خواهر حشریِ شیدا (۱)

1399/11/08

سلام ببخشید اگر طولانیه
میلاد هستم ۳۰ساله و متاهل داستان برای سال ۹۰ هست که دانشجو بودم تو یکی از شهرهای مازندران.
اون زمان یه دوس دختر داشتم به اسم شیدا که یکسال از خودم کوچیکتر بود اولین دوس دختر دوران دانشجویی من بود خیلی از اولین تجربه هامون باهم بود از ظاهرش بخام بگم قد ۱۶۰ وزن ۴۴ پوست سبزه بدن ورزشکاری خوب(مربی ایروبیک بود) یه ریز نقش سکسی همه چی تموم تنها ایرادش بینیش بود که بعداً عمل کرد خیلی شبیه پنه لوپه کروز بود.
ما از سال ۸۸باهم دوست شدیم و بخاطر بکارتش(البته۴سال بعدکه عفونت کرد رفتیم دکتر زنان فهمیدیم ارتجاعیه) فقط سکس از عقب داشتیم و بی نهایت تو سکس خوب بود جفتمون هات بودیم و تشنه هم تعریف از خود نباشه خیلی تو سکس با حوصله ام اهل ماساژ و بازی و خوردن و فانتزی و پوزیشن های مختلف تست کردنم.
داستان از اونجایی شروع شد که سال ۹۰تولد شیدا (مرداد) چون دانشجو بودم ترم تابستون بود و وضع جیبم خوب نبود تصمیم گرفتم با یه کادوی کوچیک و اجرای یه فانتزی رمانتیک سر و ته قضیه رو هم بیارم.
با هم خونه ای هام صحبت کردم که یه عصر تا شب تقریبا خونه رو خالی کنن(چون شمال شرجی داره تابستون زیر بار نمیرفتن از جلوی کولر دور بشن😁) ما تنها باشیم یکم شمع وارمر رز خشک و روغن بچه و لوازم ماساژ ومهیا کردم.
یه فضای رمانتیک با نور کم با موزیک لایت با ماساژ روغنی شروع کردم خیلی ریز نقش و تو دست بود مخصوصا برای من که قدم ۱۸۶بود, همه جای بدنشو کشف میکردم و ماساژ میدادم بعد شروع کردم به بوسیدن و خوردن تنش سینه هاای سکسی, شکمه کشیده فرم دارش کمرو پهلو های زیباش کسه خوش رنگ شکلاتیش انقدر خوردم و بازی کردم تا لرزید و بی جون افتاد, وقتی پاشد تو چشماش تشکر و علاقه موج میزد با یه لب رومانتیک محکم با اون لبای گوشتی شهوتناکش جواب کارای منو داد مشغول جبران شد می‌بوسید و پایین میرفت شرتمو با دستای ظریفش از پام درآورد به آرومی کارش و شروع کرد به جرات میگم هیچکس به خوبی شیدا تا به امروز برای من سکس دهانی انجام نداده
مثله یه هنرمند که از وجودش مایه میذاره بود تخمامو میخورد لیس کشدار تا سرش ساک صدا داره خیس خیلی با حس بود
من کیر بزرگی ندارم ۱۳سانت نهایتا باشه ولی احساس بزرگی میکردم
زمان از دستم در رفته بود خوب که خورد با همون ولع به بغلم اومد و مشغول لب گرفتن شدیم گذاشتمش زیر و از آغوشش جدا شدم میدونستم اونم مثل من عاشق سکسه شروع کردم سوراخ کونش رو لیسیدن به خودش می‌پیچید یکم با انگشتم و روغن بچه سوراخش رو چرب کردم بعد آروم و با حوصله سر کیرم رو به سوراخش چسبوندم با چند فشار و همکاری خودش سرش داخل شد که با یه ناله سکسی جوابمو داد حوصله کردم تا هم جا باز کنه هم دردش عادی بشه گردن و گوشش رو می‌خوردم جاهایی که روشون وحشتناک حساس بود دیگه حال خودش نبود با ناله و نفس زدن بهم فهموند باید کارمو شروع کنم آروم شروع کردم به زدن پوزیشن داگی کمر خوش رنگ و خوش فرم موزیک هتل کالیفرنیا نور کم شمع ها حرارت و احساس دو طرفه خود خلسه بود احساس میکردم کادوی منه این مراسم بعد چند دقیقه که حسابی عرق کردیم و بدنمون دم کرد منو انداخت زیر و اومد بالا شیدا عاشق این بود که فرمون سکس دستش باشه دستاش و روی سینه من تکیه گاه کرد و تلمبه میزد منم با یه دست کمرش و دست دیگم چوچولش رو میمالیدم واسه چند دقیقه بی وقفه کمر زد منم ریتم دستم رو روی چوچولش تندتر کردم متوجه شدم که ارضاش نزدیکه یدفعه یه جیغ از ته دل کشید شکم من خیس شد و افتاد تو بغل من شروع کرد به لرزیدن و محکم بمن قفل شدن و گریه کردن پشت هم میگفت عاشقتم میلادی و نفس میزد
من از دیدن چنین صحنه ای خیلی تحریک شدم طوری که با چنتا تکون و برخورد بدنش به کیرم منم ارضا شدم همو محکم بغل کردیم و بوسه بارون به پیشنهاد من یه چرت تو بغل هم خوابیدیم ساعت ۸شب بیدار شدیم بعد یه دوش و دادن کادوش همراهش به سمت منزلشون رفتیم
موقع خدافظی با یه آدم دیگه طرف بودم ۲سال بود بهم بودیم ولی تو چشماش یه برق دیگه می‌دیدم اونکه می ترسید کسی تو محلشون مارو باهم ببینه سره کوچه وقت جدا شدن محکم بغلم کرد و از ته دل ازم لب گرفت و رفت…


اون شب ما کلی با هم پیام بازی کردیم از احساسش بهم میگفت حسم مثل روزای اول رابطمون بود که داشتیم همو کشف میکردیم و همه چی جدید بود, خیلی تشکر میکرد و میگفت عاشق و وابستم شده. من بشدت استعداد چاقی دارم پس مجبورم همیشه تمرین کنم با یکی از همخونه ای هام باشگاه میرفتیم ۴ ۵ماهی بود اون سال اسلش و تیشرتای ۳خط آدیداس مد شده بود یه کتونی ماراتن مشکی ام با ترکیب بالا ست میکردم واسه تیپ باشگاه رفتنم. این شیدا خانوم داستان ما ۲تا خواهر و ۲تا برادر داشت خودشم ته تغاری بود که من تو این ۲سال فقط عکساشونو دیده بودم یه خواهر شوهردار و یه خواهر مطلقه. ۲ ۳روز از داستان تولدش گذشته بود تو مسیر برگشت از باشگاه بودم دوشمم تو باشگاه گرفته بودم هوا شرجی, بدن تو دم, داشتیم میومدیم سمت خونه که صدای پیام موبایلم اومد چک کردم دیدم شیداس نوشته با خواهرم دیدمت یه جوری دلم برات رفت شرتم خیس خیسه چه تیپی زدی شیلام دوس داره باهات آشنا شه،گفتم خوب کجایید بیاین خونه که گفت دیرمونه خونه باشه واسه دفعه بعد سره کوچتون وایسا یسر ببینیمت و آشنا بشین و بریم شب مهمون داریم, سر کوچه هم خونه ایمو پیچوندمو رد کردم منتظر بودم که دیدم شیدا داره با یکی میاد انگار ۵سال آینده خودشه یکم ازش بلندتره یکم توپرتره و پخته تر و جا افتاده تر رسیدنو سلام دادم و دست دادیم برخورد گرم شیلا از همون اول, دعوت من برای منزل و یسری گپ و گفتا ظرف چن دقیقه شیلا بامن شوخی دستی و وشکون و سیخونک تو پهلو رو باز کرد منم فکر میکردم اون خواهر مطلقه اس اعتراضی نمیکردم حرف قلیون افتاد و اینا خلاصه بالا نیومدن(۳تا نره خر بالا بودن تعارف ام شابدول بود) رفتنی جلو شیدا شماره منو گرفت شمارشم بهم داد. منم دیدم شیدا اعتراضی نداره لبخندم میزنه چسبوندم ,خدافظی کردن رفتن. شب طرفای ۱بود شیلا شروع کرد به پیام دادن منم ج میدادم وحشتناک نخ میداد چراغ سبز مطلق هی از سفتی بازو و پهلوی من میگفت از یطرف میگفتم مطلقس جلو بازه بذار راه بگیرم از طرف دیگه میگفتم نکنه از طرف شیدا داره امتحانم میکنه دوراهی بدی تو سرم بود بچسبم یا چس کنم هول کسم بودم حقیقت ۲ ۳بار بیشتر کس نکرده بودم شیدام که فقط عقب بود,تهش برگشت گفت ۵صبح شده من خوابم گرفته فردا به اسم باشگاه۴ میام خونتون یه قلیون بزنیم ولی به شیدا نگو,خدافظی کرد و لالا. من تو دلم آشوب شد بگم به شیدا نگم نکنه امتحانه چیکار‌کنم خلاصه رفتم پشمامو زدم که اگه شد تیز تیز نباشم(تولد شیدا زده بودم ) فردا تا ۴هزارتا تصمیم گرفتم تو کلم تا با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم شیلا بود گفت درو ببینم کدوم خونس بهش پلاک و گفتم و درو زدم اومد بالا یه آرایش لایت انگار شیدارو جا افتادش کنی قلبم ۱۰۰۰تا میزد دستام یخ کرده بود دعوتش کردم تو اتاق چون تو حال مبل نداشتیم تو اتاق تخت بود که بشینه رفتم ذغال گذاشتم و سری زدم و قلیون و آوردم بااز این نسکافه فوریا اومدم دیدم فقط روسریش و انداخته رو دوشش گفتم مانتوتو در بیار هوا گرمه گفت نه و اینا نشستیم چاق کردم و دادم بهش ۵ ۶تا گرفت دیدم اصلا قلیون بلد نیست بهونه بوده یکم حرف زدیم همش چش تو چش لب گرفتن میکرد قلبم داشت منفجر میشد یدفعه نزدیکتر شد سرم چرخید لبو چسبوندتا بوسه اول دوم تو شک بودم بعد همراهیش کردم جدا شدم پاشدم قلیونو گذاشتم کنار اتاق درم بستم اگر کسی اومد نبینه و نیاد تو اتاق برگشتم بیام طرفش دیدم مانتو رو در آورده زیرش یه لباس توری مشکی سکسی تنش بود بدون سوتین امپرم چسبید دیگه مطمئن شدم اومده بده از امتحان خبری نیست, امونش ندادم چسبیدم به شروع کردم خوردن لب و گردن و گوش واسم جالب بود حساسیت هاش هم با شیدا یکی بود انگار تو زمان سفر کردم ۵ ۶سال رفتم جلوتر, دست انداختم تو سینه هاش بازی و خوردن اونم نفس نفس میزد جون جون میکرد, اومدم پایین شکم و نافش و بوس کردم دست انداختم دکمه شلوارشو باز کنم دستمو گرفت گفت آرومتر صبر کن خودم بازش میکنم الان زوده یکم خورد تو ذوغم باز فکرم آشفته شد که با تلنگرش به خودم اومدم میگفت ناراحتت کردم نمیدونستم چی بگم سکوتم باعث شد بلند شه شلوارشو در بیاره دستشو گرفته بود جلوی کسش که تو شرت توری مشکی بود گفت خجالت میکشم خیلی خیس کردم دستش و بوسیدم و برداشتم از رو کسش آروم از رو شرت زبونمو گذاشتم رو کسش و نشوندمش رو تخت دستاشو رو به عقب ستون کرد وچشاشو بست و لباشو میگزید خیلی در تلاش بود بیرون نریزه حسش و شاید هنوز موذب بود,حسابی لیسیدم دست انداختم به شرتش کمرش و بلند کرد اونم در آوردم باز مشغول خوردن شدم آروم انگشتمو وارد کسش کردم که یهو فنرش در رفت و ناله و صداش در اومد انقدر خوردم و انگشت کردم که نفساش تند شد سرمو بین روناش فشار میداد و پیچ میداد به تنش با یه نفس عمیق وفوران ترشحاتش ارضا شدمثل جنازه رو تخت افتاد آروم زیر لب زمزمه میکردشیدا لعنتی راس میگفتی خیلی بلده. من تازه فهمیدم از چه قراره که خواهرش واسش تعریف کرده اینم دلش خواسته اومدم بالا رو تخت منتظرش بودم که خودش جمع و جور کرد وحمله کرد به لبای من با ولع لب میگرفت منو خوابوند سینه و شکممو بوس کرد رفت دکمه شلوارمو باز کرد پاشدم شرت و شلوارمو کند یه نگاه به کیره نیمه خواب ما کرد و انگار خورده تو ذوقش و توقع بزرگتر داشت نگا کرد منم بهم برخوردتو دلم گفتم بهت نشون میدم به سایز نیست شروع کرد آروم و باحوصله اول سرش و یکم خورد بعد خیلی محکم و پشت هم خوردن جوری میک میزد احساس میکردم الان ملاحفه تخت میره توم از زیر😁, دستمو انداختم تو موهاش یکم کمکش کردم بعد بلندش کردم رو کمر خوابوندم پاهاشو باز کردم خودش گرفت بالا آروم سرش وتنظیم کردم آروم حول دادم توش بی نهایت خیس و داغ و تنگ بود ولی به تنگی کون شیدا نبود نگا کردم دیدم شیلا چشاش رفته شهلای شهلاس شروع کردم آروم و ریتمیک تلمبه زدن کس خیلی با کون فرق داره تو یه دنیای دیگه بودم فقط نبود موزیک کسر ماجرا بود حس میکردم تخمام خیس شده از بس ترشح میکرد نفس و ناله ترکیب شده بود یکم خسته شده بودم که فهمید گفت بخواب رو کمرت کشیدم بیرون دیدم تا تخمام خیس چسبناکه اومد روم تنظیم کرد نشست روش تو پوزیشن محبوب خواهرش من داشتم چیزی تجربه میکردم بین پختگی و خامی باحوصله و ریتمیک با نبض زیاد واژنش دیونه شده بودم حس کردم داره آبم میاد دیدم اونم داره تند ترش میکنه چندثانیه بعد ۲تاییمون با هم ناله کنان ارضا شدیم حتی اعتراض نکرد که چرا تو ریختم تو بغل هم بی جوون بودیم کیرم درومد یکم از آبم ازش زد بیرون ریخت بالای کیرم صداش کردم سرشو از رو قلبم برداشت دستش و آورد جلوی بینیش به علامت هیس دوباره همونجا گذاشت سرشو…

ادامه دارد

نوشته: تپلی


👍 27
👎 6
48801 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

788533
2021-01-27 01:12:21 +0330 +0330

داداش تو را به مولی بیا که خوب جایی امدی ، این شاه ایکس ماهم خیلی ماساژ دوس داره ، به اینم یه حالی بده.

جون بچت به این بنده خدا هم برس🤣

3 ❤️

788535
2021-01-27 01:16:16 +0330 +0330

تپلی خان شما تا دیشب داستان کون دادن می نوشتی چطو یهو کس کن شدی اونم دو تا دو تا؟؟ 😁

4 ❤️

788538
2021-01-27 01:20:39 +0330 +0330

407TT عزیز باز هوس تاپیک کردی؟؟ 😁

2 ❤️

788544
2021-01-27 01:32:11 +0330 +0330

shahx-1 عزیز بنده آدم هوس بازی نیستم🙂

1 ❤️

788567
2021-01-27 02:42:21 +0330 +0330

نزدیک به ده ساله زیر داستانا دارن میگن این لرزید و ارضا شد رو ول کنید بازم تو همه داستانا لرزید و ارضا شد!
آقا این زیرخواباتونو از رو ویبره در بیارین دیگه :)

4 ❤️

788568
2021-01-27 02:42:38 +0330 +0330

شیلا و شیدا و شهلا قاطی کردم من

1 ❤️

788571
2021-01-27 03:00:37 +0330 +0330

قسنگ مشخصه تخیلیه

1 ❤️

788604
2021-01-27 09:08:20 +0330 +0330

خا

0 ❤️

788620
2021-01-27 10:51:04 +0330 +0330

من خواهر نکردم ولی دوست دوست دختر کردم

0 ❤️

788771
2021-01-28 09:04:41 +0330 +0330

اگه زیادی باقی داستان رو به حاشیه نبری فک کنم یه پایان خوب و بدون
چرت و پرت رو شاهد باشیم

0 ❤️

788837
2021-01-28 20:56:27 +0330 +0330

آهبرین

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom