خواهر زن سینه طلای من

    خواهر زن سینه طلای من
    سلام به همه دوستان
    این داستان رو که می نویسم واقعا حقیقت داره و اصلا هم دروغ نیس هر کی دوس داشت باور کنه هر که هم نه به تخمم
    اسم من م هستش 3 ساله عروسی کردم زنم خیلی خوب و محجبه و زیبا هستش وای متاسفانه خواهر زنم زیاد مثل زنم زیبا نیست ولی ورزشکاره و بدن قشنگی داره
    از اول ازدواج و نامزدی ما این خواهر زنم همیشه وقتی منو میدید با یک تاب بود و یک شلوارک که کاملا بنده دید میزدم بعد ایشون زحمت میکشیدند یا یک چادر سر میکرد یا میرفت لباساشو عوض میکرد. من از اولش تو کف این خواهر زنم بودم خیلی دید میزدمش .شبها که خونه مادرزنم میخوابیدیم صبح که همه خواب بودند من میرفتم اتاق خواهر زنم و از پشت در ی نگاهی بهش مینداختم که با شلوارک و همیشه به پشت میخوابید با وزن کمش کون خیلی بزرگی داشت که بعدش میرفتم سر کار .
    یک روزی خونه مادر زن ناهار دعوت بودیم که بنده بعد از کار رفتم اونجا و ناهار رو که خوردیم قرار بود بریم شب مهمونی که من به خانمم گفتم من میرم خونه حموم بعد با ماشین میام که بریم .خواهر زنم که هنوز وارد این جریانات نشده بودیم و اعتماد کامل بهم داشت گفت داداش منم میام که تو فلشم آهنگ بریزم از کامپیوترتون که با من راهی خونه شدیم خواهر زنم تو اتاق دیگه مشغول کامپیوتر بود که من لباسامو دراوردم و حوله را پوشیدم که دیگه اینقد حشرم بالا زده بود نمیدونستم چی کنم که یک لحظه صدام کرد فلش رو ویروس کشی کنم منم سر کیرمو از حوله یکمی دراوردم طوری که اگه توجه میکرد خیلی راحت میتونست ببینه رفتم اون اتاق ولی دست و پام داشت میلرزید از ترس یکم کار کردم و بعد چند دقیقه یهو حواسش شد که منم خودمو زدم به کوچه ... دیدم هی نگاه میکنه و سرشو برمیگردونه . بالاخره رفتم حموم و خودمو خالی کردم و زود درومدم دیدم هنوز سر سیستم هستش دیگه طاقت نداشتم دل رو زدم دریا لباسامو پوشیدم و رفتم پیشش سر شوخی رو باهاش باز کردم ولی چون سنش زیاد نبود و تا بحال از این کارها نکرده بود زیاد تو این حال و احوال ها نبود از پشت بغلش میکردم به بهونه قلقلک دادم دست به سینه هاش میزدم (بخدا سینهاش خیلی قشنگه واقعا جفتشو تو دنیا ندیدم اینهمه تو مجردی دختر گاییدم ولی مثل سینه های خواهر زن جایی ندیدم )دیگه دل رو به دریا زدم و از روی صندلی آوردمش پایین و خوابوندمش رو زمین بعد دستمو از روی مانتوش بردم تو و سوتینشو زدم کنار یکمی مقاومت کرد ولی نمی فهمیدم دوس داشت یا اصلا چیزی حالیش نبود . سینه هاشو ندیده بودم مانتوشو با زور باز کردم و سینه هاشو آوردم بیرون و یکم مالیدم و اون هم چشاشو بسته بود و هیچی نمی گفت کارمو کردم و قسمش دادم که به کسی چیزی نگه .
    بعد رفت خونشون منم چند دقیقه دیگه رفتم خونه مادر زنم دیدم اصلا رفتارش باهام عوض نشده و خیلی هم خوب شدیم دیگه بدتر شدم
    روزهای بعد وقتی تنها گیرش میاوردم سینه هاشو دست میزدم یا بوسش میکردم اونم کارش شده بود وقتی تنها میشدیم سریع فرار میکرد میرفت جایی که جمع نشسته باشن .
    دو بار اومد خونمون خوابید تو اتاق دیگه خیلی حشری بودم تا صبح خواب نداشتم صبح ساعت 6 داشتم میرفتم سر کار رفتم اون اتاق بدون سرو صدا سینه ها شو که گرفتم از خواب بیدار شد (خواهر زنم ی خوبی داره فقط خودش از خودش دفاع میکنه و کسی رو صدا نمیکنه یا نمیره بگه ) به زور و بدون سر و صدا شلوارشو تا نصفه کشیدم پایین و یکم مالوندمش بعد رفتم سر کار .با این کارم یکم با هم بد شدیم .
    روز موعود فرا رسید ی روز ظهر خونه مادر زن ناهار بودیم دقیقا روز جمعه بود که بنده بعد ناهار رفتم تو اتاق خوابیدم که ساعت 16 خانمم اومد گفت ما میریم خیاطی ،من نیم ساعت دیگه بیدار شدم فکر میکردم هیشکی خونه نیست و اومد پذیرایی دیدم خواهر زنم رو مبل دراز کشیده و فیلم میبینه خودمو زدم به اون راه که من با تو کاری ندارم دیدم خودشم میلی نداره بره روسری بپوشه و با تاب راحت خوابیده افتادم جونش یکمی مقاومت کرد به زور سینه هاشو خوردم مثل همیشه دوباره چشاشو. بست و هیچ عکس العملی نشون نداد اومدم شلوارشو بکشم پایین دیدم ناراحت شد و خیلی مقاموت کرد بهش گفتم اگه اجازه بدی دیگه هیچ کاری باهات ندارم دیدم آروم شد شلوارشو کشیدم پایین وای وای جای من بودید سکته میکردید باورم نمی شد
    کونشو تفی کردم و انگار به 10 نفر تا بحال داده یا اینکه من ترسیده بودم و کیرم زیاد بلند نشده بود گذاشتم توش اون هم سرشو گذاشته بود رو مبل و گریه میکرد تلمبه میزدم و کسش رو میمالیدم اینقد زدم تا آبم اومد که ریختم تو کنش بعدش رفتم دستشویی دیدم اونم با دستمال خودشو پاک کرد و رفت اتاق خواب و در رو بست و شروع کرد به فحش دادم
    اومدم بیرون خیلی ترسیده بودم که ی روز نره به خانمم خبر بده یعنی هی پیش خودم میگفتم خدایا توبه .بالاخره گذشت و هیچی نگفت هر موقع که تنها میشدیم یا دید میزدم یا سینه هاشو دست میزدم از اون روز به بعد دیگه نتونستم بکنمش چون خیلی قاتی میکرد و احتمال اینکه به خانمم بگه خیلی زیاد بود برای همین فقط لباشو میخوردم و سینه هاشو دست میزدم یبارم چون کلید داشتم خونه تنها بود رفتم خونه دیدم در اتاق قفله بهش زنگ زدم گفتم دفترچه من تو اتاقه بذار بیرون من دارم میام ببرمش گفت من حمومم که بهش دلگرمی دادم و گفتم بذار بیرون و در رو دوباره قفل کن تا من بیام منم پشت در بودم دیدم از حموم درومد و حوله رو پیچید به خودش و همین که در رو باز کرد پریدم تو دیگه نتونست کاری کنه وای دوباره خواهر زن لخت و من تنها شدیم سینه هاشو خوردم و کسشو مالیدمو ولی به زور خواستم بکنمش نذاشت و سگ شد گفت خبر میدم و منم ترسیدم .
    از اون ماجراها دو سال میگذره و بیشتر اوقات تنها گیرش بیارم به زور باهاش حال میکنم ولی اصلا نمیذاره بکنمش .
    دیگه این روزها که یکم یزرگ شده خیلی ازش میترسم که بره به همه بگه بخاطر همین مثل کس خول ها مثلا که من تورو ندیدم هر جا باشیم تو اتاق باشم و ببینم که داره میاد الکی به بهانه درست کردن پیراهنم که بزنم زیر شلوارم ،شلوارمو میکشم پایین و وارد که میشه من اصلا بالا نمیکشم و اون هم ی لحظه چشمش به کیرم می افته و سریع میره بیرون .
    دوستان خواهشا بعد از خوندن این داستان فحش ندید بخدا قسم تمامش واقعیته هیچیش دروغ نیست فقط تورو خدا ی مشورت درست بهم بدید من مادر زنم زن جوانیه و خیلی عالی و بیسته و اصلا دیونشم به نظر شما اگه ی روزی ازش بخوام که با هم حال کنیم قبول میکنه یا آبرومو میبره ؟
    در مورد خواهر زنم چطور چه روشهایی دارید که بدون اینکه خودم وارد عمل بشم اینقد تو این فازها بیارمش تا خودش کرم بریزه و راحت بیاد طرفم ؟


    نوشته: m

  • 4

  • 40




  • نظرات:
    •   امیر_آراد
    • 3 ماه
      • 0

    • کیرم تو کوس زنت و خاندانش ???


    •   jokerrrHOT
    • 3 ماه
      • 1

    • کسکشی بیش نیستی با این کسشعر گفتنت.مطمئنی پدر زن برادر زنت کونت نزاشتن اشتباه نوشتی


    •   mmandanaa
    • 3 ماه
      • 4

    • زنت محجبه و زیبا و فلان و بهمان بوده و بعد خواهر زنت جلو تو تاپ شلوارک می پوشیده ؟! درسته کسشر گفتن کنتور نمیندازه ولی کمتر کس بگو !! ینی ادمین این داستانای کسشعر شما رو تایید نکنه روزش شب نمیشه !!
      دیس لایک & فاک


    •   shagholoom
    • 3 ماه
      • 0

    • تو که نظر مخاطبین سایت به تخمته اصلا چه لزومی داره این اراجیف تخمی تر از خودتو نشر بدی؟


    •   3ko3
    • 3 ماه
      • 1

    • اگه واقعیت داشته باشه خیلی پوفیوزی
      کسمغز اگه باجناقت به زور خانومت و بکنه خوبه
      یا اگه از خودت گفتی خیلی آشغالی
      حالا بگو به تخمم ولی تو کونی


    •   lovely_grl
    • 3 ماه
      • 4

    • این خیلی بده ک آدم‌ب خواهر زنش همپین دیدگاهی داشته باشه البته امیدوارم‌تراوشات ذهن مفلوکت باشه ولی کلا نمیپذریم این تم رو


    •   esiiishahi30cm
    • 3 ماه
      • 6

    • من به هیچ داستانی نظر نمیدم بجز اینکه داستان ش خاص باشه ... ولی امشب تورو آدم خاص دیدم و می خوام بکنمت .
      اول از اینکه به کیرم که (م ) هستی اسکول دومآ تو بچه کونی رو باید به زور توی کونت کرد که بفهمی بهش میگن تجاوز حالا می خواد طرف جنده پولی باشه یا مثل خواهرزن ت پاک
      تو خواهر جنده چون هم خواهرت و هم مادرت کوس هستن فکر می کنی دیگران هم مثل اونان ... با این روال پیش بری زن باحجابت رو هم جنده میکنی می فرستی دور فلکه های ورودی و خروجی شهرتون .....
      سیکتیر .... دفعه بعد اینجاها پیدات نشه حرومزاده ....


    •   mahdidl698547
    • 3 ماه
      • 0

    • حالا این نویسنده کصش خله چرا خونتونو کثیف می کنین دیوثا


    •   Hamidarakii
    • 3 ماه
      • 0

    • تف به شرف نداشتت بی شرف... بیش ازین لایقت نیست.. گ


    •   Sakopako
    • 3 ماه
      • 0

    • خاک دشت لوت بر سر نفهمت.


    •   معلق
    • 3 ماه
      • 0

    • ساعت ۱۶ (dash)


    •   Mr.Mostafa.bu
    • 3 ماه
      • 0

    • ریدم قبر ننت ?


    •   Artemisi
    • 3 ماه
      • 1

    • واقعا مشکل روانی داری


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 ماه
      • 0

    • خاک حمال


    •   Mhm132
    • 3 ماه
      • 0

    • عجب (hypnotized)


    •   Mamdali0102
    • 3 ماه
      • 4

    • شیر نجسی که مادر جیندت ریخته تو شیکمت رو سگ گااایییییید ولد حرااااااام ، تو خر کی باشی به خواننده بگی ب تخممم الاااااااغ ؟؟
      خواهر خراب ، قواااااات مگه تو لای پات چیزی داری مادر به خطاااااا
      ببیییییین نجسی و من هیچوق نجسی نمیگاااااام بخاطر همین مرده ی زیر خاکتو زنده ی روی خاکتو سگگگ گایییید


    •   parhaamesf
    • 3 ماه
      • 0

    • زارت دوم


    •   ماینر
    • 3 ماه
      • 5

    • جناب esiiishahi30comشما که معتقدی این حیوان به خواهرزنش تجاوزمیکنه والبته حرفت هم درسته!خواستم بگم خود شما با اون عکسی ک گزاشتی پروفایلت داری ب حریم خصوصی دیگران تجاوزمیکنی.مثلا من بشدت حالم بدمیشه وقتی میبینم کسی عکس الت چندشش رو توتمام تاپیکا یاپروفایلش به نمایش میزاره ک بقیه مخاطبین ناخواسته چشمشون ب اون عکس بیفته!بعدشم میخای با عکس التت مخ بزنی حداقل تو تاپیک شخصی خودت بزار نه اینکه زیرهرتاپیکی تو وامثال تو ازاللتون عکس میزارین و اوج بی شعوریتون روبه نمایش میزارین!من اگه ادمین این سایت بودم سطح سایت رو ازاین ابتذال گسترده به یک سایت سکسی با کلاس تغییرمیدادم.


    •   ممدپالیس
    • 3 ماه
      • 0

    • عن تیلیت.


    •   تروتازه
    • 3 ماه
      • 1

    • خاک بر سر فکر مریضت ،ماشین ۱۸چرخ تو کونت کوسکش دیوث کیرم تو کوس زن محجبت.


    •   تروتازه
    • 3 ماه
      • 0

    • خاک بر سر فکر مریضت ،ماشین ۱۸چرخ تو کونت کوسکش دیوث کیرم تو کوس زن محجبت.


    •   hessihs
    • 3 ماه
      • 2

    • نخوندم،چرا تمام داستان نویسا(کصشعر نویسا) اسرار بر این دارن ک داستانشون کاملا حقیقت داره؟ و شمایی ک نظر بقیه برات مهم نیست من این حرکتتو اینجور برداشت میکنم ک تو یه ملجوقی و تو کف خواهر زنت هستی و با این کارت فقط میخوای به فانتزیت برسی و خودتو خالی کنی...


    •   NecroNomicon
    • 3 ماه
      • 1

    • دوست عزیز شما یه کس خل به تمام عیاری


    •   ARAD_SM
    • 3 ماه
      • 0

    • اورین باهمین فرمون بروجلوهمشونوبکن پدرزنتم بکن برادرزنوهمروبکن اورین
      فانتزیای قشنگی داری باریکلافقط کم بزن زودانزالی نگیری


    •   ناصر39
    • 3 ماه
      • 0

    • بازهم توهمات ناشی از جنس ناخالص


    •   emperatuor
    • 3 ماه
      • 0

    • سیکتیر بابا این چرت و پرتا چیه


    •   qasem66
    • 3 ماه
      • 1

    • بیماری
      برو پیش روانشناس


    •   dalghak_shab
    • 3 ماه
      • 0

    • چرا اینقدر بینااااااموسید اصلا میدونی ناموس چیه؟؟؟ملجوق خارکسده مادر کاباره ای مادر رقاصه نن جنده


    •   بهروزجان
    • 3 ماه
      • 0

    • نگفتی خواهر زنت چند سالشه..معلومه سنش خیلی کمه... دنیاشو خراب کردی... از طرف شیطان (دمت گرم)


    •   محسن زبلل
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • بیا زن ممه برنزیت رو بردارو ببر


    •   royaei
    • 2 ماه،4 هفته
      • 7

    • تو میدونی که این کارت تجاوزه ؟
      تو از دله خواهر زنت خبر داری که توش چه خبره ؟
      تو میدونی شاید خواهر زنت بخاطر زندگی خواهرش از این تجاوز تو چشم پوشی میکنه ؟
      تو میدونی او چه زجری داره میکشه ؟
      تو میدونی این تجاوزهای تو چه اثراتی تو روح و روان خواهر زنت میزاره و تا آخر عمر یادش نمیره ؟
      نه نمیدونی چون شاید طعم تجاوز رو نچشیدی ؛
      یکم فکر کن به این کارهایی که میکنی ؛
      یه لحظه زن و یا خواهر و یا مادرت رو جای اون تصور کن که باهاشون همچین کارهایی انجام بشه بعد قضاوت کن ؛
      متاسفم برات ؛
      موفق باشی


    •   M.bay
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • اولا کیرم تو ذات حیوون که طرف فراری بوده به زور دهنش رو سرویس کردی بهدشم کیرم توت که اینقدر بنده بنده نکنی


    •   Nadly64
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • اولا که نگفتی خواهرزنت چن سالشه ولی از کسخولی اون احتمالانوجوونه وگرنه اونیکه میگذاره ممه و کون رو ازآن خودت کنی دیگه میخاد چیو به زنت بگه؟بعدشم زن تو مگه چن سالشه که مادر زنت هنوز جوونه؟میخای با مادرزنتم حال کنی؟تو که بلدی چطور خواهرزنتو حشری کنی بلد نیستی مادرزنو؟تومگه بار اول به خواهرزنت گفتی که دوس داره حال کنی باهاش یانه؟توکون خواهرزنت گذاشتی باهاش حموم رفتی بعد هنوز شک داری که تو این فازا رفته یانه؟
      بعد قسم میخوری داستانت راسته؟همون داستان به اصطلاح راستت،راسته تو کونت بره


    •   30parham30
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت الاغ


    •   Offman6398
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • تمساح توو کص،ناموست خمیازه بکشه با این دروغت


    •   Mj6633
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • کوسکش جقی خوبه قیافه نداشته وگرنه خودزنی میکردی کیرم تو اون مغز مریضت بدبخت زنت نرفته بوده خیاطی رفته بوده کوس بده کونی حرومی حالم از آدمایی مثل تو بهم میخوره باید ببندنت به درخت بدن خر کونت بزاره کونی خان تو یعنی برا زنت خرید نکردی بفهمی تاپه اونی که میپوشن نه تاب تاب توی پارکه عمه ننه


    •   Kos_Namak
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • کس خواهر و مادرت کس.کش مادر.جند.ه مادر.سگ


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • با این همه دیسلایک که کردن تو کونت نظر بچه رو فهمیدی


      ساعت ۱۶ ؟؟!!!
      خره ساعت ۱۶ اخبار میگه تلویزیون


    •   mfm_tabriz
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • روانی بیش نیستی


    •   کوسلیس۲۰
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • تجاوز کردی


    •   Arazgh
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • منم دوست دارم خواهر زنمو بکنم البته همه دوست دارن ولی گناه بزرگیه نکن عمو نکن


    •   ali201820
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • متجاوز


    •   درون
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • گاوی تو


    •   بهـــرام
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • آخه بی‌ناموس تو که دیگه زن داری چه مرگته ...؟
      تازه راهنمایی و مشورتم میخوای کله کیری


    •   darya54
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • پناه بر خدا.فحش نمیدیم.اما جل الخالق به این شهوت!!!
      به زور به یه دختر نوجوون ،با درد و اشک تجاوز کردین
      در صورتی که به گفته خودتون زن زیبایی هم دارین.بعد حالا از اون دختر که سیر نشدین تازه تو کف مادرزنتون هم‌ هستین؟؟!!!
      پناه بر خدا.توروخدا به یه روانشناس مراجعه کنین
      شما خیلی خطرناکین.
      دو روز دیگه بچه دار بشین و بچه اتونم دختر باشه به اونم رحم نمیکنین.


    •   Pr_1266
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • حرومزاده متجاوز


    •   sifon man
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای بی شرف


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو