داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خواهرم جنده بود!

1399/02/27

سلام خدمت همه دوستان
پیشاپیش بخاطر طولانی شدن داستان عذرخواهی میکنم
این قضیه مال اسفند ۹۸ هست
اسم من امید و الان که داستان رو مینویسم ۲۳ سالمه
ما یه خانواده ۶ نفری بودیم که پدرم چن سالی هست فوت کرده
به ترتیب اول خواهرم مریمه که الان ۳۸ سالشه و بعدش دوتا داداشم هستن و اخری هم منم
زمانی که خیلی کوچیک تر بودم و خواهرم دانشجو بود من که زیاد سر در نمیاوردم ولی خواهرم تو دانشگاه با یه پسر دوست شده بود که اسمش کریم بود و قول ازدواج به خواهر من داده بود .مریمم هر بار که باهاش قرار داشت و میخواست بره بیرون خانواده منو باش میفرستادن که مثلا کسی مزاحم نشه منم که سر درنمیاوردم اصن با مریمو کریم میرفتیم چرخ میزدیم .اون موقع بابام زنده بود و فک میکرد من هستم کسی مزاحم مریم نمیشه نمیدونست بنده خدا چخبره.منم انقد مریمو دوس داشتم هرچی بهم میگفت گوش میکردم هرجا میرفتیم هرکاری میکردن حتی جلوی من چن سری مریمو بغل کرد و مریم بهم میگفت به کسی نگو و اگه ازت پرسیدن کجا رفتین بگو مثلا فلان جا بودیم منم گوش میدادم اوضاع همینجوری بود تا اینکه یه روز اومدم خونه دیدم خواهرم گریه میکنه و مادرمم همش دعواش میکنه و فش میده که بی آبرومون کردی و تو مگه خرابی و… .رفتم پیش مریم گفتم چی شده آبجی چرا گریه میکنی ؟منو بغل کردو گفت هیچی نشده در گوشم گفت کریم اذیتش کرده و گفت به کسی نگم باز .منم انقد ناراحت شده بودم که میخواستم گریه کنم
اخه منو مریم خیلی به هم نزدیک بودیم .اون قضیه گذشت و مریم رفت یه شرکتی سر کار که صاحب کارش یه پیرمردی بود که داشت از زنش طلاق میگرفت چون زنش بهش خیانت کرده بود و اینم که حاجی صداش میکردن اومده بود پینشهاد ازدواج به مریم داده بود.مریم دختر خیلی خوشگلی نبود ولی شیرین زبون بود و خودشو تو دل جا میکرد ولی قیافش کاملا نرمال بود و الان که شوهر کرده هم سایز سینش تازه به ۷۰ رسیده و البته از کون خوش فرمش نمیشه کذشت .من با مریم چن بار رفتم سر کارش و تو محیط شرکت واس خودم باز میکردم و سعی میکردم زیاد مزاحم کار مریم نباشم ولی حاجی خیلی دورو بر مریم میچرخید. اونجا یه اتاق داشتن که توش مبل بود و میز واس غذا خوردن و یه تی وی هم بود من نشسته بودم پای تی وی ک شنیدم حاجی میگه مریم بیا نگاه کن کارگرای مارو دارن دنبال بازی میکنن منم رفتم تو در اتاق دیدم که حاجی و مریم کنار هم واسادن و از پنجره دارن بیرونو نکاه میکنن و همزمان حاجی دستش رو کون خواهرم بود منم گفتم چی شده و رفتم جلو ک حاجی دستشو برداشت .گذشت و چند روز بعد یکی از پسرای محله که پنج سال از من بزرگتر بود به بهونه بازی منو برد خونشون و چشمتون روز بد نبینه منو از کون حسابی گایید منم تا قبل اون اصلا کون نداده بودم و از دردش درست نمیتونستم راه برم از دردش گریه میکردم یکم تو محله نشستم که خونه آبروم نره .خلاصه رفتم خونه و برای اینکه مادرم منو نبینه فوری رفتم تو اتاق که با مریم تو اتاق مشترک بودم . مریمم تازه از سرکار اومده بود و دوش گرفته بود وقتی نگام کرد فهمید گریه کردم .گفت چی شده داداشی و هی اصرار کرد که منم گفتم بهش اشکان اذیتم کرده و … مریمم حسابی عصبانی شد گفت این سری ببینمش دارم براش و کلی فشش داد و یه کرم برداشت گفت شلوارتو بکش پایین منم خجالت میکشیدم نمیخواستم جلوش شلوارمو دربیارم .مریمم یه دونه بوسم کرد گفت کرم بزنم زود خوب شه منم شلوارمو کشیدم پایین مریم کردم با انگشتش کرم برداشت و مالید به سوراخ کونم و با انگشتشم یکم کرد توش .خلاصه گذشت و این اتفاق باعث شد قبح خیلی چیزا بریزه بینمون مثلاً وقتی میخواستیم بریم حموم چون رخت کن نداشت بیرون لباس رو درمیاوردین البته پشتمون بهم بود ولی کلا لخت میشدیم و بعد میرفتیم حموم.منم کم کم داشتم با سکس و این داستانا بیشتر اشنا میشدم و حتی یه سی دی سوپر با بدبختی پیدا کردم و خونه داشتم میدیدم که مریم سر رسید و سی دی رو فوری دراورد گفت مامانو داداش دارن میان ولی سی دی رو دیگه پس نداد بهم.یکم از سوپره دیده بودم یه سیاه پوست بود که تا دسته میکرد تو کون یه دختره سفید. یکی دو سال بعد یه خاستگار اومد برای مریم به اسم جواد و ازدواج کردن مریمم از اون شرکت اومد برون و یه مدتی بیکار بود .منم تو این مدت با سایتای سکسی و داستان های محارم اشنا شده بودم اولش اصن حالم بهم میخورد ولی یه سری اتفاقا نظرمو عوض کرد و کم کم باعث شد به مریم نظر داشته باشم . مثلا یه بار کامپیوترم خراب شده بود و رفتم خونه مریم که ازش لب تاب قرض بگیرم و اصرار کرد که شب بمونم .خونشون یه خوابه بود و من شب نمیدونم چرا اصلا خوابم نمیبرد . ساعت حدودا سه صب بود که تازه داشت خوابم میگرفت مریم اومد رفت دسشویی منم چشامو بستم که فک کنه خوابم ‌.از دسشویی که اومد گفت امید بیداری منم خودمو زدم به خواب که شاید خوابم ببره . بازم صدام کرد اروم گفت امید داداشی منم جواب ندادم ،یهو مریم برگشت به سمت اتاق گفت خوابه و رفت تو اتاق من به اتاق دید داشتم اگه در باز میبود پشت بندش حواد اومد رفت دسشویی و رفت اتاق اروم درو گذاشت رو هم منم اعصابم کیری شده بود که کصکش درو چرا میبندی اخه ، دیگه هیچی ندیدم ولی حدودا ۵ دقه بعدش یهو یه صدای اه بلندی اومد که گوشام تیز شد .یکم بعدش مریم اروم درو باز کرد و دوباره صدام کرد امید داداشی خوابی منم جواب ندادم و خیالش راحت شد ک من خوابم رفت تو اتاق و درو باز کذاشت.رفت رو تخت خوابید و حواد اومد روش شروع کردن لب بازی البته ارومو بی سرو صدا بود تقریبا .تاریک هم بود و جزییات خوب دیده نمیشد یهو مریم به حالت داگ استایل شد و جواد شروع کرد تلمبه زدن صدای اه کشیدن ارومو سکسی مریم داشت دیوونم میکرد .کل سکسشونو دیدم و از شق درد خوابم نمیبرد ده دقه بعد اینکه مریمو حواد سکسشون تموم شد پاشدم رفتم دسشویی یه جق زدم که فقط بتونم بخوابم.فردا صبش نمیدونستم چجوری رفتار کنم عادی باشه همش تو فکر دیشب بودم از خونشون زدم بیرون و رفتم خونه انقد فکرای کصشر میکردم اصن تو حال خودم نبودم .لب تابش دستم بود رفتم عکساشو دیدم چقد دوسش داشتم هیچ وقت فکر نمیکردم به خواهرم همچین حسی پیدا کنم ،شیطنتم گل کرد رفتم فایلای شخصیشو زیرو رو کردم و یه پوشه هیدن شده داشت توش عکس شورت و سوتینش بود چند مدل چنتا مدل سکسی بود یهو یه عکس دیدم خشک شدم مریم بود با شورت و کرست، چه بدنی داشت آبجی مریمم یه همچین کصی بوده و من سالها بیخبر بودم زدم عکس بعدی چنتا عکس بود با ست های سکسی که معلوم بود شوهرش گرفته ازش حالا به چه علت نمیدونم ولی داشتم بال درمیاوردم .یه دونه ست توری هم داشت که نوک ممه هاش معلوم بود ،انقد حشری شدم که فوری رفتم یه دست جق زدم به عشقش بعد جق چنان پشیمون شدم ک حالم از خودم بهم میخورد برگشتم سر لب تاب نگاهم عوض شده بود به خودم فش میدادم که به ابجیم نظر دارم بستم گذاشتم کنار رفتم یه چرخی بزنم باد به کلم بخوره .شب برگشتم خونه دوباره بیخوابی …! سعی کردم بخوابم ولی همش اون داستانایی که خونده بودم اون صحنه های سکسی که دیده بودم اون عکسا همش جلو چشام بود اینجا بود که حشر پیروز شد و رفتم داستان سکسی خوندم کل داستان های که سکس با خواهر بود رو خونده بودم تاپیک های مختلف میدیدم تو همین سایت،یکی نوشته بود رو خواهرم بی هستم بیاید صوبت کنیم . رفتم بهش پیام دادم اسمش پیمان بود میگفت دوس داره دو نفری باهم خواهرشو بکنیم میگفت من بکنم تو کص خواهرش و خودش بزاره دهنش نمیدونم چقد راست بود حرفاش یا اصن اکانت فیک بود یا واقعی ولی مهم حرفاش بود که روم تاثیر داشت با هم چت میکردیم ازم راجب خواهرم پرسید منم از بدنش گفتم یهو گفت جووون کاشکی خواهرتو میاوردی کیرمو بکنم تو کصش یهو اول بهم ریختم خواستم فش بدم بعد دوباره حشری تر شدم تصور میکردم یکی داره خواهرمو میکنه مثل همون شب که اونجا بودم جواد داشت تلمبه میزد رو خواهرم ،یاد اون صحنه ها افتادمو حشری تر شدم به مرور فانتزی های سکسی جدید اومد تو ذهنم ،دوس داشتم چن نفری بریزن سر خواهرم و از کص و کون بکننش دوس داشتم ابمو بریزم رو صورتش،عاشق کونش شده بودم دوس داشتم بزارم لای کونش و… انواع فانتزی های سکسی رو داشتم و جق میزدم باش ،خودمم عین اسگلا نمیرفتم حداقل یه کص بکنم فقط تو کف بودم. خلاصه به همین روال گذشت من از هر فرصتی استفاده میکردم بدن سکسیشو ببینم یا خودمو بچسبونم بهش،انقدم همدیگرو دوس داشتیم هر بار میدیدمش بغلش میکردمو روبوسی میکردیم هر روز هم جا افتاده تر میشد اون عکساشم برداشته بودم همش نگاه میکردم خلاصه بگم خواهرم حامله شد و یه دختر خوشگل بدنیا اورد به اسم سارا و من یه مدت محل کارم ازشون دور بود دیر به دیر میدیدمش ولی از شانس یه کار بهتر پیدا کردم که یه ربع با خونشون فاصله داشت و زیاد میرفتم پیشش،شوهرشم تقریبا ماهی دو الی ۵ روز ماموریت میرفت به سمنان و اراک و شیراز،جواد تو یه کارخونه کار میکرد بیشتر کارای نظارتی داشت یهو میرفت به دفتر هاشون تو این سه تا شهر سر میزد که ببینه چجوریه اوضاعشون ،اینم بگم که بعدا فهمیدم جواد اولا سعی میکرده هربار مریم پریود میشه بره ماموریت که چون یه تایم ثابت بوده شرکت گیر داده بودن بهش که باید سر زده و رندوم بری نه اینکه سر یه تایم مشخص بری.اون شبایی که جواد خونه نبود من میرفتم پیششون یا میاوردمشون خونه خودمون. شبایی که خونشون بودم همش فک میکردم عین این فیلم سوپرا نصف شب میاد کیرمو میخوره و حال میکردم با این فکرای کصشر‌.یه بار سارا رفته بود نمیدونم چیکار کرده بود با لب تاب مریم که روشن نمیشد کلا ،مریم بهم گفت تب لتت رو بده تا اینو درست کنم با اون کارامو بکنم،بیشتر فیلم نگاه میکرد با لب تابش برای اینکه زبانش قوی بشه منم دادمو یه هفته بعدش تقریبا اومده بودن خونه ما و من دیدم تب لت رو کیفشه بدون اینکه بهش بگم برداشتم و همینجوری داشتم ور میرفتم باش و خواستم یه سر برم سایت ورزش سه وقتی مرور گرو باز کردم کلی سایت سکسی از جمله شهوانی باز بود بیشتر عکسا و فیلمای انال رو سرچ کرده بود تو شهوانی هم رو یه داستان بود که فرصت نشد بخونمش ولی اسمش این بود که کون دادن به همکارمو و از این کصشرا منم همرو اول یه دور دید زدم بعد همرو بستم و یکم فکرم درگیر شده بود نمیدونم چرا اخم کرده بودم یکی نبود بگه بابا تو تو کف خواهرتی دوس داری بندازیش جلوی همه بکننش بعد چرا ناراحتی الان تو همین حال بودم که مریم متوجه تغیر حالت من شد و وقتی تب لت رو دید تو دستم فهمید چه گافی داده اخرای بهمن ماه بود یه هفته بعدش مادر بزرگ جواد سکته کرد و فوت شد و بخاطر کرونا نمیتونست بره یه سر به پدر مادرش بزنه حداقل اخه اونا سمنان زندگی میکردن تقریبا ده روز بعد از طرف شرکت فرستادنش سمنان که هم یه سر بزنه به پدر مادرش و هم کارشو انجام بده ما کلی اصرار کردیم که نرو خطرناکه و … ولی گوشش بدهکار نبود رفت گفت یه هفته میمونه احتمالا مریم هم فرداش زنگ زد که من شب برم پیششون منم حوصله کار نداشتم ظهر مرخصی گرفتم و رفتم خونشون سارا کلید کرده بود که منو ببرم خونه خودتون الان دیگه خانومی شده واسه خودش ۴ سالش شده و همش دلتنگی مامان بزرگشو میکنه قبلا هم شده بود دو سه روز بدون بابا و مامانش خونه ما بود دیگه انقدگریه کرد که مریم گفت ببرش خونتون خودت بیا منم تو کونم عروسی بود که شب تنهام باش حالا با اینکه هیچ کاری نمیتونستم بکنم ولی خوشحال بودم برگشتم ساعت حدودا ۶ بود تا رسیدم اب میوه اورد برام میوه اورد و هی نوشابه برام باز میکرد گفتم چقد مهربون شدی ابجی جون گفت من همیشه مهربونم و یه عشوه اومد که دلم ریخت تو دلم کفتم کیرم دهنت جواد چه کصی زنته! تی وی رو روشن کردیمو نکاه میکردیم هی من من میکرد انگار میخاد چیزی بگه بهم گفتم چیزی میخای بگی ابجی کفت بگم دعوام نمیکنی گفتم نه بکو گفت اون چیزا که سرچ کرده بودم کار من بود منم سرخ شدم و گفتم ممکن بود سارا ببینه نکن اینکارو یا حداقل دست بچه نده ،گفت باشه نمیدم دست بچه ولی اخه دوس دارم ببینم منم کیرم امپر چسبونده بود و سعی میکردم به روی خودم نیارم خندیدمو گفتم چه چیزاییم سرچ کرده بودی و خندیدم اونم گفت خیلیم عالیه کون به اون خوبی منم پر رو تر شدم گفتم اره دیگه توعم فقط به کون نگاه میکنی و جفتمون خندیدیم من از شدت حشر داشتم میترکیدم ولی مغزم همش آلارم میداد که این حرفا نباید با خواهرت زده بشه و همش یه حسی جلومو میگرفت که فراتر از این نرم.خواهرم کفت یه چی میگم به کسی نگو گفتم باشه ابجی جون دیگه چی میخای بگی گفت یادته پماد زدم به کونت و جفتمون خندیدیم گفتم اینو من باید بهت بگم که به کسی نگی گفت نه الان من یه پماد باید بزنم پشتم نمیتونم بیا بزن برام گفتم باشه بیار بزنم گفت بیا اتاق راحت دراز بکشم گفتم باشه تو برو منم میام تا بلند شد من سریع کیرمو ازاد کردم که از رو شلوار انقد تابلو نباشه و نگاهم به کونش بود که تو ساپورت تنگش میلرزید رفت در اتاقو برگشت گفت چیو نگاه میکنی بیا گفتم باشه و رفتم تو اتاق یه وازلین گذاشت کنارش و خودش به شکم دراز کشید رو تخت منم نشستم کنارش ،روشو کرد سمت دیوار و با دستش ساپورتشو داد پایین آب دهنمو قورت دادمو گفتم چیکار کنم الان گفت همونکاری که من قبلا برات کردم .چی میدیدم کونی که سالهاست تو کفشم سفیدو بی مو جلومه دستام میلرزید کیرم تالا انقد شق نشده بود یه ذره وازلین برداشتم با انکشت فاک مالیدم رو سوراخ کونش به بهونه اینکه ساپورتش زیادی بالاعه قشنگ کشیدم پایین گفتم کثیف نشه لباست گفتم یکم پاتو باز کن اونم بدون اینکه چیزی بگه پاشو باز کرد وای چی میدیدم یه سوراخ خوشگل که راحت انگشتم میرفت توش و تقریبا نصف کصشو که یه دونه موهم نداشت انگار همین یه ساعت پیش موهاشو زده باشه .آروم آروم سوراخشو میمالیدمو با انگشت فاک میکردم تو که یهو گفت امید قشنک دو انگشتی منم دوتا انگشتمو باهم کردم تو کونش یه آهی کشید که آبم داشت میریخت یه کون نرمو خوشگلو خوش فرم رو داشتم میمالیدمو انگشت میکردمحدودا ۵ دقه داشتم ماساژ میدادم قشنک چربو آماده شده بود واسه گاییدن ولی تخمشو نداشتم و فقط انگشت میکردم بهش گفتم بسه من خسته شدم !راستش گوه اضافی خوردم دوس داشتم تا اخر عمرم ادامه بدم همونکارو .مریم روشو کرد سمت من گفت پاشو لباس راحتی بپوش خستگیت در بره گفتم نه راحتم که اصرار کرد گفت شلوار جوادو بردار منم برداشتم و خواستم برم بیرون عوض کنم گفت کجا همینحا عوض کن نمیزارم بری گفتم باشه دیونه پشتمو کردم بهش نبینه شق کردم شلوارمو که دراوردم گفت وایسا اصن نمیخاد لباس بپوشی اینجوری راحت تری گفتم نه بزار بپوشم که یهو بلند شد دستمو گرفت گفت بچرخ ابجی ببینه چی داری من زبونم بند اومده بود با یه دستش شورتمو کشید پایین گفت داداش دودول کوچولوی خودمی .منم دیگه حدو مرزو کذاشته بودم کنار گفتم مگه کوچیکه ؟!اخه کیر من ۱۴ سانته و زیاد کلفت نیس گفت نسبت به جواد اره بعد گفت ذصن نمیخاد شورت پات کنی راحت بشین منم شورتمو دراوردم فقط ی تی شرت تنم بود و یهو نکاهمون تو نگاه هم افتاد جفتمون مونده بودیم چی بگیم انکار خجالت کشیدیم ولی حشر این حرفا حالیش نیست گفتم دراز بکش پمادتو بزنم گفت با دودولت بزن منم خندیدم گفتم حتما ولی بازم تخمشو نداشتم ،نشستم کنارش با انگشت دوباره با کونش ور برم گفت امید چی کفتم بهت من هیچ جوابی نداشتم بدم قفل کردم یه لحظه و بعد کفتم نمیشه که اخه گفت میشه و برگشت سمت من کیر شقمو کرد تو دهنش وای چه حسی داشتم تالا هیچ کس واسم ساک نزده بود چقد عالی بود دو سه بار سرشو بالاپایین مرد ابم داشت میومد گفتم اآااااه و ریختم تو دهنش مریمم برای اینکه تختش کثیف نشه مجبور شد تو دهنش نگه داره ابم که اومد کامل دراوردم از دهنش مریم داشت اوق میزد فوری رفت تف کرد یه لیوان اب خورد برگشت منم کوپ کرده بودم گفتم ببخشید گفت عب نداره و اومد ساپورتو شورتشو باهم کامل دراورد یه تاپ هم پوشیده بود زیرش سوتین صورتی ست با شورتش بود که ممه هاشو جم کرده بود اونم باز کرد دراورد و من کوپ کرده بودم چه کصی چه بدن جا افتاده ای دلم میخواست از نوک پا تا گردن لیسش بزنم گفتم جووون چه کصی هستی ابجی ،مریم یه خنده سکسی کردو گفت الان نشونت میدم از کیفش یه کاندوم برداشت گذاشت رو کیرم گفت بکن تو کونم دیگه حجب و حیایی وجود نداشت رفت حالت داگ استایل شد منم رفتم بکنم تو کونش گفت یکم دیگه وازلین بزن یه کوچولو وازلین زدم کیرمو کذاشتم رو سوراخش و اروم فشار دادم توراحت رفت تو ولی گشاد نبود چقد داغ بود بهترین حسی بود که تالا داشتم مریم یه آااه کشید گفت جووون بکن منو داداشی منم دستامو گرفتم به پهلوش و شروع کردم تلمبه زدن اخ مریمم اه میکشیدو هی میگفت جوون منو بگا دیگه داغتر شد و میگفت داداشی دارم بهت کون میدم منو از کون جر بده از این به بعد فقط به تو کون میدم محکم بکن داداش جون منم حشر مغزمو از کار انداخته بود تلمبه میزدمو میگفتم دارم ابجی خوشگلمو از کون میکنم کونت فقط مال منه و میگامت ،کاندوم تاخیری بود و حسابی اثر کرده بود کیرمو از کونش دراوردم سوراخ کونش بازو بسته میشد تی شرتمو که خیس عرق بود دراوردمو گفتم کص میخام ابجی جون برگشت نگام کرد گفت میخای کص خواهرتو بگایی جوون بیا بگا منو کاندومو از کیرم دراورد منو خوابوند رو تخت خودش نشست رو کیرم بالا پایین میکرد سینه هاش میلرزید جفتمون رو هوا بودیم سینه هاش میلرزید انکار دنیای من لرزیده دستامو گذاشتم رو ممش خوابید روم و همینجوری که کیرم تو کصش بود لب میگرفتیم منه جقی داشتم کص میکردم اونم چه کصی ،کص خواهرم که یه عمر تو کفش بودم دو دقه لب کرفتیم چرخوندمش خودم خوابیدم روش و تو کصش تلمبه زدم به تنگیه کونش نبود ولی واقعا لذت بخش بود ابجیمم هی میگفت کصمو جر بده من جنده ی توعم کیرتو تا خایه بکن تو کصم تقریبا پنج دقه همون مدلی تو کصش بود که احساس کردم ابم داره میاد گفتم ابجی آبم داره میاد گفت بریز توش و منم با خیال راحت تلمبه زدم اب که اومد خودمو چسبوندم بهش و تا قطره اخر خالی کردم تو کص داغش و ولو شدم کنارش از خستگی داشتم میمردم ولی هنوز سرم داغ بودو حشری بودم مریم گفت هنوز مونده من ارضا نشدم گفتم چیکار کنم برگشت به حالت ۶۹ خوابید روم و کصشو گذاشت دهنم گفت بخورش منم لیس میزدم طعم کصشر آب کصش با آب کیر من حالمو بهم میزد ولی انقد مریمو دوس داشتم و انقد حشری بودم داشتم با لذت زبونمو میکردم تو کصش خواهرمم ناله میکرد آاااه بخورش کصمو بخور من جندتم بخور کصمو دو سه دقه کصشو خوردم که شروع کرد تند تند نفس کشیدنو یهو کصشو فشار داد رو دهنم و یه آه کشید ولو شد روم گفتم ارضا شدی ابجی ؟ گفت اره داداشی مرسی و کیرمو بوس کرد و چرخید کنارم دراز کشید منم بغلش کردمو یه لب گرفتیم یه دستمو گذاشتم زیر گردنش و یه دستم رو ممش بود کم کم داشتم سرحال میمودم و اون حس عذاب وجدان داشت میومد سراغم مریم دوباره یه لب ازم گرفت گفت مرسی ولی سری بعد وحشی تر باش گفتم چی تو کونم عروسی بود که سری بعدی هم هست مریم گفت من کلا دوس دارم وحشی سکس کنم از کون بدم از کص بدم ساک بزنم و… گفتم جواد چیکار میکنه پس گفت حواد کون دوس نداره و اکثرا رمانتیک سکس میکنه هرچی میگم محکم بکن اروم تر میکنه و من از حشر میترکم تالا کلا ۲۰ بار هم شاید نکرده باشه تو کونم گفتم مطمینی ؟گفت اره جورشو کسای دیگه کشیدن !یجوری شدم نمیدونستم اخم کنم یا بخندم منظورش چی بود کفتم یعنی چی گفت هیچی باوو رئیسم عاشق منه گفتم مگه زن نداره گفت چرا زن داره خیلیم می‌ترسه از زنش ولی عاشقم شده و چن باری بهش دادم البته کیرش خیلی کلفته ولی کوتاهه واس هر بارم خوب بهم پول میده هرچقدرم بخام میده چون میترسه به زنش بگم گفتم یعنی چی یعنی به جواد خیانت کردی قبلا گفت زیاد نبوده گفتم دیگه به کیا دادی جنده خانم و تعریف کرد از اول که اون دوس پسرش کریم یه سری بردتش خونه که مثلا مادر کریمو ببینه ولی با یکی دیگه از بچه های دانشگاه دوتایی از کون کردنش و میگفت شانس اوردم پردمو نزدن خیلی درد داشت ولی بعدا بیشتر دوس داشتم بدم گفت که اون صاب کارش حاجی هم خیلی میخواستتش و تو دفتر شرکت بعد ساعت کاری چن سری کردتش از کون و حتی گفت یه سری تو هم بودی فرستادیمت تو محوطه بازی کنی و از کون دادم بهش گفتم چی شد بعد گفت هیچی دیگه زنشو طلاق داد بعد به منم شک داشت منم استعفا دادم اومدم از اونجا بیرون و گفتم دیگه کی جنده خانم به عالم و آدم دادی که گفت اونا زمان مجردیم بود البته یه بارم نامزد بودم که حواد پردمو زده بود و یه رفیق داشت که خیلی خوشگلو هیکلی بوده گفتم من میشناسمش گفت اره محمود آرایشگره همون ک با زنش یه وقتایی میان خونمون گفتم اهان میشناسمش گفت اون اولا شمارمو گیر اورده بود و خلاصه مخمو زد و بهش از کصو کون دادم بعد با خنده گفت که محمود میکفت جواد کوفتت بشه چه کصی گرفتی که البته بعدا فهمیدم که جواد با زنش یه مدت ریخته بودن روهم گفتم بهت برنخورد گفت نه دیگه منم همون کارو کردم بودم گفتم الان چی گفت گقت نهایتا دو ماه یا سه ماه یه بار سکس میکنم با محمود گفتم چه جنده ای بودیو ما فکر میکردیم چه دختر نجیبی خواهر ماعه گفت نه اونجوری ک فک میکنی نیست که جوادم همینکارو میکنه حتی یه بار با محمود بحثش شده بوده محمود بهش شک کرده بود گفتم اون چه پرروعه گفت اره ولی خیلی خوب میکنه گفتم دیگه چی جنده خانم خندید و کفت نگو اونجوری من خواهرتم مثلا گفتم اره ولی الان زیرم بودی خندیدو گفت نه که تو بدت اومد گفتم بگو ادامشو گفت هیچی دیگه بعد اون هم اینجا ک رفتم سر کار رییسم تو کف بودو منم پول لازم داشتم دیگه الان اونجا انگار من رییسم هرچی میکم حرف منه که خندیدیمو گفتم چقد گشنمه نگاه کردیم دیدیم ساعت ده گذشته شامم نداریم هیچی دیگه رفت یه املت درست کرد موقع خوردن گفتم ابجی عجب چیزی هستی تو یه دونه پشمم نداری گفت تازه پریودیم تموم شده و همون روز اصلاح کرده بود بعد شام یه فیلم دیدیم که من چون صبش باید میرفتم سر کار وسط فیلم گفتم بریم بخوابیم که کص میگفتم دلم میخواست بازم بکنمش رفتیم رو تخت و یه بار دیگه از کصو کون گاییدمش و خوابیدیم صب با ببختی رفتم سر کار ولی همش دل دل میکردم که تموم شه بره پیش مریم . یکی دو ساعت مونده بود کارم تموم شه زنگ زد بهم گفت داری میای یه بسته کاندوم بگیر منم از خدا خواسته گفتم چشم ابجی گلم .وقتی کارم تموم شد رفتم خونش درو باز کردم رفتم تو پشمام ریخت خواهرم آرایش غلیظ کرده بود و لخت منتظر بود گفت داداشی کصو کونم منتظر کیرته بیا بکن توش خلاصه اون شبم یه حال اساسی کردم و قرار شد فرداش بیاد خونه ما دیگه سارا داشت دلتنگی میکرد هی زنگ میزد من داشتم تو کص خواهرم تلمبه میزدم اون داشت تلفنی با سارا صوبت میکرد ،خلاصه اون شب حسابی از کصو کون گاییدم خواهرمو ولی یه صحبتایی شد که منجر به یه اتفاق خفن شد که ایشالا سری بعدی تعریف میکنم
کیر همتون تو کصو کون خواهرم

نوشته: امید


👍 37
👎 50
130803 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

879550
2020-05-16 20:07:43 +0430 +0430

واسه یه همچین موضوع هفتگی این همه نوشتی
نخوانده دیس

1 ❤️

879552
2020-05-16 20:07:57 +0430 +0430

احیا گرفتیما

1 ❤️

879556
2020-05-16 20:10:06 +0430 +0430

تو یک پسر شونزده ساله ای که که سر ناموس خودت شق درد گرفتی خاک عالم تو سرت

4 ❤️

879563
2020-05-16 20:14:09 +0430 +0430

همین دیشب بود سر داستان رابطه با زن شوهر دار سر درد گرفتم حالا باز این گوه ببی غیرتیو خواهر و…

به خدا انسان نیستین شما ها چطور می تونین…


879568
2020-05-16 20:16:46 +0430 +0430

تا جای خوندم که از سایز سینه خواهرت گفتی…کرکس.

4 ❤️

879580
2020-05-16 20:21:07 +0430 +0430

من خواهر ندارم کسی نگا چپ به خواهر دوستم کنه در حد مرگ یارو رو میزنم بعد تو خواهر داری میری میگاییش!
کسکش بیغیرت


879583
2020-05-16 20:21:59 +0430 +0430

عالی (wanking) (wanking)

1 ❤️

879644
2020-05-16 21:10:15 +0430 +0430

ای کیرم تو کص خواهرت من این همه رو میتونستم بخونم از دانشگاه انصراف نمیزدم که بیا اینجا کوصشرای تورو بخونم جق بزنم که کیرم خوابید مگه رومانه لاشی

1 ❤️

879654
2020-05-16 21:42:32 +0430 +0430
NA

امید یه برنامه بچین ماهم خواهر گرامیت رو ملاقات کرده و سپس با بچه های سایت کونش بگزاریم! کص هم میزاریم! اگه رو بدی کون خودتم میزاریم! (wanking)

2 ❤️

879655
2020-05-16 21:43:03 +0430 +0430

fuck you

1 ❤️

879665
2020-05-16 22:01:29 +0430 +0430

بیغیرتی = دیس نخونده

5 ❤️

879668
2020-05-16 22:05:36 +0430 +0430

تمام کیرم در تمام کونت با این داستانت

1 ❤️

879670
2020-05-16 22:09:53 +0430 +0430

اونموقعی که جواد فهمیده بود زنشو گاییدی و بهت تجاوز کرده بود رو سانسور کردی شیطون

2 ❤️

879696
2020-05-16 23:50:12 +0430 +0430

میشه بفرمایید از کجا فهمیدی سایز خواهرت تازه رسیده به ٧۰ ؟

تا سایز ٧۰ بیشتر نخوندم.

3 ❤️

879708
2020-05-17 00:57:58 +0430 +0430

عالی بود

0 ❤️

879722
2020-05-17 02:45:31 +0430 +0430

برو بمیر بدبخت کیری مقام جاکش اعظم

1 ❤️

879741
2020-05-17 05:22:19 +0430 +0430
NA

چرت و پرت

0 ❤️

879758
2020-05-17 08:11:55 +0430 +0430

خ
فن ترین اتفاقی که تو ذهنم تداعی میشه… کون دادنت به محموده… نمیتونم قضاوتت کنم، همه ما مریضیم، مریض جنسی… و هرکس یه فانتزی ای داره… ولی درک این که به خانواده دست درازی کنم واسم سخته و ممنوع… حرمت نگه دارین

2 ❤️

879769
2020-05-17 08:50:54 +0430 +0430

چشات روشن

0 ❤️

879784
2020-05-17 09:40:36 +0430 +0430

همیشه در داستان های بیغیری پایه به اوبی در میان هست

1 ❤️

879793
2020-05-17 10:24:41 +0430 +0430

خاک عالم توسرت بی شرف

1 ❤️

879800
2020-05-17 11:04:13 +0430 +0430

خیلی حقیری…خوب برای خواهرت مشتری جور می کنی بلا گرفته …حیف اون یارانه و حیف اون یک میلیون که گرفتی …

1 ❤️

879837
2020-05-17 15:09:01 +0430 +0430

حیف این همه که خوندم ://

1 ❤️

879853
2020-05-17 17:43:00 +0430 +0430

چه عجب بالاخره داستان منو گذاشت

0 ❤️

879857
2020-05-17 17:58:41 +0430 +0430

صوبت کنیید؟؟؟؟؟
کم ننه شاهنامه نوشتی؟

0 ❤️

879860
2020-05-17 18:01:26 +0430 +0430

خاک عالم تو سرت
خواهر مقدس هست تو انسان نیستی

0 ❤️

879867
2020-05-17 18:25:20 +0430 +0430

شومبولی که واسه خواهرت بلند شده رو بکن بنداز جلو گربه بخوره جون بگیره بیاد تا ته فرو کنه توت بی ناموس

0 ❤️

880012
2020-05-17 20:33:43 +0430 +0430

خاک بر سرت با تخیلاتت.
ریدم به تمام اجزای بدنت مخصوصا سوراخ دهنت
یعنی چی که میاین و این مستئل رو مطرح می کنین؟
خودت با همین داستانا،تحریک شدی.پس چرا می نویسی که بقیه رو تحریک‌کنی؟
کونی غارنشین!جر خورده ی اجتماعی!داغون شخصیتی!
بروعمو

0 ❤️

880022
2020-05-17 20:48:52 +0430 +0430

جون مادرت دیگه تعریف نکن حالمونو بهم زدی ترشحات یک مغز مریض خودت تو داستانت سوتیاتو گفتی دیگه ما چی بگیم 🤮 🤮 🤮

0 ❤️

880044
2020-05-17 22:22:44 +0430 +0430

تخم حروم دیس

0 ❤️

880070
2020-05-17 23:45:48 +0430 +0430

امید میگم نظرت چیه شماره خواهرتو بدی باهاش صوبت کنمببخشیدثوبت کنم عه ببخشیدسوبت…اه صوبط…اصن ولش کن از حواد شوهر خواهرت چ خبرتازگیا باهاش صوبت کردی؟…احساس نمیکنی کسخولی؟

0 ❤️

880124
2020-05-18 05:26:55 +0430 +0430

کیرمنم توکوس وکونش

0 ❤️

880213
2020-05-18 14:16:04 +0430 +0430
NA

نه بابا جنده چرا خواهرت معلم‌ بوده معلم کس دادن

0 ❤️

880216
2020-05-18 14:50:11 +0430 +0430

خاک تو سرت کنن میگه بیست و سه سالشه بعد تازه از سکس و اینجور چیزا سر دراورده اخه کسکش من اولی جقمو وقتی زدم که سوم دبستانمو تموم کرده بودم میخواستم برم چهارم

0 ❤️

880220
2020-05-18 15:37:52 +0430 +0430

خواهشا اگرم کپی میکنید انقد یجور ننویسید

اکثرا داستانا
نوع مخ زدن
نوع پذیرایی
نوع سکس
یجور شده
همه هم جوری سکس میکنید
ک طرف قراره ازین ب بعد فقط مال شما باشه

د لامصبا لااقل انقد حرفه ای نباشید و
بذارید لااقل یه نفر از زیر دستتون شاکی بیاد بیرون

0 ❤️

880243
2020-05-18 18:08:18 +0430 +0430
NA

واقعا صمیمیت توی جمله ی آخرت موج میزد ممنون از این همه سخاوت حالا باید به این چه فحشی بدی که بهش بر بخوره هرچی بگی خوشش میاد

0 ❤️

880259
2020-05-18 19:33:16 +0430 +0430

فقط اون کص کشی که تو کامنت چهارم نوشته خوندم و سردرد گرفتم، اخه مادرجنننده تو که اسم داستان رو می بینی، ننه کووونی خب نخوون تا سردرد نگیری. حرومزاده همه میدونن که کسانی که تریپ سردرد میگیرن بیشرفترین ادمهان . کص کش جز اولین نفرات بوده که خونده، بعدش تریپ مخالف گرفته. تخم حروم کسانی که محالف واقعی هستن بعنوان واقعیت میخونن و یا اصن نمی خونن میرن دنبتل کارشون. اخه تظاهر تا کی

0 ❤️

880525
2020-05-19 08:54:53 +0430 +0430

چطوری وقتی کاندوم گزاشتی میریزی تو کصش؟

0 ❤️

881808
2020-05-23 01:31:59 +0430 +0430

اون لحظه که داری تلمبه میزنه توی کسسس آبجی بهترین لحظه عمر آدمه

0 ❤️

883358
2020-05-27 22:06:39 +0430 +0430

باز هم کسشعری دیگر
اصل داستان : خواهرت رفته مسافرت ولی نمیتونسته بچه رو تنها بزاره جواد هم ماموریت بود در نتیجه تو میری پیش بچه
اونجا حوصلت سر میری یه فیلم سوپر میزاری و میشینی به جق زدن همون موقع جواد از ماموریت بر میگرده و میبینه جلوی بچه جق میزنی پس میبرتت تو اطاق و کیرشو در میاره و چنان کونت میزاره که مغزت جابجا میشه و میای اینجا کسشعر مینویسی

1 ❤️

893630
2020-06-27 18:27:30 +0430 +0430

خواستم فحش بدم که آخرش دعای خوب کردی برام بیخیال شدم :)

0 ❤️







Top Bottom