ديوثن ب اين فكر كنن ك زنشونم عاشق برادر شوهرشه و با خيال اون با شما سكس ميكنه تا كونتون پاره شه اشغالا نويسنده احمق كمتر جق بزن خواهر زنت روت جيشم نميكنه


    •   .سامان.
    • 1 ماه
      • 7

    • miss_thetis#


      ارور 500 یقه داستانت رو گرفت... ولی من قبلش خوندم، کامنت رو اینجا برات میذارم.
      میخواستم لایک کنم که ارور داد. خیلی قشنگ نوشتی، حس و حال نویسنده به خوبی منتقل میشد. ولی متأسفانه اصلا از ویرگول استفاده نکرده بودی که به مغز خواننده، اجازه ی تحلیل بده. مهران جان به من گفتن که توی نوشته هام، بین علائم نگارشی و کلمه ی بعدی فاصله بذارم. حلا منم به شما میگم که اینکار رو انجام بدی دوست عزیز. در کل، به عنوان اولین نوشته؛ عالی بود.


      لایک رو که فعلا نمیشه بدیم ولی لایک تا قسمت بعدی :)


    •   Saeed_ni2000
    • 1 ماه
      • 8

    • اولا تو که عرضه نداری غلط میکنی،
      دوما میخوای با کیر مردم دوماد بشی؟
      سوما هم تو قدر شهین رو میدونستی ، کی قدر زن خودتو میدونست؟
      چهارما خواهر زنت مثل خواهرته، پس خواهرتو هم بدی یکی بکنه ازش فیلم میگیری که بتونی خودت هم بکنیش
      و در اخر خاک تو سرت کنن، از بس کون دادی کونت شده غار شاپور.


    •   saman.3
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب بود بقیشو بگو


    •   amin.afg
    • 1 ماه
      • 6

    • کیرشوهرانگلامرکل توکونت بااین داستانت


    •   Alat_Tanasoli
    • 1 ماه
      • 7

    • خط آخر: بدن بسیار سکس اش.


      حتما نافش عمودی بوده که انقد با عجله و بدون نقطه نوشتی.


    •   R.B.behruz
    • 1 ماه
      • 7

    • در ادامه اشکان یه کپی از فیلمها میگیره و میگه اگه به من کون ندی فیلمها رو به زنت نشون میدم و میگم کار تو هستش، و تو مجبور میشی در مدت اقامت اشکان در ایران روزی دو بار به اشکان بدی.


    •   Shahanshah.kia
    • 1 ماه
      • 7

    • میشه ننویسییییییییییییییی (dash)


    •   Newah007
    • 1 ماه
      • 8

    • شرمنده که اینو میگم:


      اینجور که تو از اندام و کیر اشکان تعریف کردی, احتمالا خودت بیشتر دلت می خواسته زیر اشکان باشی.... (biggrin)


      شهین فقط یه بهانه بوده....... (rolling)


    •   nasrin1980nn
    • 1 ماه
      • 5

    • این یک جور بیماریه. اگر خواهر زنت رو میگرفتی اون وقت عاشق زنت میشدی.
      هر چند کل داستان خیال بافی بود


    •   Jigar2020
    • 1 ماه
      • 3

    • به درسته شاید خیلی از داستانا دروغ باشه اما تو این دنیا هیچی غیر ممکن نیست من خودم کسیو میشناختم که خواهرشو میکرد یا اینکه طرف با خواهر زنش رابطه داشت و حتی ازش بچه داشت پس نمیشه گفت همع دروغه چون اطراف شما نیست در ثانی خیلی از همینایی که اینجا فوحش میدن چشمشون رو اقوام زنشون هست و یا بدشون نمیاد خواهر زنشونو زمین بزنن حالا چون خودشون نتونستن میان فوحش میدن پس به جای اینکه به همه انگ دروغ ببندین داستانو نقد کنید اگه هم با اینجور روابط مخالفین اصلا نخونین


    •   farfar22
    • 1 ماه
      • 1

    • عالي بود ادامه بده قهرمان


    •   Far1357
    • 1 ماه
      • 5

    • خاک تو سرت کنم بیغیرت چجور دلت اومد اینجور بندازی جلو کسی از خودت کونی تر بکنتش خاک تو سرت کنم


    •   saeedno15
    • 1 ماه
      • 6

    • کسخلی چیزی هستی؟از همون اول خواهر زنو بگیر خب کله کیری (dash) (dash)
      نه تایید نمیکنیم دیگه ننویس.l


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه
      • 4

    • اینم یه جقیه دیگه. بابا فکر چشاتون باشید... از بس فیلم گرفتین بعد طرف و به زور کردین خجالت نمیکشین نه؟ بابا یه حسی هم باید داشته باشه. مگه حیوووونین اخه


    •   Amir-Ali_Mhr
    • 1 ماه
      • 4

    • بی ناموسی در حد جم و فارسی وان . زنتو به یاد خواهر زن میکردی میگیم عشقت نبود زنت که بود هیچ ، په چرا دادی عشقتو یکی دیگه بکنه ؟


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 10

    • از تو تقاضا مینمایم ادامه اش رو نگذار!!!!


    •   Mr.black2000
    • 1 ماه
      • 4

    • ادامه ندی سرسنگینتری!


    •   keyvan_joojoo
    • 1 ماه
      • 1

    • ادامه را زود بفرست


    •   Daniani
    • 1 ماه
      • 5

    • سازمان‌بندی نوشته‌های غیرداستانی مانند نوشته‌های داستانی از کوچک‌ترین واحد نوشتاری، یعنی جمله، آغاز می شود. جمله مجموعه‌ای از واژگان است که پیامی را از گوینده به شنونده یا نویسنده به خواننده می‌رساند. (گاهی جمله فقط از یک واژه درست می‌شود، مانند «آتش» به معنای شلیک کردن)


      جمله ممکن است خبری را بیان کند، چیزی را بپرسد، انجام دادن کاری را بخواهد یا احساسی را بیان کند.


      نمونه

      الف) آریوبرزن، سردار نامی ایران، در برابر سپاهیان اسکندر مقدونی پایداری کرد. (خبری)

      ب) چه کسی نخستین رایانه‌ی شخصی را ساخت؟ (پرسشی)

      پ) چند راه کار برای پیشگیری از کمردرد پیشنهاد کنید. (امری)

      ت) چه روز خوبی و چه هوای نکویی! (عاطفی)


      ساختار جمله‌ی خبری به چهار شیوه‌ی زیر است:




      1. جمله‌ی اسنادی: مسندالیه + مسند+ فعل


        مسندالیه(نهاد)چیزی یا کسی است که پیرامونش خبری می‌دهیم و مسند(گزاره) خبر یا دانستنی است که به مسندالیه باز می‌گردد.


        نمونه


        الف) هوا تاریک است.


        هوا مسندالیه است، یعنی چیزی که تاریکی به آن باز می‌گردد. تاریک مسند است، یعنی چیزی که درباره‌ی مسندالیه گفته می‌شود .


        ب) برگ‌ها کارخانه‌های غذاسازی گیاهان سبز هستند.


        کارخانه‌ی غذاسازی گیاهان سبز، مسند و برگ‌ها مسندالیه است.


        پ) قورباغه، وزغ و سمندر از دوزیستان هستند.


        قورباغه، وزغ و سمندر ، همگی مسند و دوزیستان مسندالیه است.




      2. جمله‌ی متعدّی: فاعل + مفعول + متمم + فعل


        جمله‌ای که فعل متعدّی(گذرا) داشته باشد، به مفعول نیاز دارد، اما می‌تواند متمم(مفعول باواسطه) نداشته باشد. متمم که با حرف اضافه به جمله می‌پیوندد، نکته‌ای را به مفهوم فعل می‌افزاید. متمم می‌تواند قید زمان، قید مکان، قید حالت یا بیان کننده‌ی مقدار چیزی یا ابزار انجام دهنده‌ی کاری باشد.


        نمونه


        الف) اسحاق نیوتن تلسکوپ بازتابی را اختراع کرد.


        اسحاق نیوتن ، فاعل و تلسکوب بازتابی، مفعول است.


        ب) هوشنگ کتاب‌ها را به مدرسه برد.


        به مدرسه ، متمم است و جای رخ‌دادن فعل را روشن می‌کند.


        پ) جانورشناسان خفاش‌ها را بر پایه‌ی اندازه در دو گروه خفاش‌های بزرگ میوه‌خوار و خفاش‌های ریز، جای داده‌اند.




      متمم این جمله، چگونگی رده‌بندی را روشن می‌کند.


      3 . جمله‌ی مجهول: مفعول + متمم + فعل


      هنگامی از ساختار جمله‌ی مجهول بهره می‌گیریم که اهمیت مفعول از فاعل بیش‌تر باشد یا ندانیم چه کسی آن کار را انجام داده است. در این صورت، مفعول به جای فاعل جای می‌گیرد.

      نمونه

      الف) کهن‌ترین فرش جهان زیر یخ‌های منطقه‌ی پازریک، در مرز مغولستان، کشف شد.

      ب) زیردریایی‌های مجهز به اژدرافکن در هر دو جنگ جهانی برای غرق کردن کشتی‌ها به کار گرفته شدند.

      پ) سازمان ملل در سال 1945 با هدف پشتیبانی از صلح و امنیت جهانی و فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و انسانی، بنیان گذاری شد.


      4 . جمله‌ی لازم: فاعل + متمم + فعل


      جمله‌ای که فعل لازم(ناگذرا) داشته باشد به مفعول نیاز ندارد، اما می‌تواند متمم‌های گوناگونی داشته باشد.

      نمونه

      الف) ستاره‌ی دریایی با کمک مکنده‌هایش به هر سویی جابه‌جا می شود.

      ب) گدازه‌های داغ و مذاب درون زمین از راه آتش‌فشان‌ها به سطح زمین می‌ریزند.

      پ) زمین هر 24 ساعت یک‌بار به دور محور فرضی خود می‌چرخد.


      جمله‌های پرسشی اغلب درست مانند جمله‌ی خبری هستند. فقط در آغاز آن‌ها واژه‌ی «آیا» آورده می‌شود. گاهی برای ساختن جمله‌ی پرسشی از واژه‌های پرسشی مانند چه‌کسی، چگونه، کجا، چه هنگام، کدام یا چه، که و کی بهره می‌گیریم. در این صورت، هر کدام از این واژه‌ها به جای مسند، مفعول یا متمم می‌نشیند.(گاهی جمله فقط با تغییر آهنگ کلام، پرسشی می‌شود)


      نمونه

      الف) چگونه می‌توان مخترع یا کاشف بزرگی شد؟

      ب) در چه ماه‌هایی بیش‌ترین بارندگی رخ می‌دهد؟

      پ) چرا سمندر عینکی را به این نام می‌خوانند؟

      ت) بزرگ‌ترین و کوچک‌ترین سیاره‌ی منظومه‌ی خورشیدی کدام است؟


      گاهی جمله‌های خبری ظاهری پرسش‌گونه دارند، اما چیزی را از خواننده یا شنونده نمی‌پرسند. توجه داشته باشید که نشانه‌ی پرسش را در پایان این جمله‌ها به کار نمی‌بریم.


      نمونه

      الف) هنوز به درستی نمی‌دانیم چرا دایناسورها نابود شدند.

      ب) بسیاری از خود می‌پرسند چگونه می‌توانیم این راز را کشف کنیم.


      جمله‌های ساده و پیوسته


      جمله‌هایی که تا کنون برای نمونه آمد، جمله‌های ساده‌ای هستند که همگی یک فعل دارند و مفهوم روشنی را بیان می‌کنند. جمله‌های ساده با حرف‌ها یا عبارت‌های ربطی، مانند و، که، بلکه، تا، پس، زیرا، یعنی یا اما، به هم پیوست می‌شوند. در این صورت، برخی از اجزای جمله به قرینه حذف می‌شود.

      نمونه

      الف) انرژی توانایی انجام دادن کار است.(یک جمله‌ی ساده)

      ب) این رودها آب مورد نیاز مردم را فراهم می‌کنند و برای تولید برق بهره‌برداری می‌شوند.

      پ) سطح رویی زبان، برجستگی‌های کوچکی به نام پرز دارد که به گرفتن غذا و جابه‌جایی آن هنگام جویدن کمک می‌کنند.

      ت) خزندگان جانوران خونسردی هستند، یعنی دمای بدن آن‌ها با تغییر دمای محیط بالا یا پایین می‌رود.

      ث) پرتو ایکس فقط برای نگاه کردن به درون بدن به کار نمی‌رود، بلکه برای بررسی درون برخی دستگاه‌ها نیز سودمند است.

      ج) قدرت‌های خارجی به چین فشار آوردند تا مرزهایش را به روی بازرگانان بگشاید.

      چ) اکنون سه پنجم از جمعیت ایرلند در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند، زیرا احتمال پیدا کردن کار در آن‌جا بیش‌تر است.

      ح) دریانوردان زیادی به سوی سرزمین‌های ناشناخته روان شدند، اما بسیاری هرگز بازنگشتند.


      در برخی کتاب‌های دستور زبان فارسی، جمله‌های پیوسته را نیز جمله‌ی مرکّب دانسته و با عنوان جمله‌ی مرکب هم پایه معرفی کرده‌‌اند. در تعریف جمله‌های هم ‌ پایه آمده است که اگر پیوند بین آن‌ها برداشته شود، هر کدام جمله‌ی مستقلی باشند.


      جمله‌های مرکّب و وابسته


      گاهی برای بیان یک مفهوم از دو یا چند جمله‌ بهره می‌گیریم که هر کدام به تنهایی مفهوم روشنی را بیان نمی‌کنند، بلکه به هم وابسته‌اند. (این جمله‌ها را مرکّب ناهم پایه نیز گفته‌‌اند)

      نمونه

      الف) هنگامی که مهاجران انگلیسی به استرالیا آمدند، شمار بومیان بیش از 300 هزار نفر بود.

      ب) واحه‌ها در جاهایی به وجود می‌آیند که یک سفره‌ی آب زیرزمینی بر سطح زمین جریان پیدا کند.

      پ) ایرانیان نخستین مردمانی بودند که شلوار و کت پوشیدند.

      ت) هنگامی که نور از چیزی به چشم ما می‌رسد، آن را می‌بینیم.

      ث) اگر کسی به خون نیاز داشته باشد، باید خون سازگار با گروه خونی‌اش را به او منتقل کرد.

      ج) چون زلاندنو میلیون‌ها سال از بخش‌های دیگر خشکی جدا بوده است، حیات وحش ویژه‌‌ای دارد.


      در برخی جمله‌های مرکّب، یک جمله خود توضیحی برای اجزای جمله‌ی دیگر است.


      نمونه

      الف) کتاب قانون، که یک دانش‌نامه‌ی پزشکی است، دست‌کم 86 بار در اروپا چاپ شده است.

      ب) لشکریان صلاح‌الدین ایوبی توانستند در جنگ بزرگی، که در سال 1187 میلادی در حطین رخ داد ، صلیبی‌ها را شکست بدهند.

      ت) این فرآیند، که فتوسنتز نامیده می‌شود، در بخش‌های کوچکی به نام کلروپلاست رخ می‌دهد.

      ث) یونانیان باستان به غیب‌گوی پرستشگاه دلفی، که با خدای خورشید ارتباط داشت، بسیار توجه داشتند.

      ج) وقایع اتفاقیه، که با پشتیبانی امیرکبیر منتشر می‌شد، از روزنامه‌ها‌ی مهم دوره‌ی قاجار بود.

      چ) حلزون مسیر خود را با ماده‌ی لزجی، که از غده‌های جلوی بدنش بیرون می‌آید، لغزنده می‌کند.


      گاهی بهتر است جمله‌ی توضیح دهنده در پایان جمله‌ی دیگر بیاید. این ساختار به‌ویژه هنگامی مناسب است که جمله‌ی توضیح دهنده بسیار دراز است.


      نمونه

      الف) حلزون مسیر خود را با ماده‌ی لزجی لغزنده می‌کند که از غده‌های جلوی بدنش بیرون می‌آید.

      ب) خاورمیانه به مجموعه‌ای از کشورهایی گفته می‌شود که در جنوب غربی آسیا، بین آفریقا و اروپا، جای دارند.

      پ) این جلگه‌ها از رسوب خاک‌های ی پدید آمده‌اند که رودها ط ی میلیون‌ها سال با خود آورده‌اند.

      ت) یکی از سردارانی را برگزیدند که در جنگ‌ها بیش از همه زخم برداشته بود.


      گاهی توضیحی که برای اجزای جمله می‌آید، ساختار جمله‌ی کامل را ندارد، اما مفهوم کاملی را می‌رساند. این گونه عبارت‌ها را بدل یا وابسته‌ی اسم می‌گویند.


      نمونه

      الف) به فرمان آشوبانیپال، فرمان‌روای آشور، زمین‌های کشاورزی عیلامی‌ها را با شوره مخلوط کردند تا دیگر گیاهی در آن‌ها نروید. (فرمان‌روای آشور، بدل یا وابسته‌ی اسم است)

      ب) مسلمانان در سال 711 میلادی توانستند آندُلس، بخش جنوبی اسپانیا، را از فرمان ویزگوت‌ها، گروهی از بربرهای اروپا، بیرون کنند.

      ت) جان‌ یات، شیمیدان آمریکایی، در دهه‌ی 1860 میلادی نخستین پلاستیک را ساخت.

      ث) آبورجین‌ها، بومیان استرالیا، سازی به نام دیدگریدو می‌نوازند.

      ج) سوراخ‌های ریزی، به نام روزنه، بر سطح برگ‌ها وجود دارد.


      توجه داشته باشد که به کار بردن چند بدل در یک جمله باعث دوری از ساده‌نویسی و گاهی سر درگمی خواننده می‌شود و باید از آن پرهیز شود.


    •   Bugha.khan
    • 1 ماه
      • 2

    • تایید نکردیم ..لطفا ادامه نده


    •   Mr.Holmes
    • 1 ماه
      • 2

    • چون گفتن باقی داستان رو به نظر خواننده‌ها واگذار کرده بودی اومدم بگم نمیخواد باقی این کسشعرها رو بگی عمو جون، اگر دروغ بود که خیلی کسشعر بود، اگرم راست بود که باز اسکول بودنت رو نشون میده چون کسی که خودش نمیتونه یک کوس رو جور بکنه برای خودش و مجبور میشه یکی رو بفرسته که کوسه رو جرش بده تا فیلم بگیره و بعد با زور تهدید و اخاذی با فیلمه کوسه رو زمین بزنه شایسته ترحم هستش.... یعنی اینقدر کیری و حرف زدن بلد نیست که کسی خودش رو به عنوان یک سوژه سکس حتی تصورش نمیکنه....


    •   _amu_jani_
    • 1 ماه
      • 1

    • من که میگم اشکان دوستته و زن خودتو کرده ...


    •   Gay_4_ALL
    • 1 ماه
      • 2

    • خواهر زن عشقه من که دیوونشم


    •   Nikolfidas
    • 1 ماه
      • 1

    • اونکه جلو چشمای تو کردن که نمیتونستی بکنی ننت بوده بدبخت فلک زده نه شهین دربدر
      کس کش پدر امشب پول تو جیبت از اشکان گور به گور شده هستش برو دستشو ببوس بدو
      مادر کس


    •   mrroshak
    • 1 ماه
      • 3

    • یه نفس چرت نوشتی ها. بدون نقطه و ویرگول و پاراگراف
      بارها گفتم که بعد مواد داستان ننویسید، مخصوصا اگر جنسش رو از موتوری گرفتید ;)


    •   amiiir_h
    • 1 ماه
      • 3

    • چ وضع نوشته مردک جقی؟؟؟مگ دوره ی شاه زندگی میکنی میای باهمچین نگارشی کس میگی
      گوه خوردی ک هم اسم منی عه..فردا میری ثبت احوال اسمتو عوض میکنی
      درکل کیرمون دهن تو و خواهرزن عشوه گرت


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه
      • 2

    • این داستان از بقیه داستان ها کیری تر تخمی تر بیخودتر خاک بر سرت


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه
      • 2

    • خیلی کوسگو بود


    •   potifar
    • 1 ماه
      • 2

    • ای کیرم تو این باشگاه ها ک هر گوهی میخوان بخورن مایه میزارن باشگاه رفته بدن فلان برید بابا جمش کنید


    •   mardvahshi
    • 1 ماه
      • 2

    • کی نوبت زنت میشه زیر کیر اشکان جر بخوره ؟ اینا که خانوادگی جنده اند


    •   Shahab__sang
    • 1 ماه
      • 2

    • فقط بمن بگوازجیغ زدنش فهمیدی کوسش حلقویه؟الان من کیرم روتوکونت کنم تشخیص میدی چه کیریه بدون اینکه ببینیش.


    •   reza6264
    • 1 ماه
      • 2

    • سلام دمت گرم اینم راه حل خوبیه چون منم تمام زندگیم شده خواهرزنم ونمیتونم کاری کنم حتی به خانومم گفته عاشق خواهرت شدم ومیدونه حتی توسکس تااسمشونمیارم ارضا نمیشم باید چنددقیقا آخرو اسم خواهرزنمو وبدن نازشوبیارم تا ارضا بشم خداکنه قسمت منم بشه وبتونم یک روزی کس نازشو بکنم


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه
      • 2

    • راستشو بگو، مرد باش، بعد از رفتن شهین به اشکان کون دادی؟


      میگی ندادی!!!!


      بخدا دادی،


      میگی نه، عکس سوراخ کونتو بذار ببینیم شیطون (rolling)


    •   bhrooz1244
    • 1 ماه
      • 2

    • ای زارت


    •   Lucky.man
    • 1 ماه
      • 2

    • کس حلقوی؟ عجب! از سرو صداش متوجه شدید؟
      بکارت حلقوی داریم، بعد از ازاله بکارت دیگه کس حلقوی نداریم. البته گفته شده بعد از ازاله بکارت حلقوی، اگر مدتی طولانی سکس نداشته باشه، مجدد کس هم میاد اما پایه علمی نداره.


    •   Kos_Namak
    • 1 ماه
      • 1

    • گه. خوردی. کس.کش . مادر. جند.ه


    •   Yashar1987
    • 1 ماه
      • 0

    • حالا نمیخواد لفظ قلم بنویسی یه ذره شل کن ماهم لذت ببریم???


    •   Eshghsex3232
    • 1 ماه
      • 1

    • کسکش جاکش


    •   bhman2543
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بقیشم بنویس داستانت قشنگ بود


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • خیلی دلم می‌خواهد ادامه‌اش را بنویسی تا بچه‌های سایت حسابی از خجالتت دربیایند.


      مردکه‌ی قرمساق


    •   Meh Run
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اینجور که بوش میاد، اشکان بعد حموم کون خودتم افتتاح کرد (erection) (rolling)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو