داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خواهر دوست دخترم

1399/04/13

سلام
اسم بهرامه بذار از خودم بگم قدم ۱۸۳ هستش کیرم ۱۸ سانته قد خوبی دارم ولی یکم شکم هم دارم . من مغازه لوکس ماشین دارم وضع مالیم هم خوبه دوست دختر هم زیاد داشتم ولی این خیلی برام جالب بود . داخل مغازه دور یک ماشین بودم که سیستم باند و ضبط ماشین مشغول بودم موبایلم زنگ خورد جواب دادم . دیدم یک دختره سلام کرد منم جواب دادم اسم و فامیلمو گفت گفتم خودم هستم گفت شما همون اقایی هستید که قد بلند با تیپ مشکی موهای بلوند و زنجیر طلا دور گردنته گفتم خودم هستم بفرمایید بهم گفت من ازت خوشم امده اسمم مریمه شمارتو اسم و فامیتو روی تابلو مغازه برداشتم بهش گفتم با یک بار دیدنم منو پسند کردی گفت حقیقت نه خونه خواهر بزرگم یکم از مغازت بالاتره همیشه رد شدم میدیدمت مطمئن شدم که صاحب مغازه هستی باهات تماس گرفتم حالا راستش بگو مجردی یا متاهلی ؟ خندیدم گفتم مجردم گفت دوست دارم ببینمت از نزدیک کجا ببینمت گفتم یک ساعت دیگه این ماشین میره بیا تو مغازم گفت نمیام اونجا خونه خواهر بزرگمه یک دفعه نمیخوام شوهر خواهرم منو ببینه گفتمش خو بریم خونمون یکم مکث کرد گفت اذیت نمیکنی خندیدم گفتم چرا اذیت کنم گفت بیا بریم کافی شاپ گفتمش خیلی ها منو میشناسن منم واقعا راحت نیستم یا بیا تو مغازه یا بریم خونمون نگران نباش گفت باشه یک ساعت دیگه کجا قرار بزاریم گفت ادرس بده یک جا خلوت با ماشینم بیام دنبالت خوب کار ماشین تمام شد رفت . رفتم رو گوشیم دیدم آدرس رو اس کرد زنگ زدم که من دارم میام تا ده دقیقه دیگه انجام مغازه رو بستم و رفتم دیدم دوتا دختر یکی تقریبا ۲۸ ساله لاغر اندام باقدی ۱۷۰ و اون یکی وای چی بود تقریبا ۳۵ ساله با بدنی زیبا و چشم رنگی هر دو زیبا بودن ولی بزرگه یکی چیز دیگه بود زنگ زدم ببینم کدوم گوشی رو جواب میده دعا کردم بزرگه باشه ولی اون کوچیکه جواب داد بهش گفتم بیا این طرف خیابون با ماشینم دوتا امدن کوچیکه یک دست گل دستش بود متوجه شدم که مریم این کوچیکه هستش درب ماشین رو باز کرد نشست جلو دست گل خیلی رومانتیک داد گفت تقدیم به شما ازش تشکر کردم گفت این خواهرم اسمش رویا هستش سلام کرد گفتم این همونه که خونش پیش مغازه منه گفت نه اون یکی دیگه هستش رویا گفت من دورم شده باید برم گفتمش کجا میخواد بره گفت معلمه میخواد بره مدرسه گفتمش سوار شو می برمت عجله هم ندارم سوار ماشین شد بردمش درب مدرسه پیاده شد خیلی مودبانه تشکر کرد و رفت من مریم هم رفتیم خونه من ازش پذیرایی کردم نخواستم یک راست برم سر اصل مطلب که ناراحت بشه کلی با هم صحبت کردیم کم کم نشست کنارم دستمو گرفت سرشو گذاشت رو پام گذاشتم ببینم خودش چه میخواد بهش فشار نیارم تا حد لب گرفتن رفتیم گوشیش زنگ خورد خواهرش رویا بود گفت من برم دوباره بردمش درب مدرسه با رویا سوارشون کردم بردمشون نزدیک خونه خواهر بزرگه پیادشون کردم تو دلم برای رویا نقشه کشیدم بهش گفتم خانوم خوشگلا یک روز یا شام یا نهار اونم چند ساعت باهم باشیم نظرتون چیه مریم گفت من و رویا گفتمش بله رویا قبول کرد گفتمش زمان با شما ولی سعی کنید یک روز تعطیل باشه که من مغازه نرم و این خانوم معلم مدرسه نره رویا خندید گفت باشه رفتم تو مغازه یک ساعت بعد زنگ زد گفت روز رحلت امام خمینی مغازه شما تعطیله گفتمش من بله گفت همون روز میایم ولی از ظهر تا شب پیشتیم خوبه گفتم عالیه تدارک همه چیز رو دادم توی این چند روز رو دادم زنگ زد گفت بهرام دنبالمون نیا چون به خواهر بزرگه گفتیم خونه یکی از معلما دوست رویا دعوتیم اکی دادم اون روز ساعت ده صبح بود امدن وای چقدر زیبا شده بودن منم با هر دو دست و روبوسی کردیم تا نشستن بلندشون کردم برید لباس راحتی بپوشید که منم راحت باشم مریم رفت رویا خجالت میکشید بلندش کردم اونم فرستام رفتن لباس عوض کردن و امدن وای چه عروسکایی بودن ولی مریم سینه های کوچیکی داشت ولی رویا واقعا یک چیز دیگه با بدنی زیبا و قد بلند و سینه های برجسته که کیرم داشت میترکیید وااااااای چه کس زیبایی مریم برای اینکه خود نمایی کنه با لباس نیمه لختی امد ولی رویا با یک تاپ و شلوار راحتی تنگ امد نشستن پذیرایی کردم گفتیم و خندیدیم کباب درست کردیم رفتیم میز نهار حسابی میز رو چیدم غذا رو خوردیم رفتم شراب آوردم گفتم میخورید؟ مریم گفت تا حالا نخوردیم من یکم میخورم رویا گفت میترسم گفتم نترس درصدش پایین هستش فقط شنگول میشی یکی یک لیوان ریختم براشون خوردیم لیوان دوم ریختم گفتم این اخریه دوم رو خوردیم رفتیم سر مبل مریم امد کنارم نشست رویا هم رفت نشست روبروم منو مریم از عمد با هم لاس میزدیم نگاه میکردیم رویا چطوری نگاه میکنه حسابی خندیدیم رویا گفت میشه من برم یکم بخوابم بردمش تو اتاق خواب گفتم بخواب رو تخت یکم دیگه ما هم بهت ملحق میشیم گفت مگه مجرد نیستی گفتم بله مجردم گفت چرا تخت بزرگ داری یک نفره نیست بهش گفتم اگر یک نفر میگرفتم چند دقیقه دیگه من و تو و مریم روش جا نمیشد
خندید گفت شما هم میخواید بیایید بخوابید رو تخت؟ گفتم نیایم؟گفت نه بیاین و رفت منم رفتم پیش مریم لبا رو چسبوندیم به شروع کردین لب گرفتن سینه ها شو میگرفتم اونم کیرمو میگرفت گفتم بریم اون اتاق با هم حال کنیم رویا نیادش گفت بریم وقتی دوتامون لخت شدیم بهم گفت بهرام من دخترم از جلو بهم دست نزن لاپایی بزن گفتم از پشت گفت نه درد میاد من نخواستم اذیتش کنم تو این موقعیت قرار بود تا شب باشه رویا هم تو اون اتاقه سر و صدا رو بشنوه لخت شدیم سینه هاشو خوردم حالت 69 شدیم اون شروع کرد برای من ساک زدن من براش کسشو میخوردم تمیز کرده بوده به خودش هم رسیده بود بعد خوابید رو زمین گذاشتم لاپاهاش خوب زدم مریمم چشماشو بست و پشت سر هم میگفت وای بزن وای منم زدم ابم آمد ریختم لاپاهاش لاش باز کردم با دستمال تمیزش کردم گفتم تو چرا میگفتی بزن وای وای میکردی لاپات بود گفت کیرت میمالید در کسم من حال میکردم بغلش کردم بوسیدمش گفتمش بریم پیش رویا بخوابیم گفت نه همینجا اینجا زمینه مریم جان اونجا رو تختیم بلند شد امد رفتیم تو اتاق خواب دیدم رویا خوابه کنار تخت منم با پرویی رفتم کنار رویا به مریم گفتم تو این طرفم بخواب من وسط دوتایتون باشم گفت باشه من مریم همدیگه رو بغل کردیم خوابیدم یک ساعتی گذشت بیدار شدم رویا صورتش سمت من بود دستمو گذاشتم رو صورتش دیدم چیزی نگفت یواش یواش رفتم رو بازو بعدد امدم رو سینه ها وای تو دلم میگفتم به اینها میگفتن سینه نه مال مریم سینه ها رو فشار دادم احساس کردم داره بیدار میشه چشمام بستم یعنی خوابم دستم رو گرفت گذاشت رو تخت چشمام باز کردم دیدم پشتش رو کرده نگاه کردم دیدم مریم خوابه دوباره جسارت به خرج دادم دستم رو گذاشتم رو باسنش هیچی نگفت فشار دادم دستمو کردم زیر شلوارش وای چه کون نرمی متوجه شدم بیداره هیچی نمیگه شلوار خواستم بدم پایین دستمو گرفت برگشت خیلی آروم گفت مریم حالا بیدار میشه بزار برای بعد فهمیدم دلش میخواست ولی موقعیتش نبود اون روز تا شب خوش گذشت حسابی شام خوردیم گفتیم و خندیدیم رویا هم خیلی حال داد دو بار دیگه لاپایی مریم رو کردم قول داد تنها بیاد از کون بکنمش براشون اسنب گرفتم رفتن دو سه روز بعد رفتم در مدرسه رویا تو ماشین نشستم تا بیاد تو دلم گفتم باید با رویا سکس کنم مریم رو دارم
ساعت ظهر۱۲ شد دیدم رویا داره میاد بهش اشاره کردم امد سلام کرد احوال پرسی بهش گفتم شمارتو میخوام بدون درنگ یا سوالی بپرسه شمارشو بهم داد بهش گفتم وقت داری بریم یک دوری بخوریم نگاه کرد گفت حوصله دور خوردن رو ندارم میخوام یک جای آروم بی صدا میخوام فهمیدم خانونم دوست داره بیاد خونه بهش گفتم بریم خونمون گفت بزار برم از مدیر مدرسه مرخصی بگیرم و بیام انگاری منتظر بود تعارفش نشستم تو ماشین ده دقیقه بعد امد نشست گفت بریم رفتیم خونمون میدونستم که میخواد رو تخت چراغ سبز داد ولی به خاطر مریم کاری نکردم تا در اتاق رو بستم از پشت بغلش کردم یکم خجالت میکشید لباساشو کم کم در آوردم من لخت شدم رفتم وازلین آوردم تا دید گفت برای چی گفتم از پشت میخوام بزنمت پرید گفت نه نمیزارم از جلو بزن نگاه کردم گفتم مگه دختر نیستی گفت نه بابا یک معلم نامردی تو مدرسه قول ازدواج داد زد پردمو پاره کرد دیدم زن داره منم دیگه باهاش ازدواج نکردم .
من که تو دلم قند اب شد گفتمش از جلو بهتر دوست دارم گفتمش ساک میزنی برام گفت بلد نیستم برام زد دندوناش میخورد به کیرم راست میگفتم خوابوندمش پاهاشو باز کردم کیرمو گذاشتم در کسش آروم هولش داد داخل چشماش بست آهی کشید شروع کردم به تلنبه زدن کمرم رو گرفت گفت یواش بزن محکم نزن دردم میاد آروم زدم هی میگفت وااااااااااااای بزن عشقم چه کیری داری بزن منم خیلی آروم زدم کونومو گرفت فشار میداد سمت خودش میگفت بکن بزن منم آروم میزدم احساس میکردم کسش داره کیرمو مک میزنه انقدر حشری بود سینه های نازش عقب و جلو میشدن وای خدا اوج لذت بود گفتمش آبمو کجا بریزم داره میاد گفت داخل نریزی کیرمو در آوردم ریختمش رو کسش با دستمال پاکش کردم خوابیدیم تو بقل همدیگه خوابمون برد بلند شدم دیدم ساعت ۵ عصره باید برم مغازه مریمم چند بار زنگ زده رویا بیدار کردم لباسشو پوشید که بریم گفتمش باهام میمونی ولی مریمم هم دوست دارم گناه داره منو دوست داره
نامردی ولش کنم گفت میمونم تا هستم
با مریم هفته یک بار از کون حال میکردم با رویا از کس هفته دو تا سه بار حال میکردم .
تقدیم به شما

نوشته: بهرام


👍 13
👎 25
57779 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895318
2020-07-03 20:50:23 +0430 +0430

آقا بهرام شمام جنده کردی .جنده کردن انقدر کار شاقی نیس بیای تعریف کنی داداچ.

7 ❤️

895319
2020-07-03 20:50:56 +0430 +0430

اره تو خوبی دکاپریو ماهم اسکل ک هر کس شعری رو تحویلشان بدی

3 ❤️

895322
2020-07-03 20:52:17 +0430 +0430

-شما همون اقایی هستی که خوشگلی و کیر 18سانتی داری مغز اندازه هسته خرما؟
-بله خودم هستم.
-بیا منو بکن -___-
کیرم تو استایلت.


895334
2020-07-03 20:56:09 +0430 +0430

عه میگن که یکی خیلی جق بزنه توهم داشتن دوست دختر میزنه بعد فکر میکنه خواهرشم کرده (erection) (dash) (dash) (dash)

پاشو گمشو بچه داهاتی تو نمدونی کص رو با کدوم ص مینویسن چه برسه بیای کص بکنی همین جقتم بابات نمزاره بزنی حالا بیای دختر کنی؟

3 ❤️

895336
2020-07-03 20:56:53 +0430 +0430
NA

یعنی تو روحت بهرام کستان نوشتی که از خودت تعریف کنی ای بدبخت شاگرد نمایشگاه

3 ❤️

895339
2020-07-03 20:59:09 +0430 +0430

قرار گذاشتین، اول متر گرفتی دستت دخترا مردمو متر کردی؟ نقطه هم که نداری! با لهجه هم نوشتی.

شرط میبندم معلماتونم یه کسخلایی مث رویای داستانت بودن که بعد از کس دادناشون، سوار ماشین مرد غریبه جلو مدرسه پیاده میشدن و به تخم هیشکی هم نبود. که وضع سوادت شده این.

دیس.

6 ❤️

895341
2020-07-03 20:59:25 +0430 +0430
NA

بهرام بهرام بهرام بهرام حقته کونت بذارم

2 ❤️

895356
2020-07-03 21:08:58 +0430 +0430

خب بزارید از خودم بگم‌…‌ نزاریم میخوای کیرمونو بخوری

4 ❤️

895369
2020-07-03 21:24:12 +0430 +0430

به…یاسر اگزوز!! اینورا!!!😁


895387
2020-07-03 21:52:45 +0430 +0430

اره ما هم باور کردیم
مغازه لوکس ماشین داری؟ والا من فقط صابون لوکس دیدم، باهاش جق میزدم دیدم ثرفه اقتصادی نداره با گلنار ادامه دادم …

5 ❤️

895393
2020-07-03 22:07:32 +0430 +0430

با گفتمش گفتمش هات ماروگاییدی
زنجیر طلا دار نکنیمون

5 ❤️

895415
2020-07-03 23:07:07 +0430 +0430

بهم گفت میمونم تا هستم ؟!! ریدم تو مغز معلم املات

3 ❤️

895419
2020-07-03 23:23:42 +0430 +0430

نوش جونت خوش باشی

2 ❤️

895427
2020-07-03 23:57:53 +0430 +0430

خدا شانس بده
زنگ زد گف شما همونی که گردنبند طلا گردش بود بعدشم یا علی مشهد
واقعا خداشانس بده

4 ❤️

895445
2020-07-04 01:48:42 +0430 +0430

حیف وقت برای این چراندیات

2 ❤️

895449
2020-07-04 01:58:37 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی. کوس

1 ❤️

895462
2020-07-04 04:04:15 +0430 +0430

خسته نباشی عموجانی

1 ❤️

895464
2020-07-04 04:09:25 +0430 +0430

تو نویسنده مزخرفات دو سه شب پیش نیستی؟
از گفتمش نوشتنات معلومه ابله!
به جای دیره هم می نویسی دوره!
وجدانا چی بهت بگم که این ورا پیدات نشه؟
تا اونجا تونستم خودمُ قانع کنم بخونم که نرفته خونه،برگشتین که رویا رو از مدرسه برگردونی!!!
شاشیدم تو تمام رویاهات،تخیلاتت،فانتزی هات،مطالباتت و هر چی داستان نوشتی
بکش بیرون،دکمه ی سیکتیرُ بزن،بکپ زیر پتوت و بمیر


895478
2020-07-04 05:23:54 +0430 +0430

هفته ای
ی کون سه تا کوس

خوب دوست عزیز
هفته ای چند بار کون میدی
چند بار جق میزنی

کسرکش اینا چیه نوشتی

دوتا خواهر جنده هم با ی نفر نیستن
اگه قبول نداری
از مامی جانت و ابجی کوچیکه سوال کن

3 ❤️

895540
2020-07-04 11:18:43 +0430 +0430

اصل داستان:
دخترا 2جنسه بودن و دختره عمدا خواهرشو آورده بود که جفتشون تو رو بکنن.
#شاه_ایکس_طور


895568
2020-07-04 13:28:59 +0430 +0430

عزیز جان کص گفتی
زیادم گفتی
حوصله نداشتم کامل بخونم یکی درمیون تا وسطا خوندم که تو رویاهات وسط ۲ تا دختر بچه خواب بودی
بعدش احتمالا بیدار شدی دیدی خیس کردی خودتو
البته بهترین حالتشو‌گفتم واست

2 ❤️

895582
2020-07-04 14:22:22 +0430 +0430

یه کم دروغ چاشنیش میکردی کافی بود ولی با این جفنگیات زیادی تشریفاتیش کردی بعدا هم رویا تو ۳۵سالگی کردم مدرسه می ره ؟سالمندان؟

1 ❤️

895591
2020-07-04 15:01:59 +0430 +0430

به رامم که هستی.

1 ❤️

895608
2020-07-04 16:37:46 +0430 +0430

مالی نبود همهون اول که از خودت تعریف کردی وگفتی پولدارم حال نکردم پولداری برای خودتی یک بار به زیر دستات کمک کردی دییس

1 ❤️

895611
2020-07-04 16:45:07 +0430 +0430

عجب
خواهران حشري

1 ❤️

895615
2020-07-04 17:54:55 +0430 +0430

کسکش رحلت امام رو تعطیل کردن که بریم راهپیمایی بمالونیم. نه اینکه تو خونه بمونی کس بکنی.
رسوم سکسی رحلت امام رو زیر سوال نبر.

2 ❤️

895623
2020-07-04 18:32:20 +0430 +0430

بقیه خونواده رو هم بکن راحت باش
فقط وقتی فکر میکنی دستتو از تو شلوارت در بیار

1 ❤️

895631
2020-07-04 19:23:48 +0430 +0430

بازهم کیر۱۸سانتی!!!

1 ❤️

895635
2020-07-04 19:43:57 +0430 +0430

Emam khomeini bezane to kamaret

2 ❤️

895638
2020-07-04 19:52:16 +0430 +0430
NA

کصمغز

0 ❤️

895691
2020-07-04 21:13:16 +0430 +0430

كيرم تو تخيلات تخماتيكت كصخل پلشت كصمخ كصميخ كص دست كله كيري كيرم لا لنگاي بابات كيرم تو موهاي بلوندت كيرم تو ماشيناي لوكست كيرم تو مغز جقيت كير همه اعضاي شهواني تو كونت جقول

1 ❤️

895705
2020-07-04 21:23:32 +0430 +0430

زنجیر طلا هنوز گردنته؟ گوشواره و سینه ریز و النگوهاتم میندازی؟
خونه شیک و ماشین شیک و نمایشگاه و موهای مش زده و وووو

آرزو بر جوانان عیب نیست ولی عقده و حسادت و بی جنبه بودن, سرطان شخصیت هست آقابهرام پولدار و مایه دار و خایه دار و کوندار

0 ❤️

895779
2020-07-05 01:20:19 +0430 +0430
NA

تا الان روزی نظر ندادم فقط داستان ها رو خوندم حالا یا خوب بوده یا بد اما به حدی کصشر بود که منی که تمام داستان ها رو تا آخر میخونم که قضاوت کنم در بارشون هر چقدر هم که تخمی باشن وسطای داستان نتونستم ادامه بدم و اومدم بگم کص کش ننویس مگه مجبوری آخه ننویس عزیزم ننویس همون زنجیر طلا تو کونت ننویس.

0 ❤️

895943
2020-07-05 12:21:59 +0430 +0430

ای خدااااااا.الکی نیست ریده شده تو اقتصاد مملکت
.کسور پر شده از یه مشت کونی و جقی.
داستان میخوتی یا طرف کونیه یا جقی بوده جق زده کستان نوشته

0 ❤️

895958
2020-07-05 13:38:37 +0430 +0430

ناموسا چرا همتون پولدارید فقط ما پشمیم ، همتون خوشگلید ما کیری قیافه ایم؟ خخخخ بابا میخوای خالی ببندی یکم پیاز داغشو کم کن

0 ❤️

895974
2020-07-05 15:05:28 +0430 +0430

خاطرات یک جقی

بعنوان یه دختر اصلا نمیتونم درک کنم یه خواهر بزاره رلش ب این راحتی با خواهرش نزدیک بشه
مگ اینکه جنده باشن دخترا

0 ❤️

895993
2020-07-05 17:19:26 +0430 +0430

گفتمش و زهرمار
گفتمش و مرگ
گفتمش و کرونا

0 ❤️

896611
2020-07-07 11:55:39 +0430 +0430

شما رویا رو رسوندید بعد ربع ساعت رفتید دنبااش؟
رویا مگه ناظر آمورش پرورش بود یا معلم.
شایدم کلاسش خلاصه بود.

2 ❤️






Top Bottom