خواهرم ساناز

    سلام من امیرضا هستم و در یکی از شهرهای گیلان زندگی میکنم
    ما یک خانواده چهار نفری هستیم
    من و خواهرم که ده سال ازم بزرگتره
    و پدر و مادرم زندگی میکنیم
    داستان من وخواهرم
    از دوران بلوغ من شروع شد
    من 16 سال داشتم
    و خواهرم تازه دانشگاهشو تموم کرد
    و اومد دوباره از خوابگاه و در اتاق خودش موند
    شب ها معمولا با هم فیلم میدیدیم تو اتاقش و تا سه چهار صبح بیشتر شب نشینی داشتیم
    وقتی من از سکس واینجور چیزا سر در اوردم با خواهرم درمورش حرف میزدمو راهنماییم میکرد
    یه شب که فیلم میدیدیم من نشسته بودم رو تخت و خواهرمم خودشو دراز کرد
    و به شکم خوابیده بود
    منم پشتش بودم
    ی شلوارک و یه تیشرت پوشیده بود
    من پاشو داشتم میمالوندم موقع فیلم
    و اونم محو فیلم بود
    نمیدنم چرا ولی چون خیلی پرپاچه داشت و سفید بود
    دستم بردم بالاتر و بالای زانوش
    رانشو مالوندم
    و احساس کردم حالم خراب شده
    و کیرم خیلی راست بود
    رو دو زانوم نشستم و هی محکم و با وله میمالوندم
    ساناز برگشت گفت چته تو؟
    گفتم هیچی ماساژت میدمدگ
    گفت ن بابا مهربون شدی
    گفتم اره امشب مهربونم
    با لبخند برگشت و ادامه فیلمو دید
    منم دستمو نزدیک کونش بردم
    که یهو بلند شد گفت بسه و نشست
    کنار من کنترل بود
    گفت بده کنترلو
    متوجه شد کیرم از رو شلوار خیلی باد کرده و سیخ بود
    یهو دستشو گذاشت روش گفت امیر چیشده داداشی؟
    و دستش رو کیرم بود و اروم نوازش کرد
    گفتم ساناز دست نزن بش
    یجوری شدم
    گفت نکنه پامو مالیدی زده بالااا با خنده گفت
    گفتم اره خب خیلی سکسی و پرپاچت بزرگه
    گفت چ پرروییا
    بعد کیرمو از رو شلوار گرفت
    گفت برو اینو خالیش کن
    گفتم ینی جق بزنم
    گفت اره
    گفتم میشه ی بار تو بزنی حالا
    با اخم نگاه کرد گفت ن دگ بت خندیدم پررو شدی
    دستشو گرفتم گفتم خواهش میکنم ابجی فقط یه بار
    گفت نمیخوام ینی چی و داد زد سرم
    گفتم باشه یواش همه رو بیدار کردی
    گفت برو بیرون
    گفتم خا بابا
    و با ناراحتی رفتم
    تو اتاقم که جق بزنم
    که بعد چند دیقه وسط جق ساناز اومد
    درو وا کرد
    من زود پتو کشیدم رو خودم
    گفت ببین امیر ببخشید ناراحتت کردم
    قول میدی ب کسی نگی؟؟
    فقط ی بار فقط همین ی باره
    گفتم باشه
    اومد جلو تیشرتشو در اورد
    با سوتیین سفیدش اومد جلوم
    گفت ببینمش
    پتو رو کنار زدم
    کیرمو گرفت تو دستش
    یهویی من خیلی حشرم بالا زد
    رفتم سمت سینه هاش
    خوردم و محکم گرفتم
    سوتینشوداشتم باز میکردم
    فقط میگفت اروم دگ اروم باش
    منم داشتم نوک سینشو میخوردم
    اونم داشت کیرمو میمالید
    تو چشاش نگاه کردم
    گفتم میشه اون کارو کنیم
    مکث کرد گفت باشه
    بعد با ی حالت خجالت دراز کشید
    داشت شلوارکو شورتشو در میاورد
    من رفتم درو اتاقو قفل کردم
    اومدم سمتش ی تف زدم ب کیرم
    و کردم اروم تو کسش
    ی اه اروم کشید
    گفت واااییی بکن بکن توش همشو
    منم کیرمو تا اخر کردم توشو هی تلمبه زدم
    سینشو میگرفتم و اونم فقط چشاشو بسته بود و ناله میکرد
    ابم داشت میومد ک در اوردم ریختم رو شکمش
    بیحال شدم کنارش دراز کشیدم
    کلا سکسمون 10 دیقه هم نشد
    اومدم کنارش بغلش کردم
    و سینه هاشو میمالوندم
    رفتم سمت لبش
    چشم تو چشم شدیم
    اروم لب گرفتیم و همینجوری سینه هاشو مالوندم
    تا صبح کنار هم خوابیدیم
    و از اون شب به بعد همیشه سکس داریم
    الان خواهرم 30 سالشه
    و منم 20
    و همچنان سکس داریم خیلی رابطمون خوبه
    خیلی خوشحالم که همچین خواهر خوبی دارم.
    این داستان واقعیه و اصلا کسشعر نیس


    نوشته: امیررضا

  • 19

  • 54




  • نظرات:
    •   kooos.topol
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • کسکش اخه ۱۶ سال چیه ک تو رفتی خاهرتو کردی لامصبببببببب مگه داشتی اصلا اون موقه چیزی تو خشتکت؟؟؟؟ چرا این بلا رو سر من‌میاری اخههههههه
      اخه خواهر ؟بی غیرت


    •   mehran_shz
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • د اخه مشنگ ینی خواهر فاحشه ات پرده نداشت ، یه ادم زنده تو اون خونه نبود صبح بیاد شما رو تو بغل هم ببینه چرا چرت میگی اخه


    •   befro66
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • بازم میگم تکراری بود کونی


    •   namvar64
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ببخشید ابجیت پرده نداشت و بابا مامانت نمیگفتن شب تا صبح لخت کنار هم نخوابید؟کیرم تو کون جقیت


    •   Leokian
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • داداش دفعه ی بعد که خواستی بنویسی جقتو بزن بعد بنویس خواهشا با جق ننویس


    •   مهتاب عشق
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • خاک تو سرت کنن بدبخت کسخل
      معلومه زنازاده ایی بیش نیستی که سکس با خواهر رو میخوای ترویج بدی .


    •   shaokahn98913
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • دوستان واقعا نمیدونم ..
      چرا باید اظهار نظر رو نوشتار یه بچه نوجون اونم از نوع مبتدی والجق داشته باشیم.
      تازه مبتدی الجقولیسمی که سکس با محارم رو توی ذهن خودش افتخار میدونه.
      این بابا تنها کونی هم که توی زندگیش لمس کرده ودیده سوراخ کون خودش بوده اون هم موقع شستشوی کونش بعد خیر سرش قضای حاجت.
      تنها کصی یا کص های رو هم که دیده کص های فیلم های پورن هستش.
      پس خواهشی که دارم به محض دیدن این آیتم ها تو شهوانی و کلا سکس با محارم و سکس خیانتی ورود پیدا نکنید بگذارید سکرت بمونه شاید ادمین ها سر عقل اومد این مطالب رو درج نکنه....


    •   kirkhar112
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • داداش به جا پورن فیلم سوپر ایرانی ببین این پورنای رول-پلی رو مغزت تاثیر منفی گذاشته داری میمیری جقی


    •   Weed-m@n
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ریدی باو ملجوق


    •   ک+ک+ک
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • شهوانیه خراب شده دروپیکر نداره که هر کوس کشی(بلانسبت بچه های باحالش)سرشو مث یابو میندازه میاد تو یه زمانی کسی میرفتی محله دیگه دختربازی تو کونت میذاشتن،همه رو ناموس همسایه غیرت داشتن،اون روز مدیر مدرسه راهنمایی دخترانه از کیف چندتا دختر کاندوم و وید و سیگار درآورده،جامعه به سمتی میره که بشه بهشت پولدارا بشه


    •   khoshkon
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • مطمئنی کوس شعر نیست؟؟


    •   nazanin_24
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • چقد توهم میزنی اخه?????


    •   a.a.a.32
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان حالت بهتره؟


    •   Kamcr7
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوستان این پرده به چه درد میخوره‌‍ چه راحت کردش


    •   gentelkon
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • :(


    •   king.artoor
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • خواهر....هعععی خواهر مقدسه...مثل مادر....لطفا خواهش میکنم ازتون حتی فکرشم تو ذهنتون راه ندیدن....تمام این داستاناهم مطمئن باشید دروغن...از خواهر مثل یه گل باید مراقبت کرد نه ایننکه....الله و اکبرررر اعصابم خراب شد اه


    •   Lithium.440
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • کاملا" مشخصه خواهر نداری و طرز فکرت در مورد خواهر ؛ روءیا گونه؛ بچه گونه؛ مبتذل منحرف و کثیفه .
      از شعور بی بهره ای و لایق تف توی صورت هم نیستی .


    •   shiraz-m-m
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه فانتزی آبکی از یه آدم بی ناموس جقی،سکس با محارم آخه مگه لذت هم داره شاسکول!! دیس لایک


    •   isrossr
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • جقی


    •   Hooman.esf.60
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • این بچه جقی هارو فقط دیسلایک کنید
      هیچی ننویسید زیر کستانشون


    •   Mehrdadeaval
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوبه خود دیوثت میدونی کشعزه محضه برو بابا محتو سگ ..


    •   Farshhad
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • خواهرت بکن خوب نمیخواد؟


    •   salitahna
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • تو کسش؟


    •   pashm_hitlery
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ?


    •   morytyson
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • کونی گفتی از کس کردمش پس خواهرت مث خودت اوپن بود خوبه من که نتیجه گرفتم خواهر و برادر هر دوتا کونی هستین
      کیری بااین داستان تخمی تخیلیت
      کیرم دهنت
      کونی


    •   Raho35
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • بهتره قبل نوشتن زود جقتو ميزدي تا اين كسشرا رو تحويل جماعت نميدادي . اخه كيرم تو كون لقت اين چه خواري بوده كه سه سوته بهت داده و تو هم كردي تو كسش ها؟ نكنه بيوه بوده ؟ نه بابا خواهرت از قبل جنده بوده و به نصف شهر داده


    •   seaavash
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • دوستان توجه کنید :
      شاید برای خیلی از ماها از جمله خودم ، اصلا تصور سکس با اعضای خانواده امکان پذیر نباشه .
      من در رابطه با این دوستی که این داستانو نوشته قضاوت نمیکنم . اما
      ببینین صدها هزار خانواده وجود دارن که از لحاظ نوع و تیپ روابطشون با هم متفاوتند .مخصوصا تو این آشفته بازار زندگی امروز جوونهای ایرانی که خیلیشون دچار بحران فرهنگی و هویتی هستند و به هزاران دلیل ، مساله سکس تنها مساله زندگیشونه . و بواسطه تفاوت عمیق فرهنگی نسل پدر مادر ها و فرزندان و تربیت غلط ، هزاران معجون خلاف عرف و اخلاق ممکنه ازش بیرون بیاد .
      بنا بر این لزوما فک نمیکنم که هر داستانی در این خصوص ، غیر واقعی باشه . گرچه رویا بافی و جفنگ نوشتن هم کم نیست .
      البته این نظر شخصی بنده هست و نظرات همه دوستان دیگر هم برام قابل احترامه .


    •   Jokeer5500
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • بابا کم جق بزن دوغ تحویل بده برو کونتو بده


    •   Nikis
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • سکس با خواهر عالیه


    •   Sepehr_2000
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • این داستان واقعیه و اصلا کسشعر نیست...
      واقعی نیست
      ولی کسشعرم نیست
      یه مرزی فراتر از کسشعره
      حتی نسبت به باقی داستانای محارم هم کیری تره
      تبریک میگم
      تو دروازه عصر جدید کیرشعر رو باز کردی
      پرده خواهرم تو همون دروازه گم شده بود


    •   masaj.tab.zoj.mfm
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • نمی‌دونم چی بگم پارسال یه خاطره نوشتم تو سایت و منتظر نشرش شدم
      یک ماه دوماه سه ماه اخرشم منتشر نشد حالا این داستانها رو خواندنی هیچ. حرفی نمیتونم بگم جز اظهار تأسف


    •   Edsa1352
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • باز یک جغ جغماغه ساز شد.....بجه کونی اول داستان تو۶ ساله بودی و خواهرت ده سال از تو بزرگتر که میشه ۲۶ ساله..... (dash)


    •   Dayimamad1
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیالات جقتو نوشتی؟


    •   Sadeq18
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ن اصلا کس و شر نیس ????


    •   Omid.azad
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • (dash)


    •   carrollyoung
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای کاش ما هم یه دختر خوب گیرمون بیاد از باکرگی دربیایمم ... مردیم از بی سکسی ....


    •   jentel_man
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستان جالبی بود ممنون


    •   jentel_man
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالی بود


    •   R.dhht07
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • چرا گوشی دست بچه میدین اخه


    •   _Abas_sex
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • خواهرت کوسش پرده نداره؟؟؟کی پرده اش رو زده....
      کوسکش حداقل چیز قابل باور بنویس...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو